تبليغاتX
ایران قلب من, پاینده ایران
سلام
فرا رسيدن نوروز 1385 بر همگان مبارک باد.اميدوارم امسال سال بهترين ها براي ايرانيان و ايران باشد

+ نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384 و ساعت 21:17 |
اين مطلب را از نظرات يک وبلاگ برداشتم.اسم اين وبلاگ در پيوند هاي روزانه هست..
• گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)
• باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)
• اگركسي اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب)
• وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)
• متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)
• بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )
• اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه

سال نو شما مبارک باشد.

يک سوال داشتم چرا در اين چند ساله نزديک هر عيد يک اتفاق بسيار ناگوار رخ مي دهد؟ سقور هواپيما فوت يک شخصيت مهم و امسال اين واقعه درد ناک کشتار مردم و مسافران در جاده زابل زاهدان
چه ربطي بين اين اتفاقات است و چه کساني با چه منظوري اين کار را انجام مي دهند؟
+ نوشته شده توسط داورپناه در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384 و ساعت 12:36 |
سلام
آقا آرش فکر نمی کنم الزاما کسانی که مثل شما فکر می کنند به ایران فکر می کنند یا برای ایران فکر می کنند من پیرو کسانی هستم که در عمل و نه در مقام شعر و شاعری برای ایران عمل کردند.نام آرش بزرگ است اما نام بسیار گمنامان دیگر هم بزرگ و بزرگتر که در زمانی واقعی و نه در اساطیر ایرانیان برای ایران جان فدا کردند.
تصور هم نمی کنم با اهانت به فرد با افرادی بتوان به جایگاهی رسد مگر قرار گرفتن در جایگاه تنفر اندیشه های مخالف .معقول بنویسید و بدانید با حرفهای روشنفکرانه راه به جایی نمی توان برد.
+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 و ساعت 19:21 |
یکی از چیز هایی که در وبلاگها دیده می شود نظرات بسیار مزخرف و تکراری از این قبیل است:

سلام خوبی وبلاگ قشنگی داری ُیک سری به من بزن خوشحال می شم

سلام وبلاگ خوبی داری یک سری به من بزن

سلام.........یک سری به من بزن و            .......

نمی شود به جای دعوت تکراری متن وبلاگ را بخوانید و نظر خود را صادقانه در مورد مطالب بنویسید تا نویسنده وبلاگ احساس بهتری پیدا کند و متوجه شود  کمی به نوشته او توجه شده است.این را نه به خاطر خودم بلکه به خاطر ارتقای وبلاگ نویسی می گویم.مطمئن باشید اگر درست بنویسید و خوب بیننده های وبلاگتان سیر صعودی خواهد داشت.خدانگهدار.

+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 و ساعت 13:2 |
شيطنت دوباره سي ان ان

جمعه 26 اسفند 1384  - IRIB

شبكه خبري سي ان ان در اقدامي شيطنت آميز در يكي از برنامه‌هاي خود نام خليج فارس را تحريف و از نام جعلي خليج عربي استفاده كرد .

تلويزيون سي ان ان در بخش خبري ساعت 23 چهارشنبه شب در خبر مربوط به سقوط شاخص سهام در كشورهاي عربي حوزه خليج فارس اقدام به استفاده از نام جعلي خليج عربي كرد.

در اين بخش خبري جدول مربوط به شاخص سهام در دوبي , عربستان و كويت نشان داده شد در حالي كه در بالاي آن عنوان بازارهاي مالي خليج عربي درج شده بود .

از ایران مانیا

 

+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 و ساعت 4:48 |
داشتم نیازمندیهای دانشگاههای کشور به نیروی علمی را چک می کردم.آماری بود مربوط به وزارت علوم که چه رشته هایی دارند چه تعداد مدرس در چه مراتب علمی دارند و چه میزان نیاز دارند و دانشگاه چقدر متقاضی نیروی علمی جدید است به آماری بسیار جالب برخوردم .در حالی که در رشته خودم زیست شناسی مطمئنم  تمام دانشگاههای کشور نیاز به نیروی علمی دارند و با هر دانشجویی که صحبت کنی از کمبود نیروی علمی و استاد در زمینه درس یا دروس خاصی می گوید ولی گویا وزارت یا دانشگاهها تشخیص داده اند که یک یا ۲ نفر تمام دروس را بگیرند و از صبح تا شب درس بدهند .مهم نیست چند دانشجوی کارشناسی ُ ارشد و دکتر ا دارند .به هر حال با یک دو نفر هم می توان رفع تکلیف کرد! حالا این که این فرد یا افراد چند ساعت وقت مطالعه دارند چطور به تحقیق برسند(البته اگر بودجه و امکاناتی  فراهم باشد) و.... مهم نیست .جالبتر این که در بیشتر  مواردی که وزارت اعلام کرده بود این دانشگاه نیاز به نیرو دارد ُتقاضای دانشگاه در این زمینه صفر اعلام شده بود.در مواردی حتی با داشتن یک مربی (کارشناس ارشدی که استخدام رسمی شده ) اعلام نیاز صفر یا حتی منفی بود.از همه جالبتر نیاز منفی پیام نور به عضو هیات علمی بود در حالی که طبق قانون خودشان هر مرکز در هر رشته تحصیلی باید دست کم ۲ عضو هیات علمی بگیرد و همه می دانیم که فعلا پیام نور با کارشناس اشد های حق التدریس یا حق التدریس های مدعو روزگارش می گذرد.

با این حساب که دانشگاههای کشور نیرو لازم ندارند!!! و مراکز پژوهشی هم حسابشان روشن است  فقط یک چیز به ذهن می رسد آنهایی که خارج از کشورند همانجا بمانند و بر نگردند که باید در ایران بیکار ول بگردند و  آنهایی هم که دارند در ایران درس می خوانند اگر دستشان می رسد فکری کنند و بار و بندیلشان را ببندند و بروند که جایی برایشان نیست.آنهایی هم که نمی توانند یک جوری آشنایی کس و کاری پیدا کنند تا شاید گره از کارشان به دست بندگان خدا باز شود .

شاید بگویید این حرفها نیست .بله شاید در کلیت نظام از این حرفها نباشد ولی همین که کسی در یک دانشگاه با مرکز جا می گیرد از ترس ورود نیروهای جدید و به ویژه جوان سعی می کند به لطایف الحیل ورود آنها را محدود کند .در حالی که شما اگر به سایت دانشگاههای خارجی سری بزنید می بینید یک سر گروه  با سابقه درخشان در هر رشته است و جندین نفر دارای دکترا و کارشناسی ارشد زیر دست او یا بهتر است بگویم با مدیریت علمی او کار می کنند و هر کدام جایگاه خود را بسته به سابقه علمی خود در تدریس و پژوهش دارند .حالا در دانشگاههای ما هر کس یک دکترا می گیرد  و استخدام می شود دیگر خدا را بنده نیست یا می خواهد بقیه را به زور زیر دست خودش نگه دارد دیگر مهم نیست قدیمی است یا جدید.از نظر علمی چه شانی دارد (وقتی می گویم از نظر علمی این نوشابه باز کردنها را به افتخار همدیگر را نمی گویم استاندارد های جهانی را می گویم و این که این فرد تا به حال چه گرهی از کار این مملکت را باز کرده است)و ...

گویا باید در هر زمینه مثل انرژی هسته ای به ما فشار بیاورند تا ما دست از این لج و لجبازی با هم برداریم و اولویت را به نیرو های فعال و کاری و خوش فکر(پیر و جوانش مهم نیست)  وفادار به کشور بدهیم.ان شا الله که این طور نباشد

+ نوشته شده توسط داورپناه در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 و ساعت 5:55 |
گاهی دلت می خواهد یک طورایی باشد یعنی خودت هم نمی دانی چه جوری است یک طوری است.اصلا می مانی که چه می خواهد  یا خودت چی می خواهی .گاهی هم وبال گردنت می شود دنبالش بروی یک طوری اذیت می شوی نروی طوری  دیگر  این هم حکایتی است که با خودت داری و نمی دانی چطور آن را بنویسی
+ نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384 و ساعت 8:41 |

این مطلب را دیدم بد نیست من هم تکرار کنم تا فقط گوشزدی باشد برای خواب خر گوشی ها که زیاد خوش خیال نباشند.نظر شخصی من این است در مورد کسانی که حرف از تجزیه ایران به هر نوع می زند کوچکترین رحمی جایز نیست و نباید برای برخورد با آنها هیچ گونه معیار انسانی و اسلامی را مد نظر قرار داد و حتی نسل این گونه افراد را برای همیشه منقطع کرد به هر گونه که ممکن باشد.کسانی که دشمن ایرانند دشمن انسانیت و فرهنگ بشری هم هستند چرا که ایران برگزیده فرهنگی و تمدنی است.این را من می فهمم که در شرق آسیا با چینی و ژاپنی و کره ایی و ...  برخورد دارم.واقعا مردمانی ناچیز از بعد تمدنی هستند.غربیها را هم زیاد اینجا می بینم.اینها هم زیاد فرقی دارند.سگ زرد برادر شغال است.اینجا برای این که دانشجویانشان دستشان را پیش از غذا بشورند به آنها جایزه می دهند.سیگار کشیدن و آب دهان انداختن و حتی نوع غذا خوردنشان برتری فرهنگی ما را نشان می دهد.حتی حالا که می بینند ما صبحانه چه چیزی می خوریم دیدند دانشجویان دیگر تمایلی برای خوردن غذای کره ای ندارند  صبحانه ما را قطع کردند و حالا مجبوریم مثل آنها غذا بخوریم.این فقط کوچکترین چیزی بود که مثال زدم.نحوه لباس پوشیدن و ..... را که اگر در نظر بگیریم که واویلا می شود.اینها این چیز هایی که دارند زیاد قابل توجه نیست و ما در کوتاهترین زمان می توانیم بهتر از آن را داشته باشیم حتی با وجود همه این محدودیتها .بگذریم دشمنان ایران را باید به هر روشی که برای ایران بهتر است برای همیشه حذف کرد.خلاصه کلام.

 

 

نگاهي گذرا به طرح‌هاي استراتژيک جهان غرب از يکصد سال گذشته تاکنون در قبال سرزميني که کشور ما را نيز احاطه کرده است، ملت ايران را در برابر مسئوليتي بزرگ و تاريخي قرار مي‌دهد. در اين نوشتار، با اشاره به طرح‌هاي مذکور از طرح «تصرف هارتلند» تا طرح «تجزيه ايران»، روشن مي‌گردد که حالت هجومي قدرت‌هاي غربي نسبت به منطقه و کشور ما در عصر حاضر، امري مقطعي و خلق‌الساعه نبوده، بلکه بر مبناي استراتژي‌هاي پيچيده و حساب شده استوار گرديده است.

طرح تصرف «هارتلند»
«سر مکيندر» جغرافيدان بريتانيايي در سال 1904 ميلادي، نظريه تصرف «قلب جهان» (Heart Land) را مطرح کرد. ديدگاه‌هاي وي در کتاب‌هاي «محور جغرافيايي تاريخ» و «حقيقت و آرمان‌هاي دمکراتيک» تبيين گرديده است. او سه قاره آسيا، اروپا و آفريقا را «جزيره جهاني» (World Island) نامگذاري کرد و محور مرکزي اين جزيره جهاني را به عنوان «هارتلند» (قلب جهان) ناميد. از ديدگاه اين جغرافيدان، «هارتلند» عبارت است از منطقه گسترده اي که از شرق به سيبري غربي؛ و از غرب به رودخانه «ولگا» در روسيه؛ و از شمال به اقيانوس منجمد شمالي؛ و از جنوب به ارتفاعات هيماليا و ارتفاعات ايران و ارتفاعات مغولستان محدود مي گردد. «سر مکيندر» پس از چندي، دامنه غربي «هارتلند» را تا حدود کشورهاي اروپاي شرقي توسعه داد. بر اين اساس، «قلب جهان» منطقه وسيعي است که شامل بخش بزرگي از ايران، افغانستان، آسياي ميانه و بخش مهمي از روسيه مي شود و درياي خزر در ميان آن جاي دارد.

وي در سال 1919 اعلام داشت: «هر قدرتي که بر اروپاي شرقي دست يابد، بر «هارتلند» تسلط مي يابد، و هرکس بر هارتلند (قلب زمين) تسلط يابد، بر «جزيره جهاني» حاکم خواهد شد؛ و هرکس بر جزيره جهاني حاکم شود، فرمانرواي همه جهان خواهد بود».

طرح «تصرف هارتلند» در يکصد سال گذشته مدّ نظر استراتژيست‌هاي کشورهاي غربي و قدرتهاي بزرگ در مغرب زمين بوده است. پس از تولّد سه ايدئولوژي از درون حرکت مدرنيسم غربي (يعني: ناسيوناليسم، سوسياليسم و ليبراليسم)، هريک از حوزه هاي ايدئولوژيک مذکور در برهه‌اي از زمان با الهام از طرح «هارتلند» براي تصرف «قلب زمين» خيز برداشته‌اند و دو بلوک اول و دوم در تأمين کامل هدف ياد شده ناکام گرديده‌اند و بلوک سوم در حال تجربه کردن تصرف کامل آن برآمده است. و اينک توضيح مطلب: در جريان جنگ جهاني، ارتش مغرور نازي به رهبري هيتلر که نمايندگي «ناسيوناليسم» را بر عهده داشت، پس از تصرف بخش عمده اروپا، به منظور تصرف «قلب جهان» به روسيه لشکر کشي کرد ولي با مقاومت حريفان قدرتمندش، طعم تلخ شکست را چشيد و بدينسان، ارتش آلمان در سال 1946 با تحمل ناکامي از آن سرزمين باز گشت و سقوط هولناک ايدئولوژي «ناسيوناليسم» و حکومت هيتلر را به تماشا نشست.

در سال 1979 ارتش سرخ اتحاد جماهير شوروي که نمايندگي «سوسياليسم» را بر عهده داشت، به منظور تکميل و توسعه تسلط خود بر «هارتلند» به افغانستان که در اين حوزه قرار دارد و داراي ارزش خاص استراتژيک است لشکر کشي نمود؛ ولي با مقاومت حريف همزاد خويش يعني جهان غرب که نمايندگي «ليبراليسم» را بر عهده داشت با همکاري «کمربند سبز اسلامي» زمين گير شد و در فاصله سالهاي 1988 و 1989 مجبور به عقب نشيني از افغانستان شد. اتحاد جماهير شوروي دو سال پس از اين حادثه، در سال 1991 سقوط کرد و امپراطوري «سوسياليسم» متلاشي گرديد.

اينک بخشي از جهان غرب به عنوان مظهرايدئولوژي «ليبرال دموکراسي» يکّه تاز ميدان شده و در پناه قدرت و ثروت هنگفت خود و پس از شکست دادن دو حريف همزاد خويش، در صدد برآمده است تا سيطره خود را بر «هارتلند» به عنوان کليد فتح جهان، به کمال برساند.

طرح تجزيه ايران
در پرتو آنچه گذشت، راز طمع ورزيدن تنها بلوک بازمانده از سه حوزه ايدئولوژيک غرب نسبت به کشور بزرگ ايران به خوبي روشن مي گردد. اين سرزمين پهناور علاوه بر اينکه بخش مهمي از «قلب جهان» را تشکيل مي‌دهد، داراي ويژگيهاي منحصر به فردي است که بر طمعکاري قدرتهاي سرمست در عصر حاضر افزوده است. بر مبناي يک نظر کارشناسي، کشور ايران با شش حوزه ژئوپوليتيکي به شرح ذيل ارتباطي تنگاتنگ دارد:

1ـ حوزه قفقاز و آناتولى (ايران، ارمنستان، گرجستان و روسيه)
2ـ حوزه درياى خزر (ايران، تركمنستان، قزاقستان، روسيه و آذربايجان)
3ـ حوزه فلات ايران (ايران، پاكستان و افغانستان)
4ـ حوزه آسياى مركزى (ايران، تركمنستان، قزاقستان، ازبكستان، قرقيزستان و تاجيكستان)
5ـ حوزه درياى عمان و اقيانوس هند (ايران، پاكستان، هند، عمان و امارات متحده عربى)
6ـ حوزه خليج فارس (ايران، عراق، كويت، عربستان، امارات متحده عربى، قطر، بحرين و عمان).

با توجه به نقش کليدي ايران در امر سيطره بر «قلب جهان»، چشم طمع داشتن قدرت‌هاي بزرگ به اين سرزمين زرخيز امري آشکار است. اما آنچه بر نگراني صاحبنظران افزوده است، ديدگاه جديدي است که قدرت‌هاي مذکور براي عملياتي کردن طرح تسلط بر «قلب جهان» از طريق «تجزيه ايران» اتخاذ کرده‌اند. در اينجا به عنوان مثال، سه نمونه از گزارشاتي را که از طريق رسانه ها منتشر گريده از نظر شما مي‌گذرانيم:

1. در سند اول که در انگلستان به تاريخ 24 فوريه 2006 پيرامون گزارش روزنامه «فايننشال‌تايمز» منتشر گرديده با اشاره به پژوهشهاي بخشي از نيروهاي غربي چنين مي‌خوانيم:
«اين تحقيقات با افزايش نا آرامي‌هاي قومي و مذهبي در عراق همزمان است و به نوشته اين روزنامه، هدف از اين تحقيق، بررسي نقش اختلافات قومي در تجزيه احتمالي ايران است.

«فايننشال‌تايمز» با اشاره به قوي بودن هويت ملي در ايران مي‌گويد، «روابط قومي در اين کشور به خاطر تنوع قوميت‌ها و زبان‌هاي مختلف پيچيده تر از عراق است».

2. در گزارش دوم، ضمن بيان ديدگاه «ميشل شوسودفسکي» مدير مرکز تحقيقات جهاني سازي و استاد اقتصاد در دانشگاه اتاوا در کانادا چنين مي‌خوانيم:

« ... اما چرا مسوولان ايراني ظرفيت توسعه اقتصادي آمريكا را در قالب توسعه نظامي گري به خوبي مورد شناسايي قرار نداده‌اند و وارد معركه‌اي شده‌اند كه نتيجه آن به شرح زير است:
1. رشد مجتمع‌هاي نظامي و صنعتي آمريکا در قالب توسعه نوين اقتصادي.
2. آزمايش سلاح‌هاي جديد در مصاف با ايران.

3. تسلط بر اقتصاد خاور ميانه و اقتصاد کشورهاي آسياي شرقي و تسلط بر انرژي آسياي ميانه و خليج فارس.
4. فرا رفتن وضعيت ايران از اپوزيسيون قانوني داخلي و فراهم شدن ايفاي نقش براي اپوزيسيون بر انداز خارجي.
5. فعال شدن محوريت تجزيه طلبي با محوريت قومي، عقيدتي.

3. در گزارش سوم چنين آمده است:
در تير ماه سال 1383 كنفرانسى تحت عنوان «ايران، زمان روى آوردن به نگرشى تازه» توسط شوراى سياست خارجى ايالات متحده در واشنگتن و با حضور بيش از 300 نفر از نظريه‌پردازان و استادان برجسته علوم سياسى برگزار شد. در اين كنفرانس قرائت گزارش شوراى روابط خارجى در مورد نحوه مواجهه با ايران به عنوان مهمترين بخش كنفرانس مورد توجه محافل سياسى و رسانه‌هاى بين‌المللى قرار گرفت. گزارشى كه با مديريت و نظارت «برژينسكى» و «رابرت گيتس» تهيه شده بود.

در اين کنفرانس، ويژگي‌هاي منحصر به فرد ايران در منطقه بيان گرديده و به منابع سرشار نفت و گاز آن به شرح ذيل اشاره شده است:

مواهب عظيم طبيعى ايران كه تقريبا 11 درصد ذخاير نفتى جهان را در خود جاى داده و دومين منبع بزرگ گاز جهانى است ايران را به بازيگرى با نقش غير قابل انكار در عرصه اقتصاد جهان تبديل كرده است.

تهيه‌كنندگان اين گزارش در نتيجه گيرى مباحث ارايه شده در اين گزارش يادآور مى شوند: ما در برابر ايران دو راه بيشتر در پيش روى نداريم:
1ـ تغيير حكومت با جنگ سخت
2ـ راهبرد جنگ نرم همراه با تعامل درگيرى تماس محتاطانه و گزينشى و اتخاذ سياست تشويق و تهديد راهبردى كه اصول آن در طرح فروپاشى شوروى تعريف و تجربه شده است كه برخى از آن محورها توسط «زوگانف» رئيس مجلس روسيه «سرگئى بابورين» معاون رئيس مجلس «تيخونف» نماينده دوما «ايلوخين» رئيس كميسيون امنيت مجلس روسيه و «ياكوفلف» دستيار ويژه و مشاور ارشد گورباچف بيان گرديده است كه به مناسبت موضوع بحث، به برخى از اين موارد اشاره مى نماييم:
1ـ سازماندهى يك ستون پنجم در سطح مقام‌هاى بلند پايه شوروى
2ـ ايجاد چتر حمايتى قوى براى حمايت از عوامل مذکور
3ـ دميدن در تنور اختلافات داخلى و بروز جنگ قدرت ميان گورباچف و يلتسين
4ـ ديكته كردن تجزيه طلبى و استقلال جمهورى‌هاى بالتيك
5ـ تحريك اقوام و مذاهب و اشاعه تجزيه طلبى ... ».

رسالت تاريخي ايرانيان
اينک پس از آشکار شدن عمق اهداف قدرتهاي بزرگ جهاني در قبال کشور ما که چونان دژي استوار در يکي از حياتي ترين مناطق «قلب جهان» قرار دارد، رسالت تاريخي ملت بزرگ ايران در حفظ وحدت کلمه به خوبي روشن مي‌گردد.

از سويي ديگر وظيفه مسئولان کشور در توزيع عادلانه ثروت و رسيدگي کامل به مشکلات فرهنگي ، اقتصادي و اجتماعي اقوام ايراني و اقليت‌هاي مذهبي، سنگين‌تر مي‌شود.

نکته قابل توجه ديگر در اين زمينه اينست که اين هنر يک حکومت نيست که قدرتهاي بزرگ جهان را عليه کشور خود متحد کند. شرايط کنوني، انسان را به ياد ذکاوت پيامبر بزرگ اسلام (ص) مي اندازد که در شرايطي مشابه، قرارداد صلح حديبيه را زمينه ساز فتح باشکوه مکه قرار داد.

سخن ديگر اين‌که قدرت‌هايي که خواستار تجزيه ايران هستند بايد بدانند اين کشور سرافراز در طول تاريخ هزاران ساله خود، در برابر طوفان هجوم اسکندرها، چنگيزها و برخي از سلاطين تازي هرگز محو نگرديده و نخواهد گشت و پيمان برادري اقوام ايراني به خواست خداوند، جاودانه خواهد ماند.

از سایت بازتاب

+ نوشته شده توسط داورپناه در جمعه نوزدهم اسفند 1384 و ساعت 19:40 |
در عين حال «كاندوليزا رايس»، وزير امور خارجه آمريكا با انتشار بيانيه‌اي اعلام كرد: «زنان در سراسر جهان در حال دستيابي به دستاوردهاي تحسين‌برانگيزي هستند.»
 
بخشی از این پیشرفت زمانی بدست آمد که سربازان آمریکایی به زنان ویتنامی تجاوز می کردند و پس از خروج از ویتنام هزاران فاحشه بر جا گذاشتند.
بخشی در مانور های نظامی آمریکا با کشور های شرق و جنوب شرق آسیا به دست می آید.
بخشی در سومالی و افغانستان تحت اشغال به دست آمد و می آید.
بخشی در عراق به دست می آید تا برای گرفتن اعتراف زنان مبارزان مورد تجاوز قرار می گیرند.
بخشی در غرب و آمریکا و اسراییل به دست می آید که زنان فقیر و بی پناه اروپای شرقی به امید یافتن کار به بیگاری جنسی کشیده می شوند تا مردان آزادیخواه غربی و مظلوم صهیونیست بر ...شهوت سوار شوند و گردن کلفتان بی مایه جیبشان را از چپاول جنسی این زنان پر کنند.
اینک زنان به دستاورد عظیمی دست یافته اند می توانند کالایی جنسی شوند و مایملک همه مردان در سینما و اینترنت
اینک زنان از حصار تملک الهی و متقابل یک مرد و زن خارج شده اند و می توانند خود را مال همگان بدانند
البته بیچارگانی که به تملک شیوخ شهوت پرست عرب در می آیند را فراموش نکنید که اینها سالهاست به این دستاورد عظیم دست یافته اند.
اینک زنان آزادند .آزاد آزاد تا دربند نظام های آزاد باشند و این خود دستاوردی پزرگ است
+ نوشته شده توسط داورپناه در جمعه نوزدهم اسفند 1384 و ساعت 11:17 |

پنج شنبه، 18 اسفند 1384 - 16:05


جزئیاتی در مورد طرح خنده‌دار روسیه



ابهامات گسترده در طرح پیشنهادی روسیه و نامشخص بودن ساز و كار اجرایی آن، این طرح را از نظر حقوقی و فنی بی‌ارزش كرده است.
یك كارشناس نزدیك به تیم مذاكره كننده هسته‌ای در گفت‌وگو با خبرنگار «شریف نیوز» با اعلام این مطلب افزود: برای روسیه با داشتن بیش از 500 هزار سانتریفوژ فعال و همچنین چندین مجتمع فراوری اورانیوم، اصلا از نظر اقتصادی به صرفه نیست كه با قیمت‌های معمول در این طرح مشاركت كند.
وی در ادامه با تشریح طرح روسیه گفت: بنا بر پیشنهاد روسیه، در این طرح ایران باید منابع مالی ساخت كارخانه در روسیه را تامین كند و پس از ساخت كارخانه كه احتمالا بین 5 تا 10 سال طول خواهد كشید، ایران مثل یك مشتری معمولی باید سوخت هسته‌ای تولید شده را بخرد با این تفاوت كه به دلیل مشاركت ایران در تامین مالی طرح از طرف روسیه تخفیفاتی برای ایران در قیمت محصولات در نظر گرفته خواهد شد. همچنین در طرح روسیه هیچ جایی برای كارشناسان ایرانی در نظر گرفته نشده است و روسیه پیشنهاد داده تا از منابع اورانیوم ایران استفاده شود!
این كارشناس مسایل هسته‌ای با ذكر این نكته كه با این ساز و كار ما باید چندین برابر قیمت جهانی سوخت هسته‌ای را به روسیه پرداخت كنیم، افزود: با توجه به سرمایه‌گذاری ایران در نطنز و همچنین هزینه سنگین طرح روسیه، به هیچ وجه نمی‌توان این طرح را دارای توجیه اقتصادی دانست.
وی با اشاره به سابقه روسیه در زمینه اجرای طرح‌های هسته‌ای ایران از جمله پروژه نیروگاه بوشهر، گفت: برای اجرای پروژه بوشهر، روسیه تا به حال به اندازه سه نیروگاه بر ایران هزینه تحمیل كرده است.

وی افزود: در صورت اجرای هر طرح مشتركی با روسیه، باید پیش از اجرای هرگونه توافق، نكات مبهم از جمله نحوه فعالیت كارشناسان ایرانی، زمان دقیق شروع به كار طرح، تضمین‌های مالی، مكان اجرای طرح، منابع اورانیوم مورد استفاده و همچنین الزامات حقوقی مشخص شود تا بعدها حقوق هسته‌ای جمهوری اسلامی و استعداد جوانان این مرز و بوم تضییع نگردد. 


+ نوشته شده توسط داورپناه در پنجشنبه هجدهم اسفند 1384 و ساعت 16:38 |
آقاي احمدي‌نژاد، زن بختياري تا كي زير برف بميرد؟

زينب شيري

۱۶ اسفند ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۸:۳۰ تعداد بازديد : 2004 كد خبر : ۳۶۰۴۶

آسمان زيبا و هوا آرام، بوي گل‌ها و درختان و سبزه، صداي همهمه گنجشكان، هواي پاك و فضاي روشن در دامنه‌هاي «زردكوه »؛ طبيعتي كه انگار، پاي ماشينيزم و پيشرفت به آنجا نرسيده است؛ طبيعتي بكر و دست نخورده، آن‌قدر دست نخورده كه حتي جاده‌اي امن و راحت براي رسيدن به آنجا نيست، حتي اگر مهمان، رياست‌جمهوري كشور باشد. روستاهاي «بيراهگان»، «سرآقا سيد»، «خويه» و روستاهاي هم‌جوار با 500 كيلومتر فاصله از تهران و در اطراف كوهرنگ است كه يك ساعت با شهر فاصله دارد، اما اين مسير را بايد چهار ساعته و از مسيري صعب و خطرناك عبور كرد. مردم اين منطقه تقريبا 9 ماه از سال را از نقشه جغرافيايي حذف و زير برف دفن مي‌شوند، انگار كه اصلا وجود ندارند. با توجه به منابع آب فراوان در زمستان ـ به علت يخبندان ـ و در تابستان به علت نبود سيستم لوله‌كشي، دسترسي به آب مشكل است.

مردم منطقه معمولا به كشاورزي مشغولند، اما قوت غالب آنان در زمستان كشك و عسلي است كه از تابستان ذخيره كرده‌اند و آردي كه از طرف كميته امداد به آنها مي‌دهند و با بلوط خرد شده مخلوط مي‌كنند تا در طول زمستان تمام نشود.

زنان در خانواده‌هاي بختياري مي‌شود گفت، پايه و اهرم اصلي خانواده‌اند. از صبح كه آفتاب مي‌زند تا شب، شايد فعال‌ترين قشر روستا آنان باشند. وظايفي مثل خانه‌داري آن هم در خانه‌هايي به اندازه يك اتاق كوچك از سنگ و گل كه بايد در آن آشپزي كنند، بچه‌هايشان را بشويند، مهمانداري كنند، صبحانه، نهار و شام خانواده را آماده كنند و اگر زمستان باشد و امكان بيرون رفتن براي دستشويي نباشد ـ كه البته چيزي به اين اسم وجود ندارد ـ بايد فكري هم براي آن در داخل همان اتاق كوچك براي بچه‌ها و خانواده بكند؛ چرا كه خانه‌ها بيشترشان فاقد دستشويي هستند و حمام براي آنها جايي است كه در روستايشان وجود خارجي ندارد.

امّا فقط اينها نيست. زن بايد هيزم و سوخت زمستان خانواده را هم تأمين كند. هر وقت و هر جا باشي، زني را مي‌بيني كه كوله‌اي بزرگ از هيزم و چوب بر پشت خميده‌اش گرفته، بچه‌هايش دور و برش هستند و شايد چند گوسفند را هم از چرا مي‌آورد با پشت‌هاي از علوفه براي زمستان گوسفندان.
اگر زمستان باشد و آب لوله‌كشي قطع باشد، بايد فكري براي نظافت خانه و لباس و ظروف آن كنند و اگر تابستان باشد، كارهاي مزرعه و دامها هم به آن اضافه مي‌شود. در بيشتر روستاها مي‌تواني دختران 12 ـ 13 سال‌هاي را ببيني كه چند مشك 15 ليتري را بر دوش گرفته‌اند و يا كوزه‌هايي را كه بر سر دارند تا از سر چشمه آب بياورند، اما سخت‌تر از اين فشارهاي جسمي، فرهنگ حاكم بر مردان است كه براي زن، اعتبار و ارزشي قائل نيستند و آن را نيرويي براي كار و راحتي مردان مي‌دانند.

حتي ازدواج‌هاي دوم و سوم كه در ميان مردان صورت مي‌گيرد، براي اين است كه يا زن اول پير شده و نمي‌تواند كار كند و يا حتما مرده است، آن‌كه يا در اثر امراض عفوني است و يا هنگام زايمان. بنابراين، آنان زن جوان‌تري را براي كاركردن به خانه مي‌آورند و در اين ميان، دور از ذهن نيست كه زنها از مردها هر روز كتك هم بخورند.
در جاي جاي روستا حتما مي‌توان مرداني را ديد كه بيكار راه مي‌روند و زناني كه پشته‌اي از هيزم به دوش در حالي كه قدشان در زير اين بار سنگين خميده به خانه مي‌آيند.

در ميان زنان منطقه، زناني با سنين بالا كمتر يافت مي‌شود و ميانگين سني آنان پايين است. آنان معمولا لاغر و بيمارند، اما با همه اينها همه وظايف خود را انجام مي‌دهند.

با اين شرايط، هيچ زني وقت و فرصت اين‌كه به خود فكر كند و و بهداشت شخصي را رعايت كند نيست؛ اگر هم باشد هيچ اطلاعي از اين مسائل ندارد. چون هيچ مركزي كه بتواند كار كارشناسي در زمينه بهداشت و مامايي بكند، در روستاها حضور جدي ندارد.

خانه بهداشت هرچند با امكانات در حد خوبي در روستاها موجود است، اما معمولا زنان به خاطر حجب و حيا و گاهي خجالتي و گريزان بودن از بيان مسائل خود، به آن مراجعه نمي‌كنند. در ويزيت‌هايي كه از زنان اين مناطق در تابستان 84 به عمل آمده عفونت زنان بيداد مي‌كند و غالب آنان دچار عفونت‌هاي شديد هستند، چرا كه زنان بختياري اطلاعي از اين‌كه چگونه بهداشت فردي را رعايت كنند، ندارند.

معمولا دستشويي در خانه‌ها نيست و اگر هم باشد مشترك بين چندين خانوار است و به علت سنگي بودن زمين امكان حفر چاه فاضلاب وجود ندارد. در ساختماني كه به عنوان حمام از آن استفاده مي‌كنند ـ كه همه از سنگ و خاك است ـ هيچ خبري از بهداشت و تميزي نيست و حتي گوشه‌اي از آن هم به عنوان انبار آرد استفاده مي‌شود؛ البته به شرط آن كه چند رأس دام در آن نگهداري نشود.

اما سخت‌تر از همه اينها مرگ و مير زنان باردار است. در طول 9 ماهي كه ارتباط با شهر قطع ميشود نه آب، نه برق، نه تلفن، هيچ چيز وجود ندارد. بسياري از زنان يا در راه زايمان مي‌كنند و بر اثر تبعات ناشي از زايمان‌هاي سخت و نبود بهداشت و اقدامات دارويي، دچار امراض سخت مي‌شوند و يا در هنگام زايمان مي‌ميرند.
مطمئنا رسانه‌هاي جمعي، نقش مهمي در آگاه كردن و اطلاع‌رساني دارند؛ هم براي مردان ـ براي زدودن فرهنگ خشن و آزاردهنده در مورد زنان و هم براي زنان، در مورد آشنايي با مسائل بهداشتي و پزشكي و آگاه كردن جوانان نسبت به مسائل اجتماعي، مذهبي و بهداشتي.

مدرسه تا كلاس چهارم بيشتر نيست. معمولا معلم‌ها سرباز معلم هستند و گاهي دختران ترجيح مي‌دهند كه در سر اين كلاس‌ها حاضر نشوند، چرا كه معلمان آنان پسران جواني هستند و برخي دختران، از حضور در سر درس آنها شرمگين. در مسابقه نامه‌نگاري به رئيس‌جمهور توسط دختران روستايي اين مناطق بيشترين درخواست دختران از رئيس‌جمهور، دارا شدن معلم و مبلغ زن بوده است.

شايد همه مشكلات زنان اين مناطق را نتوان با بودجه حل كرد، اما پاره‌اي مشكلات از حتما با تخصيص بودجه حل خواهد شد؛ مثل احداث راه مطمئن براي دسترسي به شهر در همه فضول و ... .
احداث مراكز درماني و بهداشتي مناسب و مستقر كردن پزشك در مناطق كه حتما بايد از طريق تأمين منابع مالي صورت گيرد.

اما بيشتر مشكلات زنان، ناشي از عدم فرهنگسازي در زمينه‌هاي مختلف است. در بيشتر روستاهاي كشور كه از نعمت تلفن و تلويزيون و مسجد و مبلّغ و مراكز بهداشتي برخوردارند، زنان از زندگي راحت‌تري برخوردارند و از نظر مسائل بهداشتي در سطح خوبي هستند و از مردسالاري خشن خبري نيست، اما زنان اين مناطق، هنوز از خشونت‌هاي آزاردهنده‌اي رنج مي‌برند؛ زنان نجيب و پاكي كه هيچ ادعايي ندارند، زناني كه مادران دليري هستند و مردان دليري را به جامعه تحويل داده‌اند، اما خود همواره مظلوم بوده‌اند؛ مظلوميت زنان بختياري، چيزي است كه هر بيننده‌اي را به تأسف وامي‌دارد.

زن بختياري فقط زير برف زمستان، كه راه را بر او ميبندد، نمي‌ميرد؛ بلكه حجم سنگين و سردي فرهنگ غلط و خشن حاكم و نبود امكانات اقتصادي و امكانات بهداشتي او را احاطه كرده است. زن بختياري در حال فدا شدن است و هر زمان تلفات بيشتري مي‌دهد.

آنچه گفته شد، مشاهدات مستندي است از خانم‌هاي حاضر در گروه فرهنگي ـ هنري ثارالله قم كه در تابستان 84 در اين مناطق حضور يافته‌اند و مشكلات زنان بختياري را با چشم ديده‌اند. مجموعه اين مشكلات توسط كارشناسان زن در زمينه‌هاي مامايي، پرستاري، بهداشت، آموزش قرآن و احكام مشاهده و ارايه شده است. بسيار به جاست، مسئولان و تصميم‌گيران پس از سفر رياست جمهوري به استان چهار محال و بختياري، به ويژه استاندار و نمايندگان اين استان براي حل مشكلات مردم به آن توجه كنند، خصوصا مشكلات ويژه زنان بختياري.

 

 

===========================================================

اما در جواب نظر شما امین خان :من برداشتم از نظر شما دوپهلو بودن آن بود .ولی این که می گویید احمدی نژاد با این همه مشکلات چکار کند مشخص است .مردم به همان دلیل به او رای دادند. اگر نه رییس جمهور ما که را که کسی نمی شناخت .گاهگاهی خبری از شهرداری تهران می شنیدیم و اسمی از احمدی نژاد.اما وقتی آمد با شعار عدالت آمد و ساده زیستی علوی در ارکان حکومت و برگشت مسولان به همان دوران انقلاب و خلوص خدمت .اینها را ما می خواهیم .کسی نمی گوید مشکلات یک شبه حل می شود.ما میدانیم ایران رشد اقتصادی دارد و لی اگر این رشد فقط در زندگی یک ۲۰ درصدی ظاهر شود  یعنی من جز آن ۸۰ درصد نه تنها رشدی احساس نمی کنم بلکه روز به روز پسرفت می کنم .این من نوعی که در نقاط محروم  کشور زندگی می کنم انتظار دارم این رشد به آنجا بیاید و آن را در زندگی تک تک مردم آنجا ببینم.ثروت این کشور مال شمای نوعیی که مثلا در تهران هستید نیست .مال همه جاست

احمدی نژاد می تواند این سرمایه را متوازن توزیع کند البته شعار هم ندهد مثل این که بخواهد به شهری کوچک که ۱۵ دقیقه با دانشگاهی بزرگ راه دارد یا ۱ ساعت با دانشگاهی دیگردر شمالُ فاصله دارد دانشگاه  بدهد .این کارها آبادانی بردن نیست .اگر هم قرار بر توزیع دانشگاه باشد بسیار شهر ها در دیگر نقاط کشور با توجه به فاصله آنها با دیگر دانشگاهها و جمعیت قشر تحصیل کرده اولویت بیشتری دارند.تاسیس دانشگاه تاسیس کار خانه نیست که با آن اشتغالزایی کنیم .مساله علم این کشور است.

اگر این رشد را ببرد به آن منطقه یا هر جایی دیگر که نیازمند است دیگر بعدش لازم نخواهد بود برای تهران و مشهد و ... هزینه کند تا آنها را سر پا نگهدارد .وقتی مردم در شهر و منطقه خود به امکانات قابل قبول زندگی دسترسی داشته باشنددیگر جلای وطن نخواهند کرد تا آن را در چند شهر بزرگ بیابند.همین

 

+ نوشته شده توسط داورپناه در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384 و ساعت 10:11 |
این لینک را به سایت خود منقل کنید
<a href="http://www.ya-mohammed.com/" title="We Condemn Muhammad Cartoons (Caricatures) In Danish Newspaper (Jyllands Posten , Denmark). Go To Mohammed The Messenger Website To Join The Protest!"><strong>We Condemn Muhammad Cartoons (Caricatures) In Danish Newspaper ( Jyllands Posten , Denmark ). Go To "Mohammed The Messenger" Website To Join The Protest!</strong></a>
+ نوشته شده توسط داورپناه در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384 و ساعت 10:2 |
 
شاید شما هم پیامی شبیه این از یکی از سایتهای ایرانی دریافت کرده باشید.این را به چه حسابی می گذارید ؟
The following is an email sent to you by an administrator of "IRAN
DIGITAL WEBSITE". If this message is spam, contains abusive or other
comments you find offensive please contact the webmaster of the board at the
following address:

webmaster@irdigit.com

Include this full email (particularly the headers).

Message sent to you follows:
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

Ba Salam khedmate shoma karbareh gerami:

Be dalileh moshkeli ke barayeh Server va tahrim hayeh eghtesadi Amrica
pish amadeh bood be modateh 72 sa at koliyeh site hayeh gharar gerefteh
rooyeh Server Hostiran baste shodeh boodand... vali az ham aknoon site
ghabele dastresi shoma azizan mibashad...!

Ba tashakor.
Modireh Site.

E-Mail: webmaster@irdigit.com
+ نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384 و ساعت 9:24 |
۱۴ اسفند ۱۳۸۴ - قبل از ظهر ۱۰:۵۵ تعداد بازديد : 1172 كد خبر : ۳۵۹۰۲

«نوام چامسكي»، انديشمندي است با شهرتي جهاني. فعاليت‌هاي صلح‌طلبانه اين استاد زبان‌شناسي دانشگاه ماساچوست، اكنون آنچنان اعتباري برايش به ارمغان آورده است كه مردمان جهان، او را در صدر متفكران مي‌نشانند. رويكرد انساني چامسكي به حوادث و رويدادهاي جهان و هم‌زمان، نگاه انتقادي او به سياست خارجي ملاحظه‌جويانه آمريكا، از يك‌سو و تلاش او براي دفاع از حقوق اقليت‌ها و در مفهومي فراتر، ملت‌ها در برابر خواست قدرت‌هاي بزرگ نيز اين اعتبار را صدچندان كرده است.
معصومه ابتكار، معاون رئيس‌جمهوري اصلاح‌طلب ايران و رئيس سازمان حفاظت از محيط زيست نيز به اعتبار حضور خود در صحنه‌هاي انقلاب و به ويژه نقش پررنگ او در تسخير لانه جاسوسي ـ با نام مستعار خواهر مري ـ از جايگاهي ويژه در ميان سياسيون ايراني برخوردار است.
ميزگرد حاضر كه به همت سيماي برون‌مرزي (شبكه سحر) برگزار شده است، براي نخستين بار، پروفسور چامسكي نام‌آشنا را كه به ندرت در مورد ايران و روابط تهران ـ واشنگتن سختن گفته است، رو در روي دكتر معصومه ابتكار، اصلاح‌طلب انقلابي قرار مي‌دهد و سعي دارد تا به كنكاش در مورد علت درك نادرست غرب از پديده «انقلاب اسلامي» و هم‌زمان، واكاوي تعاملات ميان دو كشور ايران و آمريكا، كه عموما با خصومت و سردي همراه بوده است، بپردازد.
در حالي كه انديشمند آمريكايي، برخورد كاخ سفيد با انقلاب ايران را مطابق با روال معمول آمريكا دانسته و آن را نتيجه طبيعي قطع شدن دستان استعمارگران آمريكايي از منابع غني ايران تلقي مي‌كند، در سوي ديگر معصومه ابتكار، اين چالش را ناشي از عدم درك ماهيت و علل حادثه انقلاب اسلامي دانسته و معتقد است كه در اين ميان، هرگز تلاشي براي نزديكي و درك بيشتر صورت نگرفته است.
مشروح اين ميزگرد كه اداره آن بر عهده علي پهلوان بوده، ارائه مي‌شود.


مجري: خانم‌ ابتكار، انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ در بستر چه‌ حوادث‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ شكل‌ گرفت‌؟
ابتكار: انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌، در 28 سال‌ پيش‌، براي‌ بسياري‌ يك‌ حادثه‌ حيرت‌آور بود، شايد حتي‌ مردم‌ ايران‌ هم‌ نمي‌توانستند پيش‌بيني‌ كنند كه‌ تركيب‌ ايمان‌، باور به‌ خويش‌ و رهبري‌ امام‌ خميني‌ به‌ سرنگوني‌ يكي‌ از قوي‌ترين‌ رژيم‌هاي‌ ناحيه‌ منجر شده‌ و تغييراتي‌ كلي‌ در ساختار سياسي‌، اقتصادي‌ و اجتماعي‌ نه‌تنها ايران‌، بلكه‌ كل‌ منطقه‌ به‌ وجود خواهد آورد. بسياري‌ هم‌ با آنچه‌ كه‌ در ايران‌ اتفاق‌ افتاد و گسترش‌ دامنه‌ تبعات‌ انقلاب‌ در منطقه‌، دچار مشكل‌ شدند.

مجري: و اين‌ افراد همچنان‌ كه‌ درك‌ درستي‌ از آنچه‌ اتفاق‌ افتاد، ندارند.
ابتكار: من‌ معتقدم‌ در بسياري‌ از محافل‌ سياسي‌ جهان‌ هنوز روح‌ انقلاب‌ اسلامي‌ درك‌ نشده‌ است‌...

مجري: علت‌ اين‌ امر را عدم‌ برقراري‌ ارتباطي‌ دوسويه‌ مي‌دانيد يا ناشي‌ از جهت‌گيري‌ سياسي‌ است‌؟
ابتكار: ممكن‌ است‌ يكي‌ از دلايل‌ عدم‌ درك‌ مناسب‌ انقلاب‌ اسلامي‌، ناتواني‌ و يا قصور ما در عدم‌ نمايش‌ هدف‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و نيز به‌طور خاص‌ دلايلي‌ كه‌ منجر به‌ انقلاب‌ اسلامي‌ شد، دلايل‌ مفهومي‌ و سياسي‌ آن‌ بوده‌ باشد، اما از طرف‌ ديگر غرب‌ هم‌ موضعي‌ جانبدارانه‌ گرفته‌ و حاضر به‌ تحليل‌ و آناليز واقعيت‌ انقلاب‌ اسلامي‌ نشد. اگر غرب‌ سعي‌ كرده‌ بود اين‌ واقعيت‌ را درك‌ كند، سير حوادث‌ بسيار متفاوت‌ از امروز بود. اگر حتي‌ حاضر بودند كه‌ انقلاب‌ ايران‌ را به‌ عنوان «يك‌ واقعيت‌ عيني‌» قبول‌ كنند، باز هم‌ شاهد وضعي‌ متفاوت‌ بوديم‌.

به‌ دهه‌ 50 ميلادي‌ بازگرديم‌، كودتاي‌ عليه‌ مصدق‌ را شاهد هستيم‌ و سپس‌ در دهه‌ 60 قيام‌ به‌ رهبري‌ امام‌ خميني‌ را. وقتي‌ به‌ سال‌هاي‌ 78 و 79 مي‌رسيم‌، اين‌ انقلاب‌ در تمامي‌ شهرها و مناطق‌ مختلف‌، در موارد متعددي‌، صدها هزار تن‌ را به‌ خيابان‌ها مي‌آورد. چه‌ ميزان‌ از انگيزه‌ مشاركت‌ افراد در اين‌ روند، مخالفت‌ با خود شاه‌ بودو چه‌ ميزان‌ به‌ مسائل‌ اقتصادي‌، سياسي‌ و اجتماعي‌ بازمي‌گشت‌

مجري: توضيح‌ اين‌ موارد شايد بتواند باعث‌ شود بسياري‌ از افراد كه‌ انگيزه‌ و علت‌ انقلاب‌ ايران‌ را درك‌ نمي‌كنند، به‌ برداشتي‌ صحيح‌ از آن‌ برسند.
ابتكار: عناصري‌ كه‌ شما اشاره‌ كرديد، به‌عنوان‌ دلايل‌ اصلي‌ خيزش‌ دوم‌ وجود داشتند. فاكتور روحاني‌ و شخا امام‌ خميني‌، درخواست‌ او از مردم‌ براي‌ اطاعت‌ صرف‌ از پروردگار و باورداشتن‌ به‌ توانايي‌هاي‌ خود و اتكا به‌ توان‌ بالقوه‌ خود و در ضمن‌ خواست‌ او براي‌ بيداري‌ مجدد مردم‌ و به‌دست‌ آوردن‌ شرف‌ و عزت‌ مردم‌ را هم‌ بايد به‌ عنوان‌ عاملي‌ اصلي‌ در نظر گرفت‌.

مجري: و پيام‌ امام‌ به‌ تمامي‌ طبقات‌ اجتماعي‌ مي‌رسيد.
ابتكار: دقيقا اين‌ پيام‌ همه‌ را تحت‌ تاثير قرار مي‌داد. اين‌ پيام‌ها به‌ هر گروه‌ يا هر طبقه‌ جامعه‌ امكان‌ آن‌ را مي‌داد كه‌ در آن‌ نكته‌اي‌ را براي‌ خود پيدا كنند. در ابعاد اقتصادي‌، امام‌ در مورد عدالت‌ اجتماعي‌، اينكه‌ رژيم‌ شاه‌ هرگز از امكانات‌ براي‌ بهبود شرايط‌ زندگي‌ شهروندان‌ ايران‌ استفاده‌ نمي‌كند، سخن‌ مي‌گفتند. امام‌ همچنين‌ در مورد اين‌ واقعيت‌ها كه‌ ايران‌ مي‌توانست‌ با سرعتي‌ به‌ مراتب‌ بيشتر و با دامنه‌اي‌ بسيار گسترده‌تر پيشرفت‌ كرده‌ و توسعه‌ پيدا كند، عقب‌ماندگي‌ ايران‌ به‌ دليل‌ وابستگي‌ به‌ برخي‌ قدرت‌هاي‌ خاص‌ و اينكه‌ ايران‌ علي‌رغم‌ آنكه‌ از لحاظ‌ منابع‌ نفتي‌ و انرژي‌، منابع‌ طبيعي‌ و غيره‌ غني‌ است‌، اما نتوانسته‌ است‌ اين‌ ثروت‌ را براي‌ بهبود زندگي‌ مردم‌ و يا حتي‌ بهبود زيرساخت‌ در كشور به‌ خدمت‌ بگيرد و ساير مواردي‌ كه‌ مردم‌ مي‌توانستند آنها را به‌ عينه‌ مشاهده‌ و درك‌ كنند، سخن‌ مي‌گفتند.

مجري: تفاوت‌ جالبي‌ ميان‌ ديدگاه‌ شما و غربي‌ها وجود دارد. وقتي‌غربي‌ها از انقلاب‌ ايران‌ صحبت‌ مي‌كنند، آن‌ را «انقلابي‌ عليه‌ چيزي» قلمداد مي‌كنند، در حالي‌ كه‌ شما آن‌ را «انقلابي‌ براي‌ به‌دست‌ آوردن‌ چيزي‌» مي‌دانيد، شايد همين‌ موضوع‌ باعث‌ ناتواني‌ غرب‌ در درك‌ انقلاب‌ ايران‌ شده‌ است‌. به‌ نظر مي‌رسد كه‌ طرفين‌ با فركانس‌هاي‌ متفاوت‌ و در سطوح‌ مختلف‌ صحبت‌ مي‌كنند .شايد اين‌ نشانه‌اي‌ از همان‌ عدم‌ برقراري‌ ارتباط‌ مناسب‌ باشد.

ابتكار: درست‌ است‌. اين‌ عدم‌ درك‌ باعث‌ بروز مشكلاتي‌ شده‌ است‌ كه‌ حتي‌ امروزه‌ هم‌ امكان‌ درك‌ ماهيت‌ انقلاب‌ را از غرب‌ گرفته‌ است‌. انقلاب‌ ايران‌ عملا با هدف‌ تجديد «عزت‌» مردم‌ ايران‌ صورت‌ گرفت‌. مردم‌ ايران‌ انگيزه‌ لازم‌ را براي‌ تداوم‌ حيات‌ خود به‌عنوان‌ ملتي‌ آزاد و مستقل‌ در سطح‌ جهان‌ پيدا كردند. مردم‌ ايران‌ در انقلاب‌ خود به‌ دنبال‌ تحقق‌ ارزش‌ها و مواردي‌ بودند كه‌ چه‌ در ميراث‌ ملي‌ خود و چه‌ در درون‌ مذهب‌ خود، به‌ آنها به‌ عنوان‌ اهدافي‌ والا نگاه‌ مي‌كردند. البته‌ به‌ صورت‌ بديهي‌ هنگامي‌ كه‌ متوجه‌ شدند كه‌ در راه‌ تحقق‌ اين‌ موضوع‌ با موانعي‌ داخلي‌ و خارجي‌ مواجه‌ شده‌اند، دشمناني‌ وجود دارند كه‌ مانع‌ تحقق‌ اين‌ موارد مي‌شوند، در نهايت‌ به‌ اين‌ باور رسيدند كه‌ بايد با اين‌ موانع‌ رودررو شوند و اين‌ رويارويي‌ هم‌ بايد به‌ صورتي‌ جدي‌ باشد. اين‌ امر در نهايت‌ منجر به‌ فضا و حوادثي‌ شد كه‌ انقلاب‌ ايران‌ را به‌ وجود آوردند.

مجري: پروفسور چامسكي‌، شما مطالب‌ بسياري‌ در مورد مسائل‌ خاورميانه‌ و تحولات‌ آن‌ نگاشته‌ايد. اجازه‌ بدهيد پرسش‌ خود را از شما اينگونه‌ مطرح‌ كنم‌ كه‌ با گذشت‌ 27 سال‌ از انقلاب‌ ايران‌، تاثير آن‌ بر تحولات‌ اين‌ منطقه‌ از جهان‌ را چگونه‌ مي‌بينيد؟
و به‌عنوان‌ پرسشي‌ ديگر، تاثير اين‌ انقلاب‌ بر ايالات‌ متحده‌ يا در واقع‌ رابطه‌ ميان‌ ايران‌ و آمريكا را چگونه‌ ارزيابي‌ مي‌كنيد؟


چامسكي‌: در مورد روابط‌ ايران‌ و ايالات‌ متحده‌ پس‌ از انقلاب‌ لازم‌ است‌ كه‌ ابتدا نگاهي‌ به‌ گذشته‌ بيندازيم‌. ايالات‌ متحده‌، شاه‌ ايران‌ را به‌ قدرت‌ رساند، كودتاي‌ سال‌ 1953 و حوادث‌ متعاقب‌ آن‌ هم‌ بخشي‌ از بستري‌ را شكل‌ مي‌دهد كه‌ روابط‌ فعلي‌ در آن‌ شكل‌ گرفته‌ است‌.

در فاصله‌ سال‌هاي‌ 1953 تا 1979 و پيروزي‌ انقلاب‌ ايران‌، ايالات‌ متحده‌ عملا با حمايت‌ خود از شاه‌ زمينه‌ نقض‌ حقوق‌ بشر را در اين‌ كشور فراهم‌ كرده‌ بود. اين‌ موضوعي‌ است‌ كه‌ به‌ ندرت‌ مطرح‌ مي‌شود، حتي‌ در هنگام‌ تحليل‌ روابط‌ فعلي‌ هم‌ چندان‌ توجهي‌ به‌ آن‌ نمي‌شود. در سال‌ 1953، نيويورك‌ تايمز در اعترافي‌ آشكار نوشت‌ كه‌ حوادث‌ شكل‌ گرفته‌ در ايران‌ بايد براي‌ تمامي‌ كشورهايي‌ كه‌ مي‌خواهند كنترل‌ منابع‌شان‌ را خود در دست‌ گرفته‌ و سهمي‌ به‌ آمريكا ندهند، درسي‌ تلقي‌ شود. آمريكا در حقيقت‌ با حمايت‌ و هدايت‌ اين‌ كودتا مي‌خواست‌ علاوه‌ بر حفظ‌ جايگاه‌ خود در ايران‌، درسي‌ هم‌ چه‌ به‌ سياستمداران‌ ايراني‌ و چه‌ ساير سياستمداراني‌ كه‌ خواهان‌ قطع‌ حضور آمريكا در كشور خود و بهره‌برداري‌ از منابع‌ اين‌ كشورها بودند، بدهد.

مجري: اكنون‌ اما 27 سال‌ از انقلاب‌ ايران‌ گذشته‌ است‌، هنوز هم‌ شاهد آن‌ هستيم‌ كه‌ بخش‌ عمده‌اي‌ از توجه‌ آمريكا معطوف‌ ايران‌ شده‌ است‌. هرچند اين‌ امر اين‌ بار هرگز در راستاي‌ سرنگون‌سازي‌ دولت‌ ايران‌ نيست‌، چرا كه‌ آمريكا مي‌تواند پيش‌بيني‌ كند چه‌ عواقب‌ و حوادث‌ ناخوشايندي‌ متعاقب‌ اين‌ رويداد، پيش‌ خواهد آمد.
به‌نظر مي‌رسد نوعي‌ عدم‌ درك‌ از واقعيات‌ در سيستم‌ سياست‌ خارجي‌ آمريكا مشاهده‌ مي‌شود، درحالي‌ كه‌ كشورهاي‌ منطقه‌ و به‌طور خاص‌ ايران‌، سابقه‌ طولاني‌ از دخالت‌هاي‌ آمريكا و ساير كشورهاي‌ غربي‌ دارند، آنها باز هم‌ رويه‌ خود را ادامه‌ مي‌دهند...

چامسكي‌: به‌ صورت‌ معمول‌ آنچه‌ كه‌ ديگران‌ در حق‌ آمريكا روا مي‌دارند، همواره‌ بزرگنمايي‌ مي‌شود، اما آنچه‌ كه‌ آمريكا در حق‌ ديگران‌ روا داشته‌ و باعث‌ برانگيختن‌ واكنش‌ آنها مي‌شود، معمولا مغفول‌ مي‌ماند. اين‌ ناشي‌ از نوعي‌ ذهنيت‌ مادي‌گرايانه‌ است‌ كه‌ به‌ سرعت‌ هم‌ در حال‌ افزايش‌ دامنه‌ سيطره‌ خود است‌.

كودتاي‌ نظامي‌ سال‌ 53 در ايران‌، همانطور كه‌ نيويورك‌ تايمز نوشت‌، نوعي‌ اعلان‌ خطر و يا تهديد كشورهايي‌ بود كه‌ قصد داشتند راهي‌ جدا از آمريكا برگزينند. ايران‌ در فاصله‌ ميان‌ سال‌هاي‌ 53 تا 1979، عملا تبديل‌ به‌ كشوري‌ كاملا وفادار به‌ واشنگتن‌ شده‌ بود. ايالات‌ متحده‌ عملا از ايران‌ براي‌ كنترل‌ منطقه‌ و تامين‌ منافع‌ خود استفاده‌ مي‌كرد. طبيعي‌ است‌ كه‌ در اين‌ دوران‌ در روابط‌ ميان‌ دو كشور فراز و نشيب‌ چنداني‌ وجود نداشته‌ باشد.

مجري: پروفسور آيا تصور مي‌كنيد ميان‌ كودتاي‌ 1953 و انقلاب‌ 1979 رابطه‌اي‌ جدي‌ وجود دارد. يا اينكه‌ اين‌ كودتا تنها يكي‌ از حوادث‌ متعددي‌ بود كه‌ در نهايت‌ با گذر زمان‌ به‌ انقلاب‌ ايران‌ منتهي‌ شدند.

چامسكي‌: انقلاب‌ سال‌ 79 ايران‌، سرنگوني‌ استبدادي‌ را به‌ همراه‌ داشت‌ كه‌ با كودتاي‌ سال‌ 53 بر سر كار آمده‌ بود و قدرتي‌ مضاعف‌ يافته‌ بود، اما از نگاه‌ آمريكايي‌ها، اين‌ ارتباط‌ معمولا پنهان‌ مي‌ماند يا به‌ عبارت‌ بهتر ترجيح‌ مي‌دهند به‌ آن‌ توجه‌ نكنند. آمريكايي‌ها به‌ دوران‌ حكومت‌ و امپراطوري‌ بريتانيا مي‌نگرند و به‌ عنوان‌ بخشي‌ از تاريخ‌، بخشي‌ تغييرناپذير از تاريخ‌ به‌ اين‌ باور مي‌رسند كه‌ اكنون‌ هم‌ دوران‌ اقتدار و حكمراني‌ آنها بر جهان‌ فرا رسيده‌ است‌.
اگر به‌ تاريخ‌نگاران‌ روسي‌ هم‌ مراجعه‌ كنيد، مي‌بينيد آنها هم‌ دوران‌ استعمار روسيه‌ را «پديده‌اي‌» عادي‌ تلقي‌ مي‌كنند. اين‌ رويكرد قدرت‌هاي‌ استعماري‌ و امپرياليستي‌ است‌.

مجري: خانم‌ ابتكار شما در مورد صحبت‌هاي‌ پروفسور چامسكي‌ چه‌ نظري‌ داريد؟
ابتكار: من‌ با پروفسور چامسكي‌ موافقم‌ كه‌ آمريكايي‌ها معمولا بنا به‌ ذهنيت‌ خود، اهميتي‌ به‌ آنچه‌ كه‌ نسبت‌ به‌ ديگران‌ روا مي‌دارند، نداده‌ و بدين‌ ترتيب‌ متوجه‌ عواقب‌ اعمال‌ خود هم‌ نمي‌شوند، اما در نقطه‌ مقابل‌ واكنش‌هايي‌ را كه‌ نسبت‌ به‌ اعمال‌ و كنش‌هاي‌ آنان‌ در برخي‌ نقاط‌ جهان‌ صورت‌ مي‌گيرد، بسيار جدي‌ تلقي‌ مي‌كنند. از سوي‌ ديگر من‌ معتقدم‌ كه‌ با در نظر گرفتن‌ انقلاب‌ اسلامي‌، متوجه‌ مي‌شويم‌ كه‌ نوعي‌ عدم‌ درك‌ و يا برداشت‌ نادرست‌ بر كليه‌ سياست‌ها، اقدامات‌، كنش‌ها و واكنش‌هاي‌ دولت‌ آمريكا، حاكم‌ بوده‌ است‌. آنها قادر به‌ درك‌ علل‌ مفهومي‌ و ذاتي‌ انقلاب‌ ايران‌ نبوده‌اند. بنابراين‌ پس‌ از مواجه‌شدن‌ با چنين‌ رويدادي‌، متحير شده‌اند. علت‌ اين‌ تحير و گيج‌شدگي‌ را مي‌توان‌ هم‌ در كمبود و شايد فقدان‌ اطلاعات‌ آنها در مورد آنچه‌ كه‌ باعث‌ انقلاب‌ ايران‌ شد، يافته‌ و هم‌ به‌ درك‌ نادرست‌ آنها از ايده‌ و باوري‌ كه‌ به‌ انقلاب‌ اسلامي‌ منتهي‌ شده‌ است‌، مرتبط‌ دانست‌.

مجري: چگونه‌ روابط‌ خصمانه‌ ايران‌ و آمريكا را ارزيابي‌ مي‌كنيد؟ آيا در نگاه‌ شما ايالات‌ متحده‌ در شرايط‌ فعلي‌ ايران‌ را يك‌ دشمن‌ استراتژيك‌ تلقي‌ مي‌كند يا يك‌ معضل‌ و چيزي‌ كه‌ امكان‌ حل‌ آن‌ بر سر ميز مذاكره‌ وجود دارد* آيا چشم‌اندازي‌ براي‌ حل‌ اختلاف‌ مشاهده‌ مي‌كنيد.

ابتكار: اين‌ رابطه‌ اكنون‌ به‌ مرحله‌اي‌ رسيده‌ است‌ كه‌ معضلي‌ جدي‌ براي‌ هر دو سو به‌ وجود آورده‌ است‌. آمريكايي‌ها در نام‌بردن‌ از ايران‌ از تعبير «سركش‌» استفاده‌ مي‌كنند، چرا كه‌ معتقدند اين‌ كشور با سياست‌هاي‌ آنان‌ همخواني‌ و همراستايي‌ ندارد. استقلال‌ ايران‌ و عدم‌ تاثيرگذاري‌ آمريكا بر امور ايران‌، عدم‌ دسترسي‌ به‌ اطلاعات‌ دقيق‌ و مطمئن‌ كه‌ از محافل‌ داخلي‌ در اختيارشان‌ قرار بگيرد و نظام‌ ايران‌ مواردي‌ هستند كه‌ باعث‌ خشم‌ بيشتر آمريكا مي‌شوند.

مجري: پس‌ شما معتقديد كه‌ آمريكايي‌ها به‌ دنبال‌ نفوذ در ايران‌ هستند؟
ابتكار: بله‌. طبيعي‌ است‌ كه‌ آنها خواستار تاثيرگذاري‌ سياسي‌ بر ايران‌ و به‌ دست‌ آوردن‌ مجدد منافعي‌ هستند كه‌ احساس‌ مي‌كنند پس‌ از انقلاب‌ ايران‌، از دست‌داده‌اند. آنها هنوز در جست‌وجوي‌ راه‌هايي‌ براي‌ تضمين‌ منافع‌ استراتژيك‌ خود در منطقه‌ و ايران‌ هستند. مساله‌ انرژي‌ در اين‌ ميان‌ بسيار جدي‌ است‌. اگر به‌ سخنراني‌ «وضعيت‌ اتحاد»، رئيس‌ جمهوري‌ ايالات‌ متحده‌ در جمع‌ نمايندگان‌ كنگره‌ گوش‌ كرده‌ باشيد، او به‌ وضوح‌ از نياز آمريكا به‌ در پيش‌ گرفتن‌ «سياست‌ انرژي‌ مستقل‌» سخن‌ گفت‌.

مجري: به‌ عبارت‌ ديگر آمريكا به‌ نوعي‌ «اعتياد نفتي‌» دچار شده‌ است‌.
ابتكار: بله‌. بوش‌ گفت‌ كه‌ آمريكا به‌ نفت‌ معتاد شده‌ است‌ و اين‌ مساله‌ براي‌ دولت‌ آمريكا مي‌تواند خطرآفرين‌ باشد. انرژي‌ به‌ هر حال‌ مساله‌ مهمي‌ است‌ كه‌ مباحث‌ بسياري‌ پيرامون‌ آن‌ صورت‌ گرفته‌ است‌. انواع‌ جديد انرژي‌ به‌كار گرفته‌ و آزمايش‌ شده‌اند، اما هنوز هيچ‌ يك‌ نتوانسته‌اند جانشين‌ سوخت‌هاي‌ فسيلي‌ شوند.

مجري: اجازه‌ بدهيد از پروفسور چامسكي‌ بخواهيم‌ به‌ بحث‌ بپيوندند. پروفسور اگر شما هم‌ اجازه‌ بدهيد، همان‌ پرسش‌ را مطرح‌ كنم‌ كه‌ آيا ايالات‌ متحده‌ ايران‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ دشمن‌ استراتژيك‌ تلقي‌ مي‌كند يا خير؟ اگر اين‌ تصور را باور داريد، با توجه‌ به‌ داغ‌شدن‌ هرچه‌ بيشتر روند پرونده‌ هسته‌اي‌، در ماه‌ها و سال‌هاي‌ آتي‌، انتظار چه‌ تحولاتي‌ را در اين‌ حوزه‌ داريد؟

چامسكي‌: من‌ نمي‌توانم‌ چندان‌ با اين‌ نظر كه‌ ايالات‌ متحده‌ طبيعت‌ و علت‌ انقلاب‌ ايران‌ را درك‌ نكرده‌ است‌، موافق‌ باشم‌. آنها درك‌ كرده‌ بودند كه‌ انقلاب‌ ايران‌، نظامي‌ حكومتي‌ را ايجاد مي‌كند كه‌ ديگر تحت‌ فرمان‌ ايالات‌ متحده‌ نخواهد بود. آمريكايي‌ها سابقه‌ مواجهه‌ با حوادث‌ مشابهي‌ را دارند، بنابراين‌ معمولا تبعات‌ چنين‌ انقلاب‌ها و تحولاتي‌ را به‌ خوبي‌ درك‌ مي‌كنند. در نيمكره‌ غربي‌، ما كوبا را داريم‌ كه‌ در نزديكي‌ آمريكا واقع‌ شده‌ است‌ و عملا تبديل‌ به‌ يكي‌ از مخالفان‌ اصلي‌ و البته‌ نگراني‌هاي‌ آمريكا شده‌ است‌. در سال‌ 1959، به‌ محض‌ پيروزي‌ انقلاب‌ كوبا، دو كشور، يعني‌ ايالات‌ متحده‌ و كوبا در كمتر از يك‌ ماه‌ تبديل‌ به‌ دشمناني‌ جدي‌ شدند. آمريكا در چنين‌ فرصتي‌ كوتاه‌، گروه‌هاي‌ تروريستي‌ را در داخل‌ كوبا شكل‌ داده‌ و از نزاع‌ها و درگيري‌هاي‌ تروريستي‌ حمايت‌ مي‌كرد. حتي‌ در حال‌ حاضر نيز درگيري‌ ميان‌ دو كشور ادامه‌ دارد، هرچند با گذشت‌ چندين‌ دهه‌ اكنون‌ به‌ عرصه‌ اقتصادي‌ محدود مي‌شود. علت‌ شكل‌گيري‌ اين‌ نزاع‌ها، تنها اين‌ بود كه‌ كوبا مي‌خواست‌ مستقل‌ از قدرت‌هاي‌ ديگر باشد.

مجري: پروفسور، به‌ موضوع‌ جالبي‌ اشاره‌ كرديد. آيا تصور مي‌كنيد كه‌ اكنون‌ همين‌ روند است‌ كه‌ در بوليوي‌، ونزوئلا، شيلي‌ و نقاط‌ ديگر آمريكاي‌ لاتين‌ هم‌ پيگيري‌ مي‌شود.
چامسكي‌: پس‌ از انقلاب‌ سال‌ 1979 ايران‌، ايالات‌ متحده‌ همان‌ واكنشي‌ را نشان‌ داد كه‌ همواره‌ در شرايط‌ مشابه‌ هنگام‌ مواجهه‌ با چنين‌ رويدادهايي‌ از خود نشان‌ مي‌داد. آنها در ابتدا سعي‌ كردند تا از طريق‌ ارتباطات‌ خود در داخل‌ كشور، نوعي‌ كودتاي‌ نظامي‌ را در درون‌ مرزهاي‌ ايران‌ انجام‌ دهند، اين‌ كودتا در شرايطي‌ كه‌ ارتش‌ و نيروهاي‌ نظامي‌ ايران‌ هنوز كاملا شكل‌ نگرفته‌ بودند، شانس‌ موفقيت‌ داشت‌، اما شكست‌ خورد. پس‌ از اين‌ شكست‌، ايالات‌ متحده‌ از جنگ‌ عراق‌ عليه‌ ايران‌ حمايت‌ كرد. حمايت‌ آمريكا از عراق‌ در حقيقت‌ ادامه‌ تلاش‌هايي‌ بود كه‌ در شكل‌ كودتاي‌ نظامي‌ شكست‌ خورده‌ بود. مي‌دانيد ايالات‌ متحده‌ كشور بسيار آزادي‌ است‌ و براي‌ همين‌ دولتمردان‌ آن‌ هم‌ بسيار آزادانه‌ عمل‌ مي‌كنند!! اسناد و مدارك‌ ثبت‌شده‌ متعددي‌ از دخالت‌هاي‌ آمريكا در نقاط‌ مختلف‌ موجود است‌. هرچند در مورد انقلاب‌ ايران‌، اسناد ثبت‌ شده‌ وجود ندارد، اما نگاهي‌ به‌ موضوع‌ كوبا مي‌تواند جذاب‌ باشد.

كوبا مثال‌ مناسبي‌ از اين‌ موضوع‌ است‌. دولت‌هاي‌ وقت‌ واشنگتن‌، كندي‌ و جانسون‌، در مذاكرات‌ داخلي‌ خود به‌ استناد اين‌ اسناد و مدارك‌، به‌ اين‌ باور مي‌رسيدند كه‌ موفقيت‌ انقلاب‌ كوبا به‌ شدت‌ به‌ ضرر آمريكا است‌ و كاخ‌ سفيد بايد به‌ هر نحو ممكن‌ مانع‌ اين‌ امر شود. آمريكايي‌ها در عمل‌ به‌شدت‌ نگران‌ آن‌ بودند كه‌ استقلال‌ و عدم‌ وابستگي‌كوبا، تبديل‌ به‌ سرمشقي‌ براي‌ ساير كشورها شود. كسينجر حتي‌ از اين‌ موضوع‌، مطابق‌ اسناد موجود به‌ «بيماري‌ مسري‌ كويا» ياد كرده‌ بود كه‌ مي‌تواند به‌ سرعت‌ كل‌ منطقه‌ را آلوده‌ كند: «بيماري‌ مسري‌ انقلاب‌».

مجري: و حوادث‌ فعلي‌ آمريكاي‌ جنوبي‌ صحت‌ پيش‌بيني‌ او را نشان‌ مي‌دهد.
چامسكي‌: ايالات‌ متحده‌ عملا به‌ چالش‌ كشيده‌ شده‌ است‌. اين‌ حوادث‌ عملا منافع‌ آمريكا را مورد تهديد قرار مي‌دهد.

مجري: در مورد اختلاف‌ فعلي‌ ميان‌ ايران‌ و آمريكا كه‌ به‌تدريج‌ با توجه‌ به‌ پرونده‌ هسته‌اي‌ ايران‌ شدت‌ هم‌ مي‌گيرد، آيا شما پتانسيل‌ لازم‌ را براي‌ برخورد نظامي‌ ميان‌ طرفين‌ مشاهده‌ مي‌كنيد؟ آيا تصور مي‌كنيد آمريكا در حال‌ آماده‌كردن‌ خود براي‌ حمله‌ به‌ ايران‌ است‌، حمله‌اي‌ موشكي‌، استراتژيك‌ و يا هر نوع‌ ديگر؟

چامسكي‌: من‌ به‌ اين‌ موضوع‌ مشكوك‌ هستم‌. ايالات‌ متحده‌ و اسرائيل‌ هر دو با ايران‌ خصومت‌ دارند و از سوي‌ ديگر با يكديگر روابط‌ بسيار نزديكي‌ برقرار كرده‌اند. ايالات‌ متحده‌ سال‌هاست‌ كه‌ اسرائيل‌ را از نظر تسليحاتي‌ تامين‌ مي‌كند تا حدي‌ كه‌ صدها فروند بمب‌افكن‌ پيشرفته‌ در اختيار اين‌ كشور قرار داده‌ است‌. اين‌ موارد به‌ همراه‌ اقدامات‌ ديگري‌ كه‌ در اين‌ اواخر صورت‌ گرفته‌، نشان‌ مي‌دهد كه‌ ايالات‌ متحده‌ توانايي‌ اسرائيل‌ براي‌ بمباران‌ ايران‌ را افزايش‌ داده‌ است‌.
بنابراين‌ توانايي‌ برخورد نظامي‌ با ايران‌ از سوي‌ اسرائيل‌ يا ايالات‌ متحده‌ وجود دارد، اما آيا وجود داشتن‌ اين‌ توانايي‌ به‌ معناي‌ وجودداشتن‌ طرحي‌ براي‌ حمله‌ به‌ ايران‌ است‌* من‌ در اين‌ مورد ترديد جدي‌ دارم‌. تصور نمي‌كنم‌ كه‌ اين‌ طرح‌ وجود داشته‌ باشد. براي‌ اين‌ ترديد جدي‌، خودم‌ دلايلي‌ دارم‌:
اول‌ اينكه‌ ايران‌ تا سال‌هاي‌ آينده‌ نمي‌تواند به‌ بمب‌ هسته‌اي‌ دسترسي‌ پيدا كند...

مجري: پروفسور، اما برخي‌ نشريات‌ غربي‌ احتمال‌ وقوع‌ چنين‌ برخوردي‌ را بزرگنمايي‌ كرده‌ و حتي‌ به‌ مقايسه‌ ايران‌ و عراق‌ مي‌پردازند.
چامسكي‌: اوضاع‌ ايران‌ و عراق‌ بسيار متفاوت‌ است‌. ايالات‌ متحده‌ هم‌ به‌ خوبي‌ اين‌ تفاوت‌ها را درك‌ مي‌كند. عراق‌ در هنگام‌ حمله‌ آمريكا كاملا بي‌دفاع‌ بود. ارتش‌ عراق‌ عملا بودجه‌اي‌ نداشت‌. 10 سال‌ تحريم‌ اين‌ كشور را عملا نابود كرده‌ بود. جنگ‌ اول‌ خليج‌ فارس‌ هم‌ توان‌ دفاعي‌ عراق‌ را به‌شدت‌ به‌ تحليل‌ برده‌ بود.
از سوي‌ ديگر نبرد عراق‌ با بمباران‌ اين‌ كشور توسط‌ جنگنده‌هاي‌ بمب‌افكن‌ آمريكا و بريتانيا شروع‌ شد. از همان‌ ابتدا هم‌ به‌وضوح‌ مشخا بود كه‌ فتح‌ عراق‌، به‌سادگي‌ و در كمال‌ سهولت‌ صورت‌ خواهد گرفت‌، اما در مورد ايران‌ بديهي‌ است‌ كه‌ وضعيت‌ به‌ اين‌ منوال‌ نخواهد بود. آمريكايي‌ها هم‌ به‌ خوبي‌ نسبت‌ به‌ اين‌ موضوع‌ آگاه‌ هستند.

مجري: خانم‌ ابتكار، به‌عنوان‌ آخرين‌ سوال‌ اجازه‌ بدهيد دو موضوع‌ را مطرح‌ كنم‌. نخست‌ آنكه‌ دستاوردهاي‌ انقلاب‌ ايران‌ را در بيست‌ و هفت‌ سال‌ گذشته‌ در عرصه‌هاي‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌، فرهنگي‌ و سياسي‌ چگونه‌ ارزيابي‌ مي‌كنيد؟ مساله‌ بعدي‌ هم‌ پرونده‌هسته‌اي‌ و نگاه‌ مثبت‌ شما نسبت‌ به‌ وضعيت‌ فعلي‌ موضع‌ ايران‌ و احتمال‌ حمله‌ نظامي‌ آمريكا به‌ كشور است‌.

ابتكار: در مورد دستاوردهاي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ تصور مي‌كنم‌ بايد نگاهي‌ آبژكتيو داشته‌ باشيم‌. در طول‌ اين‌ سال‌ها فراز و نشيب‌هاي‌ زيادي‌ را پشت‌ سر گذاشته‌ايم‌، ما جنگ‌ هشت‌ ساله‌اي‌ داشته‌ و همزمان‌ با تحريم‌هاي‌ جدي‌ مواجه‌ بوده‌ايم‌. با اين‌ وجود علي‌رغم‌ تمامي‌ اين‌ فشارها، ملت‌ ايران‌ در بسياري‌ از عرصه‌ها پيشر فت‌هاي‌ چشمگيري‌ داشته‌ است‌. ما در عرصه‌ دانش‌ و فناوري‌ با جهشي‌ جدي‌ روبرو بوده‌ايم‌. امروز هم‌ نتيجه‌ اين‌ جهش‌ را در پيشرفت‌هاي‌ علمي‌ و فناوري‌ در كشور مشاهده‌ مي‌كنيم‌. يك‌ نشريه‌ معتبر علمي‌ آمريكايي‌ در گزارشي‌ با اشاره‌ به‌ رشد قابل‌ توجه‌ مقالات‌ علمي‌ منتشرشده‌ از سوي‌ دانشمندان‌ ايراني‌ در ژورنال‌هاي‌ معتبر علمي‌ جهان‌، از آن‌ به‌عنوان‌ تحركي‌ جدي‌ و واضح‌ در جامعه‌ علمي‌ ايران‌ ياد مي‌كند. انقلاب‌ ايران‌ در عرصه‌هاي‌ ديگر هم‌ دستاوردهاي‌ مهمي‌ داشته‌ است‌.

در ابتداي‌ انقلاب‌ 35 درصد جامعه‌ باسواد بودند، اما اكنون‌ اين‌ رقم‌ به‌ بيش‌ از 85 درصد رسيده‌ است‌، به‌ عبارت‌ ديگر اين‌ آمار و ارقام‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ جمعيت‌ جوان‌ ايراني‌ كه‌ پس‌ از انقلاب‌ متولد شده‌اند، همگي‌ يا با تقريب‌ بسيار نزديك‌ همه‌ آنها، باسواد هستند. گسترش‌ علوم‌ و بويژه‌ آموزش‌ عالي‌ و فرصت‌ دانش‌آموختن‌ براي‌ جوانان‌ ايراني‌ هم‌ از جمله‌ دستاوردهاي‌ انقلاب‌ ايران‌ است‌.

مجري: و اما در مورد مساله‌ هسته‌اي‌ و احتمال‌ برخورد ميان‌ طرفين‌ هم‌ ممكن‌ است‌ توضيحاتي‌ را ارائه‌ كنيد؟
ابتكار: واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌ ايران‌ داراي‌ زيرساخت‌هاي‌ مستحكم‌ و گسترده‌اي‌ در عرصه‌هاي‌ مختلف‌، به‌ويژه‌ دفاعي‌ است‌. همچنان‌ كه‌ در عرصه‌هاي‌ اجتماعي‌، اقتصادي‌ و سياسي‌ هم‌ اين‌ زيرساخت‌ها غيرقابل‌ انكار است‌. مجموع‌ اين‌ موارد باعث‌ شده‌ است‌ ايران‌ تبديل‌ به‌ قدرتي‌ قابل‌ اتكا و غيرقابل‌ انكار در منطقه‌ شود. بدين‌ ترتيب‌ تصور مي‌كنم‌ براي‌ هر دولتي‌، تصور حمله‌ به‌ ايران‌ و صدمه‌زدن‌ به‌ تماميت‌ ارضي‌ اين‌ كشور بسيار دور از منطق‌ است‌.
در مورد مساله‌ هسته‌اي‌ هم‌ ايراني‌ها به‌ صورت‌ بديهي‌، دستيابي‌ به‌ اين‌ فناوري‌ را حق‌ طبيعي‌ خود مي‌دانند.

مجري: پس‌ احتمال‌ برخورد نظامي‌ را نمي‌دهيد؟
ابتكار: من‌ ترجيح‌ مي‌دهم‌ همچنان‌ گزينه‌اي‌ ديپلماتيك‌ را مدنظر قرار دهم‌ و تداوم‌ مذاكرات‌ و گفت‌وگو ميان‌ طرفين‌ را شاهد باشيم‌. به‌ هر حال‌ با توجه‌ به‌ اين‌ واقعيت‌ كه‌ انرژي‌ هسته‌اي‌ حق‌ طبيعي‌ ايران‌ است‌ و به‌ استناد ماده‌ 6 معاهده‌ عدم‌ تكثير، كشور ما حق‌ دسترسي‌ به‌ فناوري‌ صلح‌آميز هسته‌اي‌ را داراست‌، اميدوارم‌ راه‌حلي‌ ديپلماتيك‌ براي‌ حل‌ و فصل‌ اين‌ موضوع‌ يافت‌ شود.

+ نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه پانزدهم اسفند 1384 و ساعت 6:24 |

پنج شنبه، 11 اسفند 1384 - 14:17


فیلمی دیدنی از یك نماینده مجلس


فیلمی دیدنی از یك نماینده مجلس


شریف نیوز ـ فیلمی که در ادامه خواهید دید، بخشی از سخنرانی عجیب قدرت‌الله علیخانی، نماینده بوئین‌زهرا در مجلس شورای اسلامی است كه در روزهای تبلیغات نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در قزوین ایراد شده است، كه دیدن آن خالی از لطف نیست!

برای دیدن فیلم اینجا را كلیك كنید.

+ نوشته شده توسط داورپناه در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384 و ساعت 19:39 |
گویا شمایی که نظر داده بودید منطورم را نگرفته اید.من نه تنها با نظر شما موافق نیستم بلکه می گویم باید برخورد با دشمنان کشور تشدید شود فقط همیشه که نباید گلوله به کار برد.گاهی می شود با چاپ
یک عکس دشمنی را هر روزه صد باره کشت ولی وجود فیزیکی او را از بین نبرد.سپیده کاشانی می گوید : خصم زبون را بکش به چاه شب بیفکنش یعنی دشمن را به شدید ترین وجه ممکن بدتر از مرگ از بین ببر.
===================================================
 

دوشنبه، 8 اسفند 1384 - 13:59


وانونو: مادامی كه جهان چشم خود را بر روی اسراییل بسته، حق ندارد درباره ایران چیزی بگوید



موردخایی وانونو، افشا كننده‌ی اسرار هسته‌یی رژیم صهیونیستی و مهندس پیشین مركز هسته‌یی دیمونا در اسراییل كه در سال 1986 در مصاحبه‌اش با روزنامه‌ی ساندی تایمز از برنامه‌ی تسلیحات هسته‌یی محرمانه‌ی اسراییل خبر داد، گفت‌وگویی را در اكتبر 2005 با خبرنگار هفته‌نامه‌ی سوییسی گرین لفت انجام داده است. وانونو پس از افشای اسرار هسته‌یی اسراییل از سوی عناصر موساد در ایتالیا ربوده شد و پس از انتقال به اسراییل محاكمه و به 18 سال زندان محكوم شد. وی پس از آزادی‌اش نیز از تماس با خبرنگاران منع شد، با این حال گاه و بیگاه مصاحبه‌هایی را انجام داده است.

به گزارش ایسنا، هفته‌نامه‌ی گرین لفت متن این مصاحبه را امروز (دوشنبه) به شرح زیر منتشر كرده است:

گرین لفت: شغل شما در اسراییل پیش از آنكه ماموران موساد شما را در اكتبر سال 1986 در رم بربایند، چه بود؟

وانونو: من به مدت 19 سال در مركز تحقیقات تسلیحاتی دیمونا در بئرشبع كار می‌كردم. پیش از ترك كارم در سال 1986 عكس‌هایی از داخل این نیروگاه گرفتم تا به جهانیان اسرار هسته‌یی مخفی اسراییل را نشان دهم. من مسوول تولید عناصر رادیواكتیو برای ساخت بمب‌های اتمی بودم. من دقیقا میزان ماده‌ی شكاف پذیر تولید شده‌، عناصر مورد استفاده و نوع بمب‌هایی كه تولید شده بود را می‌دانستم.

گرین لفت: آیا افشای این امر كه اسراییل دارای سلاح‌های هسته‌یی است، ریسك بزرگی برای شما نبود؟

وانونو: به دلیل آنكه مقامات اسراییلی دروغ می‌گفتند، من تصمیم به انجام این كار گرفتم. آن‌ها مدام می‌گفتند رهبران سیاسی اسراییل هیچ قصدی برای دستیابی به تسلیحات هسته‌یی ندارند. این در حالی است كه آن‌ها میزان قابل توجهی مواد رادیواكتیو تولید كرده بودند كه می‌توانست تنها برای اهداف نظامی مورد استفاده قرار گیرد. من در سال 1986 تعداد بمب‌های هسته‌یی اسراییل را 200 بمب برشمردم. آن‌ها هم‌چنین ساخت بمب‌های هیدروژنی را كه بسیار خطرناك هستند، آغاز كردند؛ بنابراین من تصمیم گرفتم آنچه را كه آن‌ها در خفا در حال تولیدش بودند، علنی كنم. من هم‌چنین می‌خواستم مانع استفاده‌ی اسراییلی‌ها از بمب‌های اتم و جنگ هسته‌یی در خاورمیانه شوم. من می‌خواستم در روند صلح خاورمیانه مشاركت كنم. اسراییل با داشتن چنین سلاح‌های قدرتمندی نمی‌توانست برای صلح تلاش كند. هیچ دلیلی برای ترساندن فلسطینیان یا حتی تهدید اعراب با این گونه سلاح‌ها وجود نداشت.

گرین لفت: آیا شما درباره‌ی امنیت در منطقه نگرانید؟

وانونو: بله، همین طور است. من این كار را برای مردم اسراییل انجام ندادم، اسراییلی‌ها دولت‌شان را انتخاب كردند و این دولت تصمیم گرفت سلاح‌های هسته‌یی تولید كند. تمام اسراییلی‌ها از نزدیك سیاست‌های دولت را دنبال می‌كنند اما من این اقدام را با توجه به دیدگاه بشری، به عنوان یك انسان و به خاطر تمام بشریت در خاورمیانه و جهان به انجام رساندم، چرا كه بسیاری از كشورهای دیگر می‌توانستند هر آنچه را كه اسراییل انجام داده، به انجام رسانند. به همین دلیل من تصمیم گرفتم به خاطر نفع بشریت، خطرتسلیحات هسته‌یی سری اسراییل را افشا كنم. ما در میان جنگ سرد و گسترش سلاح‌های هسته‌یی بودیم، این سلاح‌ها به برخی كشورها نظیر آفریقای جنوبی گسترش یافت، خطر تسلیحات هسته‌یی واقعی بود اما هم اكنون این خطر كاهش یافته است.

گرین لفت: آیا می‌دانید خودتان را درچه وضعیتی قرار داده‌اید؟ چرا شما این كار را كردید و كس دیگری چنین ریسك بزرگی را انجام نداد؟

وانونو: البته من خطرات این كار را می‌دانستم، هیچ كس نمی‌توانست كاری را كه من انجام دادم به انجام رساند؛ من می‌دانم كه دولت اسراییل را به هم ریختم، من به دنبال منافع شخصی‌ام نبودم، من می‌دانستم كه دولت اسراییل و این رژیم یهودی را به دردسر انداخته‌ام، بنابراین آن‌ها می‌توانستند من را تنبیه كنند، بكشند، یا هر آنچه می‌خواهند در برابر من به انجام رسانند، اما من مسوول گفتن حقایق به جهان بودم، من تنها كسی بودم كه می‌توانست این كار را به انجام رساند، بنابراین من به خطرات آن هیچ توجهی نكردم.

گرین گفت: آیا شما از خانواده‌تان حمایت كردید؟

وانونو: اعضای خانواده‌ی من قادر به درك تصمیم من نبودند، آنچه كه آن‌ها را مورد اذیت قرار داد، این حقیقت بود كه من مسیحی شدم. برای آن‌ها انجام این اقدام بسیار دردناك‌تر از این حقیقت بود كه من اسرار هسته‌یی اسراییل را افشار كردم، من به آن‌ها احترام می‌گذارم و آن‌ها نیز به زندگی من احترام می‌گذارند، ما روابط خوبی داریم اما اغلب اوقات همدیگر را نمی‌بینیم.

گرین لفت: آیا شما احساس تنهایی می‌كنید؟

وانونو: بله، در اینجا احساس تنهایی می‌كنم اما من دوستان زیادی دارم كه از من حمایت می‌كنند.

گرین لفت: درباره‌ی شما تحت چه شرایطی داوری و قضاوت شد و شما تحت چه شرایطی زندانی شدید؟

وانونو: دادگاه من به طور كامل در خفا به صورت سری انجام شد. من با وكیلم تنها بودم. من به اتهام جاسوسی و خیانت محكوم شدم. مقامات با منزوی كردن من در جریان كل روند محاكمه از من انتقام گرفتند. آن‌ها به هیچ كس اجازه ندادند با من حرف بزند، من نیز از گفت‌وگو با مطبوعات منع شدم. دولت اسراییل از تمام نفوذ رسانه‌یی‌اش برای شستشوی مغزی افكار عمومی و قضات كه در نهایت متقاعد شدند و من را به زندان فرستادند، استفاده كرد. بنابراین این دادگاه به طور سری انجام شد و مطبوعات هیچ دسترسی به حقیقت نداشتند. آن‌ها نمی‌توانستند حرف‌های مرا بشنوند. مردم متقاعد شدند كه من یك خیانتكار، جاسوس و جنایتكار بودم، حتی یك ذره عدالت در این دادگاه دیده نمی‌شد. اما این تنها دادگاه نبود، بدترین وضعیت انزوا در داخل زندان بود، آن‌ها تنها با زندانی كردن من مرا مجازات نكردند بلكه آن‌ها با جاسوسی دایم از من و رفتارهای بسیار بد و شرم‌آور به طور كامل من را منزوی كردند. آن‌ها سعی كردند مرا از آنچه كه كرده بودم، پشیمان و نادم كنند.

من 18 سال در زندان انفرادی بودم و برای 11 سال و نیم در انزوای كامل بودم. اولین سال آن‌ها دوربین‌هایی در سلول من قرار داده و سه سال متوالی چراغ در سلول من روشن بود. جاسوسی‌های آن‌ها به من صدمه زد، آن‌ها به من اجازه‌ی خوابیدن نمی‌دادند، با من رفتارهای بسیار بدی می‌شد، آن‌ها سعی داشتند مرا به اطاعت خودشان وادارند، هدف من نیز زنده ماندن بود و به آن رسیدم.

گرین لفت: شما خیلی خوش شانس بودید كه اعدام نشدید، همان طور كه تامی لاپید، وزیر دادگستری وقت اسراییل می‌خواست. شما مقاومت كردید و در نهایت در 21 آوریل سال 2004 آزاد شدید. شما 50 سال پیر شدید.

وانونو: آن‌ها مرا آزاد كردند، چون 18 سال را در حبس گذراندم. آن‌ها می‌خواستند مرا بكشند. اما دولت اسراییل در نهایت این تصمیم را اتخاذ نكرد.

گرین لفت: كانال‌های تلویزیونی در آوریل سال 2004 آزادی شما را از زندان به تصویر كشیدند، سپس جهان فهمید چه اتفاقی افتاده است، شما شاید با انرژی و مصمم بودید و شبیه یك فرد شكست خورده نبودید.

وانونو: ترك زندان و گفت‌وگو با جهان پس از 18 سال در زندان بودن و تحت آن شرایط محدود، كامل لحظه‌ی بزرگی بود.

گرین لفت: آیا آن‌ها نتوانستند شما را از لحاظ ذهنی به اطاعت خود درآورند و شما را شكست دهند؟

وانونو: مطلقا نه. هدف من خروج از آنجا و صحبت با جهان و شكست آن‌ها بود. هدف من زنده ماندن بود و این بزرگترین پیروزی من بر تمام آن سازمان‌های جاسوسی بود. آن‌ها برای ربودن من و كشاندن من به دادگاه و منزوی كردن من به مدت 18 سال برنامه‌ریزی كرده بودند و من با توجه به همه این‌ها زنده ماندم، البته من اذیت شدم، اما زنده ماندم با وجود تمام جنایت‌های آن‌ها هنوز زنده هستم، وضعیت سلامتی من در حد عالی است، من قوی هستم.

گرین لفت: چه چیزی به شما در مقاومت كردن كمك كرد؟

وانونو: قدرت من، حقیقت این است كه من متقاعد شدم كارم درست بود.

گرین لفت: بزرگترین مشكل شما هم اكنون چیست؟

وانونو:‌آن‌ها به من اجازه نمی‌دهند اسراییل را ترك كنم. آن‌ها مرا از زندان آزاد كرده‌اند اما هم اكنون من در زندان بزرگتری یعنی اسراییل هستم. من دوست دارم اینجا را ترك و از آزادی لذت ببرم. من از اسراییل خسته و مریض شده‌ام. ارتش می‌تواند هر زمانی كه بخواهد مرا دستگیر و مجازات كند، من احساس می‌كنم تحت لطف و رحمت آن‌ها قرار دارم، من دوست دارم جایی دیگری زندگی كنم.

گرین لفت: آیا اسراییل به شما اجازه‌ی خروج از كشور را خواهد داد؟

وانونو: من نمی‌دانم، آن‌ها گفتند من نمی‌توانم برای یكسال اسراییل را ترك كنم، زمانی كه یك سال تمام شد، آن‌ها این ممنوعیت را برای یكسال دیگر تمدید كردند كه آوریل آینده پایان می‌یابد اما آن‌ها می‌توانند این اقدام را تا هر زمانی كه بخواهند به انجام رسانند.

گرین لفت: نظر شما درباره‌ی معاهده‌ی منع گسترش سلاح‌های هسته‌یی با توجه به این كه ابهام هسته‌یی اسراییل تحمل شده، در حالی كه ایران با امضای این معاهده همچنان تحت فشار است، چیست؟

وانونو: تمام كشورها باید به روی بازرسان بین‌المللی باز باشند و به این بازرسان هر آنچه را كه به صورت محرمانه در تاسیسات هسته‌یی‌شان به انجام می‌رسانند، بگویند، اسراییل معاهده‌ی منع گسترش سلاح‌های هسته‌یی (ان. پی. تی) را امضا نكرده است. تقریبا 180 كشور از جمله تمام كشورهای عربی این معاهده را امضاء كرده‌اند، مصر سوریه، لبنان، عراق و اردن. تمام كشورهای همسایه‌ی اسراییل مرزهایشان را به روی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گشوده‌اند. اسراییل بدترین مثال است و تنها كشوری است كه از امضاء این معاهده خودداری كرده است.

آمریكا و اروپا باید توجه بیشتری به مورد اسراییل داشته باشند، اسراییل باید نظیر هر كشور دیگری عمل كند، ما باید به تزویر و ریاكاری پایان دهیم و ان.پی.تی را امضاء كنیم، اسراییل باید بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را در دیمونا پذیرا باشد.

گرین لفت: این درحالی است كه ایران كه به تعهداتش عمل كرده و بازرسان سازمان ملل را می‌پذیرد، با اعمال تحریمات تهدید می‌شود، اما هیچ اقدامی در قبال اسراییل كه تسلیحات هسته‌یی دارد و بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را نمی‌پذیرد، به انجام نمی‌رسد، چرا كه آمریكا و اروپا سیاست معیارهای دوگانه را در این خصوص اعمال می‌كنند.

وانونو: بله، این اوضاع حتی بدتر از آن چیزی است كه شما می‌گویید، نه تنها آن‌ها هیچ اقدامی علیه اسراییل به انجام نمی‌رسانند بلكه به طور محرمانه و مخفیانه به آن كمك هم می‌كنند، همكاری محرمانه‌ای میان اسراییل و آمریكا، انگلیس و فرانسه وجود دارد. این كشورها تصمیم گرفته‌اند تا از برنامه‌ی هسته‌یی اسراییل حمایت كنند، چرا كه می‌خواهند اسراییل به عنوان یك كشور مستعمره كه می‌تواند كنترل آن‌ها را برخاورمیانه، دسترسی به منابع نفتی در منطقه و حفظ اعراب در شرایط توسعه نیافته و در بحبوحه‌ی مناقشات برادركشی، حفظ كند، در خدمت آن‌ها باشد. این اصلی‌ترین دلیل این همكاری است.

گرین لفت: آیا ایران همان طور كه اسراییل و آمریكا ادعا می‌كنند، یك تهدید است؟

وانونو: ایران تحت كنترل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هیچ تهدیدی را اعمال نمی‌كند. كارشناسان غربی به طور كامل ماهیت برنامه‌ی هسته‌یی ایران را می‌دانند و می‌دانند كه این برنامه متضاد با برنامه‌ی اسراییل است كه حتی اجازه‌ی ورود هیچ كس را در تاسیسات هسته‌یی‌اش نمی‌دهد. به همین دلیل است كه ایران تصمیم گرفته یك گام رو به جلو بردارد و به جهان بگوید شما نمی‌توانید شفافیت بیشتری از ما بخواهید در حالی كه چشمانتان را به روی آنچه كه در اسراییل در حال روی دادن است، بسته‌اید. اعراب 40 سال است كه می‌دانند اسراییل بمب‌های اتمی دارد و هیچ كس هیچ اقدامی درباره‌ی آن‌ها نكرده است، مادامی كه جهان به نادیده گرفتن تسلیحات اتمی اسراییل ادامه می‌دهد، از نظر اخلاقی حق ندارد، درباره‌ی ایران چیزی بگوید. اگر جهان واقعا نگران است، اگر واقعا می‌خواهد به تكثیر سلاح‌های هسته‌یی پایان دهد، باید اول از اسراییل آغاز كند.

گرین لفت: این امر باید برای شما خیلی آزاردهنده باشد كه بشنوید اسراییل، به عنوان یك نقض كننده مقررات انسانی، آماده‌ی حمله به ایران است، كشوری كه تاكنون هیچ قوانینی را نقض نكرده است.

وانونو: بله این امر من را دیوانه می‌كند، من هیچ دلیلی برای انتقاد از ایران ندارم، پیش از آنكه ما اقدامی علیه كشوری صورت دهیم، باید مراقب اسراییل باشیم. اگر هر كسی بخواهد علیه ایران اقدامی را صورت دهد، باید در ابتدا با اسراییل برخورد كند. جهان نمی‌تواند اقدامات اسراییل ظرف 40 سال گذشته را نادیده انگارد. آمریكا باید اسراییل را موظف به امضای ان پی تی كند، اروپا اذعان می‌كند كه اسراییل سلاح‌های هسته‌یی دارد. جهان عرب باید درباره‌ی این حقیقت كه كل جهان در حال انتقاد از ایران است كه سلاح‌های هسته‌یی ندارد اما اسراییل را نادیده می‌انگارد، بسیار نگران و متوجه عمل می‌كند.

گرین لفت: چه كشورهایی با اسراییل همكاری كرده‌اند؟

وانونو: اسراییل به فرانسه و انگلیس در مبارزاتشان علیه مصر در سال 1956 كمك كرد. فرانسه و انگلیس پس از عملیات سوئز، همكاری با برنامه‌ی هسته‌یی اسراییل را به عنوان راهی برای پاسخ به حمایتی كه اسراییل در خلال این جنگ از آنها كرده بود، آغاز كردند.

گرین لفت: آیا آفریقای جنوبی تا سال 1991 به اسراییل كمك كرد؟

وانونو: بله، اسراییل در بیابان‌های آفریقای جنوبی آزمایشات هسته‌یی‌اش را به انجام رساند.

گرین‌لفت: به نظر می‌رسد جان اف كندی، رییس جمهور اسبق آمریكا از بازرسان خواست به دیمونا در اسراییل بروند، آیا شما ارتباطی میان این درخواست و ترور وی مشاهده می‌كنید؟

وانونو: من در آن زمان معتقد شدم آمریكا مخالف برنامه هسته‌یی اسراییل است، كندی سعی كرد اسراییل را متوقف كند اما او پیش از انجام این كار ترور شد. از دیدگاه من ترور كندی با گسترش سلاح‌های هسته‌یی در اسراییل و كشورهای دیگر در ارتباط بود. آنهایی كه وی را كشتند با گسترش سلاح‌های هسته‌یی موافق بودند و با مرگ وی گسترش سلاح‌های هسته‌یی ادامه یافت. در حقیقت لیندون جانسون و ریچارد نیكسون، روسای جمهور آمریكا كه جانشین كندی شدند، هیچ مشكلی با سلاح‌های هسته‌یی نداشتند. آنها به اسراییل اجازه انجام كارهایش را دادند. ما می‌توانیم به سادگی تغییر در این مسیر را پس از ترور كندی شاهد باشیم.

گرین لفت: انتقاد شما پنهان كاری اسراییل را در این خصوص تغییر نداد. اسراییل اقداماتی را به انجام رساند، قدرت بزرگی را به دست آورد تا علیه آن اقدامی صورت نگیرد. آیا استراتژی اسراییل در تضاد با شفافیت و كارآمدی است؟

وانونو: بله، ما باید این امر را بپذیریم. اسراییل موردی است كه باید بر روی آن مطالعه شود. چطور یك كشور كوچك می‌تواند از كل جهان سرپیچی كند و به سیاست‌های سركوبگرانه‌اش ادامه دهد و هیچ موردی باعث نگرانی‌اش نشود؟ بله، اسراییلی‌ها قادر به انجام این كارها بودند اما امروز جهان تغییر كرده. جنگ سرد پایان یافته. كمونیسم شكست خورده. جهان در جهت صلح پیش می‌رود. ما می‌توانیم هم اكنون ببینیم كه سلاح‌های هسته‌یی به اسراییل كمك نمی‌كند. هم اكنون اسراییل باید نشان دهد كه صلح را می‌خواهد و چطور آن را به دست می‌آورد و چه استفاده‌ای از تسلیحات هسته‌یی می‌كند؟

سیاست هسته‌یی اسراییل در زمان جنگ سرد ممكن بود، اما امروز ما باید اسراییل را متقاعد كنیم سیاست جدیدی را بپذیرد و به جهانیان نشان دهد كه خواهان صلح است. اعلام كند كه به سلاح‌های هسته‌یی نیازی ندارد.

گرین لفت: اسراییل در دهه 50 سلاح‌های پیشرفته‌ای داشت، چرا به دستیابی به سلاح‌های هسته‌یی روی آورد؟

وانونو: كشور كوچكی نظیر اسراییل دلیل معتبری برای در اختیار داشتن این تعداد قابل توجه سلاح اتمی ندارد. اینطور به نظر می‌رسد كه اسراییل در برنامه‌ی تسلیحات هسته‌یی‌اش به گونه‌ای دیوانه‌وار عمل كرده است.

غیر ممكن است كه از سلاح‌ هسته‌یی در منطقه استفاده شود. اگر سلاح هسته‌یی علیه سوریه، مصر یا اردن استفاده شود، اثرات رادیو اكتیو ‌آن به اسراییل صدمه می‌زند. اسراییلی‌ها تا امروز قادر به مباحثه درباره‌ی این مساله نبوده‌اند. این در حالی است كه این مشكلی است كه هر كسی را در جهان نگران می‌كند، ما منتظر پاسخ اسراییل هستیم.

گرین لفت: آیا شما اینطور فكر نمی‌كنید كه سلاح‌های هسته‌یی برای اسراییل موردی است كه به آن‌ها اجازه می‌دهد تا وضعیت موجود را به عنوان ابزاری برای باج خواهی سیاسی حفظ كند و آنها را قادر سازد تا در شرایط برابر با قدرت‌های بزرگ كه از آمریكا شروع می‌شود، مباحثه و با اعرابی كه اسراییل را غارتگر می‌دانند و آنها را در زمینه‌ی نظامی ضعیف می‌پندارند، مصالحه نكنند؟

وانونو: این كاملا درست است. اسراییل از قدرت سلاح‌هایش برای اعمال سیاست‌هایش استفاده می‌كند. اسراییل قدرت زیادی دارد. این كشور با تكبر به همه‌ی همسایگانش حمله می‌كند. نه تنها آمریكا به اسراییل می‌گوید چه بكند بلكه اروپا نیز اكنون اهمیت قدرت اسراییل را درك كرده است. اسراییلی‌ها بدون استفاده از بمب اتم و عدم تهدید برای استفاده از تسلیحات هسته‌یی نمی‌تواند قدرت‌ا‌ش را اعمال كنند. آنها به گونه‌ای كه دوست دارند رفتار می‌كنند. آنها دیوار می‌سازند. آنها در فلسطین مستعمره می‌سازند و هیچ كس نمی‌تواند به آنها بگوید نمی‌توانند این كارها را بكنند چرا كه آنها بسیار قدرتمند هستند. این دلیل باج ‌خواهی سیاسی آنهاست. آنها می‌توانند از سلاح‌های هسته‌یی‌شان علیه هر كشوری كه سعی می‌كند سیاست خصمانه و سركوبگرانه‌ی آنها را علیه فلسطینیان متوقف كند، استفاده ‌كنند. این اوضاع كنونی است و كل جهان آن را می‌داند دلیل دیگری هم وجود دارد كه آمریكا و اروپا هیچ اقدامی در این خصوص صورت نمی‌دهند. آنها میزان قدرت اسراییل را می‌دانند بنابراین بهترین راه برای مخالفت با اسراییل مطلع ساختن جهان از حقیقت است و مطالعه‌ی هر آنچه كه در این كشور در خصوص بمب اتم به انجام می‌رسد تا زمانیكه آنها این بمب‌ها را كنار نگذارده‌اند.

گرین لفت: آیا اسراییل احتمال استفاده از تسلیحات هسته‌یی را علیه همسایگان عربش در سال 1973 بررسی كرد؟

وانونو: بله، اسراییل در سال 1973 آماده بود تا از بمب‌های اتم علیه سوریه و مصر استفاده كند.

گرین لفت: شما به دلیل افشای اسرار یك كشور بسیار مورد اذیت قرار گرفتید، در نهایت نتیجه ‌آن چه بود؟

وانونو: اول، جهان هم اكنون مدركی دارد كه نشان می‌دهد اسراییل سلاح‌های اتمی دارد. هم اكنون هیچ كس نمی‌تواند حقیقت برنامه‌ی هسته‌یی اسراییل را نادیده بگیرد و پس از آن اسراییل از ذخیره‌ی انواع سلاح منع شده است.

دلیل بعدی این است كه جهان از آنچه كه این رژیم یهودی در خفا انجام می‌دهد، آگاه شد و جهان هم اكنون از دروغ‌ها و اطلاعات نادرستی كه این رژیم ارایه كرده، مطلع است. جهان با اطلاع از اینكه كشور كوچكی نظیر اسراییل قادر بوده تا 200 بمب اتم بسازد، از نحوه برخورد آنها آگاه شده است. نگرانی بعدی این است كه كشور كوچك دیگری می‌تواند چنین اقدامی را صورت دهد.

جهان درباره‌ی راه‌های توقف گسترش سلاح‌های هسته‌یی فكر می‌كند و اسراییل را از كمك به كشورهای دیگر برای استفاده از این تسلیحات در آینده باز می‌دارد.

زمانیكه جهانیان از اقدامات سری و محرمانه‌ی اسراییل آگاه شدند، ترس از گسترش سلاح‌های هسته‌یی افزایش یافت. جامعه‌ی جهانی از قدرت اسراییل آگاه شد و فشار بر این كشور برای دستیابی به مصالحه با فلسطینیان و جهان عرب آغاز شد. اسراییل از دهه‌ی 50 تاكنون به دلیل داشتن سلاح‌های هسته‌یی و تضمین امنیتش دلیلی برای ترس از همسایگان عربی‌اش نداشت.

گرین لفت: چرا اسراییل هم چنان شما را تعقیب می‌كند؟

وانونو: آنچه كه من انجام دادم، برای اقدامات سیاسی اسراییل بسیار مضر بود. آنها مجبور شدند طرح‌هایشان را تغییر دهند. سیاست هسته‌یی محرمانه‌ی اسراییل از سوی شیمون پرز ایجاد شد. پس از افشاگری، اسراییل مجبور شد تا راهش را تغییر دهد و طرح‌های جدیدی را اعمال كند. آنچه كه ما امروز می‌بینیم پیامد آن چیزی است كه من انجام دادم. آنها مجبور شدند انواع دیگری از سلاح را بسازند، هم اكنون آنها در حال ساخت دیوار حائل، ایست‌های بازرسی و شهرك‌های یهودی نشین هستند. آنها در تلاشند تا جامعه‌ی یهودی را مذهبی‌تر، ملی‌گراتر و نژادپرستانه‌تر سازند، به جای آنكه راه دیگری را برگزینند و به جای آنكه این امر را درك كنند كه راه حل ممكن، صلح و به رسمیت شناختن حق فلسطینیان و پایان دادن به مناقشات است، به اقدامات سركوبگرانه‌شان چسبیده‌اند. آنچه كه اسراییل می‌خواهد ساخت دیوار و شهرك‌ها‌یش است.

گرین لفت: بنابراین آنچه را كه شما انجام دادید یك كار بزرگ است.

وانونو: من به عنوان یك بشر كاری را برای امنیت و احترام به بشریت به انجام رساندم. همه كشورها باید به ما احترام بگذارند. به عنوان بشر هیچ موضوعی در قبال این كه مذهب ما چیست، وجود ندارد. یهودی باشیم، مسیحی، مسلمان یا بودایی. اسراییل یك مشكل بزرگ دارد. كشوری است كه به بشریت احترام نمی‌گذارد. دولت اسراییل از دموكراسی به دور است. دولت اسراییل نژاد پرست است. كل جهان باید بداند كه اسراییل یك سیاست نژاد پرستانه را در پیش گرفته. اگر شما یك یهودی هستید هر آنچه كه بخواهید می‌توانید به انجام رسانید و هر جا كه بخواهید می‌توانید بروید. اگر شما یك یهودی نباشید، شما هیچ حقی ندارید. نژاد پرستی مشكل اصلی است كه اسراییل با آن روبروست. اسراییل نمی‌تواند ثابت كند كه دموكراسی در آن برقرار است. هیچ كس نمی‌تواند این دولت نژاد پرست را بپذیرد نه آمریكا و نه اروپا. اما به هر حال آنها می‌توانند تسلیحات هسته‌یی اسراییل را بپذیرند.

چطور آنها می‌توانند این رژیم نژاد پرستانه را توجیه كنند.

گرین لفت: به نظر می‌رسد شما از قبول مشروعیت این رژیم خودداری می‌كنید، آیا اینطور است؟

وانونو: بله. این همان چیزی است كه من زمانی كه از زندان آزاد شدم گفتم. ما نمی‌توانیم این دولت یهودی را بپذیریم، دولت یهودی اسراییل مخالف دموكراسی است. ما به دولتی احتیاج داریم كه تمام شهروندانمان بدون توجه به عقاید مذهبی‌شان بتوانند در آن زندگی كنند. تنها راه‌حل ایجاد كشوری است كه تمام شهروندان با تمام مذاهب و با حفظ دموكراسی نظیر فرانسه یا سوییس بتوانند در آن زندگی كنند، نه كشوری فقط برای یهودیان. یك رژیم یهودی هیچ دلیلی برای موجودیت ندارد. مردم به یك دموكراسی واقعی كه به بشریت احترام می‌گذارد نیاز دارند.

گرین لفت: پس از نظر شما اسراییل تهدید بزرگی است؟

وانونو: البته این طور است. ما همه می‌دانیم اسراییلی‌ها تا چه حد مردم فلسطین را برای بیش از 50 سال در رنج و عذاب قرار دادند. اكنون زمان آن است كه جهان به هولوكاست فلسطینیان توجه كند. فلسطینیان رنج‌های زیادی را به دلیل این سركوب‌گری‌ها تحمل كردند. یهودیان به آنها احترام نمی‌گذارند و آنها را بشر نمی‌دانند. یهودیان حقوق فلسطینیان را به رسمیت نمی‌شناسند و هم چنان آنها را تعقیب كرده و زندگی و آینده آنها را در خطر قرار می‌دهند.

گرین لفت: شما درباره‌ی كشور من، سوییس منبع كنوانسیون‌های ژنو چه می‌گویید؟

وانونو: سوییس باید به طور واضح و با صدایی بلند سیاست نژاد پرستانه اسراییل را كه حقوق تمام فلسطینیان را نقض می‌كند، محكوم كنید. همه كشورها باید از اسراییل بخواهند به مردم غیر یهودی به عنوان بشریت احترام بگذارد، در حقیقت من حق صحبت با شما ندارم. من اجازه صحبت كردن با خارجی‌ها را ندارم. به رغم این تحریمات و خطرات، من این كار را به انجام رساندم. اسراییل از غرامت‌های هولوكاست برای ساخت سلاح‌ و تخریب منازل فلسطینیان و خیابان‌های آنها استفاده كرد. من امیدوارم كشور شما بتواند به من پاسپورت اعطا و كمك كند تا از اسراییل خارج شوم. زندگی در این جا بسیار سخت است اگر شما یك یهودی باشید مشكلی ندارید اگر شما یهودی نباشید با شما با احترام برخورد نمی‌شود.

+ نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه نهم اسفند 1384 و ساعت 12:26 |
وزير كشور گفت: وزارت اطلاعات موارد دخالت كشورهاي خارجي را در خصوص انفجارها و اخلالگري‌ها به وزارت امور خارجه منعكس مي‌كند تا از مجاري ديپلماتيك موضوع پيگيري مي‌شود.(ايرنا)
چرا براي مردم ايران روشن بيان نشود و همه اش در حد حرف و حديث باقي بماند.پخش اعتراف متهمان چه شد؟
اگر ريشه فتنه در خارج از ايران است چرا به صورتي کاملا اتفاقي آنها را سر به نيست نمي کنيد يا اگر فعلا امکان ندارد چرا براي آنها پرونده هاي رسوايي اخلاقي يا مالي در هر جاي دنيا که هستند درست نمي کنيد يا اگر دارند چرا آشکارش نمي کنيد تا از توجه همين معدود افراد به آنها جلوگيري کنيد.شما که بايد اين کار ها را بهتر بلد باشيد!


====================================================
اما در جواب دوستي که نظر داده بودند بايد بگويم اين که ما نمي گوييم ناشي از ضعف ديبلماسي ما بوده است هميشه در موضع واکنش بوده ايم و گويا نخواسته ايم آنها را به واکنش واداريم.هميشه سعي کرده ايم دل آنها را بدست بياوريم ولي گويا کسي نبايد دل ما را بدست بياورد.جديدا هم که رييس جمهور چوب توي لانه زنبور آنها کرد و کمي آنها را شوراند بعضي از همين افراد مثبت اين کار ها را رد کردند .ولي هداييش چکار توانستند بکنند جز اين که از سر دستپاچگي واکنش نشان دادند.به هر حال کنش بهتر از واکنش است چون اگر حساب شده باشد مي توان حريف را تا آخر بازي داد.هميشه بدانيد حمله بهترين دفاع است.
+ نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه نهم اسفند 1384 و ساعت 7:27 |
چند ماهی است هر روزه به تعداد زیادی از سایت های خبری- تحلیلی فارسی زبان داخل مراجعه می کنم و گاهی ۲-۳ بار در روز این کار را انجام می دهم.در پایان هر خبر یا متن جایی برای نظرات است .مکرر نظر داده ام و نظرات داده شده را هم خوانده ام .جالب است با اختلاف ساعتی که با ایران دارم به جرات می گویم وقتی سایت به روز می شود شما در ایران در خواب ناز هستید و من شاید اولین نفری هستم که پس از به روز رسانی سایت را می بینم.جالب این است که از همان اول برخی خبر ها و متن ها دارای نظرات بینندگان هستند! و حتی پس از گذشت چند ساعت یا شبانه روز هیچ نظری افزوده نمی شود.چطور ممکن است در حالی که این سایت ها در روز چند بار به روز می شوند.شاید دیگر نظرات مردمی تمام می شود! و مردم حرفی برای گفتن ندارند.یکی از سایت ها که گویا این بخش نظرات را برای این که به قولی صفحه خالی از عریضه نباشد واصلا نشان نمی دهد نظری دریافت شد یا نه و هیچ وقت هم نظری را هم درج نمی کند.چرایش را از خودشان بپرسید.دیگر به چه درد می خورد نمی دانم.یکی از اینها دیشب در مورد تجمع طلاب و دانشجویان جلو باغ قلهک نوشته است ولی در بخش نظرات مردمی که صد البته یکی از خود آقایان یا خانم ها است نوشته است دست انگلیسی ها باشد بهتر است از این که آقا زاده ها آن را بخورند. خدمت ایشان عرض کنم کی می خواهید دست از این انگلوفیل بازیها دست بردارید کی می خواهید عشق این پیر جادوگر سیاست را از دلتان خارج کنید.وقاحت هم حدی دارد.زمانی جوانان ما خون می دادند تا خاک کشور را در نواحی مرزی حفظ کنند انگلیسی ها در قلب پایتخت خاک کشور را در چنگ داشتند و ما نمی دانستیم .عجب حکایتی.انگلیس و آمریکا و روس و فرانس و ژرمن  و ... ندارد .همه یک ... سگ زرد برادر شغال است .همه می خواهند این کشور را بچاپند و چاپیده اند . الان هم به لطایف الحیل می چاپند از طریق همین جنگ زرگری که با هم سر ایران دارند.حالا شما این گونه نظر می دهید.اگر خدای ناکرده این نظر مردمی باشد باید عرض کنم چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.آقا زاده ها بخورند گوارای وجودشان از دست اجنبی بیرون بیاید.لا اقل  آقازاده ها خون پدر و مادر ایرانی در وجودشان هست.
خدا همه انگلوفیل ها.....و همه اجنبی پرست ها را در ایران هدایت کند اگر هم نمی شوند سرب داغ  در کام و قلب شان فرو کند .
+ نوشته شده توسط داورپناه در یکشنبه هفتم اسفند 1384 و ساعت 7:55 |

در کامپیوتر های جدید حتما این درگاه را دیده اید یا در هندی کم ها .برای خودم هم که یک کاربر معمولی هسبم ابن سوال پیش آمد این چیست و چه نیازی به آن هست و چه قابلیتی دارد.جوابش را اینجا آورده ام .امید وارم برای شما هم مفید باشد

IEEE 1394

 

گذرگاه بيروني استاندارد بسيار سريعي که سرعت انتقال داده ها را تا 400 مگا بايت در ثانيه در ( IEEE 1394a) و 800 مگا بايت در ثانيه در (IEEE 1394b) پشتيباني مي کند.محصولاتي که 1394 استاندارد را پشتيباني مي کنند بسته به شرکت نامهاي متفاوتي دارند.اپل که در اصل اين فن آوري را توسعه داده است نام تجاري فاير واير را مورد استفاده قرار مي دهد.ساير شرکتها ساير نامها نظير آي.لينک و لينکس رابراي توضيح  محصولات 1394 به کار مي برند.

يک درگاه منفرد 1394 مي تواند براي اتصال به 63 دستگاه خارجي به کار رود.علاوه بر سرعت بالا،1394 مي تواند انتقال همزمان داده ها را با سرعتي تضمين شده پشتيباني مي کند.اين امر اين گذرگاه را براي وسيله هايي که نياز به انتقال مقادير بالايي از داده ها به صورت ريل-تايم (زمان حقيقي)دارند مثل دستگاه هاي ويديويي ايده آل مي سازد.

اگرچه 1394 به شدت سريع و انعطاف پذير است ولي گران هم مي باشد..1394 همانند يو.اس.بي(USB) اتصال و اجرا و هات پلاگينگ را پشتيباني مي کند و همچنين نيرو را براي دستگاه هاي جانبي تامين مي کند.

 

منبع : http://www.webopedia.com

 

==========================================

چند سالي هست کاربر آوانت بروسر هستم و مرورگر محبوب من بود ولي حالا دارد واقعا اذيت مي کند .با اين که خيلي قابليت ها دارد ولي الان زود زود قفل مي کند .مثلا امروز رفتم به وبلاگي که لينک داده در بخش نظرات که وبلاگ خوب بار گذاري نمي شد رفرش کردم و باعث شد به دليل سنگيني صفحه قفل کند و من هم آن را بستم .يک صفحه کلي مطللب براي وبلاگ نوشته بودم که همه پاک شد.آنها را بعدا مي نويسم.حالا اين اينترنت اکسپلورريا موزيلا يا فاير فاکس يا نت اسکيپ چه خوبي دارد.يکي همين که يک صفحه قفل کرد بقيه را نبايد بست ولي ايراد عمده اين است که زياد شلوغ مي شود وقتي که زياد صفحه باز مي کني که البته تنها دليل آن براي خوبيش است .اما در آوانت يا مشابهش اپرا يا ديگر وارد وقتي جند صفحه باز مي کني همه در يک کادر است و قاطي نمي کني.اگر اشتباهي مرور گر را بستي دوباره با يک کليک بر مي گردد.در آوانت با دو کليک همه رکورد ها را مي شود پاک کرد يا چند پروکسي داشت و دايم آنها را عوض کرد و حتي اگز وينوز را موقع کار شات داون کني بار بعدش که آوانت راه اندازي بشه مي توني مستقيم بري به صفحات قبلي.ولي اين ايراد عمده قفل کردن را هم دارد.البته اين ايراد  در نسخه جديدش زياد اتفاق مي افتد و قبلا وجود نداشت.يک خوبي آوانت اين است که روي خود مرور گر با يک کليک مي شود پاپ آپ ،عکس،فلش يا موسيقي را بست.تازه فارسي سازي هم شده.شايد هم اين ايراد از اين باشد.قبلا فارسي نبود.منظورم ۲-۳ سال قبل است.البته با همه اين موارد آن را به اپرا که زياد تبليغش را مي کنندو موارد مشابه که همه را امتحان کرده ام ترجيح مي دهم .شما هم امتحان کنيد بد نيست ولي اگر زماني قفل کرد.به من فحش ندهيد.پاي خودتان.

+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه ششم اسفند 1384 و ساعت 16:10 |
امروز در دانشگاه روز دانش آموختگی بود  البته در ترم دوم و اول مارس روز اول سال تحصیلی ۲۰۰۶ خواهد.به قدری دانشگاه شلوغ بود که حد نداشت.ماشین ها قطار شده بودند و دانشجوهای سرباز کار پلیس راهنمایی را انجام می دادند.همه جا پرچم کره و  دانشگاه افراشته بود.گل فروش ها هم دسته گل های قشنگی برای فروش آورده بودند.خانواده ها و دانشجوها عالمی داشتند.بازار کار عکاس ها هم حسابی سکه بود.هر گوشه یکی را مشغول عکس گرفتن می دیدم.به هر حال داشتند از آخرین روز های دانشجویی حسابی لذت می بردند.با ایران مقایسه می کنم می بینم ما که نفهمیدیم چطور گذشت کسی هم نگفت خرت به چند تازه دانشگاه تهران نزدیک بود تو خواب هم کتک بخریم که شانس یا... در رفتیم.روز دانشجو هم که انگار نه انگار .دلواپسی های آینده شغلی که دیگر واویلا....یک دختر لیسانسی که تو آزمایشگاه دانشگاه داشت پایان نامه لیسانس می گذراند را تو کریب دیدم که استخدام شده بود و کار می کرد.حتی یک روز هم بیکار نبود.ولی خودم با فوق بعد از ۶ ماه بیکاری مطلق توانستم یک سال حق التدرسی در پیام نور بگیرم .بقیه هم دوره ایهایم هم وضعی بهتر ندارند.مراکز نیاز دارند ولی نمی گیرند.شاید باید کس و کارشان باشی تا ....درس خواندن هم که در ایران پوستت را می کنند ولی اینجا دانشجوها تقریبا همیشه آزادند و خوش می گذرانند.آهر سر هم با سلام صلوات می فرستنشان سر کار.البته ما هم در ایران پس ار پایان تحصیل سر کار می رویم!
بگذریم.استاده از کارم راضی نبود گفت من دو ایرانی می شناسم یکی تو  یکی استادت که نمی دانم با توجه به شما ایران و ایرانیها خوب باشند.فوری حرفش را کوبیدم تو دهنش .با عصبانیت گفتم ایران ایران است.مهم نیست من یا استادم چی هستم.دید عصبانی شدم حرفش را ادامه نداد . گفت باشد تمام و شروع به گله گذاری کرد.هنوز داغ آن گیاه ویژه ایران و ژنهای آن است.دست استاد ایرانم درد نکند خوب داغش کرد.این ژنها تا ابد بلا استفاده بماند بهتر است تا این که مورد استفاده بیگانه قرار گیرد.جز چینی و بنگلادشی و ویتنامی  و این دور و بریها که برای دو لقمه نان می آیند کره درس بخوانند کی می آید اینجا خصوصا با این زبان اینها.خودم هم چاره ای نداشتم اگر نه صبر می کردم جای بهتری بروم.سن بالا می رفت و تازه ایران هم کار درست و حسابی هم نداشتم.حالا یک مدتی درس بخوانیم وآقا دکتر بشویم که ضرری ندارد.دارد؟!بگذریم اینجا سیستم درسیش خیلی بیخود است .از روز اول می گویند بیا آزمایشگاه کار کن و از هفته اول از تو نتیجه می خواهند.چون دارند پول خرج می کنند.اینجا یک کشور کاپیتالیست است البته به قول استاد و پول که دادند می خواهند این پول را چند برابر برداشت کنند.حالا ما که علم پایه می خوانیم هم باید پول تولید کنیم.این درست ولی کجا و تا چه حد.وقتی رفیق هندیم که مدتی برای شرکت نستله در سویس کار کرده بود گفت اینجا فن آوری در دانشگاه است نه دانش جا خوردم که یعنی چه !ولی حالا می بینم نسبتا زیاد درست گفته است.مراکز تحقیقات پایه دارند بیشتر کار تجاری می کنند .مثلا آزمایشگاهی که کار می کنم به سختی کلین بنچ خالی گیر میارم و معمولا کارم را خارج از وقت اداری کار می کنم.چرا؟چون دارند برای بخش خصوصی تولید می کنند در این مرکز و آزمایشگاه.بیشتر یک بخش تحقیق و توسعه است تا یک بخش تحقیقات پایه.اگر دنبال علم پایه به معنی واقعی هستید شرق آسیا را من توصیه نمی کنم .دو مورد مهم رسوایی علمی در کره و ژاپن هم رخ داده است که من حسابی به اینها بدبین شده ام.وقتی استادم به زیاد کار کردن و داده بیرون دادن افتخار می کرد نزدیک بود بگویم من نمی خواهم دکتر هوانگ باشم.قهرمانی ملی در کره که تو زرد از کار درآمد.البته غربیها هم از این کار ها هم می کنند مثلا یک مورد در نروژ.یک مورد در آلمان .بگذریم.
=================================================
این که بوش گفته آمریکا برای بازسازی حرم امامان عسکری اقدام خواهد کرد را چطور می بینید.این دارد فحش می دهد یا چی فکر می کند یا اصلا نمی تواند فکر کند که این طوری حرف می زند
 
================================================
این روسها و چینی ها تا دست ایران را از حق خودش کوتاه نکنند دست بردار نیستند.غنی سازی اورانیوم هارج از ایران که دیگر غنی سازی نیست .این را که سالهاست دارند می کنند البته نه در ایران خوب ما بعد از این همه حرف باز ...که یعنی چی.این تظاهرات میلیونی یعنی چی؟نفهمیدند هنوز! گویا دو زاری اینها هم حسابی کج است.دیگر ملت چه کار بکنندتا این بیگانگان دوزاریشان راست بشود.شاید مخشان چکش کاری لازم دارد!شاید
+ نوشته شده توسط داورپناه در جمعه پنجم اسفند 1384 و ساعت 19:43 |
حالا که نزديک است دولتي شيعي و مردمي در عراق سر کار بيايد سناريو يي را اجرا مي کنند تا شيعه به سني و سني به شيعه بتازد و اصل کاري که دشمن هر دو است را فراموش کند و ببينيد عنوان خبري موذيانه آسوشيتد پرس: حمله به زيارتگاه شيعي  ترس و انتقام به ارمغان مي آورد و بعد توضيح مي دهد با وجودي که رهبران شيعي آرامش  شيعيان را خواستار شده اند  حمله به مساجد سني ها در بصره رخ داده است و گروه هاي سني مذهب  تند رو چون القاعده  و زرقاوي مسوول شناخته مي شوند.
 
دقيقا مي خواهند برنامه خود را  اجرا کنند تا شيعه و سني  به جان هم بيافتند و بعد غربيهاي متجاوز آن وسط خوش باشند و جفتک بپرانند.  يک سوال: شما که مي دانيد سران القاعده در ده دور افتاده دامادولا در پاکستان براي مراسم شام مي آيند و هواپيماي  بي سرنشين مي فرستيد تا آنها را بکشد چطور نمي دانستيد اينها(البته اگر اينها باشند و خود شما مثل ماجراي بصره نباشيد با آن فضاحت) مي خواهند اين برنامه را اجرا کنند. جز اين است که خود شما اين برنامه را جور کرده ايد تا ميوه کرمين آن را کوفت کنيد.و نخواهيد توانست که خدا مکار ترين مکاران است  و مکر شما را به شما بر مي گرداند.
مساجد خانه امن خدا براي مسلمانان  از هر گروه است و شيعه يا سني يا هر گروه مسلماني نمي تواند مسجد ديگري را تخريب کند مگر دست نامسلمانان و اسلام ستيزان غربي در کار باشد.
خوش باشيد که پايان عمر خوشيتان نزديک است. مگر دم از نياز به حضور خود به دليل حفظ امنيت عراق نمي زنيد .پس کو اين امنيت چکمه پوشان صليب به دوش که اگر بر مسيح دست يابيد او را هم بر صليب خواهيد کشيد اي پيروان شيطان اي فرزندان شيطان    
+ نوشته شده توسط داورپناه در چهارشنبه سوم اسفند 1384 و ساعت 18:49 |
سلام
دیگر کارشان به جایی رسیده است که صاف می روند داخل حرم و نگهبانان حرم را گروگان می گیرند و  بمب می گذارند و راست به همه مقدسات ما اهانت می کنند.دیگر معنی جنگ صلیبی یعنی چه؟فکر می کنید القاعده این کار را کرده است؟یا اصلا القاعده ماهیتی مستقل از آمریکا دارد.چرا هر زمان آنها نیاز به کمک دارند ان مجاهدین راه شیطان سر و کله شان پیدا می شود؟در قلب سرزمینی مقدس برای همه مسلمانان این همه حادثه بد به دست غربیان (و عوامل آنها به  به نام گروهی از مسلمانان) در جریان است .کی می خواهند مسلمانان بفهمند چه بر سر آنها آمده است و می آید.تنها گفتن این که کوتاهی از سران حکومتهاست  کافی نیست.کی باید این سران را عوض کند.بگذریم.می خواهم بگویم جنگ صلیبی پایان نیافت و اینک دنباله های آنها راه پدرانشان را به خوبی ادامه داده اند و اینک پرچمهایی با نشان صلیب در خاک کشور های اسامی برافراشته است (مثلا انگلیس و همین دانمارک...) و سربازانشان جولان می دهند و صهیونیست ها که اجدادشان دشمن رسول الله بودند از میان بهره بی پایان می برند.حیف که علی و علی واره ها در خاک می روند .نیست کسی تا قدرت اسلام را نشان دهد؟کجایند صلاح الدین ایوبی ها؟
مسلمانان بدانید مظللوم بودن افتخار نیست گناه است.خدا از ظالم و مظلومی که ظلم را می پذیرد به یک اندازه اکراه دارد و آنها را دشمن می دارد.روزی باید نقطه ای پایان بر تحقیر خود بگذارید .این روز کی خواهد بود؟؟
---------- اما در مورد القاعده اینها تنها کلامی را که نمی فهمند جهاد است .گروه وابسته به آنها در بنگلادش(جماعت مجاهدین بنگلادش) را شاهد می گیرم که چگونه مردمی مظلوم و فقیر و بیچاره را قربانی شهوت قدرت خود می کنند تا به قدرت یک کشور دست یابند .کشوری که که جز فقر چیزی ندارد و در آنجا نیروی کفری وجود ندارد تا اینها دستاویز کنند.مگر بخواهند آلتی باشند در دست دشمن.چرا اینها در مورد اهانت به پیامبر خفه شدند و صدایشان در نیامد این مجاهدین!!!!!!!!!!!!
بقیه اش را خودتان تکمیل کنید.........
+ نوشته شده توسط داورپناه در چهارشنبه سوم اسفند 1384 و ساعت 15:3 |