تبليغاتX
ایران قلب من, پاینده ایران
این دانشجویان محترم در کدام دانشگاه درس می خوانند ؟از کجا منابع مالی فعالیتهای خود را تامین می کنند ؟ واصلا دانشجو هستند  یا به نام دانشجو از بیرون دانشگاه از دانشگاه سرباز گیری می کنند .با کدام رویی این قدر وقیحانه نظر می دهند؟چه کسی ستیزه جویی می کند ایران یا دشمنان این کشور که تا تاریخ آن به یاد می آورد بر طبل دشمنی و انتقام گیری از این کشور و ایرانیان کوبیده اند؟ کمی به خودتان بیایید و از این حصار روشنفکری خود ساخته خارج شوید با مردم باشید و با آنها زندگی کنید.
 
 
 
 
درخواست فعالان دانشجويی برای تعليق موقت برنامه اتمی ايران
 
تاسيسات هسته ای ايران
مقام های ايرانی گفته اند به رغم فشارهای بين المللی به غنی سازی اورانيوم ادامه می دهند
يکی از گروه های دانشجويی ايران با صدور بيانيه ای از رويه در پيش گرفته شده در مناقشه هسته ای اين کشور انتقاد کرده و خواستار 'تعليق موقت کليه فعاليت های هسته ای' شده است.

در اين بيانيه که در پای آن امضای دفتر تحکيم وحدت ديده می شود، به خطرات ناشی از تحريم يا حمله احتمالی عليه ايران اشاره شده و آمده است: " این مخاطرات در شرایطی کشور را تهدید می کند که مردم ایران هیچ نقش و حضوری در این ماجرا نداشته اند و به مانند همیشه حکومت آنها را غریبه و نامحرم به حساب آورده است."

روزبه رياضی، از اعضای دفتر تحکيم وحدت، در مصاحبه ای با بخش فارسی بی بی سی از آنچه 'سانسور زياد در ايران' ناميده، انتقاد کرده و گفته است در چنين فضايی 'امکان ارايه اطلاعات شفاف و تحليل دقيق از موضوع' وجود ندارد.

اين فعال دانشجويی 'شکل گيری يک حاکميت پاسخگو و دموکراتيک' را لازمه اعتماد سازی هم در جامعه جهانی و هم در داخل ايران دانسته و خواستار شکل گرفتن پروژه هسته ای ايران 'حول يک اجماع بين المللی' شده است.

بيانيه اين گروه دانشجويی ايران و درخواست آنها برای 'تعليق موقت کليه فعاليت های هسته ای' در شرايطی منتشر شده که مقام های بلندپايه اين کشور در روزهای گذشته بر ادامه برنامه های هسته ای تاکيد کرده و تعليق غنی سازی را مردود دانسته اند.

پس از اعلام رسمی خبر دستيابی ايران به چرخه کامل سوخت هسته ای در هفته گذشته توسط محمود احمدی نژاد، رييس جمهور اين کشور، موج جديدی از انتقادها از سوی آمريکا، کشورهای غربی و حتی روسيه عليه ايران شکل گرفت و ناظران بسياری در رسانه های مختلف جهان نسبت به افزايش خطر حمله احتمالی ايالات متحده به اين کشور هشدار دادند.

در همين حال بيانيه ای که از سوی دانشجويان دفتر تحکيم وحدت منتشر شده رفتار حکومت جمهوری اسلامی را در مواجهه با مناقشه هسته ای ايران 'غیر عقلانی و ستیزه جویانه' خوانده و نتيجه آن را 'اجماع کم سابقه نهاد های بين المللی و قدرت های صاحب قدرت در دنيا' عليه برنامه اتمی ايران دانسته است.

نويسندگان اين بيانيه از مقام های ايرانی خواسته اند ادامه فعاليت های هسته ای 'پس از اعتماد سازی در جامعه جهانی و جلب نظر نهادهای بین المللی مسئول' انجام شود و در اين فاصله از آنچه اين دانشجويان 'رجز خوانی، هماورد طلبی و تحریک' ناميده اند، خودداری شود.

از بی بی سی

+ نوشته شده توسط داورپناه در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 7:27 |

سفیر انگلیس در روسیه نیز خواستار فشار بیشتر بر ایران شد.

"تونی برنتون" نیز ضمن رد گزینه نظامی گفت : شورای امنیت آماده است هرآنچه که لازم است برای جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای انجام دهد .

وی در اظهاراتی توهین امیز گفت : باید به ایرانی ها نشان دهیم که اقدامات آنها احمقانه است.

از فردا نیوز

 

 

گویا باید حالیشان کرد احمق واقعی کیست؟

+ نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 و ساعت 19:35 |
 
تولد پیامبر و امام جعفر صادق مبارک باد .بهترین ها در این روز خجسته را برایتان آرزو می کنم.
 
===========================================================
 
+ نوشته شده توسط داورپناه در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385 و ساعت 6:10 |
سلام
 
هفته قبل رفته بودم آزمایشگاه .شنبه و یک شنبه تعطیله .منتظر بودم تا یک مرحله که زمان می برد انجام بشه .از پشت پنجره چشمم افتاد به چند تایی که اومده بودند تنیس بازی می کردند.تو مرکز تحقیقاتی از این جور چیزا زیاده.یک دفعه کیف انگلیسی یادم اومد و صحنه آخرش که آمریکایی که تو زندان به دختره تجاوز کرده بود و حالا مثلا شوهرش بود داشت تو ایران تنیس بازی می کرد و دکتر مثلا روشنفکر ما داشت دست از پا درازتر و ناکام بی هدف از پیشش عشقش بر می گشت.با خورم گفتم حالا کره شده حیاط خلوت آمریکا ودارند اینها را آمریکایی می کنند.اولش با مسیحیت پروتستانشون اومدند دیدند کمونیست ها  پر زور دارند جلو می آیند وارد جنگ شدند و آنها را از پایتخت کره بیرون کردند و برای توجیه ادامه حضورشان دو کره ساختند شمالی و جنوبی!و شمالی ها را هیولاهایی جلوه دادند که اگر بر جنوب دست یابند آزادی آنها و ملیت آنها را نابود خواهند کرد و خود شدند ارباب پنهان این مردم.برای اثبات  خود به آنها نان دادند و کمک کردند تا ملتی گرسنه جایی پیدا کند در علم و اقتصاد.در کره علمی پیش از ۲۰ سال قبل نیست .مثل ایران که تولید کننده علم نبوده اند .پیشینه ای قوی نداشته اند.هر چه دارند از امروز است و سخت نگران از دست دادنش.ایران که انقلاب کرد این حیاط خلوت آمریکایی از دست رفت و چه غمگین و حتی عصبانی شدند این آمریکایی ها .پس جایی باید پیدا می کردند و کجا از کره و فیلیپین بهتر.حالا این مردم آهنگ های پاپ ( از هر نوعش) دارند فقط اجرای آن با زبان کره ای است. و می پندارند که کره ای است این موسیقی و با افتخار از آن اسم می برند.موسیقی کلیسایی هم فراموش نشود که دارد شدید رواج پیدا می کند خصوصا در بین مسیحیان.بیسبال شده بازی محبوب با دختر کان برهنه ای که مشابه آمریکاییش در کنار میدان تیمها را تشویق می کنند .تنیس  همه جا رواج می یابد و دانشگاهیان به دنبال بسکتبالند.همه این ورزشها خوب است اما وقتی نمادی می شود  از یک فرهنگ بیگانه که باید آن را بپذیری بد است و بد تر از بد.اگر فقط یک ورزش است چرا سفیر آمریکا باید برود به محله فقیر نشین کاراکاس و به بچه های آنها کلاه کاسکت بیسبال بدهد.آیا فقرای ونزوئلایی به بیسبال بیشتر نیاز دارند یا آموزش و پول؟! اینجا هم همین برنامه را دنبال می کنند .آمریکایی هایی چشم تنگ با زبانی دیگر ایجاد می کنند که کشورشان را دربست در اختیار بیگانگان قرار داده اند.اینها قط زبانشان فرق دارد اگر نه رفتارشان را دارند امریکایی می کنند .زبانشان را هم اگر بتوانند تغییر بدهند می دهند.ضمنا زبان به شدت ناقصی هم دارند که نمی توانند بسیاری از حروف ما را ادا کنند.اینجا معلمین زبان انگلیسی کارشان سکه است .البته همه کانادایی و آمریکاییند و چی از این بهتر !برای بیکارهای خود در این کشور اشتغال ایجاد کرده اند.با یک کانادایی و آمریکایی صحبت کردم یکی ۴ سال و دیگری ۷ سال است اینجا درس می دهد و جالب این که می گفتند نه این مردم انگلیسی یاد بگیر هستند و نه دوست دارند یاد بگیرند.گویا نیرویی از بالا می هواهد انگلیسی را در این کشور رواج دهد. حالا اگر این معلمین زبان برگردند کشورشان چه کار بکنند؟!در کشور انگلیسی زبان که دانستن انگلیسی هنر نیست.این دقیقا وضعی است که ایران قبل از شاه داشت.برادرانم می گفتند ما معلم های آمریکایی را مسخره می کردیم ولی حالا می فهمیم آنها پول ایران را می گرفتند و کیف می کردند و در واقع آنها به ریش ایران و ایرانیان می خندیدند.چیزی که یاد نمی دادند هیچ پول هم می گرفتند کاری که همینجا می کنند.باور ندارید بیایید و ببینید.کافی است کمی زیر زبان آنها را خالی کنید.
داشتم با دوستم در مورد جهش ناگهانی آنها حرف می زدم گفت بعد از انقلاب ما سرمایه های آمریکایی آمد این طرف. حرف ناجوری نبود چون نیاز داشتند یک الگو ی سرمایه داری برای کشورهای تحت نفوذ کمونیسم  بسازند و کره ما بین شوروی و چین بهترین مکان بود.
البته استفاده های لازم را هم همیشه برده اند .در جنگ ویتنام اگر بی اجازه شاه آمریکایی ها اف ۱۴ تحت ملکیت ایران را به جنگ می برده اند در اینجا ۳۰۰۰۰۰ سرباز کره ای را به جنگ ویت کنگ ها برده اند و حالا فهمیده اند چه کلاه گشادی سرشان رفته است پیر سرباز هابه دادگاه کره به خاطر در معرض مواد شیمیا یی مثل عامل نارنجی قرارگرفتن شکایت برده اند.حالا که چی؟! اگر نه قطعا آمریکا تلفاتی بیشتر از ۱۰۰۰۰۰ سرباز در برابر یک میلیون کشته ویتنامی باید می داد.این شرق آسیایی های وابسته را پیش مرگ خود کردند.
اینجا آمریکایی ها جولان می دهند.همه جا هستند .گویا برنامه ریز این کشورند.کلیساهایشان آمریکایی است هر چند کاتولیک ها هم اینجا هستند ولی گویا سمبه پروتستانهای آمریکایی- انگلیسی پر زورتر است.
تا یک خارجی را می بینند فورا با او تماس می گیرند.تا او را جذب کنند.گویا آمده ای اینجا دینت را عوض کنی.همان هفته اول ما را بردند گردش مجانی.بعدش یکی از گروه یهوه  ویتنس (شاهدان یهوه)  با من تماس گرفت .دانشجوی همین جا بود.برایش از مریم و عیسی گفتم و بعد ارجاعش دادم به سایت اسلام در کره که قرآن را به کره ای ترجمه کرده بود(این کار سفارت عربستان است اگرنه سفارت ما فقط ویزا صادر می کند تا اجناس بنجل ال جی و سامسونگ را وارد کنند).گفت ما خیلی به هم نزدیکیم بیشتر از سایر گروههای مسیحی.بعدشم که دید قویتر از این حرفها هستم که با دو تا محبت مسیحی از راه به در شوم راهش را کشید و رفت و دیگر برنگشت حتی در سلف سرویس هم دیگر ابراز آشنایی نمی کرد.
اینها روی خارجی های اینجا مثل چینی ها مغول ها و دیگرانی که از فقر و ناچاری آمده اند کره کار می کنند.همین چند روز قبل شنیدم ۲-۳ مغول را مسیحی کرده اند ولی از هم اتاقی هندی من و دستانش که فقط برای چاپیدن آنها می روند اظهار نارضایتی کرده اند.هندیه می گفت اینها مهمامله می کنند یک نفر معرفی می کنند و از بالا برای کلیسا بودجه می گیرند مهم نیست تو علاقمندی با نه فقط برو تو جلساتشون و از مزایای آن استفاده کن.اگر یادتان باشد قبلا گفته بودم این هندیها چقدر پست و دو رویند.البته خوب حق این مثلا مسیحی ها را کف دستشان می گذارند.تا اینها باشند بگویند مسیح خداست!بگذریم
 من در این مورد یک پیشنهاد دارم اگر می خواهیم این شرق آسیایی ها را متحد ایران کنیم باید دین اسلام را دراینجا گسترش دهیم خصوصا تفکر شیعی اینها دین ندارند حتی مسیحی هایشان و نو مسلمانهایشان دین ندارند.شهادتین را می گویند و باز همان زندگی مزخرفی را که داشته اند دنبال می کنند نیاز به مداومت در آموزش دین دارند و تغییر در نوع نگرش به دین که فقط شیعه این کار را می تواند بکند.این مردم جز با تشیع هدایت نخواهند شد.
دوستان مصری و پاکستانیم از تازه مسلمانهای اینجا ناراحت بودند که فقط شهادتین را می گویند و فکر می کنند مسلمان شده اند چون تنها شیعه بودم نگفتم مشکل در تفکر اسلامی شماست البته شاید برای شروع باید سنیشان کرد چون سنی ها بهتر با شرایط حکومتی و فرهنگی آنها کنار می آیند شاید هم نه باید از ابتدا با شیعه بنیاد سست فکری و فرهنگی آنها را مورد تهاجم قرار داد تا تسلیم واقعی بشوند خصوصا وقتی بتوانند معانیی چون حسین و عاشورا درک کنند دیگر جایی برای غربیها و بی دینان در این سرزمین نخواهد بود.
به تمامی دینداران ثروتمند توصیه می کنم اگر به دنبال رضای خدایید نه نام و نشان بیایید در اینجا و مشابه آن مسجد و حسینیه بزنید.اینجا تبلیغات کنید .ایران به حد کافی در هر شهر و محله مسجد دارد. این مردم را دریابید .مبلغین را بیاورید اینجا.البته زبان اینها را هم یاد بگیرید چون انگلیسی سخت می فهمند.ما به حد کافی در غرب تبلیغ می کنیم این شرقیهای بی دین هم زمینه دارند فقط باید روی آنها کار کرد.
اگر می خواهید متحدی شیعی در شرق داشته باشید من اینجا و چین را توصیه می کنم(حساب مالزی کاملا جداست).
+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 5:53 |

پنج شنبه، 24 فروردين 1385 - 16:46


صورت مساله عوض شده است!



علی فرازمند

 

1- ورود ایران به جمع 8 كشور صاحب فناوری غنی‌سازی اورانیوم اتفاقی تاثیرگذار، در روند پرونده هسته‌ای كشورمان به شمار می‌رود.

پیش از این، كشورهای آمریكا، روسیه، برزیل، فرانسه و آرژانتین به صورت مستقل و انگلیس، آلمان و هلند به صورت مشترك در خاك هلند به تكنولوژی غنی‌سازی اورانیوم دست‌یافته بودند. كشورهای هند و پاكستان نیز به صورت غیررسمی به این فناوری دست پیدا كرده‌اند، اما به علت ممانعت این كشورها از بازرسی بازرسان آژانس از تاسیسات هسته‌ایشان، از كم و كیف آن اطلاع دقیقی در دست نیست.

جمهوری اسلامی ایران نیز توانست با بهره‌گیری از 164 سانتریفوژ و تزریق موفقیت آمیز گاز ‌UF6 در آن‌ها چرخه‌ی سوخت هسته‌ای خود را كامل كرده و اورانیوم را تا 3.5 در صد غنی كند.

همچنین طبق برنامه اعلام شده از سوی مسولین سازمان انرژی اتمی، ایران در نظر دارد تا مجموعه 3000 تایی سانتریفوژهای خود را در نطنز تا پایان سال به بهره برداری رساند.

2 - با تغییر دولت و به روی كار آمدن تیم جدید هرچند در ظاهر - و در چهارچوب سیاست منفعلانه قبل اگر بنگریم - كشور با تهدیداتی روبه‌رو شده است، اما در اصل این به ظاهر تهدیدات بهای سیاست عزت‌مدارانه دولت است. سیاستی كه هر ایرانی آزاده‌ای حتی حاضر به جانفشانی در راه آن هم می‌باشد. اگر تیم مذاكره‌كننده قبل نیز از آغاز با موضعی عزت‌مدارانه بر سر میز مذاكره حاضر می‌شد، هیچ‌گاه دولت جدید مجبور نبود این هزینه‌ها را برای استیفای حقوق ملت و بازپس‌گیری امتیازات واداده شده بپردازد و تازه به نقطه اول برگردد.

3 - اعلام خبر ورود ایران به باشگاه هسته‌ای، علاوه بر مسایل فنی بر مسایل سیاسی و جریان مذاكرات نیز بسیار تاثیرگذار است.

با اعلام این خبر، در اصل ایران برگ برنده‌اش را رو كرد. در این شرایط ابتكار عمل با طرف ایرانی است و طرح‌هایی مثل طرح روسیه كه در آنها حق ایران در غنی‌سازی اورانیوم نادیده گرفته می‌شد خود به خود از صحنه خارج شده‌اند.

به عبارت دیگر در شرایط جدید، صورت مساله مورد مناقشه ایران و غرب عوض شده است. ایران به فناوری غنی‌سازی اورانیوم رسیده است و از این به بعد باید بر فروع آن مثل میزان و نوع استفاده از این فناوری بحث كرد نه در ذات داشتن آن.

به اعتقاد كارشناسان، ایران اكنون به مرحله‌ای «برگشت‌ناپذیر» در فرایند هسته‌ای شدن رسیده است و طرف غربی با درك شرایط باید به این باور برسد كه علی‌رغم تمام فشارها، ایران به نقطه طلایی خود در مقطع زمانی پیش از هسته‌ای شدن رسیده است و از این به بعد باید به دنبال رقم زدن شرایطی جدید با سازوكار متفاوت بود.

4 - اما عكس‌العمل غربی‌ها در قبال این اقدام چیست؟

استراتژی قدم به قدم دولت جدید به مرحله‌ای حساس رسیده است و احتمالا از این پس باید منتظر عكس‌العمل شدید دول غربی باشیم. سفر محمد البرادعی به تهران و نتایج آن بی‌شك تاثیر مهمی در فرایند و نوع عكس‌العمل آنها خواهد داشت.

بر اساس تحلیل بسیاری از كارشناسان، گزارش البرادعی در اجلاس آینده شورای امنیت و آژانس انرژی اتمی رویكردی مثبت نخواهد داشت و آمریكا برای دستیابی به اجماع علیه ایران شانس بیشتری خواهد داشت.

همانطور كه واشنگتن‌پست به نقل از دیپلمات‌های غربی نوشت، این‌بار آمریكا تلاش بیشتری برای همراه ساختن سایر كشورها از خود نشان خواهد داد و با وسواس بیشتری مواضع روسیه و چین را دنبال خواهد كرد.

چین كه از ابتدا هم خود را كنار كشیده بود و طی مذاكرات با طرف ایرانی صراحتا اعلام كرده كه از او نباید انتظار مقابله با آمریكا را داشت. اما روسیه بازنده بزرگ تعامل ایران در شرایط جدید است و احتمالا برای دستیابی به نقش محوری گذشته‌اش و كسب امتیازات سیاسی اقتصادی از ایران، همراهی بیشتری با آمریكا خواهد داشت اما این همراهی تا جایی ادامه خواهد داشت كه به منافع سنتی روسیه در منطقه آسیبی وارد نشود.

هرچند نباید از این نكته هم غافل شد كه با اعلام این پیشرفت از سوی ایران، فضای حاكم بر مذاكرات روشن‌تر شده و اگر طرف اروپایی واقع‌بین باشد، امكان دستیابی به توافق نیز بیشتر از قبل شده است

از شریف نیوز

+ نوشته شده توسط داورپناه در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385 و ساعت 4:24 |
دختران ايراني بخوانند: برنامه يك دختر مسلمان آمريكايي

چشم همه آنان بدون استثنا به سمت سارا خيره مي‌شود كه روسري سرش كرده است و اگر سارا مي‌خواست، به اين ‌نگاه‌ها توجهي كند، نمي‌توانست به پوشش خود ادامه دهد. در بين كاركنان، فقط او باحجاب است. حجاب، پوششي است كه مو، گوش و گردن زنان مسلمان را پوشيده نگه مي‌دارد. تناقض عجيبي بين سارا و اعضاي خانواده‌اش كه روبه‌روي مسجد بدون حجاب منتظرند، وجود دارد.

۲۴ فروردين ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۷:۲۵ تعداد بازديد: 566 كد خبر: ۳۷۳۹۴

در پشت پيشخوان يك اغذيه‌فروشي، دختر نوجوان محجبه‌اي به نام «سارا اسماعيل»، مشغول رسيدگي به درخواست مشتريان است. چشم همه آنان بدون استثنا به سمت سارا خيره مي‌شود كه روسري سرش كرده است و اگر سارا مي‌خواست، به اين ‌نگاه‌ها توجهي كند، نمي‌توانست به پوشش خود ادامه دهد.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، روزنامه «كريستين ساينس‌مانيتور» نوشت: در برخورد با زن و شوهرها، مادران و بچه‌هاي كوچكشان و پسرها، با همه يك‌جور رفتار مي‌كند و كارش را انجام مي‌دهد. در بين كاركنان، فقط او باحجاب است. حجاب، پوششي است كه مو، گوش و گردن زنان مسلمان را پوشيده نگه مي‌دارد. تناقض عجيبي بين سارا و اعضاي خانواده‌اش كه روبه‌روي مسجد بدون حجاب منتظرند، وجود دارد.

تشخيص سارا در ميان ديگر دوستان نوجوانش كه دوستان غيرمسلمانش لفظ «حجابي‌ها» را در مورد آنان به كار مي‌برند، سخت است. اين دخترها پس از خواندن نماز، به فروش كيك شكلاتي مي‌پردازند تا پول به دست‌ آمده از آن را براي مسجد جمع‌آوري كنند و بعد از آن، وقت خود را به گفت‌وگو و خنده و بررسي SMS موبايل‌هاي خودشان صرف مي‌كنند. او دانش‌آموز سال آخر دبيرستان است و درباره حجاب خودش مي‌گويد: اين تنها يك نوع پوشش نيست، بلكه نشان‌دهنده سبك زندگي و نشان‌دهنده هويت من است. او الكل نمي‌نوشد و سيگار نمي‌كشد و قرار ملاقات با پسري نمي‌گذارد و پنج نوبت در روز، مشغول انجام هر كاري باشد، به نماز مي‌ايستد. او يكي از تعداد رو به رشد نوجوانان آمريكايي مسلمان است كه حجاب دارند. چيزي كه در دوره متوجه سوءظن‌ها و ترديدها به سمت اسلام پس از حادثه 11 سپتامبر، جاي تعجب دارد.

او با اين‌كه سال آخر دبيرستان است، تقاضانامه‌هاي گوناگون از كالج‌هاي مختلف كه اطمينان پذيرش در آنها را دارد. براي او مي‌رسد، ولي همچنان منتظر شنيدن پاسخ تقاضاهاي از گزينه برترش يعني دانشگاه «بوستون» است.

سارا يك زندگي معمولي دارد و در اغذيه‌فروشي كار مي‌كند و به باشگاه ورزشي مي‌رود. شب‌هاي جمعه را در مسجد و تعطيلات آخر هفته را هم با ديگر دوستان باحجابش مي‌گذراند. همچنين با آنان به رانندگي در بوستون مي‌پردازند و يا به گردش در ميدان‌ هاروارد در كمبريج مي‌روند.

سارا پايبند اصول اخلاقي و مصمم است و در عين خوش‌برخورد بودن، نماينده ثابت‌قدم مذهبش است و توانايي اين را دارد كه از پس نگاه‌ها و پرسش‌هاي ديگران برآيد.

او به اين سؤال كه يك زن مسلمان بودن به چه نحوي است، پاسخ داده است، به گونه‌اي كه خود سارا، تصميم به انتخاب حجاب گرفت. در حالي كه هيچ‌كدام از خواهران ديگرش اين كار را نكردند. وقتي او مسئله حجاب را مطرح كرد، مادر مصري او از وي خواست كه با دقت اين موضوع را بررسي كند.

سارا تابستان همان سال به خواندن قرآن و حديث پرداخت و خود را آماده انتقال از يك دبيرستان خصوصي اسلامي به يك دبيرستان عمومي كرد.

«سينتيا اندرس»، نويسنده مقاله «كريستين مانيتور» در تعريف «حجاب» مي‌گويد: در اسلام به حجب و اعتدال در پوشش و رفتار همه پيروان اين دين تأكيد شده است. زناني كه در محيط عمومي ظاهر مي‌شوند، دست، بازو و پاي خود را از ديد مردان جامعه پوشيده نگه مي‌دارند.

سارا مي‌گويد: حجاب يك تذكر دايمي براي اوست كه به خود و ديگران احترام بگذارد و اين كار، او را به پايبندي‌‌اش بر اصول اسلامي، اطاعت و نيكوكاري و نوع‌دوستي تشويق مي‌كند. او ادامه مي‌دهد: شما بايد هميشه خدا را در هر كاري كه در حال انجامش هستيد، در نظر بگيريد. هر كاري كه مي‌كنيد، بايد خدا از آن راضي باشد. طرز رفتار سارا كاملا حساب‌شده و محدود است. او مي‌گويد: اگر مي‌‌خواهيد از يك الگوي رفتاري متعادل و محترمانه پيروي كنيد، بايد خودتان باشيد. البته بايد گفت سارا تاكنون به خاطر حجابش مورد اذيت قرار نگرفته، چراكه بيشتر اين امنيت را مرهون زنان مسلمان پيش از خودش است.

سارا دوستان غيرمسلمان هم دارد كه در البته سطح معمولي است. او معتقد است در روابط به مرزهايي مي‌رسيد كه نبايد پا را فراتر بگذاريد؛ يعني نوشيدن مشروب و پارتي رفتن در زندگي او وجود ندارد. او زندگي به همراه خانواده و شش خواهر و برادرش را ترجيح مي‌دهد. او همان‌گونه كه در عكس نشان داده شده، سرگرم آهنگ‌سازي با كامپيوتر است. او خود به اسلام روي آورده و در عين حال، خود را يك نوجوان آمريكايي مي‌داند كه مي‌خواهد خودش باشد.

 
از بازتاب
+ نوشته شده توسط داورپناه در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 و ساعت 17:54 |
رييس جمهوري اسلامي ايران پيش از ظهر روز پنجشنبه در ادامه چهارمين روز از سفرش به خراسان رضوي وارد شهرستان گناباد شد.

دكتر محمود احمدي نژاد در ابتداي ورود به گناباد از سوي امام جمعه، فرماندار، مسوولان محلي و اقشار مختلف مردم اين شهرستان به گرمي مورد استقبال قرار گرفت.

رييس جمهوري قرار است تا دقايقي ديگر در اجتماع مردم گناباد براي آنان سخنراني كند.

گناباد از شهرهاي جنوبي خراسان رضوي است كه با ‪ ۱۲۰‬هزار نفر جمعيت در ‪ ۱۷۰‬كيلومتري مشهد واقع است.

این واحد فاصله ایرنا چیه که حدود ۲۹۰ کیلومتر را به ۱۷۰ کیلومتر کاهش می دهد؟

+ نوشته شده توسط داورپناه در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 و ساعت 11:33 |
مبارک باد پیشرفت ایران در زمینه هسته ای و خسته نباشند پژوهشگران ایران.
زیاد منتظر شدم تا زنده این برنامه را ببینم و از خوابم زدم تا این برنامه را با توجه به اختلاف زمانی ۵/۵  ساعتی ببینم.
واقعا شادی آور است.الان می بینم سفرای کشور ها چه حالی دارند سکوتشان یا از ناباوری است از حسادت. ایرانی بودن غرور آفرین است چرا که ذلیل هیچ قدرتی نمیشود.
یکی از اساتید اینجا گفت ما از آمریکا خوشمان نمی آید ولی به خاطر منافعمان فعلا به آنها باج می دهیم.ولی می بینم که لذتی ندارد این چه آنها اکنون دارند.ما بهترش را با غرور و افتخار و تکیه بر خود داریم و بدست می آوریم.چه بد است کشورت حیاط خلوت بیگانگان باشد و ذلیل لقمه ای نان شوی.
صمیمانه به تمام امرای کشوری توصیه می کنم این قدر کره را سعی نکنید الگوی ایران کنید به خدا ارزشی ندارد.کره واقعا آنچه می گویید نیست.اگر می خواهیم از کره الگو بگیریم من شخصا ترجیح می دهم راست بروم سراغ آمریکا تا این که دست دومی آن را الگو و تجربه کنم.
تصمیم دارم برگردم به ایران و در کنار اساتید و محققان ایرانی ادامه تحصیل دهم .چون آنچه می دیدم  و فکر می کردم نیست. فریب گزافه گویی برخی سیاستمداران را در رسانه ها در مورد شرق آسیا را خوردم.اگر ایران بودم در این مدت بیشتر می آموختم هرچند قبول دارم به لحاظ کمبود امکانات سختی های زیادی را متحمل می شدم.
امیدوارم در تمام گرایش های زیست شناسی هم شاهد این گونه پیشرفت های غرور آفرین باشیم.
ان شا الله
+ نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385 و ساعت 20:38 |
چند روز ی است فصل شکوفه ای گیلاس اینجا شروع شده است و مردم گروه گروه به دانشگاه می آیند و از زیبایی های شکوفه ها بهره می برند.عکس می گیرند .چند تا از دست فروشهای تنقلات خودشان و بادکنک های رنگین هم می فروشند.مردم از کوتاهترین فرصتی برای شادی استفاده می کنند.چون می دانند گذشته شادی نداشته اند و با شدت کار و گرفتاری امروزه و تنش زیادی که باید هر روزه تحمل کنند این فرصتها را واقعا غنیمت می دانند.دانشگاه هم که نوعی مرکز  همایش های شهر و پارک است با چراغانی داخل دانشگاه و نرپردازی سعی کرده به آن جلوه ویژه ای داده است.گلهای لاله درختی یا همان Liriodendron که گلهای بزرگ سفید صورتی و کبود داردنیز زیبایی خاصی دارد خصوصا که برگ ندارد.شهر هم رنگ و حالی دیگر گرفته است.مرم گویا شادترند به ویژه جوان ها که زوج زوج یا گروه گروه  می گردند.در این زندگی پر تنش آنها واقعا باید قدر این لحظات را دانست.منی که در ایران بهتر از این لحظات در طبیعت کم نظیر ایران را تجربه کرده ام  اگر با این مردم زندگی نمی کردم نمی توانستم درکشان کنم .ولی جمعه که دکتر آزمایشگاه از نبود بودجه و ارزشیابی طرحها حرف می زد و این که  باید آنها سهت کار کنند اگر نه بقایشان در خطر است شدت تنش وارد  در زندگیشان را فهمیدم.  حالا می فهمم چرا علیرغم این که مردمانی خوبند این قدر دمدمی مزاج و سریع التغییرند .یعنی پریودیک هستند.حسرت زندگی مثل مردم ایران در کلامش آشکار بود و می گفت شما چون نفت دارید ثروتمندید و زیاد لازم نیست کار کنید و....
 
==========================================================
 
من حقیقتش نمی دانم چطور قالب را ویرایش کنم و جای نظر خواهی را عوض کنم.حوصله هم ندارم پیدا کنم و این کار را بکنم.ان شاالله اگر فرصت شد در آینده.در ضمن فکر می کنم درج نظر خواهی معمول سایت جایش خوب است.اگر منظورتان نظر خواهی هسته ای است موافقم.جایش خوب نیست.آن را حتما عوض می کنم.
+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه نوزدهم فروردین 1385 و ساعت 20:53 |
سلام
خیلی ها در ایران از اینترنت چیزی جز چت نمی شناسند حالت خوبش همین وبلاگ نویسی است و بعد برای این که کسی وبلاگشان را بخواند هی این ور آن ور پیغام پسغام می گذارند.من این لینک را به شما معرفی می کنم تا با آن تلویزیونهای دنیا را ببینید ولی من فقط بخش سوم تلویزیونهای آمریکا یعنی یو تا زد را که عمدتا تلویزیون دانشگاههای آمریکاست را توصیه می کنم .خودم که از سایتهای تلویزیونی دانشگاههای کالیفرنیا میشیگان و واشینگتن خوشم آمد برنامه های علمی و مبحث مفیدی در زمینه های مختلف ارایه می کنند .در ساعاتی که برنامه ندارند برنامه های شبکه هایی مثل بی بی سی یا نظیر آن را می بینید.هیچ وقت بی برنامه نیست.کیفیت تصویر را ۱۰۰ درصد تضمین می کنم به ویژه اگر از سیستم لن استفاده می کنید.برنامه های علمی  این شبکه ها را از دست ندهید که ضرر می کنید.اگر اهل سیاست و تاریخ هستید برنامه های این مدلی هم زیاد می گذارند البته از نوع تحلیلی و دانشگاهی و کاری به خوشامد و بد آمد کسی ندارند.
 
==========================================================
 
گویا بی بی سی بدش نمی آید واقعا جنگ داخلی در عراق شروع شود.همه اش از شروع جنگ داخلی بین شیعه و سنی می گویند .دوستدارند این وضع پیش بیاید و دائما این آتش را شعله ورتر می کنند.شما می دانید کی یک بار به مسجد شیعیان حمله می کنید و بعد به مسجد سنی ها و این داستان ادامه دارد.چرا اوایل جنگ سنی ها و شیعه ها به هم حمله نمی کردند و حالا که اشغالگران به اهدافشان نرسیده اند مردم عراق به جان هم افتاده اند.آیا واقعا عراقی هستند؟
+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه نوزدهم فروردین 1385 و ساعت 7:20 |
 
سلام
نمی دانید چقدر از شنیدن این خبر چقدر خوشحال شدم.داشتم دق می کردم یک لات بی سر و پا این طور ایران و ایرانی را به مسخره گرفته بود.اول عید ملت ایران را عزادار کرد و حالا  بیگانگان از جمله
آی.اس.آی  سی.آی.آی اینتلیجنت سرویس بروند داغ به دل بمونند.ایران جای این بازیها نیست.یک کثافتی داشت این طور با جان مردم ایران و غرور ایرانی ما بازی می کرد.حالا برود با رادیو فردا مصاحبه کند .فکر می کرد شده رهبر عالم.بدبخت!
دست تمام نیروهای امنیتی دخیل پر توان و جانشان سلامت تا باز هم از این کارها بکنند.
شیر وقتی عصبانی می شود این طوری می شود دیگر
 
 
 
 


در يك عمليات در مرزهاي شرق كشور «عبدالمالك ريگي» از اشرار خطرناك مرتبط با بيگانگان و 11 تن از همراهانش كشته شدند.

۱۶ فروردين ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۷:۵۹ تعداد بازديد: 1494 كد خبر: ۳۷۰۲۸

در يك عمليات در مرزهاي شرق كشور «عبدالمالك ريگي» از اشرار خطرناك مرتبط با بيگانگان و 11 تن از همراهانش كشته شدند.

خبرگزاري فارس به نقل از يك منبع آگاه در وزارت كشور افزود: عبدالمالك ريگي سردسته گروهك ترويستي موسوم به جندالله كه در ماه‌هاي اخير در دو اقدام مشابه و با هدف اخاذي و ياغي‌گري ابتدا 9 مرزبان ايراني را در منطقه سروان در مرز مشترك ايران و پاكستان ربوده و به پاكستان منتقل كرده بود و سپس با مسدود كردن جاده زابل به زاهدان در محور تاسوكي، 26 تن از شهروندان بيگناه را به شهادت رسانده و 5 نفر را ربوده بود، در يك عمليات در مرز مشترك ايران و افغانستان كشته شد.
اين در حالي است كه اين ياغي مشهور، در ربايش اول مجبور به آزادي 8 مرزبان ايراني شده ولي يكي از آنان را به شهادت رساند.
گروهك تروريستي موسوم به جندالله(نزديك به طالبان) در جريان ربايش نوبت دوم باز هم قصد اخاذي و معاوضه گروگان‌هاي خود با چند ياغي ديگر را داشت.

+ نوشته شده توسط داورپناه در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 18:59 |
در این چند ماهی که اینجا بوده ام چیز خاصی ندیده ام که بتوانم دلیل پیشرفت این کشور بدانم.نه منابع طبیعی دارند و نه آن طور که نشان می دهند سخت کوشند.نه فکر بازی دارند و نه خلاقیتی از خود نشان می دهند.فقط تابعند.در مدیریت آنها هم نمی دانم چه می شود گفت دیروز نگاه می کردم حتی خاک پشت لامپ های لوستر داخل دانشکده را هم فکر کنم چند سالی است تمیز نکرده اند.دانشجویان آنها هم زیاد درسخوان نیستند آن هم با این رفاه و امکاناتی که در دسترس آنهاست.همیشه ولند.دختر و پسر ها مثلا دانشکده اند ولی به ندرت کلاس دارند فقط با همند.کتابخانه هم شلوغ است البته بیشتر سالن مطالعه برای درس کلاس آن هم بیشتر بیرون ایستاده اند و با هم حرف می زنند و قهوه می خورند یا بیرون کتابخانه سیگار می کشند.به عبارت بهتر تفریح می کنند.تازه ۱۲ شب می شود گله گله می روند بیرون .برای مشروب و غیره.
صبح ها هم کسل و خواب آلود می آیند برای صبحانه.۹ به بعد کارشان شروع می شود.۱۲ نشده کار تعطیل است برای ناهار .۱ به بعد کار شروع می شود و ۴ عصر دوباره  میروند یک چیزی بخورند.۶ عصر کار تعطیل است و بازار غذاخوریها داغ است تا ۱۲ شب.مشروب زیادی را هم فراموش نکنید. و فردا تکرار همین .
وقت کار هم زیاد کار نمی کنند.مثلا اگر بخواهند ۴ بشکه را جابجاکنند برای هروز یکی می گذارند تا نشان بدهند که کار می کنند.زیاد می آیند و می روند .سر و صدا می کنند و لی آخر روز به نظر می آید کاری نکرده اند.ما ایرانیها همه این ۴ بشکه را یکروزه جابجا می کنیم و برای فردا بیکار می مانیم .اینها این را دوست ندارند.شما اگر این کار را بکنید و فردایش استراحت کنید می گویند تو کار نمی کنی.دوست دارند همیشه مثل ماشین گرفتار باشی تا بتوانی بگویی من  کار می کنم.تازه این فرهنگ کا را از ژاپن گرفته اند.
ایرانیها هم فرهنگ کار و سخت کوشی دارند و داشته اند.اگر نه ابر قدرت نمی شدند یا حتی تا ۳۰۰ سال قبل حریف عثمانی که دروازه های وین را به خطر انداخت نمی شدند.ولی گویا این روز ها دوست ندارند کار بکنند یا کسانی عالما و عامدا می خواهند روح کار را از مردم بگیرند.
البته ادارات ایران یعنی عذاب الهی .همه شان هم بد نیستند .بستگی دارد کدام اداره و کدام شهر بروی.مثلا من خودم برا ی تعویض شناسنامه در شهر خودم در ظرف ۱ ساعت کارم انجام شد با این که آخر وقت اداری نزدیک بود ولی برای فارغ التحصیلی  ۴-۵ بار مشهد رفتم و ۲-۳ روز هر بار آنجا ماندم.
اینجا این طوری نیست قانون مشخص است .مدارک لازم مشخص است و زمان بررسی همین طور.می دانید اگر گفتند ۳ روز بعد از تحویل مدارک بیا جواب بگیر یعنی حتما آن را می گیری.فرقی هم نمی کند کی هستی.خیلی کار ها هم ماشینی است و نیازی به مراجعه حضوری نداری.مثلا برای گواهی اشتغال به تحصیل به ماشین پول و مشخصات دانشجویی را می دهی گواهی با مهر برجسته دانشگاه و نمونه امضای رییس صادر می کند.به همین راحتی .نیازی نیست بدوی دنبال رییس دانشکده و ....من اصلا اینجا نمی دانم حتی مدیر گروه ما کیست چه برسد بدانم رییس دانشکده کیه.چون اصلا نیازی به او نیست.
البته فرمالیته هم یاد تو کار آنهاست.مثلا گفتند گواهی سلامت پزشکی حتما بیار و لی حتی نگاهش نکردند و صاف گذاشتند لای پرونده . یا برای فارغ التحصیلی مدرک زبان کره ای می خواهند ولی فرقی نمی کنددر چه سطحی گواهی بیاوری.
 
کلاسهای درسی در مقایسه با ایران بعنی کشک.ایران پوستت را می کنند و آخر سر خیلی خوب باشی ۱۷ می گیری اینجا معمولا برای تحصیلات تکمیلی امتحانی نیست و نظر استاد در قالب یک یا ۲ سمینار کلاسی کفایت می کند.لیسانس ها را نمی دانم ولی می دانم برای میان ترم  و پایان ترم می خوانند.آزمایشگاه هم ندارند.فقط سال ۴ هر کس بنا به علاقه می رود یک آزمایشگاه و فقط آنجا کار می کند.  بعد هم لیسانس می گیرد.
استاد ها هم چیز تازه ای ندارند بگویند لااقل من ایرانی زیاد خوانده ام اینها را می دانم.آقا ۷ سال دکتر ا و پست دکترا آمریکا بوده است جوان هم هست.سر کلاس سیتوژنتیک گیاهی از رنگ آمیزی استو اورسئین و انواع هیستو ن و... می گوید .دانشجویان هم می گویند تازه است.چیزهایی که ما ایران لیسانس  می خواندیم.خداییش اساتید جوان ایرانی اینها را به لحاط علمی می بلعند ولی حیف و صد حیف که بواسطه نبود پول و امکانات فسیل  می شوند.
اینجا ماده و وسیله آزمایشگاهی اصلا مطرح نیست .هر چه می خواهی مصرف کن.اساتید هم گرانت هایی دارند که گویا تمام نشدنی است.علاوه بر هزینه  تحقیق به چندین دانشجو حقوق درست و حسابی هم می دهند.ایران کجا این کار ممکن است.اصلا دانشجو نیازی ندارد فکر کار باشد .پول می گیرد آزمایشگاه کار می کند آخر سر مدرکش را هم می گیرد.
اما اصلا اینها از کجا آوردند .اینها که نان نداشتند بخورند.دیروز صبح هم آزمایشگاهی خواست لطفی بکند به من عصاره یک گیاه جنگلی داد که خیلی هم تلخ بود.گفت در گذشته که ما چیزی برای خوردن نداشتیم (توی دلم گفتم الان هم چیزی ندارید سویا به اشکال مختلف) مردم ریشه این گیاه را (چیل به زبان کره ایی :Maranta arundinaceae from Marantaceae  : arrowroot)می خوردند.الان به خاطر خواص دارویی اش آن را می خورند.عصر دیروز سر کلاس استاد که می خواست روحیه کاری و میزان پیشرفت کره را یاد آور ما دانشجوهایش خصوصا خارجی ها کند گفت ما زمانی غذا نداشتیم که بخوریم و چیزی بماند که به سگهایمان بدهیم و آنها فضولات آدم ها را می خوردند حالا به اینجا رسیده ایم.
ولی مساله این است که چطور شد در مدت بسیار کوتاه اینها سیر شدند؟
۱- روحیه فرمانبرداری دارند: این روحبه بنا به عقاید چوندوگیو از گذشته موجود بوده  ولی چرا حالا موثر افتاده و در گذشته جهشی در زندگی آنها رخ نداده است
۲: دیسیپلین دارند:این هم مثل بالا بوده و مردم شدیدا تحت نفوذ دیسیپلین امر شده از بالا زندگی می کرده اند.
۳: حاکمیت خارجی برداشته شده قبلا چین و ژاپن بر اینجا حکمرانی کرده اند:آیا امروزه تحت حاکمیت غیر مستقیم نیست؟
۴-قانون مشخصی دارند  و  همه یکسانند: این گزینه خیلی جور در می آید.چندی قبل نخست وزیر بر کنار شد چون وقت اعتراضات مردمی رفته بود بازی گلف.همه می روند سربازی و مناصب و .... تاثیری ندارد.حتی با وجودی که خیلی ها سربازی را دوست ندارند.همه در خانه هایی کم و بیش مشابه زندگی می کنند.تختلاف طبقاتی زیاد نیست.زیاد نمی توان گفت اینجا پایین شهر است آنجا بالا شهر....!
۵:مدیریت قوی دارند: من با مفهوم مدیریت در اینجا هنوز مشکل دارم .خیلی تضاد می بینم.شاید به خاط اختلاف فکری و فرهنگی شدیدی است که با این مردم دارم.
۶. سخت کوشند: در ایران هم سخت کوشی زیاد است اگر بیایید اینجا زندگی کنید می فهمید چقدر زندگی روان و راحت است و کسی سختی نمی بیند.حتی ساعات کار آنها نوعی تفریح است.خیلی ها هم وقت گذرانی می کنند سر کار مثل ایران.گویا عده ای خاص هستند  که واقعا کار می کنند.اگر این طور باشد ایران هم همین طور است.
۷.خارجی ها کمکشان کردند.دانشجوهای خارجی اینجا می گویند کره بدون بیگ برادر(آمریکا) هیچ است.حتی شیر و بستنی را از آمریکا می آورند.برنج را از چین و آمریکا و حتی بسیار از اجناس اینجا چینی است.تولیدات اصلی آنها هم تحت پتنت مثلا ژاپن است.خیلی از پولدارهای فعلی آن طور که شنیدم کسانی هستند که با ژابن در دوران اشغال جور بوده اند.الان هم ژاپن اینجا در اقتصادشان سرمایه گذاری کرده است.
۸-ایران جنگ و تحریم داشته است و دارد در حالی که آنها در این زمان وارد سازندگی کشور خود شده بودند
 شاید بگویید ما هم با منابع طبیعی که داریم و آنها ندارند می توانستیم جبران کنیم.نمی دانم در این مورد چه بگویم .چون خیلی کشور ها هیچ چیز ندارند  و در آمد بالا دارند مثل ژاپن و سنگاپور و خیلی ها منابع زیادی دارند ولی چیزی ندارند مثل خاور میانه آفریقا و آمریکای لاتین.در ضمن یادم نرود بگویم از نظر من کره با همه پیشرفتهایش بسیار ضربه پذیر است از همه لحاظ ولی ایران با اتکا به همه چیزهایی که دارد از جمله مردمش بسیار قوی تر از آن چیزی است که سعی دارند به ما بقبولانند.
یادم نرود همین الان اسم یک گل زرد زیبا را که کنار همه خیابانها است را پرسیدم گفتند :که ناری (که : بد + ناری :سوسن)  حالا زیاد که که نکنید چون طرفهای بختیاری خودمان هم معنی بدی می دهد. اسم علمی این گل که اول گل می دهد و بعد برگ و زیبایی خاصی در اول بهار به کره داده است Forsythia ovata  from Oleaceae مي باشد نمي دانم ايران هست يا نه ولي ياس زرد که البته اسم علمي آن متفاوت است زياد شبيه آن به نظر مي رسد.
 
شايد تصور کنيد من از کره يا مردم کره بدم مي آيد که در مورد آنها مثبت نمي نويسم ولي کاملا اشتباه مي کنيد.دارم در ذهن خودم آنها را و کشورشان و آداب و رسومشان را تحليل مي کنم .اگر نه اکثريت قريب به اتفاق آنها مردماني گرم مودب آرام و خوب هستند که هنگامي به کمکشان نياز داري هر گونه بتوانند کمک مي کنند.در مورد من و دوستانم از همه کشورها که اين طور بوده است.ان شا الله اگر گذارتان افتاد به نظر من برسيد .
من بيشتر دارم مقايسه مي کنم و دنبال يک برتري در آنها هستم تا اگر آن را در ايراني نديدم دست کم خودم آن را براي زندگي خودم بردارم چون اعتقاد دارم بايد به دنبال خوبيهاي ديگران بود و آن را از آنان به عاريت گرفت تا بهترين بشوي.
اگر در مورد کره تناقض مي بينيد به خاطر اين است که تناقض زيادي در مورد همه چيز اينجا وجود دارد که گيجم کرده است.
+ نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385 و ساعت 9:4 |

سه شنبه، 8 فروردين 1385 - 13:52


شریف علیه شریف


شریف علیه شریف


سیاوش رضوانی

 

 

در جاده مهرآباد، روبروی دبستان «عاصمی» تکه زمین بزرگی بود که اوایل دهه چهل به فرمان شاه بنای مدرن‌ترین دانشگاه صنعتی ایران، در آنجا بنا نهاده شد؛ دانشگاهی که تا پیروزی انقلاب، نام «آریامهر» را بر خود داشت، همان ابتدا به یاد یکی از شهدای انقلابی‌اش، «شریف» خوانده شد. حالا 8-27 سال از آن روزهای نامگذاری گذشته، وقتی قرار است تا پیکر چند شهید گمنام، در آرامگاهی در مسجد دانشگاه بیآرامد، می‌آیند و مانع می‌شوند.

 

که، کی و کجا؟
آن‌قدر مساله سوال برانگیز بوده و هست که هیچ‌کس را معلوم نمی‌شود، مخالفان را در سر چه سوداست؟!
شعارشان جلوگیری از بهره‌برداری سیاسی از شهداست؛ اما روشن نیست بهره برداری کجا و توسط که و چگونه؟ این را می‌نویسند و پلاکارد می‌کنند و تجمع می‌گذارند.
آن هم در دانشگاهی که سيد مجید شریف واقفی، جانش را بر سر آن گذاشته که نمی‌خواسته تحریف و تغییر در دین را بپذیرد و «شهرام» عزمش را برای از میان بردنش جزم می‌کند.

 

رگه‌ها و رگ‌ها
گویی قرار نیست سیر ماجراهای التقاطیون به پایان برسد. آنانی که روزگاری پس از دوم خرداد، در هیبت انجمن اسلامی، بیانیه‌های آنچنانی دادند و عنوان «اسلامی» را از پسنوندشان حذف کردند و دیگرانی که به فرض مسلمانی، «موجی» را به راه انداختند که تا روزها صحنه را مشوش کرده بود.
حالا باید در میان مخالفان، ستاره‌های قرمز را دید و «رفیق» گفت و در همه چیز مشترک بود؛ تا به آب و نانی رسید و اگر آزادی دیگران هم بر باد رفت، چه باک؟ مهم هدفی است که باید به هر وسیله‌ای به‌دست‌اش آورد.

 

یک بام و دوهوا
می‌گویند باید برای تدفین شهدا رفراندوم برگزار کرد؛ همان‌ها که روزگاری دم از قانون می‌زدند و قرار و مدارهای اجتماعی را آنچنان به رخ می‌کشیدند که گویی وحی منزل است، حالا سازی دیگر کوک کرده‌اند.
سالی پیش‌تر که همین طرح به اشاره وزیر اسبق معلق شده و کسی نیز حامی‌اش نبود، اگر دمی بر می‌آمد، پاسخ‌اش خشک و خشن بود که چرا شرایط دیوانسالارانه عصر قانون را بر نمی‌تابید و امروز اگر همان قانون وضع شود، انگ و تهمت بی‌قانونی به میان می‌آید و از دست رفتن حقوق. به‌راستی شعار «یک بام و دو هوا» را برای کجا ساخته‌اند؟!

 

روشن‌تر از آفتاب
خواسته‌اند که شهدا را بیاورند، وفق یک ضابطه و رویه؛ آمده‌اند تجمع کرده‌اند و هیاهویی برپا که این خلاف نظر ماست. این «ما» کیست و کجاست، خدا می‌داند! شاید همان عده‌ای است که «میهمان» شریف‌اند و یا از رفقای سایر جاهایند برای حمایت. قانون نباید اجرا شود، چون گروه فشار دوربین دارد و شعار خوش آب و رنگ نوشته و تا دلت بخواهد ترقه و فشفشه.
همه جا، در هر دین و مسلکی، در کنار پیکرها سکوت می‌کنند و به احترام می‌ایستند و حرمت نگاه می‌دارند؛ اما اینجا چه؟ گروه فشار، نمی‌خواهد و چون نمی‌تواند سوت و کف می‌زند و کل می‌کشد و یار دبستانی می‌خواند و ... گروه فشار همه چیز دارد و وقاحت بیش از هر چیز دیگر.

 

تغییر موضع
روزی که بیانیه تغییر مواضع ایدئولوژیک مجاهدین خلق در سال 54 تکمیل شد و منتشر، بسیاری در شگفتی فرو رفتند؛ «شریف» می‌خواست در برابر انحراف بایستد و ایستاد؛ به حمایت همسر مارکسیست شده‌اش، او را شهید کردند و پیکرش را سوزاندند و بیرون تهران رها کردند ... حالا سال‌ها گذشته است و باز هم خواهد گذشت.
... در این بازار گر سودی است، با درویش خرسند است ... خدایا منعمم گردان، به درویشی و خرسندی ...

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه دوازدهم فروردین 1385 و ساعت 23:24 |
روز طبیعت خوش بگذرد.قدر طبیعت را بدانید و بگذارید واقعا به همه خوش بگذرد حتی گل وگیاه و حیوانات وحشی.طوری رفتار نکنید که مادر طبیعت قهر کند و حیوانات به حیوان بودن خود افتخار کنند.
خوش باشید
این هم تقدیم به شما بهار
+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه دوازدهم فروردین 1385 و ساعت 21:15 |
یادم رفت تبریک بگویم این فجر ۳ را.سر سازندگانش سلامت و دستشان پرتوان.این ویژگیهای رادار گریز و اصابت به چند هدف توان نظامی خوبی به ایران می دهد.ان شا الله از این اخبار بیشتر بشنویم.
 
 
==================================
راستی عجب بهاری است اینجا کنار گذرگاهها زرد است از گلها ی زرد و شکوفه های صورتی هم اطرافش را پر کرده است و نمای زیبایی به شهر داده است هر چند ایران برای ما زیباتر است.باران نرم ولی پیوسته ای از امروز شروع شده است و هوا را عاشقانه  کرده است.خوش به حال عشاق پاکدل.
+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه دوازدهم فروردین 1385 و ساعت 19:3 |

نمی دانم الان که مرم لرستان عزادارند چی بنویسم .ولی ابراز همدردی آمریکا و انگلیس با این مردم و درخواست کمک رسانی همچین یک جوری آدم را ... می کند.شما اگر نگران جان انسانها بودید و غصه دار جان ۶۰-۷۰ ایرانی هستید نمی زدید ۲۹۰ مسافر یک هواپیما را بکشید.بعد هم به عاملش مدال شجاعت بدهید.صدام را نمی فرستادید تا دست کم ۱۰۰۰۰۰ ایرانی را بکشد.البته یک بار حکیم این تعداد  را یک میلیون ذکر کرد . در عراق جنایت نمی کردید. یا یک مشت خیال پرداز را تحریک نمی کردید تا در خوزستانی که این همه خون برای  حفظ آن رفته بمب گذاری کنند و مردم را بکشند.جند ا...( یا همان جند الشیطان) درست نمی کردید تا بیایند و دم عید این ملت کشتارگاه تاسوکی درست کنند.نمی رفتید حسینیه مصطفی عراق شیعیان را به رگبار گلوله ببندید.شما لازم نیست به فکر ما باشید فقط لطف کنید دست از سر ما بردارید که ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان.
 
=============================================================
 
يه بزه قرص اكس مي خوره سر چار راه واي مي سته مي گه   تاكسي كشتارگاه
 يه سوسكه قرص مي خوره مي ره تو چاه مي گه به اميد هواي تازه تر....
 يه ميخه قرص اكس مي خوره پيچ مي شه
 يه سوسكه قرص اكس مي خوره مي ره كنار دمپايي مي كه بزن د بزن ديگه
 
==============================================================
 
داشتم با دوست فلسطینیم امشب صحبت می کردم  مدتی رفته بود فلسطین و بر گشته بود.نوار غزه زندگی می کند .می گفت الان زندگی بهتر شده است.قبلا باید هر روز برای رفتن به سر کار از هزار ایست بازرسی اسراییلی می گذشتیم .زندگی مثل کابوس بود ولی الان درون نوار غزه زندگی روان شده است.ولی مرزها را هنوز اسراییلی ها کنترل می کنند .با تعبیر زندان بزرگ موافق بود.این مبارز فلسطینی را هم که امروز شهید کردند گفت پرسیده ام از داخل غزه گفتند که با هواپیما نبوده بلکه دیده اند وقتی خواسته سوار ماشینش شود ماشین منفجر شده و کنترل از راه دور بوده و هواپیمای بی سرنشین درست نیست.می گفت آنها هواپیماهایی دارند که مانیتورینگ می کنند و فرد مورد نظر را تحت تعقیب دارند و هر وقت بخواهند  او را هدف قرار می دهند.احتمال وجود خائنین را در این موارد رد نکرد ولی بیشتر می گفت که آنها توان علمی-عملیاتی این کار ها را دارند.می گفت ما سلاحمان را از خود اسراییلی ها می خریم .برای آنها هم پول مهم است و دلالان کاری به ملیت و دین ندارند ولو یهودی باشند.
+ نوشته شده توسط داورپناه در جمعه یازدهم فروردین 1385 و ساعت 20:6 |
 
 
اسراییل از نظربازتاب به رسمیت شناخته شده و یک کشور است؟؟؟!!!!!!
به جمله  زیر دقت کنید!
 
استقبال كم از مهمترين انتخابات تاريخ اسرائيل



۸ فروردين ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۶:۴۸ تعداد بازديد: 1565 كد خبر: ۳۶۸۲۲

رای گيری برای گزينش نمايندگان کنست ـ پارلمان اسرائيل ـ در ميان تدابير امنيتی شديد آغاز شده و در حالي که رهبران اين کشور بر اهميت اين انتخابات تاکيد گذاشته‌اند، ميزان استقبال رای دهندگان چشمگير نبوده است.

+ نوشته شده توسط داورپناه در چهارشنبه نهم فروردین 1385 و ساعت 18:8 |
سلام
 
به طور تصادفی به تلویزیون ایرانیان برلین برخوردم و گوشه هایی از برنامه های اینتر نتی آنها را نگاه کردم.خداییش چیزی نداشت.حتی حرفهای خودشان با هم خیلی خشک و کلیشه ای بود.مصاحبه هایی که با مردم داشت در شب میلاد مسیح ضمن آن که نشان می داد ایرانیها هنوز به نوروز دلبسته اند و ایرانی بودن خود را فراموش نکرده اند شدیدا دلخسته اند و زندگی خشک و بی لطافتی دارند.درست است که رفاه دارند ولی یک چیزی را کم دارند  .ایران.زندگی در غربت و در رفاه مثل شاخه ای است که از درختی بریده باشند و لای زرورق پیچیده باشند .این شاخه اولش که عاقبت می خشکد اگر هم نخشکد و مثلا در محیط غذایی آبی ادامه رشد دهد دیگر بخشی از یک درخت تناور نیست.دیگر نمی تواند تاب توفانها و سرد و گرم روزگار را بیاورد.دیگر سبزی آن ماندگاری ندارد .دیگر با دیگر شاخه ها نیست که با آنها یک سبزی  داشته باشد.
زندگی ایرانی شاید از نظر پولی رفاه نداشته باشد اما دارای رفاهی واقعی در زندگی است.ایرانیها جز معدود ملتهایی هستند که مثل آدم زندگی می کنند .غذا می خورند و از داده های خدایی بهره می برند.
در کشوری زندگی می کنند که تقریبا می شود گفت چیزی نیست که در آن پیدا نشود.فقط ما باید قدر آن را کمی بیشتر بدانیم.
همینجا در شرق هر بار که من یا دوستانم برای دیگران از ایران می گوییم یا آنها چیزی می پرسند چیزی جز حسرت و حتی حسودی از آنها نمی بینیم.حتی جالب است استاد ها هم که دیگر کشور ها را دیده اند صادقانه اعتراف می کنند که شما زندگی می کنید.
اینجا کار زیاد  پول ماشین و... هست ولی زندگی واقعی فرصتی برای لذت از طبیعت و زندگی و.... نیست.حتی غذای آنها فقط یا سویا دارد یا ترب .فقط شکل آن عوض می شود.دوستان ایرانیم که تازه آمده اند با یک شوک روبرو شده اند.اولین شب طوری بودند که همه یک جا می خواستند برگردند .تحمل بوی غذا خوری و دیدن این که همه چیز را آبپز کنند جلبک خام- بوی دریا - هشت پا - ماهی مرکب و طعم بی طعم غذا  و حتی نمکی که بو می دهد برای یک ایرانی که طعم بهترین ها را چشیده است غیر ممکن می نماید.
نمی توانم بیان کنم .بی ایران دیگر نیستی.هویتی نداری.تا شما هم تجربه نکنید باور نمی کنید.
+ نوشته شده توسط داورپناه در یکشنبه ششم فروردین 1385 و ساعت 8:47 |
 
 
یک عزاداری امام حسین را گوش می کردم از یک سایت رسمی داشت می خواند که ما سگتیم و... از این حرفهای مزخرف ضد مذهب.تازه یکی هم با صد من ریش لخت شده بود و سینه می زد به عنوان راهبر گروه عزاداران.گويا حضرت آقا يادش رفته زنها هم او را مي بينند.!
نمی دانم این حرکات چه نسبتی دارد با امام حسین و فلسفه قیامش و.... دارد.کجا امام حسین گفته باید کسی سگش شود یا اصلا اسلام برای این است ما سگ کسی باشیم یا نه و زندگی دنیوی ما را به بهترین وجهی هدایت کند و شانی انسانی مطابق معیار های الهی به ما بدهد .گویا یادشان رفته است که امام حسین در زمان جنگهای مسلیمن با غیر مسلمانان بند از پای اسیران  باز می کرد و قسمشان می داد که بی قراری نکنند و می گفت ما آمده ایم تا بند از پای شما بگشاییم ولی گویا چند میکروفون بدست و بی اطلاع از دین می خواهند به اسم دین و نام پاک حسین بند بر گردن مردم بنهند.
شان حسین بالاتر از آن است که شما به خاطر اغراض گوناگون مادی (ولی در قالبی دینی) عوام فریبی کنید و  از احساسات پاک مردم دیندار سو استفاده کنید.
یادتان نرود اول خدا است و محمد و علي و حسين ..... به خاطر هدايت  مردم به راه الهي به اين شان و مقام دست يافته اند.اگر قرآن مي خوانيد( و براي يک لحظه فرصت مي کنيد کتابچه شعر مداحي و مراثي را کنار بگذاريد) ببينيد که خدا به پيامبر اعظمش و ديگر پيامبرانش چگونه هشدار مي دهد اگر از راه الهي ذره اي بيرون مي رفتند چه عقوبتي مي ديدند.شما که ديگر حسابتان معلوم است. 
جديدا چند ماهي است تعداد اين روضه خوانهاي زن و مرد زياد شده که هيچ کدام تحصيلات ديني (حوزوي يا دانشگاهي ) ندارند و تساط فريب خلق الله را پهن کرده اند.و افراد با سواد ديني پايين را حسابي سرکيسه مي کنند.جالب است برخي پس از آمدن حضرت فاطمه و امامان معصوم به خوابشان يک شبه استاد فقه و حديث مي شوند.شايد خيال مي کنند مثل چند مرد صديقي هستند که ناگهان از يک روستاي دور افتاده  آوازه علم لدني افازه شده به آنها همه جا گير مي شد.ولي گويا نمي دانند اين افراد مکررا توسط مراجع تقليد آزموده شده اند و بر صدق ادعاي آنها مهر تاييد خورده است.ولي گوييا اين جديديها  در مقامي بالاتر نشسته اند.خدا مي داند!!!!
بگذريم.
اين روش کار نه حسيني است و نه رضاي خداي را به دنبال دارد.به برخي ار اين حاج آقا ها و خانم هاي جديدي توصيه مي کنم راه حسين و نه جيب خود را در پيش بگيرند تا آنجا که همه محتاج آنيم حسين و جدش پيامبر و پدر و مادر پاکش دستگير ما باشند
 
لينک پايين را چون حرف دل مرا زده لينک مي دهم
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه پنجم فروردین 1385 و ساعت 20:7 |

 
 اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است ." ايتاليايي ها ميگن:"عشق يعني ترس از دست دادن تو !" ايراني ها ميگن :"عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام مي شود
 
من در مورد این  متن نظری ندارم ولی دارم نمی خواهم فعلا چیزی بنویسم .این متن را کسی برایم فرستاده بود شما در این مورد چه نظری دارید؟
 
+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه پنجم فروردین 1385 و ساعت 14:24 |