كيهان: رئيس مجتمع ويژه مبارزه با مفاسد اقتصادي: كم حوصلگي نكنيد، مبارزه با مفاسد اقتصادي در برخي از كشورها 50 سال طول كشيده است.

داخلي. علمي. آموزشي. وزير
وزير علوم تحقيات و فناوري گفت: دانشگاهها و مراكز آموزش عالي تحت پوشش اين وزارتخانه نيازمند تامين هشت هزار عضو هيات علمي نياز دارد.
دكتر "محمد مهدي زاهدي" روز پنجشنبه در جريان سفر رييس جمهوري و هيات دولت به استان مركزي در جمع اساتيد دانشگاه اراك افزود: اين در حالي است كه در برنامه چهارم توسعه سازمان مديريت و برنامه ريزي تنها مجوز استخدام دوهزار عضو هيات علمي به اين وزارتخانه داده است.
وي، اضافهكرد: جذب هيات علمي و كارشناس براي دانشگاهها مراكزآموزش عالي وزارت علوم دو سال قبل در مجلس نهايي شده اما سهميه اندكي از آن تاكنون جذب شده است.
وي، همچنين با تاكيد بر دور كردن دانشگاهها از جريانهاي حزبي و سياسي، تصريح كرد: در محيطهاي دانشگاهي بايد فضاي گفتمان آزاد و منتقدانه به دور از تشنجات سياسي فراهم آيد.
زاهدي، سهم بخش پژوهش از اعتبارات ناخالص ملي را ۴۷صدم درصد اعلام كردو گفت: گرچه سهم بخش پژوهش ازاعتبارات كاهش يافته امااعتبارات پژوهشي وزارت علوم افزايش خوبي داشتهاست.
وي، افزود: تمامي وزارتخانهها موظف شدهاند. طرحهاي تحقيقاتي خود را به وزارت علوم اعلام كنند تا از انجام طرحهاي تكراري جلوگيري شود.
وزير علوم تحقيقات وفناوري، ايجاد رشتههاي بين رشتهاي و توسعه آموزشهاي وزارت با توجه به ظرفيتهاي مناطق را از اولويتهاي وزارت علوم در برنامه چهارم توسعه عنوان كرد.
دكترزاهدي، گفت: سياست وزارت علوم برتوسعه تحصيلات تكميلي و تربيت نيرو در داخل كشور معطوف شده است.
رييس دانشگاه اراك نيز در اين مراسم گفت: دانشگاه اراك با بيش ازسه دهه سابقه به تازگي ازرديف دانشگاهها در حال توسعه خارج و در زمره دانشگاههاي برخوردار درآمده است.
دكتر"ملك سليماني" افزود: اين دانشگاه در توليد مقالات ISIرتبه پنجم را در بين دانشگاههاي كشور بدست آورده است.
وي اضافهكرد: بااحداث ۹طرح عمراني و هفت دانشكده تمامي مجموعه دانشگاه اراك به محل جديد طرح جامع دانشگاه انتقال مييابد.
روساي دانشكدههاي مختلف دانشگاه اراك، توسعه رشتهها، صدور مجور استخدام هيات علمي، افزايش فضاي فيزيكي و بودجه را مهمترين نيازهاي اين دانشگاه عنوان كردند.
چهارشنبه، 27 ارديبهشت 1385 - 16:06
مشكلی به نام نبود همراه!
اوضاع نابسامان امنیتی در عراق و همچنین به روی كار آمدن یك دولت غیرنزدیك به آمریكا، در كنار ریزش متحدان استراتژیك آمریكا در اشغال نظامی عراق، آمریكا را با یك چالش جدی مواجه كرده است.
به گزارش سرویس بینالملل «شریفنیوز»، روزنامه آمریكایی واشنگتن پست در تحلیلی نوشت: «جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا روز گذشته همه وسایل تشریفاتی را برای استقبال از جانهاوارد نخست وزیر استرالیا را فراهم كرده است.»
این روزنامه نوشت جرج بوش هنگامی كه جانهاوارد را برای شركت در كنفرانس مطبوعاتی همراهی میكرد او را یک همپیمان، یک دوست و یک اندیشمند ![]()
استراتژیک نامید.
نویسنده این تحلیل در ادامه مطلب خود این اقدام بوش را عجیب نمیداند و عنوان میكند كه از میان تمامی كشورهای حامی آمریكا در آغاز اشغال نظامی عراق تنها استرالیا باق مانده كه هنوز نیروهای خود را از عراق خارج نكرده است و به همین دلیل بوش توجه ویژهای به رئیس جمهور این كشور دارد.
به نظر میرسد با كنار رفتن برلوسكونی، نخست وزیر ایتالیا و همچنین تحت فشار قرار گرفتن بلر توسط افكار عمومی انگلیس، استرالیا تنها كشور حامی آمریكاست چرا كه پیش از این، اسپانیا، پرتغال، لهستان و اوكراین كه نیروهای زیادی در عراق داشتهاند، همه یا قسمتی از نیروهای خود را از عراق خارج كردهاند و ژاپن متحد استراتژیك آمریكا نیز اعلام كرده است كه تا پایان شهریور ماه نیروهایش را از عراق خارج خواهد كرد.
| ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۸:۱ | تعداد بازديد: 1797 | كد خبر: ۳۹۲۲۵ |
خبرنگار «بازتاب» از خرمشهر گزارش داد: رهبر انقلاب پس از بررسي برنامههاي مربوط به سالروز بزرگداشت آزادي خرمشهر تأكيد كردهاند، به جاي صرف هزينه در مراسم اين روز ملي، براي ساختن اين شهر تلاش شود.
بنا بر اين گزارش، در پي تقديم برنامههاي بزرگداشت مراسم يومالله سوم خرداد، سالروز آزادسازي خرمشهر از سوي بنياد حفظ آثار دفاع مقدس به رهبر انقلاب، ايشان در پاسخ مرقوم كردهاند، معلوم ميشود، خرمشهر خيلي كمبود دارد كه بايد ساخته شود. اين را زنده كنيد كه مهمتر از مراسم است.
سردار ميرفيصل باقرزاده، رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس، با اعلام اين خبر به خبرنگار «بازتاب» گفت: اين فرمان حجت را بر عليه مسئولان كشوري و محلي تمام كرده است و با توجه به مشكلات موجود در خرمشهر، بايد خدماترساني به مردم غيور اين شهر، شتاب بيشتري بگيرد.

وي اضافه كرد: در همين رابطه، بنياد حفظ آثار با حذف برنامههاي غيرضروري، فراخوان كمك به ساخت مصلاي خرمشهر را در دستور كار خود قرار داده و يكصد ميليون تومان نيز به اين امر اختصاص داد.
وي گفت: كمك به روستاهاي خرمشهر و تجليل از گمنامان حماسه مقاومت و فتح اين شهر، از ديگر برنامههاي بنياد حفظ آثار در اجراي فرامين رهبر انقلاب است.
گفتني است، آيتالله خامنهاي در نخستين روزهاي سال جاري، ضمن حضور در جمع عشاير خوزستان و مسافراني كه به هويزه آمده بودند، بر رسيدگي به معضلات و مشكلات اين استان تأكيد كرده بودند.
| با تاكيد بر حق تهران دراستفادهي صلحآميز از انرژي هستهيي، اتحاديهي اروپا تعليق غنيسازي را در ايران خواستار شد |
آمريكا ميگويد كه نسبت به وضعيت حقوق بشر در ليبي رضايت ندارد اما در ۴۵روز آتي، نام ليبي را از فهرست حاميان تروريسم خارج ميكند.
واشنگتن اين اقدام را امتياز بزرگ به ليبي ميداند كه از برنامه هستهاي خود دست كشيد!
"معمر قذافي"، رهبر ليبي بهتازگي گفته بود كه آمريكا تمام توان هستهاي ما را گرفت اما حتي نام ليبي را نيز از فهرست كشورهاي حامي تروريست خارج نكرد.
"كاندوليزا رايس" وزير خارجه آمريكا روز دوشنبه در تبليغات گسترده خبر خارج كردن ليبي از فهرست كشورهاي حامي تروريسم و ايجاد رابطه با آن كشور را اعلام كرد.
آمريكا تمامي كشورهاي مستقل جهان را كه مخالفت سياستهاي فزون خواهانه واشنگتن باشند، در فهرست كشورهاي حامي تروريسم قرار داده است.
رايس در بيانيهاي كرد كه منتشر كرد، ابراز اميدواري نمود ايران و كره شمالي نيز راه ليبي را ادامه دهند!
وي گفت، اميدوار است ليبي در زمينه حقوق بشر هم گامهايي بردارد.
"جان بولتون"، سفير آمريكا در سازمان ملل نيز روز دوشنبه در مصاحبه با خبرنگاران در نيويورك گفت كه او به شوراي امنيت گزارش داده كه ليبي قرار است از ليست كشورهاي حامي تروريست بيرون برود!
بولتون ادامه داد كه كشورهاي ديگر هم ميتوانند نتيجه رها كردن برنامه هستهاي خود را ببينند.
مردم از این همه دست و دلبازی .شرمنده شدم.خیس عرق شدم.اصلا آب شدم. رفتم تو زمین. چقدر آمریکایی ها خوبند.وای از این همه خوبی.یکی جلوشونو بگیره اگه نه من دیگه خودمو خودکشی می کنم از این همه شرمندگی.آی کسی نیست!
===============================================
یادتان هست زمان جنگ قایق های توپدار ناشناس در خلیج فارس به نفت کش ها و کشتی ها حمله می کردند.حالا چرا هواپیما های ناشناس نروند مقر اشرار را در داخل خاک پاکستان و افغانستان بمباران کنند.یا می افتد گردن آمریکا یا کی بود کی بود من نبودم!
مگه بده؟
با خودم گفتم یعنی این که دیگه از دست من بیشتر از این کاری ساخته نیست.آیه های اولش هم به این معنی است که در آخر می آورم.نتیجه خودم اینه که من وظیفه ای بیشتر از گفتن و هشدار نداشتم پس کار من تموم شد.بقیه اش را به خلق خدا حواله می کنم که اگر کوتاهی کردند سر و کارشان با خدا باشه که قادر مطلق و دانای کل به احوال همه است و اراده اش جاری در جهان است.
هر که رسول را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است و هر که مخالفت کند کیفرش با خداست.و ما تورا به نگهبانی آنها نفرستاده ایم.منافقان روز نزد تو به زبان اظهار ایمان کنند و شب چون از حضور تو دور شوند گروهی خلاف گفته تو را در دل گیرند. و خدا اندیشه شبانه آنها را خواهد نوشت.پس تو ای پیغمبر از منافق مردم روی بگردان و به خدا اعتماد کن که تنها خدا تو را یار و نگهبان کافی است.
نسا ۸۰-۸۱
داخلي. سياسي. مجلس. حدادعادل
"غلامعلي حدادعادل" رييس مجلس شوراي اسلامي با اظهار تاسف در مورد حادثه شب گذشته جاده بم - كرمان و كشته شدن مردم به دست اشرار، از مسوولان امنيتي، مسوولان وزارت كشور و نيروي انتظامي خواست در پيگيري اين حوادث تروريستي جديتر باشند.
اشرار مسلح شب گذشته در محور بم - كرمان با متوقف كردن خودروهاي مردم به سمت آنان آتش گشودند كه در اين حادثه تروريستي شمار كشتهشدگان تا زمان حاضر ۱۲نفر گزارش شده است.
به گزارش خبرنگار پارلماني ايرنا، حدادعادل در جلسه علني روز يكشنبه مجلس افزود: بعد از حادثه تلخ جاده زابل - زاهدان، شب گذشته حادثهاي نظير همان حادثه در محور بم - كرمان بوجود آمد و اشرار وابسته به بيگانه عدهاي از هموطنان را مجروح كردند، به شهادت رساندند، راه را بستند و خودروها را آتش زدند.
حدادعادل گفت: برانگيختن خصومت ميان اقوام و مذاهب مختلف در ايران در دستور كار دشمن است.
رييس مجلس شوراي اسلامي افزود: امنيت كشور با وجود وقوع ماجراها و حوادث فراوان در پيرامون كشور، ديگران را به حسادت واداشته است لذا توطئههايي براي ايجاد ناامني در كشور مشاهده ميشود.
حدادعادل با اظهار تاسف و عرض تسليت به مردم بويژه مردم بم، از دولت خواست، اقدامات و فعاليتهايي را كه براي رسيدگي به اين ماجراها و حوادث تروريستي آغاز كرده است، پيگيري كند.
خارجي. سياسي. روسيه. ايران. هستهاي
معاون بينالملل سازمان انرژي اتمي ايران، مشكلات پيمانكاري و تاخير در ساخت برخي تجهيزات جانبي از سوي شركت روسي سازنده نيروگاه بوشهر را علت اصلي تاخير در بهرهبرداري از اين نيروگاه اعلام كرد.
"محمد سعيدي" كه براي مذاكره با مقامهاي آژانس انرژي اتمي روسيه به مسكو سفر كرده روز پنج شنبه در گفتگوي اختصاصي با خبرنگار ايرنا گفت: از چند ماه پيش گروه كاري ويژهاي از سوي ايران و روسيه براي رفع موانع و فراهم ساختن مقدمات راهاندازي نيروگاه بوشهر تشكيل شده است.
وي ديدار از مسكو و گفت و گو با "سرگئي كرينكو" رييس آژانس فدرال انرژي اتمي روسيه را در چارچوب اين گروه كاري ارزيابي كرد و گفت: آنچه مسلم است اينكه تاخير در راهاندازي نيروگاه اتمي بوشهر، دلايل سياسي نداشته و طولاني شدن ساخت برخي قطعات جانبي، به اين امر دامن زده است.
معاون بينالملل سازمان انرژي اتمي ايران افزود: ۹۲درصد كار ساخت نيروگاه بوشهر خاتمه يافته و در صورتيكه شركت روس سازنده نيروگاه تلاش مضاعف داشته و شيفتهاي كاري را از دو به سه شيفت افزايش دهند ميتوان اميدوار بود كه اين نيروگاه ظرف چند ماه آينده به مرحله بهره برداري برسد.
سعيدي در مورد علت عدم تامين و ارسال سوخت مورد نياز نيروگاه بوشهر از سوي روسيه و تاثير منفي آن در راهاندازي نيروگاه، گفت: همه مقدمات قانوني و مجوزهاي فني لازم دراين مورد مهيا شده و محل نگهداري سوخت نيز آماده است.
وي افزود: براين اساس و طبق تعهدات، مانعي در اين زمينه وجود نداشته و روسيه بايد سوخت نيروگاه بوشهر را در اسرع وقت به ايران ارسال نمايد.
معاون سازمان انرژي اتمي در رابطه با احتمال شركت روسيه در ساخت نيروگاههاي جديد اتمي ايران گفت: در صورتيكه روسيه مشكلات مديريتي مربوط به شركتهاي سازنده راكتورهاي اتمي خود را حل نمايد، ميتواند گزينه و انتخاب مناسبي براي ساخت نيروگاههاي جديد در ايران باشد.
وي گفت: در جريان سفر رييس آژانس فدرال انرژي اتمي روسيه به تهران در اين مورد مذاكره شده واين كشور آمادگي خود را براي شركت در مناقصه ساخت دو نيروگاه جديد اتمي ايران اعلام كرده است.
به گفته سعيدي ، اسناد مناقصه مذكور در حال آماده شدن است و در زمان مناسب نسبت به اعلام آن اقدام خواهد شد.
مقام ايراني ابراز اميدواري كرد مشكلات اداري شركتهاي سازنده روسي كه علت اصلي تاخير در راه اندازي نيروگاه بوشهر بوده برطرف شده وبه اين ترتيب اين كشور بتواند در ساير پروژههاي اتمي ايران مشاركت نمايد.
نيروگاه اتمي بوشهر كه توسط كارشناسان روسي در دست ساخت است ابتدا قرار بود در سال ۲۰۰۳ميلادي راهاندازي شود كه بعلت بروز برخي مسايل و مشكلات فني و مديريتي به سال ۲۰۰۵موكول شد.
در اين سال نيز نيروگاه به علت ادامه همين مسايل كه مقامات روسي آن را ناشي از مسايل فني و اداري خواندند تكميل نشد و قرار است نيروگاه بوشهر در صورت ارسال سوخت و اتمام هشت درصد كار باقيمانده، امسال به بهرهبرداري برسد.
براي آخرين هماهنگيها و رفع موانع موجود در اين زمينه، دو تن از معاونين سازمان انرژي اتمي ايران روز چهارشنبه وارد مسكو شدند.
دكتر "محمد سعيدي" و "محمود جنتيان" قرار است در اين سفر با "سرگئي كرينكو" رييس آژانس فدرال انرژي اتمي روسيه و ديگر مقامات مسوول روس در اين زمينه ديدار و گفتگو كنند
| ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۸:۳۷ | تعداد بازديد: 311 | كد خبر: ۳۸۹۱۱ |
سفير انگليس در سرزمين هاي اشغالي گفت دولت لندن قصد دارد در پي درخواست اساتيد انگليسي هرگونه همکاري آکادميک با دانشگاههاي اسرائيل را قطع کند.
به گزارش مهر به نقل از روزنامه هاآرتص، سايمون مک دونالد اعلام کرد در پي اعتراض دانشگاهيان انگليس به بدرفتاري دانشگاههاي اسرائيل با دانشجويان فلسطيني، انگليس مدتي دانشگاههاي اسرائيل را تحريم کرد و هم اکنون قصد دارد هرگونه همکاري آکادميک را قطع نمايد.
وي تاکيد کرد: دولت انگليس به شدت آزادي دانشگاه ها را مورد حمايت قرار مي دهد و قصد ندارد در کارهاي مربوط به دانشگاههاي کشورهاي ديگر دخالت نمايد.
وي افزود: اما اعتراض هاي متعدد اساتيد و دانشجويان به وضعيت دانشگاه هاي اسرائيل سبب شد ما تصميم بگيريم همکاري هاي آکادميک را با اين کشور قطع کنيم.
شايان ذکر است بيش از يک سال پيش، انجمن استادان انگليس که 48 هزارعضو دارد تصميم گرفت دانشگاههاي حيفا و بارايلان اسرائيل را به دليل حمايت از فعاليت هاي تروريستي و ظالمانه ارتش اين رژيم بر ضد ملت فلسطين تحريم کند و اعلام کرد که احتمال تحريم دانشگاه هاي ديگر اسرائيل وجود دارد
| ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۸:۳ | تعداد بازديد: 2984 | كد خبر: ۳۸۷۹۲ |
رئيس كميسيون فرهنگي اجتماعي شوراي اسلامي شهر تهران با بيان اينكه 85 تا 90 درصد متكديان تهران شياداني هستند كه با پشتوانه حرفهاي و به صورت ساماندهي شده اقدام به اين كار ميكنند، گفت: وزارت كشور به عنوان مسئول اصلي ساماندهي متكديان بايد تكليف خود را با موضوع تكديگري مشخص كند.
به گزارش فارس، رسول خادم امروز در نشست خبري در سيزدهمين نمايشگاه مطبوعات در خصوص اجراي طرح جمعآوري متكديان در تهران افزود:با آغاز فصل گرما متكديان پاكستاني و بنگلادشي هم به متكديان داخلي افزوده ميشوند.
رئيس كميسيون فرهنگي اجتماعي شوراي شهر تهران خاطرنشان كرد: اغلب متكديان خارجي اواخر بهار به ايران ميآيند و تا آخر تابستان اقدام به تكديگري ميكنند.
خادم اضافه كرد بازار تكديگري داغ است و مردم با احساسات پاكي كه دارند به اين بازار گرم كمك ميكنند.
وي اظهار داشت: در بررسيهاي انجام شده از كودكان متكدي خواسته شده است به ازاي دريافت ماهانه 200 هزار تومان از كار خود دست بكشند كه آنها با اين موضوع مخالفت كردهاند.
به گفته خادم اين پيشنهاد با مبلغ 500 هزار تومان به متكديان بزرگسال داده شده كه به دليل سود بالاتري كه در تكدي گري دارند با اين موضوع مخالفت كردند.
خادم با بيان اينكه از 22 ارديبهشت سال جاري جمعآوري و ساماندهي متكديان آغاز ميشود گفت: گشتهاي نيروهاي انتظامي از اين طريق در سطح شهر تهران به شناسايي و جمعآوري متكديان ميپردازند.
وي اضافه كرد: كودكان متكدي بعد از جمعآوري تحويل بهزيستي داده ميشوند و متكديان شهرستان نيز به ستاد منتقل ميشوند.
خادم از وزارت كشور در امر ساماندهي متكديان انتقاد كرد و گفت: ستادهاي استان و استانداريها كه بايد متكديان شهرستاني به آنها تحويل داده شوند، فعال نيستند.
خادم همچنين گروهي از متكديان جمعآوري شده را معتادان پرخطر دانست و گفت: در اين بين بهزيستي و تشكلهاي غير دولتي بايد براي ساماندهي اين گروه فعال شوند.
محرم
تا محرم مي رسد دل يادِ جبهه مي كند
از براي يارانِ شهيدش بي قراري مي كند
خاكِ سـنـگر كـربـلا را نـزديـك مي كند
كــربـلا را در ذهـن مـجـســم مي كند
يـادِ جــبــهـه دل را هـوايـي مي كند
شـطِ فـرات و عـباس را تداعي مي كند
من نگويم كربلا در جبهه هاست
تـنها اجرشان با شهيدِ كربلاست
سنگر عشقي گر به پا بود در جبهه ها
اين همه بود از اعجاز شهيد کربلا
من نگويم شهداي جبهه ها
بود همسنگِ شهداي كربلا
حـرفِ مـن حـرفِ دل است
شهيدِ جبهه از خونِ دل است
گر كه سرخي خون هنوزم باقي است
گر که خون بر شمشير ساقی است
اين هـمه از اعـجازِ كربلاست
از خونِ حسينِ(ع) سر جداست
گر بسيجي در جبهه در تاب و تب است
ديـده عباس(س) در شط تشنه لب است
گر كه فريادِ حسين(ع)هل من ناصر است
ايـن زمـان لـبـيك به رهبر واجب است
دريغا از غفلتِ آن كوفيان
مرحبا به غيرتِ بسيجيان
وقتي عباس رجز خواند در شطِ فرات
بسيجی تشنه لب گرديد فدات
اين زمان وقتِ اقتداء بر زيـنب است
شرح عاشقيِ شهداي تشنه لب است
اين زمان عشق را حاشا كرده اند
خدمت را در قدرت معنا كرده اند
ايـن زمـان بــازم دلـم در كـربـلاست
اين قلم مشتاقِ نوشتن از جبهه هاست
اين زمـان عـشـق را به غارت برده اند
فوتباليست را الگوي شجاعت كرده اند
سـاقي ! قـدري ميٌِ مرگم بده
بيش از اين در دنيا زجرم نده
اي قلم محض خدا آرام باش
تـو از زجـرِ دلـم آگـاه باش
مي نويـسم دردِ پنهانم كنون
از همان عاشقانِ دشتِ جنون
***
يا حسين(ع)آغاز كردم اين سخن
تـا بـگـويـم از عـشـقـي كـهن
000
از وبلاگ تخریب چی دوران
پنج شنبه، 14 ارديبهشت 1385 - 17:58
تحریف نام خلیجفارس در برخی کتب درسی ایتالیا
در برخی کتب درسی دانشآموزان ایتالیایی نام خلیج عربی در کنار خلیج فارس ذکر شده است.
به گزارش «شریف نیوز»، در کتاب «جئولینک» که یکی از کتابهای آموزش جغرافیا در مقطع تحصیلی سوم راهنمایی است، در کنار نام خلیج فارس در نقشه جغرافیایی جهان و همچنین متون درسی، داخل پرانتز خلیج عربی نوشته شده است و به دانشآموزان گفته میشود که تفاوتی بین خلیج فارس و خلیج عربی وجود ندارد!
این درحالی است که مسئول دفتر وزیر آموزش و پرورش ایتالیا و همچنین رییس روابط عمومی این وزارتخانه ضمن ابراز تاسف از چاپ نام خلیج عربی در کتابهای درسی مدارس ایتالیا اعلام کردند، در ایتالیا کتب درسی واحدی برای مقاطع تحصیلی وجود ندارد و این وزارتخانه به ابلاغ محتوای برنامههای آموزشی به مدارس اکتفا میکند و به همین دلیل انتخاب محتوای کتب درسی بر عهده معلمان و دبیران است.
در عین حال معلمان و دبیران نیز نسبت به اصلاح متون کتابهای درسی ابراز ناتوانی کردند و نهایتا موسسات انتشاراتی را مسئول مستقیم این اشتباهات دانستند.
از طرفی مدیر موسسه انتشاراتی «لوشر» که ناشر کتب درسی دانش آموزان است،، ضمن رد این اتهامات ذکر نام خلیج عربی در کنار نام خلیج فارس را نه تنها باعث گمراه کردن دانش آموزان نمیداند، بلکه آنرا گامی برای شناسایی مناطق مختلف با استفاده از منابع گذشته و حال دانست!
از شریف نیوز
جا دارد ما هم ایتالیا را با یک نام من در آوردی بیاوریم و اسم ببریم تا فرهنگ و شناخت عمومی زیاد شود .لازم است یک ضربه ناقابل هم از طرف دولت یا ایرانیان مرتبط با ایتالیا به این ناشر زده شود.هرچند چشمم از بخش دیپلماسی آب نمی خورد.
| ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۸:۳۴ | تعداد بازديد: 1647 | كد خبر: ۳۸۵۲۰ |
اردشير زاهدي، وزير امور خارجه ايران در دوره شاه در سالهاي 1966 تا 1973 كه به نمايندگي از كشورش در سال 1968 پيمان منع گسترش سلاحهاي هستهاي را امضا كرد، در مصاحبه با راديو بينالمللي فرانسه تاكيد كرد كه دستيابي به فناوري هستهاي حق مسلم ايران است.
به گزارش فارس به نقل از پايگاه اينترنتي راديو بينالمللي فرانسه، اردشير زاهدي، كه در زمان رژيم شاه در فاصله سالهاي 1966 تا 1973، وزير امور خارجه ايران بود و به نمايندگي از كشورش در سال 1963 پيمان منع گسترش سلاحهاي هستهاي (NPT) را امضاء كرد، در مصاحبه با اين راديو تاكيد كرد كه دستيابي به فناوري هستهاي حق همه كشورهاي امضا كننده پيمان منع گسترش هستهاي است.
زاهدي در پاسخ به اين سؤال كه فكر داشتن برنامه هستهاي چه زماني در ايران مطرح شد، گفت: اين فكر به دهه 50 بر ميگردد، زماني كه ايران به داشتن انرژي هستهاي علاقه مند شد كه البته در آن زمان، اين برنامه در حد تحقيقات دانشگاهي و محدود بود.
اردشير زاهدي در همين خصوص افزود، در سال 1956 شاه سفري رسمي به هند كرد كه در خلال اين سفر مقامات دهلي نو از شاه براي دعوت از تاسيسات هستهاي اين كشور دعوت كردند. اين سفر كه من نيز در آن حضور داشتم، شاه را به گسترش فناوري صلحآميز هستهاي در ايران تشويق كرد. چند سال بعد نيز به همراه شاه از تاسيسات هستهاي آلمان ديدن كرديم كه به دنبال آن مذاكرات همكاري و مشاركت با اين كشور آغاز شد. در همان دوره، از تأسيسات و برنامههاي هستهاي روسها نيز بازديد به عمل آورديم.
زاهدي درباره اهداف واقعي ايران از داشتن چنين برنامه در آن زمان گفت: هدف ايران، يافتن يك منبع انرژي بود كه بتواند جايگزيني براي نفت باشد . زيرا شاه معتقد بود با اين روند استخراج نفت، ايران روزي مجبور خواهد شد آن را براي نيازهاي خود خريداري كند. او قصد داشت براي توليد انرژي به فناوري صلحآميز اتمي متوسل شود و از نفت تنها در ساخت محصولاتي كه ارزش بيشتري دارند، استفاده شود. او تصريح كرد، هدف برنامه هستهاي ايران نظامي نبود. اما با اين حال، كاملاً بديهي است زماني كه فناوري صلح آميز هستهاي به دست ميآيد، مرحله نظامي آن نيز قهرا در پي خواهد آمد. يعني اگر كشوري مهارتهاي اساسي اين فناوري را به دست آورد، گسترش و توسعه آن نيز خود به خود حاصل خواهد شد. البته اين روند كمي آهسته و طولاني است، اما به هرحال با ادامه كار به دست خواهد آمد. او در اين خصوص تاكيد ميكند كه اگر انرژي نظامي هستهاي تحت نظارتهاي بين المللي به دست آيد، ديگر مشكلي پيش نخواهد آمد.
وي در تاييد سخنان خود مورد اسرائيل، هند و پاكستان را پيش ميكشد كه هرگز پيمان منع گسترش سلاحهاي هستهاي را امضا نكردند، ولي امروز در زمره قدرتهاي اتمي به حساب ميآيند و اين مصداق بارز سياست يك بام و دو هوا در دنياست كه منصفانه نيست.
زاهدي در بخش ديگر از سخنان خود در همين رابطه افزود، از آنجايي كه كاملاً مطمئن هستم كه دستيابي به اين انرژي حق مسلم ايران است، از اين طرف هم فكر ميكنم تنها راه حل اين مسئله گفتگو و مذاكره است.
زاهدي در پاسخ به اين سئوال نيز كه اگر دستيابي به فناوري هستهاي به راحتي به توان نظامي اتمي منجر ميشود، پس ميتوان گفت كه غربيها بايد صبر كنند تا يك روز ايران به سلاح اتمي دست يابد و در همين خصوص، چگونه ميتوان نگرانيهاي امروز آنها را توجيه كرد، گفت:« هند و پاكستان كه حتي NPT را امضاء نكرده اند، چندين قرارداد مشاركت و همكاري اتمي با غربيها امضا كرده اند و اين درحالي است كه اين دو كشور سالهاست كه با يكديگر اختلاف دارند. اما اينكه اكنون ميبينيم آمريكا برنامه هستهاي ايران را خطرناك ميداند، جاي تعجب دارد.
زاهدي در بخش ديگر از سخنان خود گفت:« در دهه 70، دو شخصيت آمريكايي به من گفتند كه كشورشان از برنامه نظامي هستهاي پاكستان آگاه است كه در واقع آنها با اين گفته، تلويحا به من فهماندند كه ايران هم ميتواند چنين برنامهاي داشته باشد».
وزير امور خارجه اسبق ايران درباره تنش كنوني در روابط ايران و جامعه بين الملل و اينكه آيا اهداف برنامه اتمي ايران سياست جامعه بينالملل را نسبت به خود تغيير داده است، گفت:« زماني كه مسابقه براي توسعه و گسترش فناوري هستهاي بين كشورهاي بزرگ صنعتي آغاز شد، آمريكا، آلمان، فرانسه، انگليس و...، هر يك به نوبه خود تلاش ميكردند در اين زمينه، با ايران همكاري كنند و اين در حالي بود كه آنها مدام چوب لاي چرخ ما ميگذاشتند. درحقيقت، از اينكه ديگران به اين فناوريها دست يابند و قرارداد امضاء كنند، جلوگيري ميكردند. يك رقابت بين آنها وجود داشت به طوري كه سريعاً طرحهايي را پيشنهاد ميدادند و بلافاصله به بيان نقطه ضعفهاي طرحهاي كشور قبلي ميپرداختند. ولي اين مسأله با انقلاب اسلامي در ايران كاملاً تغيير كرد و لحن آنها در قبال اين رژيم حالت شديدي به خود گرفت.
سفير سابق ايران در آمريكا درباره پيامدهاي خروج ايران از «NPT» گفت: «در ديپلماسي و روابط بين الملل، بايد از بيان اظهارات ناسنجيده خودداري كرد. گفتگو، مذاكره و خلوص نيت هميشه اساس ديپلماسي را تشكيل ميدهد. اما از اين گذشته، هيچ چيز نمي تواند ايران را از خارج شدن از اين پيمان باز دارد. زيرا كشورهايي كه حتي اين پيمان را امضاء نكرده اند، به راحتي برنامه هستهاي خود را ادامه ميدهند.»
زاهدي درباره حمله نظامي به ايران و آيا اينكه وي به چنين حملهاي اعتقادي دارد يا خير نيز گفت:« حمله نظامي به ايران وضعيت را وخيم تر خواهد كرد و بار ديگر اين مردم ايران خواهند بود كه بهاي سنگين آن را خواهند پرداخت و از طرفي، در اين حالت ميتوان گفت كه جنگ در واقع عليه يك كشور ديگر آغاز شده است كه اين با حقوق بين الملل مغايرت دارد.»
وي در ادامه در اين باره افزود، شرايط ژئوپليتيكي ايران شبيه عراق و افغانستان نيست و اين جنگ نتيجه عكس خواهد داد. يعني اوضاع در خاورميانه را وخيم تر خواهد كرد و صلح در منطقه و در آسيا را تحت الشعاع قرار خواهد داد.
وي در پايان مصاحبه خود در پاسخ به اين سؤال كه آيا اين ماهيت جمهوري اسلامي نيست كه براي غربيها ايجاد مشكل ميكند؟ اگر حكومت تهران يك حكومت دموكراتيك بود، يا اينكه شاهد تغيير رژيم بوديم، آيا باعث نمي شد كه در رفتار اين كشور نسبت به جامعه بينالملل تغييري حاصل شود، نيز گفت:« ابتدا بايد بگويم كه تغيير رژيم بايد توسط ايرانيها صورت گيرد، چه ايرانيهاي داخل كشور و چه خارج از كشور و از طرفي اگر رژيم با حمله نظامي بيگانگان تغيير كند، وضعيت از امروز نيز بدتر خواهد شد، زيرا مردم ايران، چه مخالف و چه موافق با حكومت، حمله نظامي بيگانگان را بر نمي تابند. ازطرف ديگر، مطمئن نيستم كه در صورت تغيير حكومت، جامعه بين الملل حاضر شود تا به ايران اجازه استفاده از فناوري هستهاي را بدهد. پس فكر ميكنم كه غربيها واقعا در اين مورد خاص، تزوير و رياكاري ميكنند.
بيان چنين اظهاراتي حاكي از آن است كه حتي ايرانياني كه در تحكيم پايههاي رژيم شاه و در كودتاي ننگين 28 مرداد 1332 نقش چشمگيري داشته اند، برحق ملت ايران در داشتن فناوري هستهاي تاكيد دارند. اين اظهارات همچنين برخورد دوگانه غرب با ايران قبل و بعد از انقلاب اسلامي را نشان ميدهد.
خلیج فارس و بیطرفی از نوع غربی ـ عربی
به مناسبت روز خليج فارس
مهدی علیخانی
کارشناس و پژوهشگر مسائل سیاسی
مقدمه
بکارگیری واژه مجعول خلیج عربی، از سوی امارات متحده عربی و برخی دیگر از کشورهای حاشیه خلیج فارس، بحث تازه ای نیست و از دهه 60 میلادی به این طرف هراز چندگاه و به مناسبتهای مختلف تلاشهایی در جهت تثبیت و رسمیت بخشیدن به این نام بی هویت، از سوی آنها دیده میشود، اما آنچه نگارنده این نوشتار را برآن داشت تا به ذکر مطالبی در این باره بپردازد، سلسله اقداماتی غیرعربی است که مشخصاً از آغاز قرن 21 و بطور خزنده و زنجیره ای در رسانههای غربی در راستای نهادینه سازی نام خلیج عربی بجای خلیج فارس، صورت میگیرد و پروسه ای هدفمند را دنبال میکند.
پس ازآنکه موسسه «نشنال جئوگرافیك»(1) با داشتن 118 سال قدمت و بیشا از 250 میلیون مخاطب جهانی، یكی از بزرگترین سازمانهای علمی و آموزشی در جهان به حساب میآید، در اقدامی تعجب برانگیز در نسخه 416 صفحه ای اطلس جدید خود که در (اول اکتبر ۲۰۰۴) منتشر کرد، از نام مجعول «خلیج عربی» استفاده نمود، برخی از كارشناسان سیاسی فشار غرب درخصوص فعالیت هسته ای ایران و همزمان با آن تغییر نام خلیج فارس در یك موسسه مطالعاتی غیر عربی را معنادار دانستند.
اگرچه با اعتراضات شدید ایرانیان داخل و خارج کشور، با عذرخواهی ساده نشنال جئوگرافی و قول اصلاح این اشتباه، ظاهراً این اقدام هدفمند پایان یافت، اما موج زنجیره ای جدیدی از این پروسه از سال 2005 در خبرگزاریهای غربی که مخاطبین جهانی دارند آغاز شد.
این خبرگزاریها با هماهنگی دقیقی ابتدا در اخبار و گزارشهای هنری و ورزشی و در ادامه در رویدادها و تحلیلهای اقتصادی خود واژه دوپهلوی «خلیج» را استعمال کردند و اخیراٌ در کمال جسارت و آشکارا نام «خلیج عربی» (2) را بکار میبرند.
آغازگران این موج خزنده، خبرگزاریهای (رویترز و سی. ان. ان) بودند. این دو خبرگزاری بر اساس روند فوق، اخیراٌ در انعکاس وضعیت بورس امارات و دیگر کشورهای عربی بر روری خروجی خود نام خلیج عربی را منتشر میکنند.
این اقدامات در حالی صورت میپذیرد که در دیدار سال گذشته گروهی از روزنامه نگاران و خبرنگاران ایرانی از خبرگزاری رویترز، هنگام سخنرانی معاون این خبرگزاری، وی واژه خلیج را بکار میبرد و در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران ایرانی که چرا علیرغم استنادات جهانی و حتی استفاده از نام (خلیج فارس) در اظهارات مقامات امریکایی، شما واژه خلیج را بکار میبرید، میگوید: از آنجایی که نام خلیج فارس، به ایرانی بودن این خلیج اشاره میکند ما در این رابطه سعی میکنیم، بی طرفی را رعایت کنیم!!
در این راستا، توجیه فوق، در جهانی که بسیاری از تنگهها و خلیجهای بین المللی بر اساس عرف تاریخی با نام برخی کشورها شناخته میشوند مضحک و غیر حرفه ای مینماید و چنین به نظر میرسد كه در راستای طرح تغییرات در منطقه خاورمیانه و وابستگی شدید اعراب به غرب، این پروسه با استفاده از نام خلیج عرب، درصدد تقویت حاكمیت اعراب بر منطقه خلیج فارس و جزایر سه گانه ایرانی و نهایتا تغییر ژئوپولیتیك و استراتژیهای سیاسی _ امنیتی این منطقه حساس و مهم میباشد.
پروسه ای که نگارنده معتقد است در ادامه، راه را برای ادعای حاکیمت کشورهای حاشیه خلیج فارس بر ذخائر سرشار نفت و گاز منطقه و چپاول سهم ایران میگشاید، که با محدودیت حاکمیت ایران، منافع غرب را بیش از پیش تأمین میکند.
آنچه مبرهن است غرب در بکارگیری استراتژی بی طرفی دچار پارادوکس اجرایی متمایل به اعراب شده، که نگارنده در ادامه به نقد آن میپردازد.
موقعیت ژئوپلتیک خلیج فارس
برای تبین و بررسی بهتر اهمیت خلیج فارس و تلاش در جهت تحریف نام و سابقه این منطقه در ابتدا مروری گذرا بر موقعیت جغرافیای ـ سیاسی این منطقه خواهیم داشت.
خلیج فارس شیار هلالی شكلی كه بیش از یك چهارم ذخایر فسیلی جهان را در خود دارد و از طریق دریای عمان به اقیانوس هند و آبهای آزاد راه مییابد طولی نزدیك به 900 كیلومتر و پهنایی نزدیك به 240 كیلومتر دارد. این خلیج در كشاله و چینخوردگیهای پست و فرو افتاده جنوب زاگرس پدید آمده است.
خلیج فارس به عنوان شعبه اى بزرگ از اقیانوس هند كه بر سر راه كلیه خطوط دریایى در مشرق عدن واقع شده است مانند دالانى است كه بین ۲۴ دقیقه ۳۰ درجه عرض شمالى و ۴۸ دقیقه ۵۰ درجه طول شرقى واقع شده، حدود آن از شمال و شمال خاورى، سواحل ایران، از خاور خلیج عمان از جنوب و باختر شبه جزیره عربستان است. رودخانههاى دجله و فرات، كارون و كرخه كه از جبال ارمنستان و تركیه سرچشمه گرفته اند، به انضمام رودخانههاى جراحى، هندیان و رودهاى كوچك دیگر به این دریا مى ریزند.
آبهای خلیج فارس کم عمق و زیر بستر آن دارای منابع نفت و گاز (هیدروکربن) فراوان است. این عمق در دهانه خلیج ۷۰ تا ۹۰ متر است و هر قدر به طرف بالاى خلیج میرود كمتر میشود و به مسافت ۹۰ كیلومترى تا دهانه شط به ۳۰ متر میرسد. عمق خلیج فارس در بیشتر موارد از 50 متر تجاوز نمیکند و حداکثر عمق آن به حدود صد متر میرسد. این امر به سادگی امکان حفاری و استخراج منابع آن را فراهم میسازد. در صیدگاههاى مروارید عمق خلیج كمتر از ۳۶ متر است. مساحت خلیج فارس ۹۷ هزار مایل مربع است و طول آن از سواحل عمان تا رأس دریا در حدود ۵۰ مایل و عرض آن كم وبیش بین ۲۹ تا ۱۸۰ مایل (تنگه هرمز) است.
خلیج فارس به مثابه یك راه آبی و دریایی از آغاز تاریخ موقعیت برجسته سیاسی داشته است و به نوعی خاستگاه تمدنهای بزرگ خاور باستان با پیشینهای چند هزار ساله است. از قرنها پیش عیلامیان از بندر بوشهر و جزیره خارك برای سكنا و كشتیرانی و حكمفرمایی بر سواحل خلیج فارس و بازرگانی با هند غربی و دره نیل استفاده میكردند.
اكثر مورخان یونانى - از جمله هرودوت - معتقدند كه بابلىها وسائل مورد نیاز خود را كه از عربستان و هندوستان تهیه مى كردند از طریق خلیج فارس حمل مى كردند. به لحاظ موقعیت سوق الجیشى نیز بابل در حوالى خلیج فارس در كنار دجله و فرات قرار گرفته بود و سه دریاى فارس، هند و اسود را به هم مرتبط مى ساخت. (3)
هرودوت و استرابون تاكید مى كنند كه در این نواحى مراكز مهم تجارتى وجود داشته است. (4)
هم اكنون نیز خلیج فارس مهم ترین آبراه بین المللى جهان است كه بیش از ۵۰ درصد انرژى جهان در آن نهفته است. (5) خلیج فارس و كشورهای ریز و درشت پیرامون آن (ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی، بحرین، قطر، امارات متحده عربی و عمان ) نزدیك به 10 درصد از گستره 44 میلیون كیلومتر مربع قاره آسیا را در برمیگیرند.
خلیج فارس در مقام محل و معبر مبادله كالا و تجارت میان شرق و غرب؛ نه تنها از زمانهاى دور صحنه رقابت و كشمكشهاى ملل ذینفع و متجاوزان و استعمارگران بوده است بلكه همیشه و بیش از هر دریاى دیگرى مورد توجه دانشمندان زمین شناسی و باستان شناسان و مورخان و جغرافیانویسان قرار داشته است.
امروزه نیز منطقه خلیج فارس از لحاظ سیاسی، اقتصادی و نظامی و موقعیت منحصربفرد در منطقه خاورمیانه مورد توجه ویژه ای قرار دارد.
پیشینه تاریخی نام خلیج فارس
قدمت خلیج فارس با همین نام، چندان دیرینه است كه عدهای معتقدند: «خلیج فارس، گهواره تمدن عالم یا مبدا پیدائی نوع بشر است.»
ساكنان باستانی این منطقه، نخستین انسانهایی بودند كه روش دریانوردی را آموخته و با ساخت کشتی خاور و باختر را به یكدیگر پیوند دادهاند، اما دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش، نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. كشتیهای او طول رودخانه سند را تا سواحل اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ و بحر احمر كنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل كنونی كانال سوئز فرمان كندن آبراهی را داد و كشتیهایش از طریق همین آبراه به دریای مدیترانه راه یافتند. در كتبیهای كه در محل این كانال به دست آمده، نوشته شده است: «من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان كندن این آبراه را دادم از رودی كه از مصر روان است به دریایی كه از پارس آید، پس این جوی كنده شده چنان كه فرمان دادهام و ناوها آیند از مصر، از این آبراه به پارس چنان كه خواست من بود.»
بعدها در كتیبهای كه از داریوش در تنگه سوئز یافتهاند این عبارت درایه تیه هچاپارسا آئیتی (6) به معنای دریایی كه از پارس میرود كه منظور همان خلیج فارس است آمده است.
مورخان و محققان دنیای قدیم از جمله هرودت، نئارخوس، استرابون و كورسیوس در آثار و نوشتههای خود این دریا را دریای پارس و یا خلیج فارس نامیدهاند.
بطلمیوس دو قرن پیش از میلاد این خلیج را «پرسپكوس سینوس» نامید كه به معنی خلیج فارس است.
همین نام در نقشه جهان «هنریكوس مارتلوس» در سال 1492 میلادی نیز به كار رفته است.
مورخ دیگر یونانی فلاویوس آریانوس كه در سده دوم میلادی میزیست در كتاب معروف خود «آنازیس» یا تاریخ سفرهای جنگی اسكندر ضمن شرح بحرپیمایی «نئارخوس» كه به امر اسكندر مأموریت یافته بود از رود سند به دریای عمان و خلیجفارس بگذرد و به مصب فرات داخل شود، نام این خلیج را پرسیكون كا ای تاس (7)نوشته كه ترجمه تحتاللفظی آن خلیج فارس است
در نوشتههای جغرافیدانان و سفرنامهنویسان عرب و ایرانی همه جا با عنوان خلیج فارس، خلیج عجم، دریای فارس و یا بحر فارس از این پهنه یاد شده است كه گاه دریای عمان و فراتر از آن را نیز جزء محدوده خلیج فارس آوردهاند. به عنوان نمونه میتوان از: المسالك و الممالك ابن خرداد، البدان ابن فقیه، مسالك الممالك اصطخری، مسعودی، مقدسی، ابن حوقل، یاقوت حموی، ابوریحان بیرونی، حمدالله مستوفی و گروه پرشمار دیگر یاد كرد.
ابن بطوطه نیز در شرح سفر خود در این پهنه از آن با نام دریای فارس سخن میگوید.
در قدیمیترین كتاب جغرافیا به نام «حدود العالم من المشرق الی المغرب» كه حدود هزار سال قبل تالیف شده و به زبان فارسی نیز ترجمه شده، آمده است: (خلیج فارس از حد پارس بر( سرچشمه) گیرد و با پهنای اندك تا سند رسد.)
ساسانیان نیز در سواحل جنوبی آن نیرو پیاده كردند و یمن و مسقط را به تصرف خود درآوردند، اما قدیمیترین قومی كه مطالعه زمین را بهطور جدی آغاز كردند بابلیها بودند. آنان در آثاری كه دو هزار و پانصد سال پیش برجای نهادند زمین را صفحه مسطحی فرض كردند، و به قدیمی ترین نام خلیجفارس، كه آشوریان آنرا «نارمرتو» (8)به معنای رود تلخ مینامیدند، نیز اشاره كردند. دلیل چنین تصوری، محدودیت اطلاعات جغرافیایی آنان بود كه جهان را عبارت از سرزمینهای واقع در اطراف بابل و میان رود نیل و شط دجله میدانستند و از دریاها، فقط خلیجفارس را میشناختند كه در مجاورت آن سرزمین واقع بود.
نقشهای از سلسله سوم بابلیها موجود است كه نشاندهنده میزان معلومات آن قوم از شكل جهان میباشد و در آن هفت جزیره بهصورت مثلث در ورای خلیجفارس نشان داده شده است.
پس از بابلیها، علمای جغرافیا نویس یونان قدیم كه آثار آنان درواقع مبنای پیدایش آثار بزرگ علمی در شرق و غرب عالم محسوب میشود، جهان را عبارت از خشكی مستطیلشكلی مركب از سه قاره اروپا، آفریقا و آسیا فرض میكردند و دریاهای شناخته شده را دریای متوسط یا خلیج روم، دریای خزر، خلیجفارس و خلیج عربی (دریای سرخ) میدانستند. ابوریحان محمد بن احمد البیرونی الخوارزمی نیز در كتاب ارزشمند «التفهیم الاوائل صناعه التنجیم» این تقسیمبندی یونانیان را تأیید كرده است.
چنین تقسیمبندی جغرافیایی را كه مدتها اساس كار علمی دانشمندان جهان بود در آثار بسیاری از دانشمندان بزرگ یونانی قبل از میلاد میتوان جستوجو كرد، از جمله در آثار طالس ملطی كه حدود سالهای 546 تا 540 قبل از میلاد میزیست، «آناكسی ماندر» كه در سالهای بین 546 تا 612 قبل از میلاد زندگی میكرد، خصوصا «كوسماس ایندیكوپلتس» 535 قبل از میلاد، هكاتوس 500 قبل از میلاد، اراتوستن 200 قبل از میلاد، و بالاخره استرابون كه مقارن بامیلاد مسیح میزیست و به پدر جغرافیا معروف است.
در مدارك و آثار عربی قرن چهارم هجری یكی از آثار مهم این قرن كتاب «صورالاقالیم»ابی زید بلخی است كه حدود سال 321 هجری به رشته تحریر درآمده است. در این كتاب نقشهای آورده شده كه دو دریای عظیم فارس و روم بهروشنی و وضوح نشان داده شده است.
كتاب المسالك و الممالك ابواسحق ابراهیم بن محمد اصطخری در سال 346 هجری بارزترین و گویاترین اثر جغرافیایی است كه راجع به دریای فارس سخن میگوید. استمزی در صفحه 28 كتاب مزبور مینویسد: (دریای فارس مشتمل است بر بیشتر حدود فارس و از فارس به دیار عرب و دیگر سرزمینهای اسلام متصل میشود.)
«ابوالقاسم محمد بن حوقل» بغدادی فصلی از كتاب پرارزش صورهالارض را كه در سال 367 هجری به پایان رسانیده به بحر فارس اختصاص میدهد و در شرح این دریای عظیم میگوید: (دریای فارس از قلزم به ایله منتهی میشود، سپس حدود دیار عرب را دور میزند و از آنجا به آبادان و پس از قطع عرض دجله به مهروبان و بعد به جنابه میرسد. آنگاه از كنارههای فارس بهسوی سیراف میگذرد و به سواحل (هرمز) از پشت كرمان امتداد مییابد و به دیبل و سواحل ملتان كه ساحل سند است میرسد و در این جا مرز بلاد اسلام پایان مییابد و به سواحل هند و چین میرسد و از سمت غرب نیز به بیابانهای مصر میرسد.)
بنابراین در این كتاب خلیجفارس بهطور وسیعی ترسیم شده است. بعد از ابن حوقل، حدود دریای فارس در آثار جغرافیایی رفته رفته در جهت تطبیق با حدود كنونی خلیجفارس تغییر پیدا میكند.
شمسالدین ابوعبدالله محمد بن احمد بن ابوبكر بنای شامی مقدسی، معروف به بشاری در كتاب احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم كه آنرا در سال 375 به پایان رسانیده این دریا را مانند دیگران بحر فارس خوانده است.
محمد بن نجیب بكُیران در كتاب جهان نامه كه نسخه آن به تازگی در روسیه چاپ شده است نیز از این دریا بهعنوان بحر فارس یاد میكند و بسیاری از مدارك دیگر كه درخصوص تأیید نام خلیجفارس وجود دارد.
در سال 1489 «یوهان رگر» براساس آثار بطلیموس نقشهای ترسیم كرد كه در آن خلیج فارس نیز وجود داشت و در سال 1519 «دیگر هومن» در نقشهای كه از اقیانوس هند ترسیم كرده بود، از نام «خلیج فارس» استفاده كرده است. همچنین در یك نقشه كه در سال 1600 ترسیم شده است، خلیج فارس با نام «بحر فارس» وجود دارد. ضمنا تا سال 1962 در همه اطلسها نام «خلیج فارس» به كار رفته و حتی عربها نیز در كتابهای خود از «خلیج فارس» استفاده میكردند.
در سال 1892، لرد كرزن، وزیر خارجه انگلستان، در كتاب «ایران و قضیه ایران»، بارها به نام خلیج فارس اشاره كرده است.
ویلیام راجز، وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده آمریكا، در گزارش مورخ 1971 میلادی خود در مورد سیاست خارجی این كشور از نام خلیج فارس استفاده كرده است و همچنین در فرهنگهایی كه به زبانهای مختلف تدوین و چاپ شده است؛ از جمله فرهنگهای آلمانی، انگلیسی، آمریكایی، فرانسوی، تركی و... خلیج فارس نیز به همین نام آورده شده است: در انگلیسی «Persian Gulf»، در فرانسه «Golfe Persique»، در فارسی «خلیج فارس»، در روسی «Persidski Zaliv»، در تركی «Farsi Korfozi»، در ژاپنی «Perusha Wan» و به همین نسبت به اندك تغییری در تقدم و تاخر اجزای تركیب، در همه زبانهای دنیا جای دارد.
سازمان ملل متحد كه در آن 22 كشور عربی و حاشیه خلیج فارس عضویت دارند، در گذشته سه بار نام تاریخی و اصیل این آبراه را به نام «خلیج فارس» تأیید كرده است. یكبار در تاریخ پنجم مارس 1971، بار دوم در تاریخ دهم اوت 1984 نام رسمی دریای جنوبی ایران و شرق عربستان را «خلیج فارس» اعلام داشته است و سومین بار نیز درتاریخ 10 ژانویه 1990 به این مطلب اشاره کرد. دبیرخانه این سازمان در سند مورخ 5 مارس سال 1971 میلادی و یادداشت AD311/IGEN به دولت ایران، یادآور میشود كه عرف جاری در دبیرخانه سازمان ملل متحد در اسناد و نقشههای جغرافیایی منطقه آبی بین ایران از سمت شمال و خاور و تعدادی از كشورهای عربی از سوی جنوب و باختر به نام خلیج فارس نامیده شود و این، بنا بر عرف قدیمی انتشار اطلسها و فرهنگهای جغرافیایی است.
این دبیرخانه همچنین بابت اشتباهاتی كه سازمان ملل در برخی اسناد در به كار بردن نام خلیج فارس مرتكب شده، عذرخواهی كرده آن را اشتباه سهوی دانسته (سند 26 ژوئن 1991 میلادی در سازمان ملل) و از كارگزاران سازمان خواسته است كه همواره این موضع ایران را در نظر داشته باشند.
مکتوبات و اسناد تاریخی بی شمار دیگری در ادبیات و تاریخ جهان بر سابقه نام خلیج فارس دلالت دارند
که ذکر آنها در حوصله این مقال نیست و نگارنده به جهت خارج نشدن از موضوع اصلی بحث به ذکر نمونههای فوق بسنده میکند.
واقعیتی به نام خلیجعربی
بی تردید همانورکه نمیتوان به پیشینه تاریخی خلیج فارس شک کرد، نمیتوان به زمینههای تاریخی خلیج عربی نیز اشاره نکرد، چراکه خلیج عربی نیز واقعیتی تاریخی است، اما ظاهراً در جانمایی آن خلط جغرافیایی صورت گرفته است !
خلیج عربی كه به رومی آنرا «سینوس آرابیكوس» (9)، یعنی خلیج عربها میگفتند. در تاریخ و جغرافیای قدیم آنرا به بحر احمر كه بین تنگه باب المندب و آبراه سوئز قرار دارد نسبت میدادند كه به مناسبت شنهای سرخ ساحل آن، آنرا به یونانی، اریتره (10) و به زبان لاتین «ماره روبروم» (11) یعنی دریای سرخ نیز میخواندند و بحرقلزم نیز به آن اطلاق میشد.
«هكاتایوس ملطی» از علمای قدیم یونان و ملقب به پدر جغرافیا در گذشته و در 475 قبل از میلاد بحر احمر را خلیج عرب یاد كرده است.
هرودت مورخ مشهور یونانی در سال 425 قبل از میلاد نیز در تاریخ معروف خود نام بحر احمر را مكرر خلیج عربی نوشته است.
در كتاب «حدود العالم من المشرق الی المغرب» كه درسال 372 هجری تألیف شده است، از بحر احمر با عنوان خلیج عربی نیز یاد شده است.
بنابراین با اندک تآملی میتوان نتیجه گرفت كه نخست، نام خلیجی كه در جنوب ایران است از دو هزار و پانصد سال پیش، خلیجپارس، یا بحر پارس نام داشته و خلیج عربی به بحر احمر اطلاق میشده است.
دوم اینكه، این نامها را نخستینبار یونانیان بر این دو دریا یعنی خلیج فارس و بحراحمر نهادند و خلیجفارس و خلیج عرب گفتند.
سوم اینكه، جغرافیدانان عرب و مسلمان این دو نام را از یونانیان و رومیان آموخته و این دو اصطلاح را در آثار خود بهكار بردهاند، بهخصوص كه دریایپارس را به اتفاق خلیجفارس یا بحر فارس یاد كردهاند.
چهارم اینكه نام خلیجفارس در همه زبانهای زنده دنیا از قدیمیترین زمان تاكنون پذیرفته شده و همه ملل جهان این دریای ایرانی را به زبان خود خلیجپارس میخوانند.
لذا مبرهن است بدون آنكه کشورهای عربی در تسمیه خلیجی بهنام خود محتاج به تغییر نام خلیجفارس باشند، از 2500 سال پیش، خلیجی بهنام ایشان كه فعلاً بحر احمر نام دارد در تاریخ و جغرافیای قدیم آمده و در مآخذ یونانی از 500 قبل از میلاد خلیج عربی خوانده شده است.
اما علیرغم مستندات فوق، کشورهای عربی در راستای تحکیم حاکمیت و افزایش منافع، از ابتدای قرن بیستم درصدد تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی با حمایت و پشتوانه غربی پرداختند.
خشت اول تحریف
اولین جرقه تغییر نام «خلیج فارس» به «خلیج عربی» در سال 1916 زده شد. این مسئله توسط تعدادی از نقشه برداران غربی با گرفتن رشوه از برخی شیوخ عرب همراه بود واین موضوع نیز از طرف یكی از نمایندگان سیاسی انگلیس در «خلیج فارس» به نام «سرچارلز بلگریو» مجدداً به قصد تفرقه بین ایران و كشورهای عرب مطرح شد.
اما درباره نام خلیج فارس، تا اوایل دهه 1960 میلادی هیچ گونه بحثی در میان نبود و در تمام منابع اروپایی و آسیایی و آمریكایی و دایره المعارف و نقشههای جغرافیایی این كشورها نام خلیج فارس در تمام زبانها به همین نام ذكر شده است، تا اینکه سرچارلز بلگریو كه بیش از 30 سال نماینده سیاسی و كارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس بود، بعد از مراجعت به انگلستان در سال 1966 كتابی درباره سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر كرد و در آن برای اولین بار نوشت كه «عربها ترجیح میدهند خلیج فارس را خلیج عرب بنامند.» این نماینده قطعا قبل از انتشار كتاب و مراجعت به انگلستان در تماس با مقامات امارات جنوبی خلیج فارس این فكر را در آنها القا كرده است و تصادفی نیست كه بلافاصله پس از انتشار كتاب سرچارلز بلگریو كه نام قبلی سواحل جنوبی خلیج فارس یعنی «ساحل دزدان» را بر روی كتاب خود نهاده، اصطلاح «الخلیج العربی» در مطبوعات كشورهای عربی رواج پیدا كند و در مكاتبات رسمی به زبان انگلیسی نیز اصطلاح «اربین گولف» جایگزین اصطلاح معمول و رایج قدیمی «پرشین گولف»میشود.
دولت وقت ایران در همان زمان در برابر این نام مجعول عكس العمل نشان داد وگمرك و پست ایران از قبول محمولههایی كه به جای «خلیج فارس» نام خلیج عربی بر روی آن نوشته شده بود، خودداری كرد.
ایران همچنین در مجامع و كنفرانسهای بین المللی نیز در صورت به كار بردن این اصطلاح ساختگی از سوی نمایندگان كشورهای عرب عكس العمل نشان میداد. در این زمان بعضی از كشورهای عربی حتی اعتبار هنگفتی از محل درآمدهای كلان نفتی خود را در اختیار بعضی از ماموران سیاسی در خارج میگذاردند تا با تطمیع مطبوعات خارجی نام مجعول خلیج عربی را به جای خلیج فارس رواج بدهند.
در سال 1958، «عبدالكریم قاسم» در عراق كودتا كرد و حكومت را به دست گرفت و در زمینه ایرانزدایی از خلیج فارس به اقداماتی دست زد، اما چون وی انسان منفوری در دنیای عرب بود هیچ كس به صحبتهای او توجهی نكرد.
در سال 1968، «جمال عبدالناصر» در مصر، در اوج جنجال پان عربیستی خود این مسأله را دوباره مطرح كرد اما فراموش كرده بود كه دو سال قبل از این اقدام، در مقدمه كتاب خود نقشه خلیج فارس را آورده بود و علاوه بر آن سرزمین اعراب را از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس عنوان كرده بود. وی با این اقدام، خود را مورد تمسخر دنیای عرب قرار داد.
در ادامه و با کودتای صدام حسین در سال 1968، وی كنفرانسها و كتابهای متعددی در رابطه با تثبت خلیج عربی، مورد حمایت قرارداد.
در ادامه در 13 ژانویه سال 1976، اعراب با کمک غرب خبرگزاری کشورهای عربی رابه نام خلیج العربی نامگذاری کردند که این امر با مخالفت شدید مقاات ایرانی مواجه گردید.
همچنین در نیمه نخست بهمن ماه سال 1370 شمسی سرویراستار سازمان ملل متحد با اشاره به اعتراضهای پیاپی نمایندگان ایران در آن سازمان به استفاده از نام ساختگی خلیج عربی در اسناد این سازمان از كاركنان سازمان ملل خواست تا اعتراض دولت ایران همیشه در نظر داشته باشند. در یازدهم شهریور 1371 هنگامی كه حیدرابوبكر العطاس، نخست وزیر جمهوری یمن در اجلاس سران جنبش عدم تعهد كه در جاكارتا، پایتخت اندونزی برگزار میشد، از نام ساختگی خلیج عربی استفاده كرد، با اعتراض شدید نمایندگان ایرانی روبرو شد. او سرانجام از نمایندگان ایران عذرخواهی كرد واین عمل را غیر عمد خواند.
ایران همچنین در سال 1377 شمسی در روز 13 مرداد دولت ایران به عراق مبنی بر تغییر دادن نام خلیج فارس به خلیج عربی اعتراض كرد.
انسجام ملی و ضعف دیپلماتیک ایران
بی تردید پس از اقدام خصمانه و تعجب برانگیزموسسه نشنال جئوگرافی در سال 2004 ، حركت جمعى و منسجم ايرانيان در دفاع از نام خليج فارس صددرصد به صورت خودجوش به راه افتاد و بدون آنكه سازماندهى شود و امكاناتى از سوى دولت و مراجع رسمى به آن تزريق شود راه خودش را طى كرد و به نتيجه رسيد.
«فرانك رويلنس»، از واكنشهای ایرانیان درساسرجهان نسبت به تحریف نام خلیج فارس گزارش مفصل و جالبي براي روزنامه "بالتيمورسان" چاپ آمريكا نگاشته كه بخشهايي از آن بدين شرح است: «از هزاران سال پيش، مردم در پارسباستان و فرزندان آنها در ايران امروز، اين منطقه را خليجپارس ناميدهاند ولي نقشهسازان مؤسسه نشنالجئوگرافيك دريافتهاند كه برخي از عوامل نظامي آمريكا و برخي ديگر از نقشهسازان، از عنوان خليجعربي نيز براي آبهاي جنوب غربي ايران استفاده ميكنند.اين اقدام، آنها را با ايرانيان در تمام نقاط دنيا درگير كرده است. اين احساسات نمايانگر افتخار عميق ايرانيان به تاريخ و فرهنگ باستانيشان و همچنين انزجار از قدرتهاي عرب منطقه همچون عراق است... »
دلیل این اقدام ایرانیان پيش از همه در آن نهفته است كه توانمند بودن احساسات ملى گرايانه در ميان ايرانيان، چه با آن موافق باشيم و چه نباشيم، حقيقتى است كه بايد پذيرفته شود. پذيرفتن اين حقيقت از سوى سياستگزاران و برنامه ريزى خردمندانه مى تواند ثمرات درخشانى به بار بياورد كه موضوع خليج فارس تنها نمونه كوچكى از آن است.
از طرف دیگر ثابت شدکه انگشت گذاشتن بر مسائل ملى به راحتى مى تواند ايرانيان خارج از كشور را صرف نظر از هر مشى و تفكر سياسى كه داشته باشند با ايرانيان داخل و مواضع رسمى جمهورى اسلامى همراه و هماهنگ كند. اينكه بدون هيچ نوع هماهنگى و به صورت خودجوش هزاران صفحه اينترنتى در دفاع از نام خليج فارس به راه بيفتد و ايرانيانى را كه در سراسر جهان پراكنده اند در مسير واحدى گردآورد و قابليت و نفوذشان را هدايت كند امكانى بسيار ارزشمند است كه كمتر ملتى از آن بهره مند است.
در این راستا با به كار بستن چنين امكاناتى و با در نظر داشتن اينكه مطرح كردن مسائل با مردم از زاويه ملى موثرتر است مى تواند در حل مسائل دشوارى چون ( فعالیتهای صلح آمیز هسته ای )كه كشور ما در صحنه جهانى شمار فراوانى از آنها را پيش رو دارد به شدت كارگر بيفتد.
اما به موازات این انسجام ملی که به تصحیح اطلس نشنال جئوگرافی منجر شد ، انتظار می رفت دستگاه دیپلماسی ایران و وزارت خارجه نیز اقدامات سازمانیافته و دیپلماتیک را بیشتر از توقف فعالیت نشنال جئوگرافی در ایران (که در جهان تنها 250 میلیون مخاطب دارد ) انجام دهد تا امروز شاهد موج نویی از این تحریف آشکار در رسانه های غربی از قبیل «رویترز و سی.ان.ان» با مخاطبین میلیاردی و معرفي كردن جزاير كيش و لاوان با نامهاي عربي "قيس"و"شيخشعيب" و همچنين معرفي ايران به عنوان اشغالكننده جزاير سهگانه تنگ بزرگ و کوچک و ابوموسی ، نباشیم !
البته این نکته را نیز نباید نادیده انگاشت که نامگذاری 10 اردیبهشت ماه بنام روز ملی خلیج فارس اقدامی قابل تحسین است که ضرورت آن بخوبی احساس می شد .
اما ، دكتر مجتهدزاده ضعف ديپلماسي را يك مسأله عمومي ميداند كه گريبانگير زندگي بينالمللي كشور ماست و معتقد است: «يكي از مواردي كه قدرتهاي ديگر را تشويق ميكند تا از كشور ما سوء استفاده كنند ساختار اشتباه ديپلماسي و عملكرد ضعيف آن است، همچنين بيدفاعي ايران در روابط بينالملل از ديگر موارد اين ضعف به شمار ميرود.» (12)
دكتر نجفي نيز ضعف ديپلماسي را عامل مهم در طرح اينگونه مطالبات ميداند. وي معتقداست:« اگر بتوانيم حساسيتهاي لازم را به موقع انجام بدهيم فرصت را از رقيب و بدخواه خواهيم گرفت. ما در جايگاه جهاني خود نياز به يكسري حقوق داريم از جمله حق حفظ حريم مرزهاي ملي و بينالمللي، حق استفاده از فنآوري هستهاي، مسأله مطالبات در جنگ تحميلي و ... كه بايد در مقابل نسلهاي آينده پاسخگو باشيم. » (13)
نجفي تصريح ميكند: «اينها نكاتي است كه ضمير تاريخي ملتها و مردم، به ويژه ايران را در بر ميگيرد. روزي نسلهاي آينده از ما خواهند پرسيد كه چه براي ما باقي گذاشتيد؟ بايد توجه كنيم كه مظلوميت ما در منطقه موجب توهم و تصور غلط خواهد شد و در آينده نيز شاهد جنگهاي پنهان و آشكار خواهيم بود.
اين استاد دانشگاه معتقد است ديپلماسي خنثي به اين مسأله دامن ميزند و رفته رفته تاريخ و هويت ايراني را از بين ميبرد.»(14)
دكتر خيرانديش نيز ديپلماسي ايران را در واکنش به تحریف نام خلیج فارس ضعيف توصيف ميكند و معتقد است: « دستگاه ديپلماسي به عنوان دستگاهي مسئول، در فعاليتها و روابط با خارج از كشور اهتمام جدي نداشته است و لازم است نسبت به از بين بردن اين ضعف با دقت و سرعت بيشتري اقدام شود.»(15)
دکتركشاورز نيز در اين خصوص ميگويد: «دولت در قبال اين فشارها بايد سياست غيرقابل انعطافي در پيش بگيرد، چون كوچكترين عقبنشيني، عقبنشينيهاي بزرگ بعدي را در پي خواهد داشت. انزواي ايران در عرصه بينالمللي و عدم توانايي كافي نظامي در خليج فارس موجب ميشود كشورهايي كه در پي مطامع اقتصادي خود هستند از اين فرصت سوءاستفاده كنند، كه اين عوامل به ضعف ديپلماتيك ايران بستگي دارد. »(16)
دكتر امامي نیزاين ضعف را به سياست داخلي كشور نيز مربوط ميداند و معتقد است: «در بعضي موارد مشاهده ميشود رسانههاي گروهي از جمله صدا و سيما، از عنوان ناقص خليج به جاي خليج فارس استفاده ميكنند و حتي در تهران خياباني به نام خليج! نامگذاري شده كه بايد نام كامل آن آورده ميشد.
به عقيده این عضو ارشد وزارت امور خارجه، ديپلماسي در خلاء عمل نميكند، ديپلماسي هر كشور بازتابي از قدرت سياسي، نظامي، فرهنگي، اقتصادي آن كشور است و نحوه رفتار و مناسبات با دولتهاي مختلف و كشورهاي گوناگون ميتواند پيش زمينه اين موضوع باشد.»(17)
در این راستا و با توجه به آنچه ذکرشد به نظر می رسد ضعف آشکار دیپلماتیک ایران در واکنش به تحریف نام خلیج فارس تبعات سنگینی را به تمامیت ارضی کشور وارد خواهد ساخت و لذا همه ارگانها ميتوانند در اين زمينه گامي مؤثر بردارند و می بايست دراین رابطه دركشور اجماعي به وجود آید كه بتواند اين ضعف را از بين ببرد.
جایگاه حقوقی
از كنفرانس ژنو (18)، تا كنوانسيون سازمان ملل متحد براي حقوق درياها (19) و تا کنون ،ضوابطي بین المللی در زمینه دریاها ، آبراهها ، خلیج ها و مسائل مرتبط با آن مدون شده است.
در آستانه دهه 60 میلادی تنها 20 منطقه در جهان مشمول تعریف حقوق بین الملل دریاها شناخته شدهبودند كه يكي از آنها "خليج فارس" بود.
نام فارس براي خليجفارس نامي است كه حق مالكيت براي آن ايجاد كرده و مورد شناسايي بينالمللي قرار گرفته و حقوق متعلق به آن مربوط به ايران است و بی شک این اصل حقوق بین الملل قابل اغماض و تردید نیست.
براین اساس و بر طبق قوانین حقوق بین الملل و عرف بین الملل، نمی توان تعداد كشورها و وسعت مرزهاي جغرافيايي را دليلي براي تغيير نام دریاها و خلیج ها دانست و بر اساس عرف تاریخی ، نامی که در طول تاریخ برآن قرار داشته مورد پذیرش می باشد .
همانطور كه خليج بنگال در كنار هند است ولي خليج هند خوانده نميشود و يا خليج مكزيك در كنار آمريكاست اما خليج مكزيك ناميده ميشود و بسياري از جاهاي ديگر با عنوانهاي مختلف ياد ميشوند. همچنین بسیاری ازحقوقدانان،انديشمندان و روشنفكران عرب نیز در آثارشان به طور صريح از خليج فارس ياد ميكنند. به طوري كه علي حميدان در كتاب خود به نام (شاهزادگان طلاي سياه) نام خليجفارس را استفاده كرده است و دكتر سليم واكيم نیز در كتاب روابط ايران و اعراب نام صحيح خليج فارس را استفاده كرده است.
دكتر محمد موصل ، حقوقدان مصری نیز معتقد است ، تلاشهايي كه از سوي عدهاي در مورد تغيير نام خليج فارس ميشود نادرست است و بايد از نام صحيح آن استفاده شود.
در این راستا ، بدیهی است که ايران بايد اين اقدامات هدفمند غربی – عربی را اختلال در نظم اطلاع رساني بينالمللي نيز بداند .چراکه ارائه يك نام مجعول در عرف بينالمللي موجب عدم اطلاعرساني صحيح - به عنوان حقي همگاني - ميشود و لذا نگارنده معتقد است توسل به مسلمات علمي و حقوقی روشي است كه ميتواند حتي در جهان عرب، حامياني براي ايران در مقابل اين موج ضدايراني پديد آورد، كمااينكه طي سالهايي كه از تلاشهاي برخي شيوخ عرب براي تغييرات جغرافيايي در خليجفارس ميگذرد، شماري از محافل علمي و دانشگاهي جهان عرب نيز هيچگونه همراهي با اين موج سازي از خود نشان ندادند و بعضاً با آن مخالفتهای صریحی کرده اند . شايد علت اين عدم همراهي نخبگان دانشگاههاي كشورهاي عربي را بتوان در عدم اثبات اين تغيير نام به لحاظ علمي جستوجو كرد. چنانكه اقدام نشنالجئوگرافيك نيز در وهله نخست خلاف رويههاي معمول ثبت مشخصات جغرافيايي ارزيابي شد.
اسامي جغرافيايي بر اساس زمينههاي فرهنگي و تاريخي و در طول زمان شكل ميگيرند و تثبيت ميشوند. در واقع اين اسامي بر مبناي ملاحظات سياسي و نژادي بهوجود نميآيند كه به واسطه اين ملاحظات تغيير كنند.
از سوي ديگر در هيچ يك از نشستهاي سالانه "كميسيون سازمان ملل براي وحدت در اسامي جغرافيايي" بهرغم تلاشهاي مستمر كشورهاي عربي، نام خليجفارس دستخوش هيچ تغييري نشده است. بنابراين بدیهی است خبرگزاریهای یاد شده بايد توضيح دهند با استناد به چه منابعي، برخلاف اعلام رسمي كميسيون سازمان ملل عمل كردهاند.
خاتمه
در پایان این نوشتار ، نگارنده معتقد است اگر چه عزم و اراده و بسیج ملی ایرانیان در سالهای گذشته باعث شده است جاعلان تاریخ ، دربیان ادعاهای کذب خود ضاهراً عقب نشینی کنند ، اما بی تفاوتی و ساده انگاری موج جدید تحریف نام خلیج فارس ، بدون شک به قیمت تمامیت ارضی و منافع ملی ایران خواهد بود.
دکتر «حسن عباس نصرالله» تاريخنگار و استاد تاريخ دانشگاه لبنان نيز با تأكيد بر اينكه نام خليجفارس در همه اسناد و كتابهاي تاريخي ذكر شده است ميگويد: امام خميني با سرنگون كردن ژاندارم آمريكا در منطقه خليجفارس، خواهان استقلال خاورميانه، كشورهاي عرب و مسلمان و خودداري آنها از وابستگي به آمريكا شدند، اما برخي حاكمان اميرنشين حاشيه خليج فارس برخوردي منفي با ايران داشتند.
وي معتقد است: موضع غيردوستانه برخي رسانههاي كشورهاي عرب در برابر ايران مانند تحريف نام خليجفارس ناشي از فشارهاي آمريكاست كه با همه امكانات به جنگ انقلاب اسلامي آمده است.
نصرالله اضافه ميكند: كساني كه ميخواهند ماهيت عربي خود را حفظ كنند بايد با جمهوري اسلامي ايران به تفاهم برسند تا بتوانند با كشورهاي بزرگي كه به مال و ثروت آنها چشم دوختهاند رويارويي كنند.
همچنین با توجه به آنچه ذکر شد ، به نظر ميرسد كه دولت نيز بايد براي مقابله با اقداماتي كه هويت ايرانيان را به چالش ميطلبد، به اقدامات حقوقي ويژهاي دست بزند.
هرچند واقعيت اين است كه خليجفارس يك نام كهن تاريخي است كه از بدو تاريخ بر روي اين خليج گذاشته شده است و اكنون در بيشتر موزهها و مراكز تحقيقاتي و نظامي جهان بيش از 1800 نقشه وجود دارد كه در همه آنها نام خليج فارس درج شده است و انگيزه اين تلاش حساب شده براي تغيير نام جز ايجاد فتنه چيز ديگري نيست ، اما مغرضان باید بدانند که «درخت کهن ایرانزمین ریشه در آبهای خروشان خلیج فارس دارد» و این واقعیت هیچگاه تحریف شدنی نیست.
به گزارش فارس محمود احمدي نژاد كه شب گذشته در جمع منتخبين استان زنجان،با اشاره به مخالفتهاي برخي كشورها با فعاليت هستهاي ايران و با بيان اين كه امروز انرژي هستهاي به نماد چند چيز تبديل شد، گفت: خيلي از كشورها هر روز چندين تن سوخت هستهاي توليد و مصرف ميكنند و به بدترين شكل از انرژي هستهاي استفاده مي كنند،اما سوال اين است كه چرا فعاليت هستهاي ايران اين قدر مهم شده و نسبت به آن حساسيت نشان ميدهند؟ وي علت مخالفت برخي كشورها با فعاليت هستهاي ايران را ناشي از ظرفيت و توان بالاي ايران و ملت ايران دانست و يادآور شد: ايران تمدن و تاريخ كهن، دانشمندان و نخبگان بزرگ و مكتب ارزشي دارد. ايران كشوري مكتبي است و ميتواند به عنوان الگو برگزيده شود.همچنين ظرفيت تبديل شدن به يك قدرت و ابر قدرت را دارد.
رئيس شوراي عالي امنيت ملي با تاكيد بر اين كه جمهوري اسلامي ايران به سلاح هستهاي و لشكركشي نيازي ندارد،خاطرنشان كرد: مواضع جمهوري اسلامي ايران، ديدگاهها و الگوهايي كه از طرف ايران ارايه ميشود،جهان را تحت تاثير قرار ميدهد و الان توجه همه به سوي ايران است.
وي به اظهارات خبرنگار سي بي اس آمريكا در دومين كنفرانس خبري خود مبني بر اينكه« همه حقوق شما مورد قبول است اما شما حاضريد چه چيزي بگيريد تا فعاليت هستهاي را كنار بگذاريد» گفت: آنها حاضرند همه چيز از قبيل وام، نيروگاه و ... بدهند تا ما فعاليت هستهاي را كنار بگذاريم . بايد توجه داشته باشيم كه اگر به ما 500 نيروگاه با 500 ميليارد دلار و لوازم مصرفي بدهند نمي توانيم به يك قدرت جهاني تبديل شويم.
رئيس شوراي عالي امنيت ملي كشور در ادامه سخنان خود بر افزايش خودباوري و اعتماد به نفس تاكيد كرد و يادآور شد: اگر تمام امكانات را به ما بدهند ولي ما خودمان را باور نكنيم،فايدهاي ندارد.
وي شناخت توانمندي فعلي و يادآوري سابقه تاريخي و گذشته ما را ضرورت انكار ناپذير دانست و گفت: اگر خودمان را باور كنيم و به خدا اتكا كنيم هيچ قدرتي نميتواند در برابر ما بايستد.
احمدي نژاد گفت: آنچه در گذشته باعث بهروزي ما شد اين بود كه خودمان را باور داشتيم.

Not in 2000, and not in 2004."
-- Gore Vidal
"But how to keep the people,
including the opposition who should know better,
so silent,
this introduces us to
a vast landscape of corruption
which I dare not enter."
Send Them All Packing
Restore the Constitution
Not One Incumbent
به گزارش پايگاه اطلاعرساني "كليرينگ هاوس" آمريكا از زمان اشغال عراق، ۲۳۸ميليارد دلار هزينه كرده است كه اين رقم ميتوانست مواد غذايي مورد نياز تمام گرسنگان جهان را براي ۹سال تامين كند.
به گزارش اين پايگاه، اين رقم همچنين ميتوانست برنامههاي واكسيناسيون اوليه تمامي كودكان جهان را به مدت ۷۹سال به طور رايگان به پيش ببرد.
نويسنده كليرينگ هاوس تصريح ميكند: دنيا با اين ۲۳۸ميليارد دلار مي ميتوانست برنامههاي مبارزه با بيماري مرگبار ايدز را نيز براي ۲۳سال با قاطعيت ادامه دهد
وي گفت: «اميدوارم ايران هيچگاه از برنامهاش عقبنشيني نكرده و بهترين كار ممكن را براي كشورش انجام دهد».
بيشتر دولتهاي عربي خواستار راهحلي صلحآميز در تقابل با ايران هستند، با اين اميد كه ديپلماسي باعث خواهد شد كه ايران، تنها به بحث انرژي هستهاي تحت نظارت سازمان ملل بپردازد.



