تبليغاتX
ایران قلب من, پاینده ایران
تنها تو مانده‌اي نصرالله!

عليرضا قزوه

۳۱ تير ۱۳۸۵ - قبل از ظهر ۱۱:۱۰ تعداد بازديد: 5647 كد خبر: ۴۳۴۹۶

شرم الشيخ كوفه است و
جنوب‌، نينوا!
دارد جنوب شبيه كربلا مي شود
مديترانه‌، فرات است
فرات‌، عباي توست!
براي اين همه زخمي
براي اين همه بي كفن
تنها رداي مهربان تو مانده است!

وگرنه اين سران
دشداشه‌هاشان را
پرچم صلح كردند و فروختند
شايد اگر نبود نفت مي‌جنگيدند
ديروز، ذوالفقار را
با قطعنامه‌ها
تاق زدند
امروز منتظرند
كه از قطعنامه‌ها
زمين و نان
فرشته و غلمان ببارد!
باريد!
و قطعنامه همين بمبي ست
كه دارد مي‌بارد!

جنوب غرق خون است و
غزه آهوي زخمي
تو تنها مانده اي نصرالله!
در خيبري به نام جنوب
و هواپيماها دارند خندق مي كنند و
كودكان زخمي تشنه اند
تو رفته اي از شريعه آب بياوري
در برابر چشم اين همه ماهواره جاسوسي

اوضاع روزگار بد نيست
از سران عرب
يكي با شمشيري از طلا بر كمر
دارد ريشش را خضاب مي‌كند و
يكي
هميشه در مواقع حساس
به سجده مي‌رود
شيخ فلان
تا دشداشه را عوض كند



شيخ الرشيد تا سان ببيند از برابر عكسش
شاه كوچك تا برگردد از تعطيلات آمريكايي
دير خواهد شد
نماد ارتش عربي
پليس مصراست
كه همچنان حمله مي كند به الازهر!
جان بولتون دارد پارس مي‌كند در سازمان ملل!

تنها تو مانده اي نصرالله!
پس شمشير را پس بگير و
اسب را پس بگير و
شريعه را پس بگير و
غيرت عربي را پس بگير
كه پادشاهان عرب
شيهه اسبان مرده‌اند!

+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه سی و یکم تیر 1385 و ساعت 20:54 |

دوشنبه، 26 تير 1385 - 15:23


خلیج فارس و غضنفربازی دانشگاه آزاد!



یكی از خوانندگان «شریف‌نیوز» در نظر ارسالی خود برای یاداشت جزایر ناشناخته عربی و خداحافظ خلیج فارس!  چنین نگاشته است:

«دوستان شریف‌نیوز از عرق ملی شما سپاسگزارم، اما اگر می‏خواهید عرق ملی دیگران را ببینید، نگاهی به سایت دانشگاه آزاد - اسلامی - بیاندازید!! روی لینک زیر کلیک کنید http://ana.ir/FuiwUniversities.aspx?Letter=A به سومین تبلیغ نگاهی بیاندازید:  Arabian Gulf University.

تعجب نکنید این سایت دانشگاه آزاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران است.»

hspace=0

 

در شرایطی که تمام تلاش کشورهای جنوبی حوزه خلیج فارس و حامیان آنان بر این قرار گرفته است تا از واژه جعلی خلیج عربی به جای خلیج فارس استفاده کنند، این اقدام خبرگزاری دانشگاه آزاد، جای بسی تاسف دارد.

=========================================================

دوشنبه، 26 تير 1385 - 19:41


 

واكنش «آنا» و یك توضیح مهم


 


 

در پی درج خبر «خلیج فارس و غضنفربازی دانشگاه آزاد!» در «شریف‌نیوز»، روابط عمومی خبرگزاری دانشگاه آزاد (آنا) طی نمابری، از حذف لینک این دانشگاه بحرینی از خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی خبر داد. 

لازم به ذكر است، خبرگزاری آنا در بخش معرفی دانشگاه‌ها‌ی جهان اسلام که به معرفی و ارائه آدرس برخی از دانشگاه‌ها‌ی جهان اسلام پرداخته، دانشگاه Arabian Gulf University را معرفی و آدرس این دانشگاه را ارائه کرده بود. نام این دانشگاه چندی پیش اعتراض دانشگاهیان و سیاستمداران كشورمان را برانگیخته بود.

«مدیریت محترم سایت خبر تحلیلی شریف‌نیوز

سلام‌ علیكم

ضمن تشكر از روند اطلاع رسانی آن سایت خبری به اطلاع می‌رساند كه  Arabian Gulf University  نام دانشگاهی در منامه مركز بحرین با قدمت چندین ساله می‌باشد.

مع‌ هذا نام این دانشگاه از روی لینك سایت خبرگزاری آنا حذف گردیده است.

با تشكر

 روابط عمومی خبرگزاری آنا»

 

شریف نیوز: ضمن قدردانی از اقدام سریع خبرگزاری «آنا» در حذف پیوند دانشگاه Arabian Gulf University  از پایگاه اینترنتی آن خبرگزاری، جای این پرسش باقی است كه با توجه به ریاست اجرایی دكتر جاسبی در اتحادیه دانشگاه‌ها‌ی جهان اسلام، چرا تاكنون از سوی ایشان در خصوص عضویت این دانشگاه در اتحادیه فوق، اعتراضی صورت نگرفته ‌است.

سخنان معاون فرهنگی دانشگاه آزاد در گفت‌و‌گو با خبرگزاری مهر نیز موید این مطلب می‌باشد كه  متاسفانه پیش از این، از سوی ریاست دانشگاه آزاد واكنشی در این زمینه انجام نپذیرفته است.

دكتر محمد مهدی مظاهری معاون فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی می‌گوید: با توجه به ریاست دکتر جاسبی در اتحادیه دانشگاه‌ها‌ی جهان اسلام این موضوع در اجلاس آینده دانشگاه‌ها‌ی جهان اسلام قابل پیگیری و اعتراض است.

 ========================================================

 آیا قدمت آن دانشگاه کذایی از قدمت خلیج فارس هم بیشتر است؟

مگر بحرین جزیی از ایران نبوده است که به لطف شاهنشاه عاری از مهر از ایران جدا شد؟

توجیه دانشگاه آزاد حتی در حد توجیه و نه استدلال قابل قبول نیسا

+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه سی و یکم تیر 1385 و ساعت 17:33 |
با تشکر مجدد از انعکاس شایسته و همراهی تان با محیط بانان مظلوم این دیار:
خبرهای تکمیلی:
سه‌شنبه‌ي گذشته، بيستم تيرماه 1385، پيكر پاك و سوخته‌ي شهيد شاه‌كوه محلي در حرم مطهر امامزاده عبداللّه گرگان و در ميان موج اندوه و شيون مردم و بازماندگان تشييع و به خاك سپرده شد. در حالي كه نه مسئولين بنياد شهيد اجازه دادند تا پيكر وي در قطعه‌ي شهدا به خاك سپرده شود و نه حتا هيچ يك از مديران و رؤساي سازمان محيط زيست در مراسم خاكسپاري‌اش شركت كردند! در حالي كه از حدود يك ماه پيش، بسياري از همكارانش نيز مي‌دانستند كه زمان شهادت او نزديك و نزديك‌تر مي‌شود!
چرا؟!
+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه سی و یکم تیر 1385 و ساعت 14:49 |
------------------------------------------------------
                 IN THE NAME OF ALLAH
------------------------------------------------------

>>>>>>>>>> I N N O V A T I V E    M I N D S <<<<<<<<<<


               
http://www.inminds.co.uk
------------------------------------------------------


Assalaamu Alaikum

Whilst our brothers, sisters, mothers, fathers,
daughters and sons are being slaughtered today in
Lebanon and Gaza the world through its silence and
paralyses is support Israels barbarism. The corrupt
Arab regimes, starting with Saudi Arabia - prostitutes
of israel - have even blamed Hizbullah for not
submitting to Israel and daring to resist occupation!
In these challenging times our resposibility is clear
- we have to act, show our solidarity with the people
of Lebanon and Gaza.

A few days ago in a live question-answer session(i) a
member of Hizbullah's Political Council, Sister Rima
Fakhry, was asked by a brother from Saudi Arabia: "Our
hearts are with you. I have only one question in mind:
How can we possibly help?". She replied: "What we need
is the mobilization of Arab people. They should prove
to the world that they are unwilling to accept
humiliation... We need the Arab people to act in order
for us to feel that we are not all alone. They should
urge their governments to act against our enemy. We
need more demonstrations. We need to feel that Arab
people are angry and they should express their anger."

This Saturday Muslims and non-Muslims are coming
together to take up this call and demonstrate against
this israeli barbarism. The details are given below.

(i)The Question-Answer session is available at:
http://www.islamonline.net/livedialogue/english/Browse.asp?hGuestID=RvfY31


We have also included below the message of the General Secretary of
Hizballah, His Excellency Sayyid Hasan Nasrallah which was broadcast last
Saturday on Al-Manar TV. Read it, feel the power and passion in the
words and understand why Israel was defeated in Lebanon, and will be again
be defeated, inshallah.


Wassalaam

Innovative Minds


------------------------------------------------------
   DEMONSTRATION : END ISRAEL'S BARBARISM NOW
------------------------------------------------------
DATE: Saturday 22 July 2006

March starts at 12 Noon from Whitehall Place, London
Closest Tube Stationis Embankment
(3 stops from Victoria on the Circle/District line)

March to Hyde Park for Rally. Speeches begin 2pm.

Route: Whitehall Place, Trafalgar Square, Pall Mall,
Piccadilly, Berkeley Street, Grosvenor Square
(by US Embassy), Park Lane, Hyde Park

Contact:  office@stopwar.org.uk  Tel 020 7278 6694




------------------------------------------------------
The address of the General Secretary of Hizballah, His Excellency
Sayyid Hasan Nasrallah, to the Nation, the Lebanese people, the resistance
fighters, the zionists,
and the Arab rulers
------------------------------------------------------

Translated by Muhammad Abu Nasr

July 15, 2006

Peace be upon you and the mercy of God and His
blessings!

To begin with, in this first address that I make to you
since Operation True Promise [on which Hizballah
captured two Zionist soldiers] and the events that
followed it, I would like, to begin with, to offer my appreciation and
condolences to the families of the martyrs, those who gave the dearest
of their loved ones on during these hard and difficult days, and all
they have given in the noblest confrontation and battle that the modern
age has known or rather that all history has known. I want to salute the
wounded and beseech God, be He glorified and exalted, to sustain them,
heal them and bring them health. I also wish to salute our steadfast
people in all the cities, towns and villages who are standing firm and
immoveable, rooted in their land as they are rooted in their faith. I
also salute my brothers the Mujahideen, the steadfast resistance fighters,
enduring hardship at their posts and in all our ranks, ever ready for
sacrifice in the path of what they believe. They always have and always
will regard their own safety lightly and hold their heads high with
pride.

In this first address that I give in these days
following Operation True Promise, I would like to say a
few words - a word to the Lebanese people, a word to
the resistance fighters, a word to the Zionists, and a
word to the Arab rulers. I will not offer words to the international
community because I have never for one day believed that there is any
such thing as an international community, just as many in our nation feel.

First, I say to the Lebanese people: dear people - who
embraced the resistance, by whom the resistance was
victorious, and for whom the resistance won its victory
on 25 May 2000 - this people who were the makers of the
first victory in the history of the Arab struggle with
the Israeli enemy, despite the basic inequality in
forces, and in spite of the fact that the majority of
our Arab brothers and the majority of our Muslim
brothers abandoned us and despite the silence of the
whole world, this Lebanese people made the miracle of
the victory that stunned the world and humiliated the
Zionists. Those Zionists look upon this people in a
special, unique way because they accomplished in the
history of the struggle with them a special and unique accomplishment.
The battle today is no longer a battle over prisoners or the exchange
of prisoners. It might be said that the Zionist enemy is responding any
time there is any operation where men are captured anywhere in any part
of the world, by any army or any state that has borders and
regulations. What is taking place today is not a response to a capture of their
soldiers; it is a squaring of accounts with the people, resistance,
state, army, political forces, regions, villages, and families that
inflicted that historic defeat on that aggressive usurper entity that has never
accepted its defeat.

Today, therefore, this is a total war that Zionism is
waging to clear its whole account with Lebanon, the
Lebanese people, the Lebanese state, the Lebanese army,
and the Lebanese resistance, in revenge and reprisal
for the victory they won on 25 May 2000.

Dear steadfast, mujahid, and noble people, I know that
the overwhelming majority of this people, in their
minds, hearts, wills, culture, thoughts, love, passion,
and sacrifice are a people of nobility, dignity, honor, distinction,
and pride, not a people of servility, subservience, submissiveness, and
surrender. I say to you that in this battle we are faced with two
choices - not "we" as in Hizballah, or as in the resistance, the Hizballah
resistance - but Lebanon as a state, a people, an army, a resistance, and
a political power - we are faced with two choices: either to submit
today to the conditions that the Zionist enemy wants to dictate to us all,
using the pressure, support, and backing it has from America, from
around the world, and, I'm sorry to say, from Arabs. Either we submit
completely to its conditions, which means taking Lebanon into an Israeli age
under Israeli domination - in total frankness this is the extent of the
matter - or we stand steadfast. That is the other choice: that we
persevere, that we persevere and confront. I, relying on God the Exalted,
and on my faith in Him and the mujahideen and in you, knowing thi
s people and this enemy, just as I always used to promise you victory,
now I promise you victory once again. During the Grapes of Wrath in
1996, or the clearing of accounts in 1993, in the beginning they had the
upper hand and our situation was much worse. But today, the situation is
different. Believe me, and I mean this, the situation now is different.
All that we need is to persevere, stand steadfast, and confront them
united, and I know and I will bet that the majority of our people are a
people of steadfastness, a mujahid people who can sacrifice, who have no
need for pep talks. What I'm saying now is only by way of completing
the idea, and affirming the choice, and clarifying what this means.

Now, as for my words for the resistance fighters, for
my dear and beloved brothers: upon them rest the hopes
of every Lebanese, every Palestinian, every Arab, every
Muslim, every free and decent person in this world,
every oppressed, tortured victim of injustice, every
lover of steadfastness, courage, dignity, values, and
nobility - the characteristics they embody by their
presence on the field of battle and in their fight with
this enemy, the fight of valiant heroes. I say to them:
today, after God the Highest, you are the hope of our
Nation. You are the symbol of our nobility. Our honor
is in your hands. This honor is yours and by means of
you, our honor is preserved. After God the Exalted, it
was you who were responsible for the victory of 2000.
Today it is you, before all others, who are responsible
for preserving the victory, for achieving liberation,
standing steadfast, and with honor. This places demands
on you that you, in practice, have proved until now and
during these days that you are entirely worthy of, as
you are worthy of our esteem. Those who put their trust
in you, after God, their charge is great, the reward
will be grand, and the mighty victory - a clear triumph
- is near.

To the Zionists, to the people of the Zionist entity at
this hour I say to them: you will soon discover how
foolish and stupid are your new rulers, your new
leaders. They do not know how to assess reality. They
have no experience in this area. You Zionists say in
opinion polls that you believe me more than you believe
your officials. So now I call on you to listen well and
believe me. Today we have persevered despite the attack
that took place last night in the southern suburbs.
However the attacks multiply in every village,
neighborhood, street, and home in Lebanon, there is no difference
between the south Beirut suburbs, the City of Beirut, or any home in south
Lebanon, in the Beqaa, or the north, or Mount Lebanon, or any corner of
Lebanon.

The equation has now changed. I will not say today that
if you strike Beirut, we will strike Haifa. I will not
tell you that if you hit the south Beirut suburbs, we
will hit Haifa. You wanted to get rid of that equation,
so now we and you have got rid of it in actuality. You
wanted open warfare, and we are going into open
warfare. We are ready for it, a war on every level. To
Haifa, and, believe me, to beyond Haifa, and to beyond
beyond Haifa. Not only we will be paying a price. Not
only our houses will be destroyed. Not only our
children will be killed. Not only our people will be
displaced. Those days are past. That was how it was
before 1982, and before the year 2000. Those times have
come to an end. I promise you those times have passed. Therefore you
must also bear the responsibility for what your government has done, for
what that government has undertaken. From now on, you wanted open
warfare, so it will be open warfare. You wanted it. Your government wanted
to change the rules of the game, so let the rules then be changed. You
don't know today whom you're fighting. You are fighting the children of
Muhammad, of Ali, of al-Hasan, of al-Husayn, of the Prophet's family,
the Prophet's Companions. You are fighting a people who have faith such
as no one else on the face of the earth possesses. And you have chosen
open warfare with a people who take pride in their history, their
civilization, and their culture, and who also possess material power,
ability, expertise, knowledge, calm, imagination, determination,
steadfastness, and courage. In the coming days it will be between us and you, God
willing.

As to the Arab rulers, I don't want to ask you about
your history. I just want to say a few words. We are adventurers. We in
Hizballah are adventurers, yes. But we have been adventurers since
1982. And we have brought to our country only victory, freedom, liberation,
dignity, honor, and pride. This is our history. This is our experience.
This is our adventure. In the year 1982 you said and the world said
that we were crazy. But we proved that we were the rational ones, so who
then was crazy? This is something else and I don't want to get into an
argument with anyone. So I tell them simply: go bet on your reason and
we will bet on our adventure, with God as our Supporter and Benefactor.
We have never for one day counted on you. We have trusted in God, our
people, our hearts, our hands, and our children. Today we do the same,
and God willing, victory will follow. The surprises that I promised you
will begin starting now. Now, out at sea off the coast of Beirut an
Israeli military vessel that attacked our infrastructure, that stru
ck the homes of our people, our civilians; you can see it burning. It
will sink and with it dozens of Zionist Israeli troops. This is the
beginning. There will be a lot more said before the end.

Peace be upon you and the mercy of God!

Sayyid Hasan Nasrallah
General Secretary of Hizballah
+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه سی و یکم تیر 1385 و ساعت 14:47 |


با قلبى که اندوه و درد آنرا مى فشرد اخبار آنچه را که هر روز بر ملت مظلوم عراق روا مى‌شود پيگيرى مى‌کنم.صحنه‌هايى حزن انگيز وتجاوزاتى غافلگيرانه ، هراس آفرين و خانمان سوز : ربودن، کشتن و مثله‌کردن و ... و خطاب به آنان که شهروندان بى سلاح و هموطنان زندگى کننده مسالمت آميز را هدف گرفته‌اند سخن أباعبدالله الحسين (عليه السلام) را يادآورى مى‌کنم که به هنگام يورش به حرمش فرمودند

۳۰ تير ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۹:۷ تعداد بازديد: 2184 كد خبر: ۴۳۴۷۸

در پی ادامه برادرکشی در عراق، حضرت آیت‌الله سیستانی، مرجع تقلید شیعیان عراق در پیام سوزناک و مهمی مردم این کشور را از افتادن به دام فتنه طایفی برحذر داشتند.

متن کامل پیام ایشان که دقایقی پیش به دست «بازتاب» رسید، از منظر خوانندگان می‌گذرد:

بسم الله الرحمن الرحيم
﴿واعتصموا بحبل الله جميعاً ولا تفرقوا واذکروا نعمت الله عليکم إذ کنتم أعداء فألف بين قلوبکم فأصبحتم بنعمته إخواناً﴾
صدق الله العلي العظيم
با قلبى که اندوه و درد آنرا مى فشرد اخبار آنچه را که هر روز بر ملت مظلوم عراق روا مى‌شود پيگيرى مى‌کنم.

صحنه‌هايى حزن انگيز وتجاوزاتى غافلگيرانه ، هراس آفرين و خانمان سوز : ربودن، کشتن و مثله‌کردن و ... بدانسان که کلمه‌ها از وصف زشتى، نفرت‌انگيزى و بيگانگى اين اعمال با ارزشهاى انسانى ، دينى و ملى ناتوانند از آغازين روزهاى اشغال نظامى عراق با همه وجود آرزو مى‌کردم که مردم عراق از اين مرحله بحرانى تاريخشان بدون اينکه در دام فتنه‌هاى طائفى و عصبيتى گرفتار آيند بگذرند؛ چرا که از خطر بزرگى (=که نتيجه انباشته‌هاى گذشته و برنامه‌ريزى‌هاى بيگانگانى که پيشامدهاى سوء را انتظار مى‌بردند وعوامل ديگرى است و) وحدت اين مردم و تار وپود يک پارچگى ملى آنان را تهديد مى‌کند آگاه بودم.

اکنون افزون بر دو سال است که - به رغم تمام فجايعى که بر دهها هزار بيگناهى که به خاطر حراست از هويت مذهبى شان روا مى‌شود – هميارى‌ها و سختکوشيهاى پاکان و استوارگامى مؤمنان و بردباريهايشان از اينکه مردم در صحنه‌هاى هول انگيز فرو غلتند مانع شده است؛ با اين همه دشمن نا اميد نگشته و در اجراى برنامه‌هايش در جهت خرد کردن اين وطن با عميق ساختن شکافهاى اختلافات ميان فرزندان آن مى‌کوشد - و اسفا که برخى از هموطنان هم به اين کوشش يارى مى‌رسانند - چنين شد تا اينکه مصيبت و فاجعه بزرگ انفجار مرقد عسکريين (عليهما السلام) به وقوع پيوست و کار بدانجا کشيد که اکنون مى‌نگريم که قساوت و خشونت کور هر روز شهرها را - به ويژه بغداد عزيز را - در هم مى‌کوبد و فرزندانش را با عناوين گوناگون وشيوه‌هاى ساختگى مى‌کشد و در اين هنگامه نه مانعى است و نه بازدارنده.

اکنون فريادم را خطاب به تمام فرزندان غيرتمند عراقى - طوائف مختلف و اقوام گوناگون - تکرار مى‌کنم که از گستره خطرى که آينده کشورشان را تهديد مى‌کند آگاه شوند و در رويارويى با اين جريان و براى حل تمام مشکلات و اختلاف‌ها با دور افکندن کينه توزى و خشونت و جايگزينى آن به گفتگوى سالم يکديگر را يارى رسانند.

و همچنين تمام چهره‌هاى مخلص و آرزومند وحدت اين ديار و آينده فرزندان آن را از : انديشوران ، متفکران، رهبران دينى، پيشوايان سياسى و رهبران عشائر و جز آن ها را فرا مى‌خوانم که تمام توان خود را در متوقف ساختن حركت‌هاى پى در پى خونين به کار گيرند؛ که اگر ادامه پيدا کند - بدان گونه که دشمن مى‌خواهد- بيشترين ضربه را به وحدت اين امت خواهد زد و تا روزگارانى دراز از تحقق آزادى ، استقرار حاکميت و پيشروى مانع خواهد شد.

و به آنان که خون مسلمانان را مباح مى‌شمارند و جان بيگناهان را به خاطر وابستگى‌هاى طائفى به هيچ مى‌انگارند سخن رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) را در حجة الوداع يادآور مى‌شوم که فرمود: ألا وان دماءکم وأموالکم و أعراضکم عليکم حرام کحرمة يومکم هذا في شهرکم هذا في بلدکم هذا، ألا ليبلغ الشاهد الغائب .
هان! تعرض به خون و مال و آبروى [ يکديگر بر شما حرام است ] مانند اينکه خونريزى در امروز و اين ماه و اين شهر حرام است ، هان! حاضران به غائبان برسانند.

ونيز سخن ديگر رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) را که فرمود: من شهد أن لا إله إلا الله وان محمداً رسول الله فقد حقن ماله ودمه الا بحقهما وحسابه على الله عز وجل.
آنکه شهادتين را بر زبان جارى کند مال و خونش را حفاظت کرده است جز آنکه به خاطر حقى هدر دهد که حسابش با خدا خواهد بود.
و نيز اين سخن آن بزرگوار را که فرمود: من أعان على قتل مسلم بشطر کلمة لقى الله عز وجل يوم القيامة مکتوب بين عينيه: آيس من رحمة الله.

اگر کسى در کشتن مسلمانى و گر چه به اندازه نوشتن يک کلمه يارى رساند در روز قيامت خداوند را در حالى ملاقات خواهد کرد که بر پيشانيش نوشته است: مأيوس از رحمت خداوند.

و خطاب به آنان که شهروندان بى سلاح و هموطنان زندگى کننده مسالمت آميز را هدف گرفته‌اند سخن أباعبدالله الحسين (عليه السلام) را يادآورى مى‌کنم که به هنگام يورش به حرمش فرمودند: إن لم يکن لکم دين وکنتم لا تخافون المعاد فکونوا أحراراً في دنياکم و ارجعوا إلى احسابکم إن کنتم عرباً کما تزعمون.. [ان] النساء ليس عليهن جناح .

اگر دين نداريد و از روز واپسين نمى‌هراسيد در دنياى خود آزاده باشيد و اگر راست مى‌گوييد که اعراب [ غيرتمنديد ] هستيد به تبار [ غيرتمند خود ] بينديشيد [ مگر نه اين است که ] زنان را در اين هنگامه گناهى و کارى نيست.
چرا ؟! کسانى را هدف مى‌گيريد - از پيرمردان ، زنان ، کودکان و حتى دانشجويان و کارگران و کارمندان حکومت و همانندهايشان - که هيچ نقشى در آنچه اتفاق افتاده است ندارند ، اگر شمايان را دينى که مدعى آن هستيد از اين کار باز نمى‌دارد ، آيا انسانيتى که خود را بدان آراسته مى‌دانيد هم باز نمى‌دارد؟

و به آنان که با اذيت و آزار و زشتى با هموطنان غير مسلمان از مسيحى و صابئى بر خورد مى‌کنند ، مى‌گويم: آيا نشنيده‌ايد که چون به امير مؤمنان على (عليه السلام) خبر رسيد که بعضى از مدعيان مسلمانى متعرض زنى غير مسلمان شده و خواسته بود که زيور او را بربايد فرمود: اگر مسلمانى به خاطر تأسف در اين ستم بميرد نبايد او را ملامت کرد ، بلکه او بدينکار پيش من ستودنى خواهد بود..
پس چرا به آنانكه در انسان بودن ، برادر شمايند و در وطن شريک شما، آزار مى‌رسانيد؟

هان عراقيان عزيز رهايى از اين تنگنايى که اکنون عراق گرفتار آن شده است نيازمند توافقى است از تمام فرقه‌هاى عراقى که خون عراقى را پاس دارند هر کس که باشد و هر کجا که باشد و خشونت را در تمام گونه‌هاى آن متوقف سازند تا با اين رويکرد - إنشاءالله - ماشين‌هاى بمب‌گذارى شده، و اعدام‌هاى کور و بى‌هدف خيابانى، و ربودن‌هاى زورمدارانه و همگنان اين اعمال در گونه‌هاى مختلف فاجعه آميز آن رخت بر بندند و همراهى با حکومت منتخب با گفتگوهاى سازنده براى حل بحرانها و اختلافات ريشه‌دار بر اساس قسط و عدل جايگزين آن گردند.

همه فرزندان اين وطن در حقوق و تکاليف مساوى شوند ، و از کشمکشهاى سلطه جويانه و زورگويى‌هاى طائفى و قبيله‌اى به دور باشند.
اميد است اين همه آغازى باشد براى باز گرداندن حاکميت کامل عراقى‌ها در ديارشان و فردايى برتر را که در آن مردم از امنيت استقرار حاکميت و پيشرفت و فرازمندى بهره‌مند باشند؛ مهيا سازد به عون الله تبارک و تعالى.


وفق الله الجميع لما يحب و يرضى والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
22/ جمادى الآخر 1427 هـ
علي الحسيني السيستاني

+ نوشته شده توسط داورپناه در جمعه سی ام تیر 1385 و ساعت 21:24 |

سپاه ايران در ماراتون شكست نخورد

«ماراتون (490) عبارت بود از پيروزي سربازان پياده آتني به فرماندهي سردار ميلتياد بر سپاهي بزرگ از پارسها كه در آتيك پياده شده بودند. ميلتياد با حمله‌اي پرشور و با حالت دو، توانست از جانب ضعيفترين نقطه سپاه پارس به آن حمله برد: دشمن مجال نيافت كه پيكانهايش را رها كند و با بي‌نظمي بر كشتيها نشست و مي‌گويند كه 6400 تن را از دست داد (آتنيان 192 نفر). نبردي كوچك از لحاظ شمار كشته‌شدگان، ولي بسيار بزرگ از لحاظ نتيجه‌هاي آني و شهامتي كه به يونانيان بخشيد.»
اين چكيده‌اي است از آنچه به كرات در كتابهاي تاريخ غربي درباره ماراتون گفته شده و پيروزي بزرگ يونان را بر بربرها كه منظور ايرانيانند، بارها و بارها ستوده‌اند و مسابقه دو ماراتون را هم به يادبود اين پيروزي برگزار مي‌كنند و ما ايرانيان هم دو ماراتون را به يادبود پيروزي آنان بر خود برگزار مي‌كنيم!
دكتر تورج دريايي مي‌گويد: «تاريخ نياز به بازنگري دارد، كاري كه غربيان درمورد تاريخهاي خود مرتبا" انجام مي‌دهند ولي ما كمتر گذشته خود را مورد بازبيني قرار مي‌دهيم.»
كارشناسان به‌دنبال حقيقت ماراتون هستند. آنها مي‌خواهند بدانند كه آيا واقعا" ايرانيان شكست سختي از يونانيان خوردند و اين شكست سرنوشت تاريخ را تغيير داد يا اينجا هم با غرض‌ورزي غربيان و كم‌كاري ايرانيان روبرو هستيم؟
شادروان اميرمهدي بديع در كتاب پژوهشي خود با نام «يونانيان و بربرها» مي‌نويسد: «هدف از اين جنگ برخلاف آنچه غربيان مي‌نويسند، به زير فرمان كشيدن سراسر يونان نبود بلكه استقرار مجدد خاندان پيزيسترات در آتن بود.»
امير مهدي بديع كه نتيجه‌گيري خود را براساس تاريخ هرودوت انجام مي‌دهد، مي‌نويسد: آنچه از تاريخ هرودوت كه در اين زمينه منبع غربيان بوده، برمي‌آيد، شخصيتهاي مهم واقعي ماجراي ماراتون هيپياس و ميلتياد بودند. اين جنگ بيش از آنكه جنگ ميان امپراتوري هخامنشي و شهر آتنا باشد، ستيز ميان اين دو يوناني بود.
اين نبرد در زمان داريوش رخ داد اما داريوش در آن كوچكترين دخالتي نداشت. مردي كه در نزديكي ماراتون قدم به خشكي نهاد داتيس، فرمانده سپاه ايران، بود نه داريوش.
داتيس به راهنمايي هيپياس، پسر پيزيسترات، كه آتن عظمت آن زمان خود را مديون او بود و براي بازستاندن حكومت وي، قشون را در دشت ماراتون پياده كرد. اما برخلاف تأييدهاي هيپياس، آتنيان آماده پذيرفتن حاكم سابق خود نبودند.
در اين هنگام، داتيس تصميم به بازگشت مي‌گيرد و نيروهايش را به كشتيها بازمي‌گرداند و آماده لنگر برداشتن مي‌شوند. وقتي ميلتياد مي‌بيند كه سپاه پارس دوباره به كشتي مي‌نشيند، سرباران پياده خود را به حمله وامي‌دارد و نبرد صورت مي‌گيرد. نبردي كه افسانه بر آن چنگ افكند تا از آن، نقطه رفيع تاريخ را بسازد!
پيروزي ماراتون اگر واقعا" پيروزي بوده، فقط در رساله‌هاي تبليغات تاريخي پرآوازه شد. يونانيان نزاع هاي خود را از ياد نبرده بودند و تصميم هم نداشتند دربرابر اشغالگر متحد شوند. حتي آتنيان همه يك صدا عقيده به جنگ عليه ايران نداشتند. تمام اين نبرد در اثر حيله ميلتياد شكل گرفت.
در اين جنگ، اسپارتيان با آوردن بهانه‌هاي مذهبي به ياري آتنيان نيامدند. اما در حقيقت، اسپارتيان كه هواخواه هيپياس بودند و مي‌دانستند وي به سپاهيان داتيس نظم مي‌بخشد، با او وارد جنگ نمي‌شدند.
در پايان نبرد ماراتون، از آتن علامتي براي پارسيان فرستادند تا به ايشان نشان دهند كه راه دولتشهر به رويشان باز است. علامت را احتمالا" آتنيهاي طرفدار بازگشت هيپياس فرستاده بودند. به عقيده پرفسور پير بريان، شواهد نشان مي‌دهد هيپياس در آتن «دوستاني» داشت.
پروفسور بريان يكي از پرسشهاي مهم درمورد اين نبرد را غيبت سواره‌نظام پارسي ذكر مي‌كند. درباره وجود سواره‌نظام در قشون داتيس ترديدي وجود ندارد. اما اين سواره‌نظام يا به كشتي بازگشته بود و يا به‌احتمال قويتر اصلا" پياده نشده بود. پس اين نبرد نه مقابله دو سپاه بلكه پيكار با عقبدار سپاه بود.
پارسها نبردي سرسختانه كردند تا كار به كشتي نشستن سپاه را كه در جريان بود، پوشش دهند. پلوتارك، مورخ يوناني، ماراتون را پيكاري مختصر مي‌گويد. ماراتون نبرد دسته‌اي از سپاه داتيس بود، محروم از سواره‌نظام به كشتي نشسته، به‌منظور حمايت از بقيه سپاه به‌هنگام سوار شدن به كشتي و بعد هم عقب‌نشيني اين دسته.
اما درمورد ارقام غيرمنطقي كشته‌شدگان، پروفسور بريان معتقد است كه هيچيك از ارقام هردوت قابل اعتماد نيست، اعم از شمار كشتيهاي ناوگان سلطنتي (600) و شمار كشته‌شدگان (192 تن از آتنيها و 6400 تن از افراد داتيس).
به‌نظر امير مهدي بديع، چون آتنيان به تعداد كشته‌شدگان دشمن 500 بز براي آرتميس قرباني مي‌كردند، احتمالا" اين رقم به‌طور تقريبي تعداد پارسياني را نشان مي‌دهد كه در ماراتون به خاك افتادند.
داتيس مانند هميشه بهترين سربازان، يعني پارسها و سكاها را در قلب آرايش جنگي خود جاي داده بود. پارسيان كه در مركز پيروز بودند، در جناحين شكست خوردند و ناگزير به كشتيهاي خود بازگشتند. داتيس پافشاري نكرد و به‌سوي آسياي صغير بادبان كشيد.
اين تصميم غافلگيركننده نشان مي‌دهد كه داريوش در اين تاريخ در فكر ايجاد سلطه پايداري بر يونان نبوده است.
داتيس فقط مأموريت داشت هجومي ببرد و اسرايي بگيرد و به آسياي صغير بازگردد. از نظر پارسيان، ماراتون درگيري كوچكي بود كه لطمه‌اي به استراتژي داريوش در درياي اژه نمي‌زد. داريوش به اهداف اساسي خود رسيده بود. به هر حال، تاريخ هخامنشي در مسئله يونان خلاصه نمي‌شود.
ايران در اين به‌ظاهر شكست، نه اسيري در دست آتنيان به‌جا گذاشت، نه هيچيك از فرماندهان و سركردگان ايراني اسير شدند، نه غنيمتي كه ميان خود تقسيم كنند، نه حتي سپري كه به ديوار معابد الهه حافظ شهر، آتنا، بكوبند.
اما به‌گفته پروفسور بريان، چرا آتنيان ماراتون را به يك پيروزي به‌ياد ماندني تبديل كردند؟ فهم اين مطلب چندان دشوار نيست. ماراتون تنها در شعور جمعي دولتشهر آتن ارزش اسطوره‌اي پيدا كرد. چراكه اين پيروزي اعتبار سياسي و نظامي دولتشهر را دربرابر اسپارت و اتحاديه پلوپونسوس بالا مي‌برد.

منابع
بديع، اميرمهدي؛ يونانيان و بربرها، روي ديگر تاريخ؛ ج 3: شوش دربرابر آتن؛ ترجمه قاسم صنعوي، تهران: توس، 1383.
بريان، پير؛ امپراتوري هخامنشي؛ ج1؛ ترجمه ناهيد فروغان؛ تهران: نشرقطره و فرزان روز، 1381

+ نوشته شده توسط داورپناه در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 و ساعت 15:15 |
 
  • لبنان – بمباران اسرائيل    دوشنبه 26 تير ماه 1385   20:46
    images/20060717/die3.jpg
    جام‌جم آنلاين – صور: تصوير دلخراش پيكر يك پسربچه لبناني كه در بمباران يك ساختمان مسكوني توسط نيروي هوايي اسرائيل در بندر صور لبنان به شهادت رسيده است. در بمباران اين منزل مسكوني در روز يكشنبه 16 ژوييه دستكم 10 غيرنظامي لبناني شهيد شدند.
  •  
     
  • اسرائيل – تظاهرات ضدجنگ تل‌آويو    دوشنبه 26 تير ماه 1385   20:44
    images/20060717/israel3.jpg

    روز يكشنبه 16 ژوييه صدها نفر در شهر تل‌آويو عليه حمله نظامي اسرائيل به لبنان تظاهرات كردند.
  •  
     از روزنامه جام جم
    + نوشته شده توسط داورپناه در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 و ساعت 5:47 |
     
     
     
     
     
     
     
     
    این لینک برای محکومیت جنگ در عراق به سایت مخالفان جنگ در آمریکا داده شده است.
     
    لطف کنید پس از مشاهده آن را برای دیگران هم بفرستید و یا به آن لینک بدهید
     
     
     
    + نوشته شده توسط داورپناه در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 و ساعت 5:31 |
    در شبکه خبر امشب آقایی که داشت با یک خبرنگار انگلیسی صحبت می کرد از واژه به گروگان گرفتن سرباز انگلیسی صحبت کرد در حالی که همه به بار معنایی این واژه آشنا هستیم.وقتی ناگهان از یکی از شبکه های استانی سر از لندن در بیاوریم به صرف داشتن صدای گرم ! بیشتر از این نمی توان انتظار داشت در حالی که همکاران غربی این حضرات کلمه به کلمه را حساب شده و برای القای مفاهیم مورد نظر خود به کار می برند در جوی خبری و تحلیلی ایران بی دقتی بسیار به چشم می خورد.برای مثال چندی قبل یکی ار سایتهای خبری - تحلیلی بسیار معروف از موضوع انتخابات در کشور اسراییل !سخن گفته بود. در حالی که در کشور ما سالهاست  تلاش می شود اصالت این کشور! رد شود و هزینه زیادی هم تا به حال برای آن پرداخته ایم  این گونه بی دقت نوشتن و گفتن چیزی جز بی مسولیتی نیست.فکر قبلی دقت و سرعت کافی در کار گزینه هایی هستند که این گونه بخش ها در ایران به آن نیاز دارند.
    + نوشته شده توسط داورپناه در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385 و ساعت 19:34 |

     

    به نقل از روزنامه شرق 


    نه؛ اينگونه نيست! دست‌كم ديگر باور دارم كه اينجا اينگونه نيست:
    اينگونه نيست كه:

    عشق مي‌ورزم، پس هستم؛
    فكر مي‌كنم، پس هستم؛
    مي‌نويسم، پس هستم؛
    شك مي‌كنم، پس هستم؛
    كتك مي‌خورم، پس هستم؛

        نه! در وادي محيط زيست و در دنياي حافظان بي‌ادعاي طبيعت، محيط‌بانان و جنگلبانان رشيد و جان بركف اين ديار، اگر مي‌خواهي خودت را اثبات كني؛ اگر مي‌خواهي فريادت را به گوش آنان كه پنبه در گوش كرده‌اند و خود را به خواب زده‌اند، برساني و خلاصه اگر مي‌خواهي اعلام كني كه هستي؛ كتك خوردن هم فايده ندارد (فقط بین سال‌هاي 1361 تا 1380 بيش از .۳۹۶ جنگلبان توسط قاچاقچيان چوب مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند) و تنها بايد در برابر گلوله قرار بگيري و نيست شوي! تا جامعه‌ي غفلت‌زده‌ي ما صدايت را بشنود.
        تنها اينگونه است كه امكان دارد چند روزي برايت شيون كنند، روزنامه‌اي خبري درج كند، يا در بي‌خاصيت‌ترين بخش خبري رسانه‌ي ملّي يادي ازت شود و احياناً اگر بخت با تو يار باشد، دولت‌مردي يا زني! اعلام كند كه به خون‌خواهي‌ات برخواهيم خواست، ناراحت مباش، پيامت را شنيديم!

    عكس از روزنامه شرق

    محيط بان تبریزی در آستانه نابينايى مطلق


         باور كنيد، تمام تلاش خود را كرده‌ام تا بدبينانه به «قصه‌ي پرغصه‌ي» مرگ خاموش يكصد محيط‌بان نگاه نكنم؛ باور كنيد كوشيده‌ام تا به شكلي توجيه كنم كه چرا 420 جنگلبان عاشق در طول سه دهه‌ي گذشته بايد كشته يا دچار نقص عضو شوند و هنوز هيچ يك از عاملين جنايت نه براي آن يكصد محيط‌بان و نه آن 420 جنگلبان به مجازات نرسيده باشند! حتا يك مورد هم نمي‌توان يافت كه بتوان اينجا با افتخار از آن ياد كرده و اعلام نمود: دستگاه حافظ عدالت كشور، سرانجام يكي از قاتلان فلان محيط‌بان يا جنگل‌بان شهيد را به مجازات رسانده است ... باور كنيد رود هم به ناله افتاده است ...

    شاخه‌ها پژمرده است
    سنگ‌ها افسرده است
    رود مي‌نالد
    جغد مي‌خواند ...

         داشتم فكر مي‌كردم، مگر مي‌شود؟ و اصلاً چگونه چنين چيزي ممكن است؟!  كه يادم افتاد: تا به حال خانواده‌هاي حدود 80  تن از محيط‌باناني كه به شهادت رسيده‌‌اند، حتا نتوانسته‌اند از حق و حقوق خانواده شهيد بهره‌مند شوند، چه رسد به اينكه شاهد مجازات جنايتكاراني باشند كه عزيزان‌شان را اينگونه ناجوانمردانه، براي هميشه از ايشان گرفته‌اند. حتا شنيده‌ام كه جنازه‌ي مطهر برخي از اين شهيدان جان بر كف را – مانند همين يحيي شاه كوه محلي عزيز – اجازه نداده‌اند تا در گلزار شهدا دفن كنند!!

    خنده‌اي كو كه به دل انگيزم؟
    قطره‌اي كو كه به دريا ريزم؟
    صخره‌اي كو كه بدان آويزم؟

    شهيد شاه كوه محلي

          و در عوض متجاوزين به طبيعت و حافظين پاكباز آن، هر روز گستاخ‌تر از روز پيش عمل كرده و مي‌كنند ...
    جنايتكاري كه در هيبت شكارچي و از فاصله‌ي يك متري، قلب يحيي شاه‌كومحلي را نشانه مي‌گيرد؛ قاتل خون‌آشامي كه با تيغ موكت‌بري گردن ناصر پیروی را از تن جدا مي‌سازد؛ قاچاقچي بزدلي كه منزل  يكى از جنگلبانان در كوازملكشاهى استان ايلام را با نارنجك منفجر مي‌سازد، آن هم در هنگامي كه همه‌ي اعضاي بي‌پناه خانواده در منزل حضور دارند و جملگي را راهي بيمارستان مي‌سازد تا زهر چشم بگيرد؛ يا قاچاقچي خون‌آشامي كه در يك لحظه ۴ جنگلبان را در استان كرمانشاه به رگبار بسته و به شهادت مي‌رساند، آن هم در حالى كه در پاسگاه جنگلبانى حضور داشتند؛ و سرانجام آن انسان‌نماي بي‌وجداني كه شهيد غفارى، جنگلبان شجاع تالشى را در پيش چشم همسر و ۴ فرزندش در نيمه‌هاى شب با ضرب گلوله‌هاى پى درپى از پا درمي‌آورد ... آري، شوربختانه بايد اعتراف كرد كه هنوز هيچ يك از بازماندگان آن شهيدان پاكباز طبيعت مقدس وطن، شاهد مجازات قاتلين سنگدل عزيزان‌شان نبوده‌اند؛ عزيزان جان بر كفي كه بين 120 تا 200 هزار تومان در ماه حقوق مي‌گيرند و هر يك از آنها – كه شمارشان در مجموع  به حدود  2هزار و 300 مأمور رسمي و پيماني مي‌رسد – مؤظف هستند تا حافظ و پاسدار 13 ميليون هكتار از مناطق تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست باشند (يعني: سرانه‌ي حفاظت در كشور 5 هزار هكتار به ازاي هر محيط‌بان خواهد بود! در حالي كه اين رقم در دنيا فقط يك‌ هزار هكتار است و با اين وصف، كماكان اجازه‌ي جذب محيط‌بان و استخدام نيروهاي جديد هم صادر نمي‌شود). راستي! در اين اتاق تهي پيكر چه مي‌كنيم؟ چرا نمي‌بينيم و چرا تاريكي را كنار نمي‌زنيم؟!

    در اين اتاق تهي‌پيكر
    انسان مه‌آلود!
    نگاهت به حلقه‌ي كدام در آويخته؟
    باران ستاره اتاقت را پر كرد
    و تو در تاريكي گم شده‌اي
    انسان مه‌آلود!

    يادمان شهيد ناصر پيروي

    خوانندگان عزيز «مهار بيابان‌زايي»!
         بياييد دست‌هامان را به آسمان بساييم و از صميم قلب براي سلامتي اين جانبازان بي‌ادعاي طبيعت دعا كنيم، طبيعتي كه هم‌اكنون متجاوز از 5/2 ميليون قبضه تفنگ شكاري يا دست‌كم 50 ميليون فشنگ به سوي زيستمندان مظلومش نشانه رفته است. باور كنيد، راست مي‌گويم! از دست كسي كاري ساخته نيست و آنان كه كاري هم از دستشان ساخته است، ظاهراً مشغول رتق و فتق امور بسيار مهم‌تر و فرامنطقه‌اي‌تري هستند و ديگر وقتي براي دادخواهي و رسيدگي به داد اين حافظان گمنام طبيعت ندارند ...
         و براي همين است كه مجبور مي‌شوند در برابر گلوله قرار گيرند تا بيش از اين «هست» بودن‌شان انكار نگردد و فريب «زيست» نيرنگ‌شان ندهد!

    ميان اين همه انگار
    چه پنهان رنگ‌ها دارد فريب زيست!
    شب از وحشت گرانبار است
    جهان آلوده‌ي خواب است و من در وهم خود بيدار:
    چه ديگر طرح مي‌ريزد فريب زيست
    در اين خلوت كه حيرت رنگ ديوار است؟

          بياييد در برابر عشق بزرگ انسان‌هايي چنين بي‌دفاع و خاموش، كلاه از سربرداريم و حرمتشان را پاس داريم؛ انسان‌هاي وارسته‌اي نظير محيط‌بان زخم‌خورده‌ي پارك ملّي گلستان كه وقتي از او دليل عدم مراجعه به بيمارستان و پزشك براي مداواي زخم‌هاي پرشمار پيكر مجروحش پرسيده مي‌شود؛ زخم‌هايي كه هر يك، يادآور جدالي نابرابر با شكارگري ناجوانمرد است؛ با نرمي و سادگي پاسخ مي‌دهد: «خود سازمان نيز چنين درخواستي از من كرده و حتا هزينه‌ي درمان را نيز مي‌پردازد، ولي پزشكان براي معالجه به حدود چند هفته وقت نياز دارند و من نمي‌توانم در اين مدت خارج از منطقه باشم، نمي‌توانم دوري حيات وحش را تحمل كنم، نمي‌توانم از شادابي جنگل، سر و صداي حيوانات، زمزمه‌ي رودخانه‌ها، آواز پرندگان و ... دوري بجويم، زندگي‌ام با اين پارك در پيوند است و از آن انرژي مي‌گيرم، جواني‌ام را در پارك گذرانده‌ام و حاضرم تا آخرين قطره‌ي خون خود نيز در راه حفاظت از اين پارك گام بردارم.»
          در انتها، بار ديگر درود مي‌فرستم بر شرف چنين آزادمردان و زنان بزرگواري كه حضورشان در اين دنيا، افتخاري است براي ما كه بتوانيم نام خود را چون آنان، «انسان» بناميم.
          و آرزو مي‌كنم ماندگارترين و پاياترين «نقش» جهان، از آن آنان باد؛ آناني كه در شب تاريك جهالت ما مردم غفلت زده، نور در هاون مي‌كوبيدند و از صخره‌هاي صعب‌العبور دانايي و عشق بالا مي‌رفتند ...

    در شبي تاريك
    كه صدايي با صدايي در نمي‌آميخت
    و كسي كس را نمي‌ديد از ره نزديك،
    يك نفر از صخره‌هاي كوه بالا رفت
    و به ناخن‌هاي خون‌آلود
    روي سنگي كند نقشي را و از آن پس نديدش هيچكس ديگر.
    شسته باران رنگ خوني را كه از زخم تنش جوشيد و روي صخره‌ها خشكيد.
    از ميان برده است طوفان نقش‌هايي را
    كه بجا ماند از كف پايش.
    گر نشان از هر كه پرسي باز
    برنخواهد آمد آوايش ...

     

         پيوست:

        ۱- برخي از تارنماهايي كه تاكنون به خبر شهادت يحيي شاه كوه محلي اشاره كرده‌اند:

        همنهاد - با طبيعت - تلاش براي حيوانات مشهد و شيندخت.

        ۲- ساعت 11 شب يكشنبه: 25/4/1385
           چه اشكي گرفت امشب اين خانم آرين از من ... چه مي‌كنه اين فرزاد حسني ... چه برنامه‌اي شده كوله‌پشتي ... اون از دكتر ضيايي؛ آن جوان فيلسوفي كه يادمان انداخت: «زندگي بي دليل، اصالت ندارد.» و اين هم از بانويي پاكنهاد كه نشان‌مان داد: «پرودگار مهربان چقدر به آناني كه خواهان ديدنش هستند، نزديك است!»
         كاش كوله‌پشتي را خرابش نكنند و بگذارند همينگونه ساده و صميمي هر شب چراغ خانه‌هاي‌مان را روشن نگه دارد ... و كاش فرزاد حسني اين بار ديگر قهر نكند!
         پاكي و معصوميت شگرف خانم آرين براي من يادآورِ پاكي و زايندگي ناهمتاي مادر طبيعت بود؛ مادري كه پاسداران عزيز و مظلومش را چون يحيي شاه كوه محلي، جدي نمي‌گيرند و حرمت نمي‌نهند.

    + نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 12:31 |
    سازمان كنفرانس اسلامي ادامه جنايات رژيم صهيونيستي را محكوم كرد
    رياض ، ايرنا ‪۸۵/۰۴/۲۵‬ صدا

    خارجي. سياسي.

    سازمان كنفرانس اسلامي ادامه جنايات رژيم صهيونيستي عليه مردم لبنان كه تاكنون به كشته و مجروح شدن شمار زيادي از افراد غير نظامي منجر شده است را محكوم كرد.


    اين سازمان كه مقر دايمي آن در شهر جده (غرب) عربستان سعودي قرار دارد روز يكشنبه در بيانيه‌اي افزود : سازمان از ادامه اقدامات اسراييل در هدف قرار دادن تاسيسات‌ زيربنايي لبنان و كشتن افراد بي‌گناه به شدت‌ احساس نگراني مي‌كند.

    بيانيه در ادامه با اشاره به تلاشهاي "اكمل‌الدين احسان اوغلو" دبيركل سازمان كنفرانس اسلامي براي پايان حملات نظامي رژيم صهيونيستي ، اضافه كرد:
    تماس‌هاي مكرري با دبيركل سازمان ملل متحد، نخست‌وزير فنلاند كه كشورش رياست دوره‌اي اتحاديه اروپا را بر عهده دارد ، مقامات روسي و مسوولين كشورهاي اسلامي و عربي برقرار شده تا آنها را براي دخالت فوري به منظور پايان درگيريها تشويق نمايد.

    سازمان كنفرانس اسلامي همچنين از جامعه جهاني و شوراي امنيت سازمان ملل متحد خواست به مسئوليتهاي خود در قبال قتل ‌عام مردم لبنان عمل نمايند.

    اين سازمان در ادامه با بيان اينكه با هماهنگي به عمل آمده با بانك توسعه اسلامي بزودي مبلغي به منظور بازسازي تاسيسات زيربنايي لبنان در نظر گرفته مي‌شود از سازمانهاي اسلامي و بين‌المللي خواست كمكهايي را به مردم لبنان اختصاص دهند.

    رزمندگان مقاومت اسلامي چهارشنبه گذشته در عملياتي ضمن به هلاكت رساندن ‪۸‬ نفر از سربازان رژيم‌صهيونيستي ‪ ۲‬نفر از آنان را به اسارت گرفتند.

    پس از اين عمليات ، رژيم صهيونيستي حملات گسترده‌اي را عليه مناطق مختلف لبنان تدارك ديد كه بر اثر آن بخشي از تاسيسات زيربنايي اين كشور نابود و صدها نفر از غيرنظاميان نيز كشته و مجروح شدند.

    براساس‌آخرين آمارهاي اعلام شده حملات ‪ ۴‬روز گذشته رژيم صهيونيستي‌به مردم لبنان بيش از يكصد كشته و ‪ ۵۰۰‬مجروح برجا گذاشته است.

    =======================================================

     

    واقعا این همه کشور به ظاهر مسلمان خجالت نمی کشند فقط محکوم می کنند! غیرت هم چیز خوبی است که گویا این روزها پیش مسلمانان دیگر یافت نمی شود!

    در حالی که سرمایه های انسانی و مادی و معنوی لبنان و فلسطین به عنوان دو کشور اسلامی مورد یورش وحشیانه اسراییلی هاست این ها با این همه امکانات مالی و نظامی فقط محکوم می کنند و در عوض آمریکا نه تنها قطعنامه های سازمان ملل!(سازمان یهود) را وتو می کند بلکه به هواپیماهای اسراییلی سوخت می دهد و بمب هایی هدیه می کند تا بر سر لبنانی ها بیاندازند که حتی در آمریکا هم امتحانش نکرده اند .

    شرم چیز خوبی است ولی ای کاش سران کشورهای اسلامی معنی آن را می دانستند.

    + نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 7:33 |
    سلام
     
    یادم رفت روز مادر را به مادران خوب و زنانی که از الگوی شایسته زن حضرت فاطمه زهرا(س) پیروی می کنند تبریک بگویم.هر چند هنوز هفته زن است پس فرصت هست:
     
     
    مادر روزت مبارک
     
     
     
     
     
    ========================================
     
    این هدیه حزب الله را هم ببینید
    + نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 و ساعت 18:58 |
    اول از همه مرده شور این بلاگفا را هم ببرند که مثل مشابهش پرشین بلاگ می زند و فاتحه می خواند به نوشته هایت خصوصا اگر قبلش آنها را جایی ذخیره نکرده باشی.آخر اگر دوباره هم بنویسی دیگر آن نگارش قبلی نیست .مشکل در برنامه نویسی یا سرور یا هر چیز دیگری دارد آن را رفع کنید تا گاهگاهی مشکل ساز نشود.از اینجا هم گویا باید بروم یک وبلاگ دیگر .هر چند زیاد به آن انس گرفته ام.
     
     
    ============================================================
     
     
    گاهی چقدر بدم می آید از این ویلاگهایی که گویا کاری ندارند جز این که آه و ناله و فغان کنند از بی وفایی یار که یاری دیگر اختیار کرده است و عاشق ما را تنها گذاشته است تا در این هجر بسوزد و از بی وفایی یار بنویسد.
     
    می خواهم از لبنان بگویم و از فلسطین که اینک کوچکترین فرصتی را از آنها برای عشق ورزیدن به هم گرفته اند.مگر می شود از یار نوشت و گفت وقتی کودکی در خواب ناز شبانه در آغوش پر مهر مادری ناگهان در زیر خروارها بتون و آهن دفن می شود یا در آتش بمب های فسفری هدیه مادر خوانده آمریکا به فرزند نامشروع مادر زناکار انگلیسُ اسراییل می سوزد.یا عشاقی که در آغاز پیوند عشق مقدسشان به هجری ابدی دچار می شوند.
    آخر تا کی می توان چشم بر هم گذاشت و ندید درد این مردمی که هم جنس و هم عقیده اند و تنها از یار بی وفای خود نوشت.
    بگذریم!
     
    ===========================================================
    می خواستم از حزب الله بنویسم که معنای آن اسلام  و مردم است و تجلی آن را می توان در سرتاسر جهان اسلام دید.این شیران بی هماورد در میان اعراب و مایه افتخار آزادگان عالم.
    دیدم بهتر است سکوت کنم و فقط بخشی از سخنرانی سید حسن نصر الله را در شهادت پسرش سید هادی حسن نصرالله بگذارم که با افتخار از شهادت پسرش به عنوان نعمتی الهی یاد می کند و این گونه شایستگی خود را برای رهبری مردم سرزمینش اثبات می کند.
    و دیگر عملیاتی از حزب الله  علیه اسراییل .
    ببینید.
    + نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 و ساعت 17:38 |
    پيامدهاي خطرناك جولان دادن ميسيونرها در عراق

    ده‌ها سازمان ميسيونري مخصوصاً در شمال عراق جولان مي‌دهند. در اين مناطق خانواده‌هايي فقير و تنگدست را به راحتي شکار مي‌کنند. اين موسسه امداد با ارائه كمک‌هايي مثل خدمات بهداشتي و آموزش زبان، مردم را شستشوي مغزي مي‌دهد. اين موسسه علاوه بر پرداخت پول به بعضي از خانواده‌هاي فقير، براي دين مسيحيت نيز تبليغ مي‌کند.

    ۲۶ تير ۱۳۸۵ - قبل از ظهر ۱۰:۵۵ تعداد بازديد: 1536 كد خبر: ۴۳۰۵۹

    ميسيونرهاي مسيحي كه در گروه‌هاي پرشمار وارد عراق شده‌اند، با تبليغ مسيحيت در ميان مسلمانان عراقي، مأموريت حمله نظامي به عراق را تكميل مي‌كنند.

    به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، روزنامه تركي«اورتا دوغو» با اشاره به فعاليت ميسيونرها، آمارهاي عجيبي را از تغييرات فرهنگي در عراق منتشر كرد.

    در گزارش اين روزنامه آمده است: ميسييونرها (مامورها) که مناطق سکونت کردها را براي جولان دادن انتخاب کرده‌اند، خانواده‌هايي را که امکانات مادي‌شان محدود است به راحتي در دام مي‌اندازند. به کساني که تغيير دين مي‌دهند، امکانات فراواني از خدمات بهداشتي گرفته تا زير ساخت فرهنگي و از آموزش زبان خارجي گرفته تا تحصيل در آمريکا فراهم مي‌شود.

    ده‌ها سازمان ميسيونري که خلا اقتدار در عراق بعد از سقوط صدام حسين را فرصت دانسته اند، مخصوصاً در شمال اين کشور جولان مي‌دهند. استعمارگران دين که در بعضي از مناطق شمالي پايگاه و قرارگاه تاسيس کرده اند، در اين مناطق خانواده‌هايي فقير و تنگدست را به راحتي شکار مي‌کنند.

    اخيرا در شمال عراق تعداد کساني که دين مسيحيت را براي خود انتخاب مي‌کنند، افزايش يافته و موسسات ميسيونري ديني براي تغيير دين مردم منطقه يک سري اقدامات انجام مي‌دهند.

    جريانات اربيل
    «جورج سادا» رئيس کليساي «پرس بيتريان» در اربيل چندي پيش در ملاقات با نچيروان بارزاني نخست وزير منطقه ساختگي کردستان، از يک طرف با خواست دفاع و حمايت از مسيحيان و از طرف ديگر با ادعاي اينکه مسيحي شدن كردها بهتر خواهد بود، فتواهاي مختلفي داده بود. سادا در گفت‌وگو با بارزاني اين پيام را داده بود که «مسلمانان به جاي آنکه راديکال باشند و برايتان دردسر توليد کنند، بهتر است مسيحي شوند» و به اين ترتيب فکر اصلي خود را افشا کرده بود. در شمال عراق و مخصوصاً در مناطق کردنشين بعد از سقوط رژيم صدام حسين در تعداد مسلماناني که مسيحيت را براي خود انتخاب مي‌کنند افزايش ديده مي‌شود. اربيل و سليمانيه در راس مناطقي هستند که بيشترين توجه و علاقه را به دين مسيحيت نشان مي‌دهند. علت اين امر مداخله آمريکاييان است. عمليات نظامي، ميسيونرها را در شمال عراق به فعاليت در آورده است و کساني که زيربنا و پايه‌هاي فرهنگي ضعيفي دارند، خيلي راحت در دام مي‌افتند.

    جورج سادا، رهبر کاتوليک‌ها، که در گفت‌وگو با نچيروان بارزاني نخست وزير به اصطلاح منطقه کردستان خواستار دفاع حمايت از جمعيت مسيحي شده، در اين ملاقات خواسته است ترتيبي داده شود که مسيحيان به راحتي بتوانند واجبات ديني شان را به جاي بياورند و به علاوه لازم است نسبت اين جمعيت ديني که تعداد اعضاي آن در مناطق کردنشين 800 نفر است، افزايش يابد.

    5 هزار نفر مسيحي شدند
    گفته مي‌شود به دنبال فعاليتهاي ميسيونري، در سه سال اخير در عراق و مخصوصاً در ولايتهايي مثل اربيل و سليمانيه حداقل 5 هزار به دين مسيحيت گرويده اند. گزارشهاي اطلاعاتي نشان مي‌دهد يک سازمان امداد آمريکاي به نام abc مخصوصاً در شمال عراق به شکلي گسترده فعاليتهاي ميسيونري انجام مي‌دهد. اين موسسه امداد که در اربيل دفتر دارد، با ارائه كمک‌هايي مثل خدمات بهداشتي، زيرساخت فرهنگي و آموزش زبان، مردم را شستشوي مغزي مي‌دهد. اين موسسه علاوه بر پرداخت پول به بعضي از خانواده‌هاي قشر فقير، براي دين مسيحيت نيز تبليغ مي‌کند و بروشورهايي را که با اقتباس از بعضي بخشها انجيل تهيه کرده، به راحتي در نقاط مختلف شهر توزيع مي‌کند. در تبليغاتي که براي کردها انجام مي‌شود، از اين نظريه دفاع مي‌شود که «ريشه اصلي آنها مسيحي است و بعداً مسلمانان شده‌اند»، همچنين به کساني که به اين بروشورها توجه و کنجکاوي نشان مي‌دهند، يک عدد کتاب انجيل و تعدادي کتاب تبليغاتي جانبي داده مي‌شود و علاوه بر پول ، امکانات اجتماعي متعدد نيز فراهم مي‌شود. اقشار جوان که به اين دين تمايل نشان مي‌دهند، تحت حمايت قرار مي‌گيرند و سپس بعد از پشت سرگذاشتن يک آزمون، تمامي هزينه‌هايشان بر عهده گرفته شده و براي تحصيل در مدراس کليسا در آمريکا به اين کشور اعزام مي‌شوند.

    همدستان آمريکا
    گفته مي‌شود تعداد کساني که در سه سال اخير با تغيير دين خود مسيحي شده و به اين طريق به آمريکا اعزام شده اند، نسبتاً زياد است. بيش از 100 سازمان کمک رساني که abc نيز يکي از آنها است، به اتحاديه کليساهاي جهان وابسته بوده و بر روي مردمان خاورميانه، مخصوصاً کردهاي شمال عراق فعاليت ميسيونري انجام مي‌دهند.

    اين سازمان‌هاي ميسيونري با جمعيتهايي مثل کلداني و آشوري تماس نزديک برقرار کرده و براي افزايش مشارکت در آيين روز يکشنبه در کليسا، کمک‌هاي گسترده اي به اين جمعيتها ارائه مي‌کنند. مسيحي‌ها سابقاً 3 درصد جمعيت عراق را تشکيل مي‌دادند، ولي اين نسبت اخيراً افزايش چشمگيري داشته است. جمعيتهاي منسوب به اين دين در عراق همدست آمريکا قلمداد مي‌شوند .

    کليساهاي قديمي تعمير و مرمت مي‌شوند
    اغلب مسيحيان عراق به کليساهاي کاتوليک کلداني وابسته هستند و کلداني‌هاي کاتوليک که آشوري ناميده مي‌شوند، خصوصيتهاي قومي شان را حفظ کرده اند.

    75 درصد مسيحيان عراق که 700 هزار نفر جمعيت دارند، کلداني هستند. مسيحيان که اغلب شان در بغداد پايتخت عراق اقامت دارند ولي با افزايش حملات و وقايع خشونت بار در اين شهر به مناطق شمالي مهاجرت کرده اند، در اين مناطق راحت تر تبليغات مي‌کنند. در عراق کليساهاي پروتستان ، بابتيست، ناستورين، و ارمني هم وجود دارد.
    در حالي که در شمال عراق اين رويدادها در جريان است، در شهرهايي مثل اربيل و سليمانيه در اين منطقه در هفت ماه اخير بيش از 12 کليسا و معبد قديمي مرمت شد و فعاليت خود را از سرگرفت.

    + نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 و ساعت 14:8 |




    ۲۵ تير ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۲۰:۲۲ تعداد بازديد: 608 كد خبر: ۴۳۰۴۵

    دبيركل حزب ا... لبنان با تاكيد بر آن كه جنبش مقاومت اسلامي، به زيربناهاي رژيم صهيونيستي حمله خواهد كرد، تصريح كرد : شكست جنوب لبنان براي صهيونيست ها تكرار خواهد شد.

    به گزارش فارس، سيد حسن نصرا... دبير كل حزب ا... لبنان روز يكشنبه در پيامي تلويزيوني تاكيد كرد: رژيم صهيونيستي ازتوان مقاومت اسلامي لبنان هيچ اطلاعي ندارد اما به زودي بخشي از اين توان را در حمله حزب ا... به زيربناهاي اسرائيل مشاهده خواهد كرد.

    نصرا... تاكيد كرد همان طور كه حيفا در شمال فلسطين اشغالي دور از دسترس ما نبود، ديگر مناطق اشغالي نيز همين گونه است ما به صهيونيست ها ثابت مي كنيم توان نظامي ما بسيار بيش از آن چيزي است كه ديده اند.

    دبير كل حزب ا... لبنان با بيان آن كه پاسخ ما به سياست جنگ نامحدود صهيونيست ها، اقدام متقابل خواهد بود، تاكيد كرد رژيم صهيونيستي در چند روز آينده منتظر عمليات ما باشد.

    وي خطاب به ملت لبنان با تاكيد بر آن كه مقاومت اسلامي در كمال قدرت قرار داشته و اداره امور جنگ را در دست دارد، افزود تا زماني كه دشمن به سرزمين ما تجاوز كند، ما نيز بدون حد و مرز به عمليات خود ادامه خواهيم داد.

    سيد حسن نصرا... گفت دشمن از توان نظامي ما غافل است به همين علت نمي تواند تصميم نهايي را بگيرد، اطلاعات ناقص دارد و به دروغ متوسل مي شود؛ رژيم صهيونيستي اطلاعي از توان نظامي ما در اختيارندارد و سرويس‌هاي اطلاعاتي آنها نتوانسته اند به داخل ما نفوذ كنند.

    وي با اشاره به حمله حزب ا... لبنان به يك فروند ناوچه رژيم صهيونيستي و انهدام آن افزود اين امر ثابت كرد كساني كه به سرزمين ما تجاوز كنند ما نيز آنها را هدف حملات خود قرار مي دهيم.

    دبير كل حزب ا... لبنان گفت در حملات صهيونيست‌ها تنها مناطق مسكوني هدف قرار گرفت و تنها زنان و كودكان كشته شده اند و صهيونيست ها به دروغ مدعي هستند كه به مناطق نظامي حمله مي كنند.

    سيد حسن نصرا... افزود حملات صهيونيست ها در عزم حزب ا... هيچ خللي وارد نخواهد كرد و به زودي همگي شاهد خواهند بود كه توان ما بسيار بالا است.

    دبير كل حزب ا... لبنان با بيان آن كه صهيونيست ها در حمله به لبنان از سلاح هاي ممنوعه استفاده كرده اند، افزود: نيروهاي مقاومت، مسلح به ايمان و شجاعت هستند، ما به شهادت روي مي آوريم.
    سيد حسن نصرا... همچنين ادعاي صهيونيست ها را مبني بر حضور نيروهاي ايراني در حملات مقاومت لبنان دروغ و جنگ رواني خواند.

    وي با انتقاد از عملكرد كشورهاي عربي در قبال تجاوزات رژيم صهيونيستي گفت اگر صهيونيست‌ها پيروز شوند، كشورهاي عربي و اسلامي در ذلت مطلق فرو خواهند رفت و دخالت آمريكا و چپاول كشورهاي اسلامي تشديد خواهد شد.

    نصرا... همچنين خطاب به فلسطيني‌ها گفت: شما ملتي هستيد كه به شما اميدها بسته ايم.

    + نوشته شده توسط داورپناه در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 و ساعت 22:18 |
    ------------------------------------------------------
                     IN THE NAME OF ALLAH
    ------------------------------------------------------

    >>>>>>>>>> I N N O V A T I V E    M I N D S <<<<<<<<<<


                   
    http://www.inminds.co.uk
    ------------------------------------------------------


    Assalaamu Alaikum

    The carnage in Gaza and Lebanon is unbearable. Israel continues its
    rampage of bombing and butchering civilians with impunity whilst the world
    turns a blind eye or worse falls in line with Bush and blames Hizbullah
    and Hamas for daring to resist occupation. In these desperate times we
    have a duty to our brothers and sisters in Gaza and Lebanon. The very
    least we can do is to voice our objection and demand our governments,
    our representatives, call for an immediate halt to Israels bloodletting.
    We ask you to please act upon the alert issued below by the Islamic
    Human Rights Commission and also to attend the vigil being organised
    (details to appear on website).

    Wassalaam

    Innovative Minds


    ------------------------------------------------------

    ------------------------------------------------------
    Islamic Human Rights Commission
    ------------------------------------------------------

    15 July 2006

    URGENT ALERT: Protest Israeli war against Lebanon and Gaza

    Background

    IHRC is calling on campaigners to urgently contact their political
    representatives in their country to push for an immediate halt to Israel’s
    offensives against the Palestinian people in Gaza and the Lebanese in
    Lebanon. Whilst Hizbullah leader, Syed Hassan Nasrullah clearly offered
    talks for a prisoner exchange last week between Palestinian and
    Lebanese prisoners with captured Israeli soldiers, the Israeli establishment
    has set to make good its promise to set back Lebanon 20 years with the
    aerial demolition of its infrastructure and the targeting and murder of
    civilians.

    Requested Action

    Please contact your political representative, the Foreign Minister of
    your country and the UN Secretary General to seek the immediate end of
    Israeli offensives in Gaza and Lebanon. A model letter that can be
    adapted as well as useful links for contacts can be found below. Please copy
    IHRC into any correspondence and let us know of responses.

    A UK vigil is being organised, please check IHRC emails / website for
    details.

    Model Letter

    Dear [insert name],

    Israeli offensives in Gaza and Lebanon

    I am writing to protest in the strongest possible terms the military
    offensives launched by Israel in Gaza and Lebanon, and urge you to take
    immediate action to demand that these offensives stop.

    Whilst a clear offer of negotiations for the exchange of captured
    soldiers for political prisoners from Palestine and Lebanon has been made,
    Israeli authorities have chosen to perpetrate gross violations of human
    rights and crimes against humanity by targeting civilians and
    destroying infrastructures of both Lebanon and Gaza.

    Please use your position to demand that Israeli forces cease their
    operations and the Israeli establishment seek a negotiated settlement to
    the soldier / prisoner issue. Basic justice demands that political
    representatives and those who hold influence and power take a moral stance on
    this issue and without hesitation condemn the naked and bloody
    aggression of the Israeli side. Anything less is an affront to those who have
    struggled against oppression in the region and whose daily lives have
    been ruined by the fanaticism and extremism exhibited in the Israeli
    actions over the last few weeks.

    I look forward to your swift action and response.

    Yours sincerely,

    Your sign
    Your name

    -------------------------------
    Please send details of contacts for your country’s representatives (as
    below) to update this resource.

    For UK Campaigners

    For contact details of your MP
    www.theyworkforyou.com

    Details of Foreign Secretray;

    Rt Hon Margaret Beckett MP
    Foreign & Commonwealth Office
    King Charles Street
    London
    SW1A 2AL

    Fax: +44 20 7839 2417
    Email private.office@fco.gov.uk



    For Canadian Campaigners
    Details (including contact details) of MPs
    http://webinfo.parl.gc.ca/membersofparliament/MainMPsCompleteList.aspx?TimePeriod=Current&Language=E

    Minister for Foreign Affairs
    Hill Office
    House of Commons
    Ottawa, Ontario
    K1A 0A6

    Fax:
    (613) 992-2337
    EMail:
    MacKay.P@parl.gc.ca


    For Australian Campaigners

    Details of Representatives can be found at;
    http://www.aph.gov.au/house/members/index.htm

    Minister for Foreign Affairs Parliamentary Secretary (Foreign Affairs)
    The Hon Alexander Downer MP
    e-mail: minister.downer@dfat.gov.au
    Please note: e-mail correspondence should include your postal address.
    Responses will not be made via e-mail.

    More contacts to follow.

    -----------------------------------------------------------------------
    Please do not reply to this message, you can contact us by emailing
    info@inminds.co.uk

    TO UNSUBSCRIBE
    Please send a blank email to
    unsubscribe-inminds@ihrc.org

    TO SUBSCRIBE
    Please send a blank email to
    subscribe-inminds@ihrc.org

    (c) Innovative Minds 2002. All rights reserved.
    http://www.inminds.co.uk
    ------------------------------------------------------

    + نوشته شده توسط داورپناه در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 و ساعت 20:51 |
    سلام
     
    اخبارو که حتما می شنوید
     
    به قول ما ایرانیا
     
    شوخی شوخی با حزب الله هم شوخی!
     
     
    حالا این اسراییلیای قدرتمند کجا رفتند؟!
     
     
    مرحبا به حزب الله
    + نوشته شده توسط داورپناه در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت 8:6 |

    اندكي پيش، آقاي احمدي‌نژاد سخنراني تند و تيزي درباره گراني كرد.

    ـ گروني كجا بود؟!... حالا گيرم باشه، اينقدر كه بيشتر نبود.

    آقاي احمدي‌نژاد در حال نشان دادن عامل گراني (آقاي اسکندري؟ آقاي ميركاظمي؟...)

     

     

     

     

     

     

     

    از :بازتاب

    + نوشته شده توسط داورپناه در جمعه بیست و سوم تیر 1385 و ساعت 5:57 |

    زيدان: از عمل خودم پشیمان نیستم

    "زين‌الدين زندان" كاپيتان و بازي‌ساز افسانه‌اي تيم ملي فرانسه اين خبر را كه ماتراتزي به وي لقب "پسر زن بدكاره تروريست" را داده، تاييد كرد و گفت از مردم جهان و كودكاني كه اين حركت را ديده‌اند عذر مي‌خواهد اما پشيمان نيست.

    به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، زين‌الدين زندان با عذرخواهي از ضربه‌اي كه يك‌شنبه گذشته در فينال جام جهاني در آلمان با سر بر سينه "ماركو ماتراتزي" مدافع گستاخ و هتاك تيم ملي ايتاليا زد، عذرخواهي كرد اما گفت از اين اقدام پشيمان نيست زيرا ماتراتزي كلماتي بسيار زشت بر زبان آورد و به خواهر و مادر او ناسزا گفت.

    زيدان در گفتگو با شبكه فرانسوي "كانال پلاس" گفت: «من از ميلياردها مردم و ميليون‌ها كودكي كه اين صحنه را ديدند و نيز مربياني كه به اين كودكان خوب و بد را مي‌آموزند عذر مي‌خواهم، اين كار نابخشودني است و نبايد چنين مي‌شد.»

    او در پاسخ به سوالي درباره صحت اخبار روزنامه‌هاي انگليسي كه به نقل از كارشناسان لب‌خواني اعلام كرده بودند ماتراتزي به وي گفته او "پسر زن بدكاره تروريست" است، گفت: «آري اين مساله صحت دارد.»

    وي در پاسخ به سوالي درباره آنچه ماتراتزي بر زبان رانده گفت: «سخنان ماتراتزي درباره مسائل شخصي و خواهر و مادر بود. او كلماتي سخت و زشت بر زبان راند و بارها و بارها آن را تكرار كرد. اين سخنان زشت را شايد يك بار بشنوي و از آن بگذري كه البته من اين كار را كردم اما اگر چنين سخناني را دو يا سه يا بارها و بارها بشنوي چه خواهي كرد؟»

    اين بازيكن مسلمان و محبوب الجزايري تبعه فرانسه در پايان گفت: «من از اين كار پشيمان نيستم زيرا اگر اين كار را نمي‌كردم به اين معنا بود كه ماتراتزي حق داد. سخنان او به قدري زشت است كه هرگز و هرگز و هرگز نمي‌توانم آن را بر زبان بياورم. او هيچ دليلي براي اين سخنان نداشت.»

    زيدان همچنين گفت آماده است در برابر كميته انضباطي نيز از خود دفاع كند.

    او در واكنش به سخنان "پيتر ولاپان" رئيس فيفا كه گفته بود ممكن است جايزه بهترين بازيكن جام جهاني از او گرفته شود، گفت: «از سخنان او چنين استنباط مي‌شود كه آنان همواره به دنبال واكنش هستند و عامل تحريك و خود كنش را ناديده مي‌گيرند. هيچ دليلي وجود نداشت در بازي فينال آن هم 10 دقيقه مانده به پايان بازي و به ترك فوتبال چنين حركتي كنم پس حركت من دليل و عامل تحريك داشته است.»

     ===============================================================

    هم زيدان گفته است او اهانت کرده است هم لب خوان روزنامه تايمز تاييد کرده است که ايتاليايي فحش داده است آن هم از بدترين نوعش.بنابراين اين کمترين واکنشي بود که زيدان در برابر او کرد.در ضمن من هم نوشته هاي بي بي سي را خوانده ام و عکس ها را ديده ام.بي بي سي اولش زيدان را محکوم کرد و با تندي براي او نوشت الان که واقعيت روشن شده است لحنش ملايم تر شده است.چرا بايد نگران باشيم که آنها در مورد ما چه فکر مي کنند.آيا براي آنها مهم است ما در مورد آنها چطور فکر مي کنيم که اين گونه اهانت آميز برخورد مي کنند.اهانت به زيدان نمونه کوچکي است از اهانت هاي زيادي است که هر روزه به مسلمانان و کشور هاي مسلمان به دليل پا فشاري بر عقايد درستشان مي باشد.

    از این حرفها بگذریم واقها ضربه سر زیبایی بود.خیلی قشنگ است بروید از سایت جام جهانی فیفا ببینید.واقعا کاری زده شد.

    + نوشته شده توسط داورپناه در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 و ساعت 10:15 |
    همین الان دارد تلویزیون دانشگاه کالیفرنیا در مورد کردستان برنامه پخش می کند.بسیار جالب است .توجه آمریکاییها را می گویم و خواب دولت های منطقه.پیش از حمله آمریکا این آقای عکاس خبری در مناطق کرد نشین همه کشورهای ایران ترکیه عراق و سوریه حضور داشته است و عکس و گزارش تهیه کرده است.عنوان سخنرانییش هم" کردها مردمی در جستجوی سرزمین خود" است.او همه اتفاقات را از قبل و بعد از جنگ بیان می کند و چه دقیق هم می گوید.از درگیریهای کردهای مخالف به ویژه پ.ک.ک  با دولتهای منطقه به ویژه ترکیه تا جنگهای داخلی و برادرکشی می گوید.و دارد می رود تا به موضوع کرکوک بپردازد.هر چه جلوتر می رود عمق مطالعات و برنامه ریزی آنها(آمریکاییها) برای این منطقه مشخص می شود.او به عنوان یک عکاس بیش از آن که به نظر می رسد در مورد آنها می داند و می گوید.در میان آنها برای مدتی طولانی زیسته است و از لحظه لحظه زندگی آنها عکس و گزارش تهیه کرده است. آخرین مطلبش  اشاره به گشایش فروشگاههای مک دونالد(مظهر نفوذ آمریکا در یک منطقه یا کشور) و کردهای صهیونیست در کردستان عراق بود که دقیقا متوجه نشدم کدام گروه نظامی کرد را"کرد صهیونیست" البته از قول دیگران می نامید که می خواهند اسراییل دیگری(شاید کشور کردستان!!!) در منطقه ایجاد کنند.
     
    جای تفکر و تعمق دارد که آمریکاییها این گونه آرام و گام به گام جلو آمده اند و دارند اهدافشان را دنبال می کنند.آیا ما کاری در این مدت کرده ایم یا می کنیم؟آیا اقدامات متقابل در حوزه قدرت آمریکا به ویژه درون آمریکا یا در کشورهای هم مرز آمریکا به صورت پنهان انجام می دهیم تا در صورت ضرورت به عنوان اهرم فشار یا تهدید کننده علیه آمریکا استفاده کنیم.تعجب نکنید در آمریکا هم تجزیه طلبانی یافت می شوند.مخالفانی در مرزهای مکزیک دارند.فرق سرکوب شده مثل فرقه داودیه وجود دارند و در ضمن کانادایی ها هم از آمریکایی ها خوششان نمی آید.راه نفوذ همیشه وجود دارد.گاهی از راه یک روزن می شود وارد شد و دروازه ای ساخت که لشکرها وارد شوند.فقط باید فکر کرد و سرمایه گذاری کرد.آنها که استاد امور راهبردیند ان شا الله که کاری کرده اند و فکری اندیشیده اند.ان شاالله.
     
    دشمنی آمریکایی ها را این هم این طور خباثت آمیز باید پاسخی شایسته داد.تمامیت ایران و تجاوز به حوزه نفوذ  معنوی ایران قابل بخشش نیست و متجاوزین باید بهای کارکرد شیطانی خود را بپردازند.امیدوارم به زودی زمانش فرا رسد تا کسی جرات دست یازیدن به منافع ملی ایران را نکند.
    + نوشته شده توسط داورپناه در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 و ساعت 17:45 |

    اين مطلب را از يک وبلاگ پيدا کردم.از نظر من بدون شرح است .آن را بخوانيد و خوب روي آن فکر کنيد.

     

    هجرت خدا

    استادم-دکتر توکلی- خيال داشت که يک مقاله بنوييسد با عنوان "هجرت خدا." فکر ميکنم ميخواست در این مقاله سکولار شدن خانواده های ایرانی در حريم خصوصی خانه هاشان را بررسی کند. حرف حسابش در این مايه ها بود که چون در سطح جامعه و در حوزه عمومی مردم بايد از قوانين حکومت اسلامی پيروی کنند و اگر نکنند بايد پی آمد ها و هزينه اعمال منافی الاسلام خود را بپردازند-مردم این اعمال منافی الاسلام چون عرق خوری، مجالس لهو و لعب، رقص، موسيقی، پسر بازی، دختر بازی، ، غيره را به حريم خانه های خود منتقل کرده اند. به نوعی در حريم خانه های خود خدا را هجرت داده اند- سنت را با مدرنيسم و دين را با سکولاريسم معاوضه کرده اند
    الان چهار سالی است که ایران نرفتم و دلم هم خيلی تنگ شده. هفته پيش به لطف بابا-مامان افرا سری کامل سريال پاورچين -"برره" به دستمان رسيد. برای من از همه جالب تر آگهی های تبليغاتی قبل از شروع سريال بود. هجرت خدا از صدا و سيمای جمهوری اسلامی ایران ميشد به وضوح در این سريال و آگهی های تبليغاتی آن ديد. آگهی بانک ملی که خيلی هم جالب بود از نمای ساختمان قديمی بانک ملی که سر درش دو شير درنده دارد (مامانم گفت که اسم این ساختمان اداره پس انداز هست و در خیابان فردوسی میباشد) شروع میشد. اولين شات دوربين کله مبارکه فروهرهست که بر سر در این ساختمان هک شده. بعد از فروهر دوربين به روی سر يکی از شيرهای شاهنشاهی ميرود و آخر هم وارد ساختمان ميشود. نکته جالب توجه این است که نام ميهن ، ایران چند بار تکرار ميشود ولی هرگز این دو نام با اسلام همراه نميشوند. تبليغ بانک کشاورزی هم که انگار کارگردانش قدری کمونيست کارگری است اصلا بکل اسلامی بودن ميهن عزيزمان را فراموش ميکند. يادم مي آید آن سالها که من در ایران زندگی ميکردم ایران اسلامی، ميهن اسلامی، و امت اسلام نقل نبات برنامه های صدا و سيما بود. انگار هويت ایران يک هويت اسلامی بود و نميشد هويت ديگری داشته باشد. بازيگران سريان طنز پاورچين هم که ماشا الله نماز نميخوانند، روزه نميگيرند، نذر و نياز نميکنند، و صدای اذان هم از رادييو شان نمياد. اگر به خاطر حجاب بازيگران زن نبود اصلا نميشد تصور کرد که این سريال توسط ارگان تبليغاتی حکومت جمهوری اسلامی ایران ساخته شده
    امروز هم به لطف
    اميد معماريان ملتفت شدم که شعار انتخاباتی آقای کروبی "ای ایران ای مرز پر گهر" است. جل الخالق مگر این شعر آقا حسين گل گلاب منفور نبود؟ وقتی گلنوش خالقی "سرود ای ایران" را برای ارکستر صدا و سيما تنظيم کرد و کاوه دييلم هم آنرا خواند و در سطح عمومی توسط انتشارات سروش در سی دی به نام "می ناب" پخش شد باز هم صدا و سيما هرگز "ای ایران" را پخش نکرد. توجه داشته باشيد که کل امتياز این اثر متعلق به صدا و سيما بود و هر روز و هر شب تمام ترانه های خالقی را پخش ميکردند به جز "ای ایران". در خارج از ایران هم که این سرود را مردم به جای "سر زد از افق" ميخوانند. این همه روده درازی برای اینکه ميخواهم بگوييم که آقای کروبی و روحانيون مبارز عزيز کاملا بر بار سياسی این ترانه واقفند و خيلی جالب است که این شعار وطن پرستانه غير اسلامی را بر گزيده اند. به نظر می رسد که چه در حريم خصوصی و چه در محافل عمومی و حکومتی- اگر خدا بخواهد­­- خدا اصولا در حال هجرت از ميهن عزيز اسلامی مان است

     
    + نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه نوزدهم تیر 1385 و ساعت 20:40 |


    ميرمهرداد ميرسنجري

    ۱۸ تير ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۶:۵ تعداد بازديد: 280 كد خبر: ۴۲۴۲۷

    منطقه آذربايجان در طول تاريخ کهن ايران زمين، از دوران جنگ‌هاي باستاني اسکندر تا نبرد سپاهيان ايران و سرداراني همچون «ميلاد» در برابر سربازان رومي، همواره مهم‌ترين و حساس‌ترين نقطه مرزي ايران زمين تلقي مي‌شده است. بر همين اساس، دشمنان ايران از هزاران سال پيش تا کنون، دستيابي به آذربايجان را مترادف با فروپاشي ايران دانسته‌اند.

    با توجه به موقعيت بسيار حساس خاورميانه، فعاليت‌هاي خزنده و توطئه‌هاي شوم دشمنان ايران زمين در اين منطقه، که از هر فرصتي براي سوءاستفاده بهره مي‌گيرند، شدت گرفته است. پس از حوادث اخير آذربايجان، هم‌اکنون شاهديم که توطئه‌گران براي نيات تجزيه طلبانه خود، با مصادره قومي ‌شخصيت‌هاي تاريخي ايران زمين، از جمله بابک، مي‌کوشند، از اين شخصيت‌ها و مناسبت‌هاي خاص وابسته به آنان براي تبليغ افکار جدايي‌خواهانه خود بهره گيرند، براي همين، بر همه انديشمندان و سياست‌گذاران ايراني، واجب است با نگاهي منطقي و تاريخي و نه احساسي، زواياي پنهان و آشکار توطئه‌هاي دشمنان ضد ايران را آشکار نمايند تا زمينه‌هاي هرگونه سوءاستفاده بدخواهان در آينده از بين برود.
    در عصر دهکده واحد و يکپارچه سازي جهاني، برداشتن مرزهاي فرهنگي ملي و سليقه سازي مشترک از برنامه‌هاي درازمدت قدرت‌هاي جهاني براي دستيابي به منافع سرشار اقتصادي سياسي آينده است و با اين شرايط، بقا و دوام کشورها و ملت‌ها، نيز تنها در گرو حفظ پايبندي به علايق ميهني و يکپارچگي ملي آنان خواهد بود. عملکرد کنوني سياست‌هاي قدرت‌هاي جهاني در کشورهايي همچون افغانستان، عراق، سودان، رواندا و... حرکت تدريجي جهت تفرق و جداسازي قومي ‌با هدف سست کردن يکپارچگي ملي کشورها را نمايان مي‌سازد. اين در حالي است که بي ترديد، اصلي ترين عامل تثبيت و استقرار يک نظام سياسي در درجه نخست، تثبيت و تحکيم هويت ملي در راستاي حفظ استقلال و تماميت ارضي آن نظام است. هويت ملي هر کشور، ويژگي خاص خود را دارد که در تعريف شاخص‌هاي تاريخي اجتماعي ويژه آن کشور مي‌گنجد. با توجه به اين که اشتراکات تبار، فرهنگ، زبان و تاريخ، مرزهاي تاريخي جغرافيايي دين و... از اجزاي مهم همبستگي ملي ملت‌هاست، تقويت اين همگرايي و يکپارچگي ملي در تثبيت گسترش اجتماعي يک کشور، از نقش اصلي و محوري برخوردار بوده و بستر اصلي حرکت رو به رشد اجتماعي را فراهم مي‌کند و تضعيف آن، نه تنها همه ‌برنامه‌هاي اجتماعي بلندمدت و بقاي هويت يک نظام اجتماعي را به چالش خواهد کشيد، بلکه مجموعه ساختار سياسي، استقلال و تماميت ارضي کشور را نيز در معرض تهديد جدي قرار خواهد داد.

    ردپاي توطئه‌هاي تجزيه طلبانه در آذربايجان
    مطالعات پيشينه و تاريخ کهن ايران زمين، اثبات مي‌کند که در چندين هزار سال، ايرانيان هيچ‌گاه با مسئله‌اي به نام بحران قومي‌ يا تفرق و جدايي طلبي، رو به رو نبوده‌اند و اگر اين مسأله رخ مي‌داد، بي ترديد، هم اکنون از ايران و ايراني چيزي برجاي نمي‌ماند. با اين حال، به ويژه در دو هزار سال گذشته، دشمنان ايران همواره، براي شکستن اين اتحاد و يکپارچگي کوشا بوده اند. فعاليت‌هاي سياست‌پيشگان استعمار ضد ايراني و هم زمان، بي‌لياقتي و نداشتن حس ميهن دوستي پادشاهان وقت، هر دو اصلي ترين عواملي بودند که سبب جدايي بسياري از سرزمين‌هاي تاريخي ايران از مام ميهن شده‌اند. اين جدايي‌ها که به رغم پيوندهاي مشترک خوني، نژادي، فرهنگي، زباني، تاريخي و ديني مردم اين سرزمين‌ها با سرزمين اصلي ايران به وقوع پيوسته، سردمداران استعمار را واداشته است، با در پيش گرفتن تدابيري گسترده و همه جانبه، ريشه‌هاي تاريخي، فرهنگي و گذشته تباري اين مردم را بخشکانند. پس از قراردادهاي ننگين گلستان ( 1812ميلادي ) و ترکمانچاي ( 1828 ميلادي )، که آغاز جدايي بسياري از سرزمين‌هاي ايراني به شمار مي‌رود، هفده شهر مهم ايران، از جمله بادکوبه، گنجه، لنکران و ... در قلمرو امپراتوري روسيه قرار گرفتند و پس از اين بود که روس‌ها در واهمه هرگونه تمايلات ايران‌خواهانه، با جعل تاريخ، زبان، خط و بسياري تدابير ديگر، در قطع تمام ارتباطات مردم سرزمين قفقاز از ايران، کوشش بسيار كردند . اين‌گونه بود که در گام نخست، تغيير نام منطقه قفقاز در دستور کار سردمداران روسيه قرار گرفت؛ منطقه‌اي که در طول تاريخ کهن ايران، همواره با نام‌هاي آلبانياي قفقاز، اران و شروان شناخته مي‌شد و حتي در دوران حکومتگذاري به عنوان PERSIDESKY (منطقه ساکنان ايراني ) معروف بود، در فاصله شکل‌گيري و استقرار نظام کمونيستي شوروي و با حمايت ناسيوناليست‌هاي افراطي ترکيه عثماني به نام جمهوري آذربايجان شکل گرفت. تغيير نام يکباره اران و شروان تاريخي به جمهوري تازه تأسيس آذربايجان، بلافاصله واکنش‌هاي شديد همراه با نگراني انديشمندان ميهن دوست ايراني را به دنبال داشت که مقاله‌هاي اقتصادي بزرگاني چون ملک الشعراء بهار و علامه دهخدا در روزنامه‌هاي آن روز ايران همچون، رعد، ايران و نوبهار در فاصله سال‌هاي 1296 تا 1298 شمسي (1917 تا 1919 ميلادي) از آن جمله است. نگراني ايرانيان در 90 سال پيش، بيشتر از اين ناشي مي‌شد که اطلاق نام «آذربايجان» به عنوان يک ولايت مهم و استراتژيک ايران، به منطقه‌اي ديگر که نام ‌ديگري داشت، بعدها، ادعاهاي جدايي طلبانه همسايه شمال ارس را در پي داشته باشد؛ امري که امروز آشكارا، صحت آن به اثبات رسيده است.

    در آن زمان با شکل‌گيري يک حزب ناسيوناليست با نام «مساوات» در باکو، در آغاز هرگونه نيت توسعه طلبانه عليه ايران از سوي سران اين حزب رد مي‌شد. از جمله سخنان محمد امين رسول زاده از سران حزب مساوات، که در پاسخ به اعتراض ايرانيان نسبت به اطلاق نام آذربايجان به منطقه اران و شروان نوشت: «...از ما چرا ظنين هستيد؟ بايد تصورکنيم، چنين گمان کرده اند که از گرفتن نام آذربايجان، که اسم يک ولايت ايران است، به مسماي آن نيز ما چشم داريم... دعوي مختاريت آذربايجان به هيچ وجه به جنوب ارس راجع نيست. باز بالفعل اين را اثبات مي‌کنيم...». (روزنامه ايران ـ شماره 439 ـ 26 ثور 1298 خورشيدي) رخدادهاي پس از اين نام گذاري به اثبات رساند، همان گونه که ايرانيان از آغاز اطلاق نام آذربايجان به بخش‌هاي شمال رود ارس، بيم توسعه طلبي ارضي سران باکو را داشتند، ايران ستيزان آن سوي ارس، «بالفعل» اثبات کردند که جز به مسماي آن، که به تدريج آذربايجان جنوبي ناميده شد، به چيز ديگري نظر نداشته و ندارند.

    وقوع قايله پيشروي که در پايان جنگ جهاني دوم به وقوع پيوست، دقيقاً بنا بر ادعاهايي شکل گرفت که سران باکو بر پايه نام جعلي جمهوري آذربايجان در مخيله خود پرورانده بودند. هم اکنون نيز جمهوري آذربايجان در راستاي اهداف توسعه طلبانه خود، با سوءاستفاده از جعل تاريخي نام خود، ملت آذربايجان را ملتي تجزه شده توسط ايران معرفي مي‌کند که بايد به يکديگر ملحق شوند و در اين راستا، حتي قرارداد گلستان را قراردادي معرفي مي‌کند که آذربايجان بزرگ را به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم کرد!! اين ادعاي پوچ، در حالي صورت مي‌گيرد که آذربايجان تاريخي و واقعي، همان است که در آغوش ايران عزيز نهفته و شامل خاستگاه سرداران رشيد ايراني چونان باکري‌هاست، تبريز، اروميه، اردبيل، مراغه، ماکو، در طول تاريخ کهن ايران، به عنوان شهرهاي آذربايجان شناخته شده‌اند، در حالي که باکو، گنجه، شکي و... در تاريخ بخش‌هاي اران و شروان بوده‌اند، نه آذربايجان.

    توطئه‌هاي تجزيه‌طلبانه عليه تماميت ارضي ايران در آذربايجان، هم اکنون بر چند محور اساسي استوار است که در زير به آن‌ها اشاره مي‌شود.

    1. حمله به زبان فارسي تحت لواي شعار بي‌معناي «پايان فارسيسم»: يکي از برنامه‌هاي واگرايان قومي، تحقير و هجمه همه جانبه و شديد به يکي از مهم ترين ارکان هويت ملي ايراني؛ يعني زبان فارسي تحت لواي شعار بي معناي «پايان فارسيسم» است. فارسي نه يک قوم ويژه، بلکه زباني تاريخي و ملي است که پيوند دهنده اقوام گوناگون تشکيل دهنده ملت ايران اعم از کرد، آذري، لر، بلوچ، گيلکي، خراساني، يزدي، سمناني، بختياري، عرب، بوشهري، دزفولي، مازندراني و... است.

    اهميت ملي اين زبان در سخنان شاعر بزرگ ملي، فردوسي توسي نيز نهفته که گفته است: بسي رنج بردم در اين سال سي ........ عجم زنده کردم بدين پارسي؛ بنابراين، هرگونه تحقير و تضعيف اين زبان تحت لواي واژه پان فارسيسم، تحقير هويت ملي ايران و تضعيف يکپارچگي ملي ايرانيان را به دنبال خواهد داشت و از اين روي، تلاش براي هرگونه اعتمادسازي براي اقوام ايراني، نبايد مترادف با تضعيف و از بين بردن اهميت زبان ملي تلقي شود.

    2. مصادره قومي‌چهره‌هاي تاريخي ايران زمين: مصادره قومي ‌شخصيت‌هاي تاريخي آذربايجان در جهت تحريک احساسات تفرقه انگيز قومي، ‌از برنامه‌هاي ديگر واگرايان قومي ‌است که هدفي جز نابودي ايران و يکپارچگي سرزمين ما را در سر نمي‌پرورانند. گروه‌هاي نژادپرست پان ترکيست، با اصرار، سعي در ترک معرفي کردن چهره تاريخي بابک را دارند و او را قهرمان انحصاري استقلال ترک‌هاي دنيا و نه همه ايرانيان، قلمداد مي‌کنند. اين در حالي است که با مطالعات علمي‌ ـ تاريخي، درمي‌يابيم کتاب‌هاي تاريخ ابن خلدون، تاريخ گزيده حمدا... مستوفي، مختصر الدول ابن عربي و... که هم‌عصر بابک و يا مدت کوتاهي پس از او به رشته تحرير درآمده‌اند، نه تنها کوچک‌ترين اشاره اي به ترک بودن او نکرده‌اند، بلکه پدر او را يک ايراني از اهالي تيسفون، پايتخت قديمي‌ حکومت ساساني معرفي کرده‌اند.

    3. مقايسه تفرقه‌افکنانه توسعه آذربايجان با ديگر نقاط ايران: برخي افراد با اظهار‌نظر‌هاي قومي ‌خود، که جز تحريک احساسات مردم، هدفي ندارند، همواره با طرح مسايل تفرقه‌افکنانه، در پي ايجاد تفرقه و جدايي در ميان اقوام ايراني هستند. اينان عدم توسعه آذربايجان در برابر تعدادي از شهرهاي ايران را مطرح مي‌کنند، بدون توجه به اين که اگر هم روند توسعه کشور به دليل تحريم اقتصادي و جنگ و... کند بوده است، اين امر جنبه اي عمومي‌ داشته و شامل منطقه خاصي نمي‌شده است.

    در اين جا، اين پرسش مطرح است که آيا آذربايجان به عنوان قطب اقتصادي و صنعت ايران وضعيتي به مراتب بهتر و شکوفاتر از مازندران، گيلان، کهکلويه و بوير احمد، چهارمحال و بختياري، بوشهر، سمنان، لرستان و... ندارند؟

    کوتاه سخن اين که
    تاريخ ايران به اثبات رسانده است که ايران با وجود گونه‌گوني فرهنگي و قومي، ‌نه تنها هيچ‌گاه شاهد تفرق و شکاف قومي‌ نبوده، بلکه پيوندهاي عميق خانوادگي، اجتماعي ميان اقوام گوناگون اين سرزمين و اشتراکات تاريخي ملي يک پيکر مستحکم و استوار را به نام ملت ايران به وجود آورده که آن را از ديگر کشورهاي نوظهور چند قومي ‌نظير، کانادا و آمريکا متمايز مي‌سازد. شيوه‌هاي حکومتي ايالتي و فدرال نيز که سيستمي‌واگرا و نيمه مستقل است، نيز گزينه اي قابل اعتنا در ايران نخواهد بود، چرا که به طور مستقيم، پيوستگي خانوادگي اجتماعي ملت ايران را به چالش خواهد کشيد و در دراز مدت، استقلال و تماميت ارضي اين كشور را به مخاطره خواهد افکند.

    ايرانيان به خود مي‌بالند که آذربايجان واقعي، عرصه ظهور بزرگ مردي چون شاه اسماعيل صفوي بوده که خاندان او با تشکيل دولت مرکزي قومي ‌و قدرتمند، ضمن از بين بردن نظام ملوک‌الطوايفي، يکپارچگي ملي را پس از نهصد سال از فروپاشي حکومت ساساني براي ايرانيان به ارمغان آوردند و با شعار تشيع سرخ علوي و ايرانيت، توانستند، مرزهاي ايران را به دوران تاريخي خود بازگردانند. همه ‌ايرانيان از هر قومي‌، افتخار مي‌کنند که آذربايجان واقعي به مرکزيت تبريز، عرصه فداکاري و جانفشاني شيرزنان و شيرمرداني بوده که در تاريخ کهن ايران، از جمله در برابر تجاوزگري ترکان عثماني در تبريز و در نبرد مظلومانه چالدران، خون پاک خود را فداي ميهن عزيزمان ايران کرده‌اند.

    نهضت مشروطيت، صحنه تدبير و شايستگي بزرگاني چون ستارخان و باقرخان و خياباني بوده که با نام ملت ايران در برابر استبداد زمان، مردانه مبارزه كرده اند. تبريز صحنه جانفشاني مردمي بوده که در برابر خيال‌هاي واهي جدايي‌طلبانه پيشروي، پيروز شدند و گول ظاهر مردم‌فريب او را نخورده اند. در دوره معاصر هم حماسه سازي سرداران بزرگ آذربايجان هم چون شهيد باکري در هشت سال مقاومت ملت ايران در برابر دشمنان قسم خورده ايران و ايراني، هيچ‌گاه فراموش شدني نيست؛ بنابراين، بر خلاف علايق و نيات پليد معدودي ضدايراني خودباخته و بيگانه‌پرست، آذربايجان قلب تپنده ايران زمين بوده، هست و خواهد بود و پيکر بدون قلب بي‌معنا خواهد بود.

    *دانشجوي دکتراي توسعه استراتژيک در هند

    + نوشته شده توسط داورپناه در یکشنبه هجدهم تیر 1385 و ساعت 19:47 |
    در قلب
     
    در فلک سیاره هایی است
     
    در سیاره ها زمین
     
    در زمین قاره هایی
     
    در قاره ها آسیا
     
    در آسیا سرزمینی است
     
    در این سرزمین فلسطین
     
    در فلسطین شهرهایی است
     
    در شهر ها خیابانهایی
     
    در خیابانها تظاهرات
     
    در تظاهرات جوانی
     
    درسینه جوان قلبی
     
    و در قلبش گلوله ای
     
     
    مرید البرغوثی
    ترجمه: موسی بیدج
    + نوشته شده توسط داورپناه در شنبه هفدهم تیر 1385 و ساعت 21:3 |
    ایرانیان غیرتمند کجایید ؟ای خوش نشیان آمرکا نشین کجایید؟دم گوش شما این کتابها چاپ می شود و شما سکوت کرده اید و مفتخرید که جز معدود ملیتهایی هستید که در آمریکا خدمت می کنید و آنها این گونه برای سرزمین مادری شما نقشه می کشند!!!
     
     
     
     
     
    در اين نقشه استعماري، بخش‌‌هاي مهمي از خاك ايران به كشورهاي آذربايجان، كردستان! و عراق شيعي پيوند خورده و تنها بخشي از كويرهاي افغانستان به شرق ايران متصل شده است.

    ۱۷ تير ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۶:۱۳ تعداد بازديد: 3345 كد خبر: ۴۲۳۱۷

    هرچند دخالت‌هاي چند سال اخير آمريكا براي اجراي طرح موسوم به «خاورميانه بزرگ» در كشورهاي اين منطقه حساس، چندان قرين موفقيت نبود، اما به گفته برخي تحليلگران، هنوز اين طرح در دستور كار ايالات متحده است.
    گفته مي‌شود، بخش مهمي از اين طرح، ناظر به تغيير نقشه كشورهاي منطقه است.

    به گزارش خبرنگار «بازتاب»، تاكنون برخي رسانه‌ها، نقشه‌هاي مختلفي را به عنوان ايده آمريكايي‌ها در تغيير جغرافياي منطقه عرضه كرده‌اند.

    سايت خبري «كردستان پست» با مد نظر قرار دادن موضوع كردستان و تركيه تجزيه شده، يكي از اين نقشه‌ها را پيش و پس از اصلاحات، مد نظر آمريكايي‌ها نشان داد.

    پيش از تغيير

    نقشه جديد

    در اين نقشه استعماري، بخش‌‌هاي مهمي از خاك ايران به كشورهاي آذربايجان، كردستان! و عراق شيعي پيوند خورده و تنها بخشي از كويرهاي افغانستان به شرق ايران متصل شده است.

    گفته مي‌شود، در نقشه مذكور از كتاب «Newer Quit the Fight» نوشته «رالف پيترز» كه در چهارم جولاي در آمريكا منتشر شده، اقتباس شده استگفته مي‌شود، در نقشه مذكور از كتاب «Newer Quit the Fight» نوشته «رالف پيترز» كه در چهارم جولاي در آمريكا منتشر شده، اقتباس شده است

    + نوشته شده توسط داورپناه در شنبه هفدهم تیر 1385 و ساعت 17:44 |
    امروز باز دشمنان اسلام و ایران زایران ایرانی را هدف قرار دادند و شیعیان ایرانی و عراقی را درکنار مزار میثم تمار حق گوی به خاک و خون کشیدند. این که کی  بوده است حکایتی است و این که چرا در این شیر تو شیر عراق باید ایرانیان بروند آنجا حکایتی!بگذریم.
    این جنایت را به خانواده های بازماندگان تسلیت می گویم و امیدوارم خون این بی گناهان هدر نرود و دامنگیر جانیانی شود که امروزه بیش از هر روز دیگر شیعیان علی را آماج حملات کور خود قرار داده اند.
     
    =============================================================
     
    اما یک پرسش:در این پرسش یک ایراد منطقی باید وجود داشته باشد ولی من منطق نخوانده ام و همین طور فلسفه.اگر کسی هست جواب این را برایم بنویسد یا ایرادش بگوید.
     
    آیا خدا می تواند سنگی خلق کند که خودش نتواند آن را بلند کند؟
    اگر می تواند دیگر خدا نیست چون باز هم نمی تواند یک کاری را انجام بدهد و در خداییش ایراد است.
    اگر نمی تواند خدا نیست  چون از ابتدا نمی تواند.
     شما چه فکر می کنید؟
     
    ============================================================
     
    یا صدا و سیما فیلم و سریالهای مزخرف می سازد که جوانانش الکی احساساتی عاشق پیشه(از نوع آبکیش) سوسول بی فکر و یا پولدار پولدار یا مفلس هستند یا که جوانان ما دارند به وپژه این نسل نویها این طوری هستند.قضاوتش با شما.
     
    + نوشته شده توسط داورپناه در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385 و ساعت 17:24 |
    کلی در مورد این قضیه الواح باستانی نوشته بودم که به دلیل اشکال در سرور بلاگفا پاک شد.باید احتیاط می کردم و آنها را اول جایی ذخیره می کردم که نکردم ولی لعنت به این سایت های ایرانی که یکی محض رضای خدا درست کار نمی کند.
    + نوشته شده توسط داورپناه در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385 و ساعت 20:1 |
    در اینجا لینک داده ام به برنامه آمریکا تزویر جنایت  .امیدوارم آن را ببینید و کمی فکر کنید که با چه کردند و می خواهند بکنند.اینک در پوششی دیگر و با نامی دیگر.تا دیروز صدام بود و حال که این عروسک دیگر بی مصرف شده است و امیدی ندارند تا عروسکی دیگر بیابند خود مستقیما وارد عمل شده اند و می کوشند اجماعی جهانی! علیه ایران و ایرانیان بسازند.اینک گته آن است که ایرانیان پایدارتر هدفمند تر از گذشته در برابر این هجوم  نابرابر بایستند و در هر کجای این کره خاکی که هستند بکوشند تا اسباب بزرگی و قدرتمندی ایران را فراهم کنند.
    + نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه سیزدهم تیر 1385 و ساعت 18:34 |


    با گذشت سال‌ها از فاجعه انساني حمله ناو آمريكايي وينسنس به هواپيماي مسافربري ايران، كه به شهادت 290 نفر انجاميد، خبرنگاران و محققان آمريكايي نيز با بررسي اسناد و تصاوير به جاي مانده از حادثه، دروغ بودن ادعاي مقامات آمريكايي درباره اشتباهي بودن حمله به هواپيماي ايراني را اثبات كرده‌اند.

    ۱۲ تير ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۸:۵۷ تعداد بازديد: 22651 كد خبر: ۴۱۹۷۶

    با گذشت سال‌ها از فاجعه انساني حمله ناو آمريكايي وينسنس به هواپيماي مسافربري ايران، كه به شهادت 290 نفر انجاميد، خبرنگاران و محققان آمريكايي نيز با بررسي اسناد و تصاوير به جاي مانده از حادثه، دروغ بودن ادعاي مقامات آمريكايي درباره اشتباهي بودن حمله به هواپيماي ايراني را اثبات كرده‌اند.

    «بازتاب» بدون توضيح بيشتر، اين تصاوير و شرح آنها را منتشر مي‌كند:



    تصوير صفحه رادار ناو وينسنس در زمان نمايش داده شده در تاريخ 3 جولاي 1988 ساعت 6:48 دقيقه به وقت محلي پس از اين‌كه براي نخستين هواپيماي پرواز IR655 در ساعت 6:47:37 روي باند فرودگاه بندرعباس به نمايش درآمد، در 900 فوتي فشار استاندارد (پخش شده توسط فرستنده هواپيما) در حدود ارتفاع 1450 پايي ارتفاع راداري ناو وينسنس قرار داشت.
    هواپيماي ايرباس پرواز IR655 كه در حدود دو مايلي پاياني باند فرودگاه بندرعباس نمايش داده شده است، به صورت يك دشمن و هدف حمله از سوي خدمه ناو وينسنس نمايش داده مي‌شود (در يك مثلث) و در اين زمان يك سيستم كنترل آتش را روي مثلث هدفگيري مي‌كند.


    تصوير صفحه راداري ناو وينسنس آمريكايي در 6:57 به وقت محلي، سوم جولاي 1988 پس از اين‌كه رادار وينسنس يك هواپيماي «C-130» را رديابي نمود كه از هواپيماي باري در باند فرودگاه بندرعباس نشست نه در 6:54 دقيقه كه يك افسر ارشد آمريكايي ادعا كرده بود يك تناقض كليدي در ادعاهاي آمريكايي‌هاست. اين عكس هواپيماي«C-130» را در وضعيتي نشان مي‌دهد كه يك دايره بزرگ روي اين تصوير كشيده‌اند، همچنين يك هواپيماي «F-14» در جنوب شرقي تصوير، كه متعلق به نيروي دريايي آمريكاست، نشان داده شده است.
    پس از اين‌كه دستور آتش صادر شد؛ ساعت 6:51 دقيقه.


    تصوير ديگر راداراي در ساعت 6:54:42 به وقت محلي ،يكي از دو موشك اثر كرده در ساعت 6:54:43.
    ناو uss مونتگومري در 5/5 مايلي عمق آب‌هاي ساحلي ايران از جزيره هنگام قرار دارد و ناو وينسنس در 1/3 مايلي داخل آب‌هاي ايران قرار دارد.
    نشان بزرگ و دايره بزرگ چندين كشتي كوچك را حذف كرده كه آنها براي در امان ماندن، به سوي خشكي‌هاي ايران در حركت هستند.


    مركز اطلاعات جنگي ناو وينسنس و ادعاي آمريكايي‌ها در بهره‌گيري از تجهيزات پيشرفته راداري و همچنين امكانات ناوبري و رديابي فوق مدرن.

    + نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه سیزدهم تیر 1385 و ساعت 11:44 |
    مدال شجاعت بوش، پاداش قتل عام ۲۹۰ غیرنظامی
    جرج بوش پدر رئیس جمهور وقت آمریكا ۱۵ سال پیش به فرمانده رزم ‌ناو وینسنس به دلیل سرنگون كردن هواپیمای ایرباس ۳۰۰ هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران و كشته شدن ۲۹۰ سرنشین و خدمه هواپیما، مدال شجاعت داد.
    نشانگر
    ۱۵ سال پیش، شورای امنیت پس از استماع سخنان دكتر ولایتی و جرج بوش در جلسه شماره ۲۸۲۱ خود در تاریخ ۲۰ جولای ۱۹۸۸ (۱۳۶۷/۴/۲۹) طرح قطعنامه پیشنهادی را به عنوان قطعنامه شماره ۶۱۶ تصویب نمود. در این قطعنامه شورای امنیت، ابراز تاسف عمیق خود را از سقوط یك هواپیمای غیر نظامی ایران ایر در پرواز برنامه ریزی شده بین المللی ۶۵۵ ، برفراز تنگه هرمز به وسیله موشك شلیك شده از ناو جنگی وینسنس آمریكا اعلام نمود.
    بر اساس این قطعنامه، علاوه بر تاسف عمیق، همدردی صمیمانه و تسلیت، شورای امنیت سازمان ملل از تصمیم سازمان بین المللی هواپیمایی كشوری در پاسخ به درخواست جمهوری اسلامی ایران مبنی بر ایجاد گروه تحقیق جهت بررسی تمام حقایق موجود و جنبه های فنی زنجیره حوادث مربوط به این پرواز و انهدام هواپیما و همچنین از اعلام ایالات متحده آمریكا و جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تصمیمشان برای همكاری با بررسی سازمان هواپیمای كشوری استقبال كرد.
    بر اساس این قطعنامه شورای امنیت از تمامی اعضای كنوانسیون ۱۹۴۴ شیكاگو در مورد هواپیمای كشوری بین المللی در خواست شد كه در همه شرایط، مقررات و رویه های سلامت هوانوردی كشوری را رعایت نمایند. كارشناسان در بررسی این قطعنامه بیش از هر نكته ای بر بی تفاوتی سازمان ملل و شورای امنیت صحه گذاردند چون تنها با پیشنهاد ایران است كه شورای امنیت هیاتی را مامور رسیدگی به موضوع نمود. البته بسیاری بر این عقیده‌اند كه با توجه به ساختار شورای امنیت و جو فشار و تهدید كه در هنگام تصویب قطعنامه ۶۱۶ علیه جمهوری اسلامی ایران وجود داشت و نیز وضعیت جبهه های جنگ در آن زمان می توان صدور این قطعنامه را نوعی موفقیت برای جمهوری اسلامی ایران به حساب آورد.
    در بررسی سانحه نیز مشخص گردید كه هواپیمای مسافربری برفراز آب های ایران مورد هدف واقع و در حوالی جزیره هنگام سقوط كرده است. قبل از این واقعه نیز نیروهای آمریكایی به هواپیماهای گشت ایرانی از لحظه برخاستن از باند بندر عباس تا لحظه فرود اخطار می داد این بدان معنا بود كه نیروهای آمریكایی حتی برفراز خاك جمهوری اسلامی ایران نیز هواپیمایی ایران را مورد تهدید قرار دادند.
    در تحقیقات تكمیلی مشخص گردید كه نیروهای نظامی آمریكا مستقر در آبهای خلیج فارس و دریای عمان در زمان حادثه و قبل از آن عملا" تمامیت ارضی ایران را با استفاده از انواع ترفند ها مورد تجاوز قرار داده و به انحاء مختلف كشتی ها و هواپیماهای ایران را مورد تهدید قرار می دادند.
    اما با توجه به مستندات فوق عملا" شورای امنیت در قضیه مطروحه با جو حاكم بر شورا به راحتی از كنار قضیه گذشته و دولت ایران را به اجرای قطعنامه ۵۹۸ سوق داده است و نهایتا حمایت كامل نسبت به ایمنی هواپیماهای بین المللی و به ویژه ممنوعیت مطلق توسل به زور كه در ضمیمه دوم كنوانیسیون شیكاگو مورد تاكید قرار گرفته و به صورت قاعده مسلم حقوق بین المللی در آمده است از طرف شورای امنیت كاملا نادیده گرفته می شود. پس از آن نیز سازمان هواپیمایی كشوری بین المللی (ایكائو) تنها به ابزار تاسف و تسلیت به بازماندگان بسنده می كند.
    به دلیل حاكمیت چنین اوضاعی بر سازمان ملل متحد، آمریكا پس از سرنگونی هواپیما اعلام نمود كه در نظر ندارد هیچ تجدید نظری در دستورات جنگی موجود به عمل آورد و با ورود نیروهای شورای امنیت در خلیج فارس به كرات مخالفت نمود.
    ۱۵ سال پیش در روز یكشنبه ۱۲ تیرماه ۱۳۶۷ هواپیمای ایرباس ۳۰۰ هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران با ۲۹۰ سرنشین شامل ۱۵۶ مرد ، ۵۳ زن و ۵۷ كودك ۲ تا ۱۲ ساله و ۸ كودك زیر دو سال كه ۴۲ نفر آن با ملیت‌های یوگسلاو، پاكستانی، هندی، عرب و ۱۶ خدمه پروازی راس ساعت ۱۰:۱۷ صبح به مقصد دوبی به پرواز درآمد. ناو جنگی آمریكایی «وینسنس » كه در تاریخ هفتم خرداد از بندر «سان دیه گو» وارد خلیج فارس شده بود به قصد یك ماجراجویی هوایی به آبهای مرزی ایران نزدیك شد. «ایچنرمارك» قلب این رزم ناو به شمار می رفت و وظیفه اصلی آن كشف هدف های پرنده ، اعم از موشك، هواپیما و پردازش اطلاعات، تعقیب صدها هدف به طول همزمان و كنترل آتش آنها بود، همچنین این رزم ناو به موشك های زمین به هوا با برد ۴۰۸ كیلومتر نیز مجهز بود. چند لحظه پیش از ورود هواپیمای ایرباس ۳۰۰ به منطقه كنترل هوایی امارات در محلی به نام مولبیت خلبان به مركز كنترل هوایی كشور اطلاع داد كه قصد دارد به ۱۴ هزار پایی صعود كند. در این لحظه ناو وینسنس كه خود را به بهترین و نزدیكترین موقعیت رسانده بود به دستور ناخدا «ویل راجرز» فرمانده ناو، موشك استاندارد ۲ به سوی پرواز ۶۵۵ شلیك كرد. ناگهان هواپیما از صحنه رادارهای زمینی محو شده و در طوفانی از دود و آتش به پهنه آبهای نیلگون خلیج فارس فرو رفت.
    با عدم اطلاع از سرنوشت هواپیما برج مراقبت فرودگاه بندر عباس، در تماس با دوبی، پیگیر سرنوشت پرواز فوق شد ولی آنها اظهار بی اطلاعی كردند. بلافاصله ستاد تامین استان هرمزگان وضعیت اضطراری اعلام و فعالیت خود را آغازنمود. با شناسایی دقیق محل سقوط، چرخبال ها و شناورها به موقعیت ۲۶ و ۴۲ عرض شمالی و ۵۶ درجه و ۳ دقیقه طول شرقی منتقل شدند. بلافاصله پس از این جنایت هولناك ، مقامات آمریكایی اعلام كردند كه یك فروند هواپیمای اف ۱۴ جمهوری اسلامی ایران را مورد هدف قرار داده‌اند. پس از روشن شدن نوع هواپیما، آمریكایی ها سعی كردند تا به نحوی وانمود كنند كه در این مورد مرتكب اشتباه شده اند، اما شواهد بعدی این نظر آنان را كاملا مردود جلوه داد.
    مقامات نظامی آمریكا اعلام كردند كه هواپیمای ایرباس در خارج از دالان هوایی پرواز می كرده و رزم ناو آمریكایی نیز هفت بار اخطار رادیویی برای هواپیمای ایران مخابره كرده ولی جوابی دریافت نكرده است. اما شواهد نشان از واقعیتهای دیگری داشت.
    + نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه سیزدهم تیر 1385 و ساعت 5:52 |

    هواپيماي جاسوسي ايراني بر فراز ناوهاي هواپيمابر آمريكا

    به دنبال نمایش یک فیلم از پیشرفتهای نظامی جمهوری اسلامی ایران برای یکی از سیاستمداران کشورهای عربی در تهران، وی بشدت تحت تاثیر قرار گرفت و از این میزان پیشرفت علمی و نظامی در ایران، اظهار شگفتی کرد.

    به گزارش خبرنگار فردا، مدتی قبل یک دولتمرد سیاسی - نظامی عرب در تهران یک فیلم 25 دقیقه ای را مشاهده کرد که به وسیله یک هواپیمای جاسوسی و شناسایی بدون خلبان ایرانی از یک ناو جنگی ارتشهای غربی در خلیج فارس، تهیه شده بود بدون آنکه رادارهای ناو و دیگر رادارهای مستقر در منطقه، بتوانند آن هواپیما را ردیابی کنند و سرانجام هواپیمای شناسایی، بدون بروز هیچ مشکلی به محل پرواز خود باز گشت.

    بر اساس این گزارش، ظاهرا این هواپیمای شناسایی رادار گریز، همان نمونه ای است که مدتی قبل، در سخنان فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به آن اشاره شده بود. هواپیماهای مذبور قادرند فیلمهای دریافتی را همزمان برای سایتهای مورد نظر ارسال کنند و با فرض شناسایی و سرنگونی، اطلاعات شناسایی و فیلمبرداری شده آنها از بین نمی روند.

    گفته مي شود پيشرفتهاي نظامي ايران در تثبيت دستاوردهاي سياسي ايران از جمله در حوزه انرژي هسته اي نقش بسزايي دارد و برخي از عقب نشيني هاي دولتهاي غربي در قضيه مذاكرات هسته اي، ناشي از نگراني آنان از دستاوردهاي نظامي جمهوري اسلامي ايران است.

    به گفته يك مقام آگاه، اخيرا نيز جمهوري اسلامي دو نوع موشك دوربرد را با موفقيت آزمايش كرده كه از سيستم پيشرفته و هوشمندي برخوردارند. وي توسل به راههاي عقلاني براي دفع تهديدات و ورود به عرصه ديپلماسي فعال را بدون فراهم آوردن تمهيدات و پشتوانه هاي لازم اقتصادي و نظامي، گامهايي ابتر و ناقص توصيف كرده است.

    + نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه دوازدهم تیر 1385 و ساعت 9:22 |

    جزایر ناشناخته عربی و خداحافظ خلیج فارس!



    مهدی علیخانی

     

     

    پس از آنکه با آغاز قرن 21، دولت امارات عربی متحده اعلام کرد که «تا ده سال آینده، 325 جزیره مصنوعی در آب‌های خلیج فارس خواهد ساخت»، هیچ رسانه ای به انعکاس و تحلیل این اقدام و عواقب آن مبادرت نکرد.

    این جزایر قرار است در حاشیه سواحل دوبی که یکی از هفت امارت این کشور کوچک حاشیه جنوبی خلیج فارس است احداث شوند، اما طرفداران محیط زیست معتقدند که این توسعه جدید (جزایر مصنوعی) عوارض سنگینی را بر اکوسیستم منطقه خاص حوزه خلیج فارس وارد می‏کند.

    مجری این فاجعه زیست محیطی، تشکیلات دولتی توسعه نخیل (Nakheel) در دوبی می‏باشد که مجری ساخت سه جزیره به شکل نخل (Palm Lands) که طول هر کدام بیش از 6 کیلومتر است و یک جزیره بیضوی به شکل نقشه 5 قاره کره زمین (The World) در منطقه ای به طول 9 کیلومتر و عرض 6 کیلومتر است و بودجه ای 20 بیلیون دلاری را برای آن در نظر گرفته است.

    این پروژه با شعار «مکانی بی نقص برای دور شدن از دنیا» قطعاً سود کلانی را نیز از این تخریب آشکار محیط زیست برای بانیان آن در بر خواهد داشت.

    جالب آنکه سلطان بن سلیم (Sultan bin Sulayem)، مدیر  پروژه جزایر مصنوعی می‏گوید که این پروژه خود، موجب پیدایش یک اکوسیستم خواهد شد!
     وی معتقد است «ته دریای دوبی مانند یک بیابان است. من معمولا در آنجا غواصی می‏کردم و در واقع مقدار قابل توجهی از مرجان در آنجا ندیدم. فقط چند صخره محدود، باقی آن تماما صاف و شنی بود و هیچ نشانی از زندگی یا محل مناسبی برای ماهی‌ها‌ در آن دیده نمی‏شد.»

    بن سلیم، همچنین معتقد است که ساخت این جزایر که از نظر بسیاری از اهالی دوبی بیش از حد نمایشی هستند، بسیار لازم است زیرا تنها ذره ای از ساحل خلیج فارس به امارات تعلق دارد و «هنگامی که این پروژه تمام شود، ما به جای 60 کیلومتر، 1200 کیلومتر ساحل خواهیم داشت!»

    اما آنچه نگارنده در این نوشتار در پی تبیین آن است، بررسی اجمالی آثار فاجعه بار زیست محیطی احداث این جزایر مصنوعی بر اکوسیستم حوزه خلیج فارس و نقض آشکار معاهدات بین المللی در این زمینه است و نتیجه گیری در این رابطه را بر عهده مخاطبان می‏گذارد.
     
    آنچه مبرهن است خلیج فارس که همواره از آن به عنوان «گهواره تمدن» و «قلب تپنده خاورمیانه» یاد شده، به عنوان دریایی نیمه بسته دارای اکوسیستم منحصربفردی در میان حوزه‌ها‌ی آبی جهان است.
    عمق این اقدام فاجعه بار امارات متحده عربی همزمان با پایان احداث اولین جزیره نخل نمایان شد. زمانی که به اذعان رسمی مجریان، برای این پروژه 1.65 بیلیون متر مکعب ماسه و 87 میلیون تن صخره جا به جا شد و برای تکمیل آن 1 بیلیون تن صخره به محل آورده شد.

    اما عواقب اولیه این دستکاری آشکار در طبیعت به گزارش کارشناسان سازمانهای ناظر بین المللی چه بود؟
    1- تنها ساحل مرجانی شناخته شده در دوبی، در طی این عملیات از بین رفتند.
    2- آشیانه‌ها‌ی ساحلی لاکپشتهای دریایی (گونه خاص منطقه خلیج فارس) ویران شدند.
    3- جریان‌های طبیعی آب تغییر مسیر داده اند.
    4- گل و لای حاصل از کار، آبهای شفاف و شیشه ای را به شکل لجن زار در محدوده این جزایر مصنوعی درآورده است که در حال پیش روی است.


    فردریک لاونی (Frederic Launay) سرپرست دفتر پشتیبانی از حیات وحش جهان در دوبی در گزارشی در سال 2005 اعلام کرد:
    «این کار، به خصوص در محل ایجاد اولین جزیره، برای محیط زیست طبیعی دوبی بسیار زیان آور بود. اتفاقی که افتاده شرم آور است زیرا آنجا یک مکان طبیعی بسیار عالی بود و تا مدتی امکان حفاظت و بازگشت به حالت اولیه وجود داشت و هنوز چیزی از سرمایه طبیعی باقی مانده بود تا با آن بتوان به جایی رسید. اما آن فرصت از دست رفت و اکنون ما تنها می‏توانیم از ترمیم و تسکین صحبت کنیم.»

    جالب آنکه دکتر عماد حفار (Imad Haffar) رییس تحقیقات و توسعه پروژه نخیل، در پاسخ به اظهارات لاونی گفت:
    «من در این تکنولوژی هیچ ایرادی نمیبینم. ما زمانی که این کار را در ابعاد بسیار بسیار وسیعتر انجام دادیم، باید منتظر نتیجه شویم. منظور من از ابعاد بزرگ، ابعادی غول آسا است!»

    در حالیکه که کشورهای ساحلی خلیج فارس، هنوز واکنش مؤثری در این رابطه نداشته اند، پروژه دوم نیز آغاز شده و علاوه بر تمام اینها، بقایای دو هواپیمای جنگی، چند جمبو جت و هفت کرجی به اعماق دریا برده شده اند تا برای غواصان یک پارک زیر دریایی موضوع دار به وجود بیاورند!
    این اقدام نیز که نقض آشکار قوانین بین المللی در بستر دریاها که از آن با عنوان «میراث مشترک بین الملل» یاد می‏شود، باعث ویرانی بستر دریایی در اطراف این جزایر مصنوعی شد و مسئولان نخیل تنها پاسخ که داشتند اسن بود که:  «گل و لای ناشی از این عملیات بالاخره نشست خواهد کرد و آب صاف خواهد شد!»

    لاونی، در گزارش‌های بعدی خود اظهار داشت: متأسفانه مقامات امارات در امر بررسی عواقب این پروژه مخرب موفق نبوده‌اند.

    در این راستا، مسئولین پروژه نخیل در جواب اعتراض دفاتر حفظ محیط زیست گفته‌اند که آنها زیانی به اکوسیستم وارد نکرده اند و بیشتر مرجانهای ساحلی در این منطقه، قبلاً مرده بودند!

    اما، فاجعه اصلی در این راستا مراحل آغازین را طی می‏کند که در صورت تکمیل آن در یک جمله باید گفت: «خداحافظ خلیج فارس!»
    مقامات امارات عربی متحده، اقدامات اولیه برای پروژه نقشه دنیا، را که مساحتی حدود 63 کیلومتر مربع از اکوسیستم خلیج فارس را کاملاً نابود می‏کند،  آغاز کرده اند.
    این جزایر ناشناخته در حالی سر از آب در می‏آورند که نه تنها مخالفتی از سوی کشورهای منطقه مشاهده نمی‏شود، بلکه در کمال تأسف در برخی از جراید و سایتهای اینترنتی داخل کشور نیز شاهد تبلیغ پیش فروش منازل واقع شده در این جزایر هستیم!
    اگرچه اخیراً زمزمه‌ها‌یی از برخی نمایندگان استانهای جنوبی کشور در مجلس شورای اسلامی، در رابطه با جلوگیری از این تخریب زیست محیطی و نقض آشکار قوانین بین المللی و ارسال نامه‌ها‌ی اعتراض آمیز به مجامع بین المللی شنیده شد، اما این اقدامات در برابر سرعت پیشرفت این پروژه‌ها‌ و تخریب حیات طبیعی خلیج فارس مؤثر نخواهند بود.

    در این راستا، در حالیکه به لحاظ اهمیت جلوگیری از آلودگی و حفظ محیط زیست خلیج فارس در ارتباط با اکتشافات، حفاریها و آلودگیهای نقتی سازمانهای منطقه ای مهمی همچون «راپمی» توسط امضاء کنندگان کنوانسیون 1978 کویت، (کشوهای حاشیه خلیج فارس و حتی امارات عربی متحده)، تشکیل شده و فعالیت می‏کنند، اما تاکنون اقدامات جدی و بازدانده ای در این رابطه از سوی هیچ یک از کشورها بطور گروهی و یکجانبه انجام نشده است.
    این سهل انگاری غیر قابل قبول به غیر از آنکه مساوی با نابودی حیات نمونه حوزه آبی خلیج فارس خواهد شد، قطعاً دیگر کشورهای کوچک حاشیه جنوبی خلیج فارس را نیز که با کمبود جدی حوزه سرزمینی و وسعت مواجه هستند به اقدامات مشابه رهنمون می‏کند، کما اینکه «کویت و بحرین» نیز اخیراً اعلام کرده اند طرحهای مشابهی را در دست بررسی دارند!
    و لذا تشکیل گروههای کاری متشکل از متخصصین حقوقی و زیست محیطی برای بررسی آثار مخرب احداث این جزایر مصنوعی و جلوگیری از تداوم انجام آن با حضور کشورهای حاشیه خلیج فارس امری ضروری و غیر قابل اجتناب است.

    + نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه دوازدهم تیر 1385 و ساعت 8:42 |
    هنوز مدت کوتاهی از افتخار بوش به سربازان شجاع آمریکایی این مبارزان راه آزادی نگذشته بود که گوشه دیگری از فضاحتهای این وحشیان آشکار شد.جنایاتی را مرتکب شدند که هر کدام به تنهایی دست کم باید مجازات مرگ داشته باشد.ابتدا با قصد قبلی و پس از نشان کردن زن جوان عراقی در فرصتی مناسب به وی تجاوز می کنند.برای پوشاندن این موضوع خانواده وی را که یک کودک خردسال هم جز آن بوده است می کشند و برای این که  این جنایت و قتل و عام بی گناهان را پرده پوشی کنند همگی را می سوزانند.
    پرسش اینجاست ؟چگونه بوش به این چنین جنایتکارانی افتخار می کند؟
    پاسخ:
    ۱- بوش زیاد حرف می زند و نمی فهمد هم چه می گوید.این درست است که او نمی فهمد ولی آیا مردم آمریکا نمی فهمند؟ این سربازان آمریکایی آیا از جایی غیر از درون خانه های آمریکایی به ارتش ملحق شده اند؟
    ۲- بوش می فهمد چه می گوید و این اعمال را منطبق بر ارزشهای آمریکایی می داند.پس مردم آمریکا به هر حال با او در این کار همراهی می کنند چون اگر مخالف باشند باید مثل بسیاری از کشورها اقدامی جدی و نه در حد حرف و حدیث علیه او و پشتوانه های حزبی اش انجام دهند.اگر هم موافق این اقدامات باشند نباید ذره ای مورد ترحم قرار گیرند و با تفکری بدتر از القاعده  مورد تهاجم واقع شوند.
    ۳- مردم در بی خبری به سر می برند و واقعیتها را دگرگونه دریافت می کنند.امیدوارم این گزینه درست باشد ولی اگر این درست است کشور های اسلامی و به ویژه دولت ایران که در حال حاضر کشور عزیز ما هدف مستقیم این تهاجم است چه اقدامی عملی مفید و کارگشا انجام داده اند و می دهند تا آگاهی لازم را به مردم آمریکا بدهند تا دولتش را مجبور کنند از دشمنی با ایران دست بردارد یا آگاه باشند در صورت تهاجم آمریکا به ایران (از هر نوعش که باشد) مردم آمریکا باید چه هزینه هایی بپردازند و انتظار نداشته باشند ملت بزرگ ایران در سختی بیافتند و آنها در ینگه دنیا خوش باشند .
    راهبرد ما باید این باشد که :
     
    اگر ایران و ایرانی در امنیت نباشد هیچ کس روی امنیت و خوشی را نخواهد دید.
    + نوشته شده توسط داورپناه در یکشنبه یازدهم تیر 1385 و ساعت 12:30 |
    امشب برای خرید رفتم بیرون و از قضا دوستان مصری تونسی و فلسطینی را دیدم.از شرایط غزه پرسیدم.گفت: بسیار بد. اسرایلی ها نیروگاه برق غزه را زده اند و کابلهای انتقال برق از اسراییل را که نیمی از برق غزه را تامین می کرد همین طور و در این مدت درگیریها برق نبوده است.حالا که شرکت فلسطینی کابلها را تعمیر کرده است برق  نیمی از جمعیت تامین نمی شود.برق سهمیه بندی شده است و مثلا در دوره های ۴ ساعتی بین بخشهای مختلف می چرخد. برق که نیست پمپاژ آب نیست و مشکلات بعدی به تبع آن.
    کفتم کاری دولتها نمی کنند؟اصلا مرز غزه و مصر باز است؟گفت:مرز غزه بعد از یورش جدید اسراییلیها بسته شده است که قبلا فلسطینی ها و نیروهای اروپایی مرزبانی می کردند.دولتها هم گاهی کاری نکنند بهتر است و با طنز تلخی گفت وقتی احمدی نژاد کاری نمی کند بقیه چه بکنند.و ادامه داد مثلا  مصر مثلا میانجیگری بین اسراییل و فلسطین را می کند ولی هر بار می کند در عوض فشار  آوردن بر اسراییلیها این فلسطینی ها هستند که تحت فشار قرار می گیرند تا از مواضع خود کوتاه بیایند.پس کاری نکنند بهتر است.

    حالا که اینجایم یاد این سی دی جنجالی دکتر عباسی افتادم که در بخشی از آن می گوید آن پیرزن یهودی گفت پس دولت اسراییل به چه دردی می خورد و این سخن آن قدر بر آنان سخت آمد که ....
     
    حالا من می پرسم و قبل از من میلیونها پرسیده اند:پس این دول اسلامی به چه دردی می خورند؟!
    + نوشته شده توسط داورپناه در شنبه دهم تیر 1385 و ساعت 21:45 |
    امام جمعه تهران گفته بود املای نا نوشته غلط ندارد.می خواستم با تایید این مطلب از دولت کنونی که عمدتا با رای قشر جوان روی کار آمده است بگویم بیشتر از این که بخواهید نقد گذشتگان بکنید بهتر است کارکرد بهتری از خود نشان دهید و بهتر برای این ملت کار کنید. به قولی اگر مردم گذشتگان را می پسندیدند شما الان سر کار نبودید بنابراین یاد آور می شوم کاری بکنید تا فردا کسانی دیگر سر کار نیایند اگر می خواهید بمانید و خدمت کنید.لازم است یاد آور شوم نباید غیر منصفانه با دولتهای گذشته برخورد کرد هر چند معتقدم آنها هم آن طور که شایسته ملت ایران بوده است کارکرد نداشته اند.
    ==> نتیجه اخلاقی: املایتان را بنویسید ما ملت آن را انتخابات بعدی تصحیح می کنیم.نمره تان را آن وقت بگیرید.
     
    =============================================================
     
    هیچ مثل ایران نیست.هر جا بری خسته می شی. همه جا تکرار هست.فقط کم و زیاد داره.یکی همش با خوشی خودشو می خواد بکشه یکی با غم و غصه و عزاداری.ولی ایران خداییش همه چیز هست.هر چند بعضی از اونا که نمی دونند فکر می کنند ایران همش زیاده ولی من میگم نه تنها که نیست  تنش زندگیشم در مقایسه با بقیه کمتر هم هست.ایران گهره و مردمش متاسفانه گاهگاهی گهر فروش.فکر می کنند اگه ول کنند برند شرق یا غرب می رسند به اون چیزا که می خواند ولی وقتی گهر دستته می خوای بری کجا به دستش بیاری.
    تکرار زندگی ایرانم خستتون نکنه که جاهای دیگه تکرارش بدتره.قبول ندارید امتحان کنید.از ما گفتن بود. 
     
    =============================================================
     
    میگن ما تو دینمون غم و غصه داریم.... اصلا قبول ندارم.کسانی برای بازار گرمی خودشون این اداها رو در میارند اگه نه کی گفته اسلام دین غم و غصه است یا غم زیاد داره تازه اونی هم که میگن غمه هم نیست عشق دوری از عاشق و معشوق حقیقیه.غم حق ناشناسی از یاران خدا در زمینه. غم عشقه که بعدش شادی درونی می گیری نه از این غمای زمینی که دلت می خواد بمیری و راحت شی.
    از باب فوتبال راسته هیجان کاذب که بیشتر این ادا اطوارا دروغیه و برای سر کار گذاشتن خلق الله و خالی کردن جیبشون.به متن فیلم گلادیاتور هم رجوع کنید بد نیست در مورد راه اندازی مجدد کشتار گلادیاتورها و چه جالب که در زمانی دیگر گلادیاتورهای نوین با هم در همان فضا می جنگندند.
    از ایران ما هم که چی بگیم حالا که فوتبالیست ها الگوی شجاعت می شوند باید شجاعان ملت سر بر خاک بگذارند.می دونی چرا اینا الگو می شند برای این که ابزار سر کار گذاشتن خلق الله ند پس لازمند برای ...
    و ختم کلام در این مورد که
     چو بیشه تهی ماند از نره شیر                شغالان در آیند آنجا دلیر
     
    =============================================
    آقای وزیر خارجه تهدید کردند اگر آمریکا لوحهای باستانی را به مزایده بگذارد ایران اقدام  متقابل می کند حالا من می پرسم آخر تمام تاریخ آمریکا این قدر ارزش دارد که معادل یک لوح آن باشد ؟؟؟؟؟
    چه اقدامی در عمل برای بازداشتن  این اقدام   بازگرداندن آنها به ایران  و تنبیه جدی و درس آموز متجاوزین به میراث باستانی ایران انجام خواهد گرفت؟
    بی صبرانه منتظریم!
    واقعا که!حالا یهودیان میراث خور ایران باستان شده اند این دربه دران بی وطن!!!
    + نوشته شده توسط داورپناه در شنبه دهم تیر 1385 و ساعت 9:58 |
    در این مورد دیگر نمی توان کنار آمد اسراییلی ها دیگر وقاحت را به حد اعلای خود رسانده اند گویا واقعا زمان آن فرا رسیده است تا این رژیم کاملا از روی زمین پاک شود.حالا یک مشت یهودی به خود جرات می دهند درخواست مزایده اموال ایرانیان را بکنند تا پول آن را به چنگ بیاورند.گویا فراموش کرده اند اگر ایرانی نبود حتی یک یهودی هم روی زمین نمی بود.این گونه پاسخ می دهند و سپاسگزاری می کنند که عجب نیست از قوم پیمان شکن و خود بین یهود. قاضی صادر کننده این حکم باید تادیب شود و پاسخی درد آور دریافت کند تا هرگز کسی جرات نکند حتی در این زمینه ها علیه ایران و ایرانی فکر کند.کوتاهی از کسانی است که باید این کارها را زودتر از اینها انجام می دادند ولی نکردند و نمی کنند و گمان هم نمی کنم بکنند چون به قول خودشان سری را که درد نمی کند دستمال نمی بندند.
     
     امروز: ‪جمعه، ۹ تیر ۱۳۸۵‬

    جزئيات آثار ‪ ۶‬هزار سال تمدن ايران و حكم ناعادلانه قاضي آمريكايي

    نيويورك ، ايرنا ‪۸۵/۰۴/۰۹‬ صدا

    خارجي. فرهنگي. ايران. باستاني. قاضي. مزايده
    "كارن ويلسون" مدير موزه اورينتال دانشگاه شيكاگو آمريكا مي‌گويد كه حدود يك هزار اثر باستاني تاريخ تمدن ايران كه در اين دانشگاه به امانت گذاشته شده است، اثبات مي‌كند ايرانيان بيش از ‪ ۶۰۰۰‬هزار سال قبل (‪ ۴‬هزار سال پيش‌از ميلاد مسيح)، نظام اداري داشته‌اند.

    اين آثار اكنون طبق حكم يك قاضي فدرال آمريكا قرار است به مزايده گذاشته شود تا پول آن در اختيار اسرائيلي‌ها قرار گيرد.

    "منوچهر متكي" وزير امور خارجه روز پنجشنبه در گفت و گويي اختصاصي با خبرنگار ايرنا در نيويورك هشدار داد كه اگر آمريكا در مسير اجراي احكام صادره برخي محاكم قضايي خود، متعرض اموال و دارايي‌هاي ايران شود، با اقدام مشابه تهران مواجه خواهد شد.

    متكي گفت: تاكنون ‪ ۳‬ميليارد دلار احكام جزايي در دادگاه‌هاي ايران صادر و دولت آمريكا در چارچوب اين احكام محكوم شده است.

    "ديويد استارچمن" وكيل اسرائيلي در آمريكا گفته است كه ما علاوه‌بر آثار باستاني ايرانيان در دانشگاه شيكاگو، از برخي از موزه‌هاي ديگر آمريكا نيز كه آثار باستاني ايران در آن نگهداري مي‌شود شكايت كرده‌ايم.

    استارچمن وكيل اسرائيلي گفته است: ما خواستار به مزايده گذاشتن آثار باستاني ايرانيان توسط قاضي خواهيم شد تا پول آن دراختيار اسرائيلي ها قرار گيرد.

    حكم ناعادلانه "بلانش منينگ" قاضي دادگاه منطقه‌اي فدرال، چنان يك طرفه و غيرفرهنگي است كه حتي دولت آمريكا نيز دست كم به‌ظاهر، با اجراي آن مخالف است و همين موضوع خشم منينگ را برانگيخته است.

    مديرموزه دانشگاه شيكاگو در تشريح جزئيات اين گنجينه باستاني ايرانيان گفته است بخش عمده اين آثار متعلق به دوران امپراتوري ساساني تا دوران اسلامي در ايران است.

    وي افزوده است: يكي از موضوعات نمايش داده شده در اين موزه شكل گرفتن ادارات در ايران است كه تاريخ آن به ‪ ۴۰۰۰‬سال پيش از ميلاد مسيح مي‌رسد.

    "به عنوان مثال برخي از آثار كشف شده اثبات مي‌كند كه چگونه ايرانيان باستان، آماري از محصولات با ارزش ذخيره شده خود در آن زمان را حفظ مي‌كرده‌اند".

    ويلسون گفته است: بخشي از اين آثار نشان مي‌دهد ايرانيان از يك سيستم استادانه براي ثبت و نظارت بر كارهاي اداري همچون نگهداري اسناد پرداخت حقوق و سهميه به كاركنان دولتي هنگام ماموريت، استفاده كرده‌اند.

    "در اين اسناد سهميه‌هايي كه در ايستگاه‌هاي بين راهي و مركزي به كاركنان دولت داده شده، ثبت گرديده و پس از آن به كاخ‌هاي تخت جمشيد كه مركز امپراتوري ايران بوده فرستاده شده است تا مورد حسابرسي قرار گيرند." به گفته مدير موزه دانشگاه شيكاگو، تقريبا نيمي از آثار گالري فارس متعلق به آثار بجا مانده از پرسپوليس است كه شامل مجسمه‌هاي بزرگ ساخته شده از سنگ‌هاي آهك سياه رنگ ازجمله سر گاوي است كه زماني در ورودي كاخ صد ستون بوده است، كاخي كه با ستون‌هايي به شكل گاو و موجوداتي تركيبي ساخته شده است.

    ويلسون تصريح كرده است "اين كاخ كه در حمله اسكندر به ايران تخريب شده بود، توسط تيمي از باستان شناسان دانشگاه شيكاگو كشف شده بود." در همين حال "متيو استولپر"استاد مطالعات شرقي و از متخصصان امپراتوري ايران نيز در اين‌باره گفته است: امپراتوري ايران بسيار جالب توجه بود، اين امپراتوري تقريبا كل قاره را در بر داشت و از يونان تا افغانستان و از مصر و ليبي تا غرب هند را شامل مي‌شد.

    استولپر گفته است: هرگز چيزي مشابه آن وجود نداشته و وسعت و بقاي آن هرگز تا زمان امپراتوري رم تكرار نشده بود.

    وي تصريح كرد امپراتوري پارس، علاوه بر وسعت، از نظر ايدئولوژي نيز بسيار جالب توجه بود زيرا ايرانيان از كلمه "ويسپازانا" براي توصيف امپراتوري بيكران خود استفاده مي‌كردند اين كلمه به معني تمامي گونه‌هاي مردم است.

    اين متخصص تاريخ امپراتوري ايران مي‌گويد: در لوح‌هاي بدست آمده از پرسپوليس به اين گوناگوني جمعيتي ايرانيان اشاره و در نمايي كه تخت شاه توسط تيره‌هاي مختلف مردم حمل مي‌شود، نمايش داده شده است.

    مدير موزه دانشگاه شيكاگو در بخش ديگري از اظهاراتش درباره گنجينه امانت گذاشته شده در آن دانشگاه مي‌گويد: در اين گالري همچنين نمونه‌هايي از عصرهاي اوليه سكه كه بخشي از آنها متعلق به خزانه امپراتوري پارس بوده به نمايش گذاشته شده است.

    وي تصريح كرده است: "اين سكه‌ها كه متعلق به دو دوره اوليه سكه‌هاي ضرب شده ازقرن ‪ ۶‬پيش‌از ميلاد مسيح تا قرن ‪ ۷‬پس از ميلاد مسيح در دوره اسلامي است، يكي از بي‌نظيرترين مجموعه‌هاي موجود از سكه است".

    "دونالد ويتكامب" از محققان موسسه اورينتال و از كارشناسان دوره اسلامي در مورد اين سكه‌ها گفته است: در برخي از آنها تغيير يافتن فرهنگ به سمت اسلام به چشم مي‌خورد زيرا اشكال روي سكه‌ها جاي خود را به كلمات عربي مي‌دهند.

    وي تصريح كرده است: ظروفي كه در اين نمايشگاه وجود دارد نيز نشان دهنده ذوق هنري بسيار بالا و تاثير فرهنگي ايرانيان از اسلام بوده است.

    ويتكامب افزوده است: همچنين وجود سراميك‌هاي آبي و سفيد رنگ نيز نشان دهنده وجود ارتباط ميان ايرانيان و چيني‌ها بوده است.

    به هر تقدير هنوز كشمكش بر سر حكم ناعادلانه قاضي آمريكايي براي حراج اين گنجينه غيرقابل ارزش‌گذاري ادامه دارد.

    بي ترديد سازمان يونسكو بايد در مقابل حكم اخير ضد فرهنگي موضعي منطقي و غير سياسي اتخاذ كند

    + نوشته شده توسط داورپناه در جمعه نهم تیر 1385 و ساعت 21:37 |
    من هم با اين حرفها موافقم هر چند بورس ايران نيستم ولي يکي از دوستانم را بردند انگليس با تعويض مسولان طفلک را به روزي انداختند که نگو . مسولان عوض مي شوند چرا عقده دلي را سر دانشجو خالي مي کنند؟گير دادند که موضوع تزت را عوض کن ما قبولش نداريم.حالا چه گناهي دارد دانشجو آن هم در کشور بيگانه که بگويند برو آنهم بعد از همه مشکلاتي که در ايران داري و بايد از هفت خوان رستم بگذري تا بورس بگيري بعدشم با اين مشکلات روبرو شوي .
    چندي هست هم منت گذاشتند بليط را نيم بها کرده اند براي دانشجويان ايراني خارج از کشور ولي از هر کس مي پرسي نمي دانند.نمي دانم چرا سخنگوي دولت اين حرف را زد وقتي هيچ کاري نکرده اند تازه بعضي ها هم ذوق زده شده اند وبلاگ درست کرده از کار نکرده دولت تشکر مي کنند..الهي شکر که من بورس دولت ايران نيستم.

    =======================================================
    درد دل دانشجوي ايرانی خارج از کشور با بازتاب

    ۷ تير ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۳:۲ تعداد بازديد: 4849 كد خبر: ۴۱۶۲۵



    با سلام،

    سابقه سايت خبري شما نشان داده است که گاه موضوعات و سوژه هاي مورد توجه شما قرار ميگيرد که در جريان رسانه اي کشور کوچک شمرده مي شوند و کم اهميت. توجه سايت بازتاب به اين موضوعات؛ گاها کوچک در نظر ديگران، درهاي خير و اميد را به روي کشور ميگشايند و چشم اندازي اميد بخش از آينده کشور به ما نشان ميدهد.

    از آن جمله موضوع دانشجويان بورسيه خارج، مخصوصا اروپاست که بارها مورد توجه شما قرار گرفته است.

    متاسفانه مشکلات تحصيل در خارج آنقدر عرصه را به دانشجويان تنگ ميکند که تنها کسي آن را درک ميکند که تجربه آن را داشته باشد. فشارهاي تحصيلي، مشکلات فرهنگي، مسائل خانوادگي، مشکل خاص نوشتن تز با يک زبان ديگر، مشکلات اقتصادي و ... مواردي از همه مسائلي است که دانشجوي تز در خارج با آن درگير است .

    مثلا آيا ميدانيد مقرري دانشجويان اروپا تا کنون از ايران پرداخت نشده؟
    مي دانيد که ميزان مقرري دانشجويان از حداقل درآمد شهروندان پايين تر است، مثلا ميزان در آمد مي بايست حداقل سه برابر اجاره مسکن باشد که نيست!

    مي دانيد که در چالش هاي سياست خارجي اخير در بعضي از کشورها چه اقداماتي عليه دانشجويان بورسيه به عنوان حاميان دولت ايران صورت گرفته است!؟

    مي دانيد که اخيرا دانشجويان ايراني به خاطر ايراني بودن چه هزبنه هاي اجتماعي در خارج بايد بپردازند؟

    مي دانيد که تنها مصوبه دولت مهرورزي در حمايت از دانشجوياني ايراني در خارج، بليط نيم بهاست که مي گويند هنوز آيين نامه اجرايي ندارد؟!
    مي دانيد که حداکثر مدت زمان بورسيه دانشجو از متوسط دوره انجام تز يک شهروند خارجي کمتر است!؟ ضمن آنکه توانايي زبان غير انگليسي حداقل به اندازه يک فوق ليسانس زبان خارجي در ايران باشد!!!!

    مطمئن باشيد که اينجا، ايران نيست، حداقل براي يک فرد تحصيل کرده مشکلات زندگي در ايران به مراتب کمتر از بسياري از کشورهاي خارجي است. پس گمان نبريد که دانشجوي بورسيه در فراغت کامل در اروپا تحصيل ميکند، از او حمايت کنيد چرا که در خارج از ايران به خاطر ايران مثل يک زنداني است.

    دانشجوي ايراني در اروپا
    + نوشته شده توسط داورپناه در چهارشنبه هفتم تیر 1385 و ساعت 17:27 |
    <STRONG>خوب این هم آخرین چیزی که ماهیتشان را کاملا نشان دادند آن هم مثلا در کنگره که باید نشانگر واقعی تفکر مردم آمریکا باشد که نیست.مطمئن باشید مردم آمریکا طور دیگری فکر می کنند البته آن قشری که فکر می کنند.اینجا یک آمریکایی است از نیویورک یک بار می گفت من دوست ایرانی داشتم مهندسی می خواند ولی بعد از تحصیل برگشت ایران.نقد می کرد کار دولتش را که اشتباه است به دانشجویان ایرانی و خاور میانه ای سخت گیری می کنند و حتی به این شرق آسیایی ها هم سخت ویزا می دهند.این رفتار را با دیگر مردمان به شدت رد می کرد.راستش را بخواهید او تمایل دارد با ما ۲-۳ ایرانی در ارتباط باشد و حتی گاهی همکارانش را ول می کند می آید با ما می نشیند غذا می خورد. حالا مقایسه کنید تفکر نمایندگانشان را که همه می دانیم مثل خیلی جاها کنگره رای جای دیگری را صادر می کند نه رای و نظر مردم آمریکا را.</STRONG></P>
    <P><STRONG></STRONG> </P>
    <P><STRONG>لايحه تغيير نظام ايران در كنگره آمريكا</STRONG><BR></P>
    <P>
    <HR style="WIDTH: 75%">
    </P>
    <DIV class=NewsSubTitr dir=rtl style="WIDTH: 70%" align=justify><BR></DIV>
    <HR style="WIDTH: 75%">

    <TABLE dir=rtl cellSpacing=0 cellPadding=1 width="75%" border=0>
    <TBODY>
    <TR>
    <TD noWrap align=right width="33%"><FONT class=NewsTime>۷ تير ۱۳۸۵ - قبل از ظهر ۱۰:۳۷</FONT></TD>
    <TD noWrap align=middle width="33%"><FONT class=NewsTime>تعداد بازديد: 2427</FONT></TD>
    <TD noWrap align=left width="34%"><FONT class=NewsTime>كد خبر: ۴۱۶۱۵</FONT></TD></TR></TBODY></TABLE><BR>
    <DIV class=NewsBody dir=rtl style="WIDTH: 98%" align=justify>
    <P class=NewsBody dir=rtl align=justify>لايحه‌اي از سوي مجلس نمايندگان آمريكا مطرح شده كه از رئيس جمهوري اين كشور مي‌خواهد مقدمات راهبردي را فراهم‌ آورد كه به تغيير نظام و يا استفاده از گزينه نظامي عليه تهران منجر شود. <BR><BR>به گزارش فارس، ‌در جلسه دوم نشست يكصدونهم مجلس نمايندگان آمريكا لايحه‌اي مطرح شده كه از رئيس جمهوري مي‌خواهد به وزير امور خارجه اين كشور دستور دهد اسناد خاصي را به مجلس نمايندگان ارايه كند كه در آن راهبرد و طرحي مطرح شده باشد كه يا به تغيير نظام و يا استفاده از نيروي نظامي عليه ايران منجر شود. <BR><BR>اين قطعنامه كه در تاريخ 25 ماه مه ارايه شده است از رئيس جمهور مي‌خواهد كه از وزير امور خارجه بخواهد اسناد را طي 14 روز از تاريخ تدوين اين قطعنامه به مجلس نمايندگان كنگره آمريكا ارايه كند. <BR><BR>اين اسناد بايد شامل اسناد طرح‌ريزي، سوابق پست‌هاي الكترونيكي، يادداشت‌ها، يادداشت‌ها دولتي و نظرات مشاوره‌اي قانوني باشد كه در اختيار رئيس جمهور و وزير امور خارجه است و به راهبردها و طرح‌هايي مرتبط است كه به تغيير نظام و يا استفاده از گزينه نظامي عليه ايران منجر مي‌شود. <BR><BR>طرح اين لايحه در كميته روابط بين‌الملل مجلس نمايندگان صورت گرفت. </P></DIV>
    + نوشته شده توسط داورپناه در چهارشنبه هفتم تیر 1385 و ساعت 12:5 |




    ۶ تير ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۵:۱۸ تعداد بازديد: 1474 كد خبر: ۴۱۵۶۴

    مصطفي محمد نجار وزير دفاع در پايان بازديد از خطوط توليد نسل جديد موشكهاي ضد زره اعلام كرد: در طراحي و ساخت انواع نسل جديد موشكهاي ضد زره به خودكفايي رسيده‌ايم و در اين زمينه جزو شش كشور برتر دنيا هستيم.

    به گزارش فارس به نقل از اداره كل تبليغات دفاعي وزرات دفاع، مصطفي محمد نجار امروز (سه‌شنبه) در اين بازديد با اشاره به ويژگي سند چشم‌انداز بيست ساله كشور كه ايران امن، مستقل و مقتدر با سامان دفاعي مبتني بر دفاع همه‌جانبه را هدف قرار داده است، تصريح كرد: وزارت دفاع در راستاي تحقق اين ويژگي مهم صنايع دفاعي را ساماندهي كرده است.

    وزير دفاع از صنايع قدرتمند موشكي سازمان صنايع هوافضاي وزارت دفاع به عنوان پشتوانه مستحكم دفاعي كشور ياد كرد و افزود‌:سامانه دفاع موشكي به عنوان يك عامل تعيين كننده در تحقق اصل بازدارندگي ايفاي نقش مي‌كند.
    وي در ادامه افزود: توان موشكي جمهوري اسلامي ايران كاملاً دفاعي و تضمين‌كننده امنيت كشور و منطقه در برابر ديدگاه و رفتارهاي حماقت‌آميز تهديد ‌كنندگان صلح و ثبات است.

    نجار استفاده از لوازم، تجهيزات و تجارب صنايع پيشرفته دفاعي را در حمايت از پروژه‌هاي غير نظامي و تحقيقاتي كشور مورد تاكيد قرار داد.
    وزير دفاع با تجليل و قدرداني از متخصصان صنايع هوافضاي وزارت دفاع از آنان به عنوان سرمايه‌هاي بسيار ارزشمند و تاثير‌گذار در ساختار دفاعي كشور نام برد و افزود: انگيزه بالا، اراده‌هاي قوي و روحيه خودباوري نخبگان و متخصصان صنايع دفاعي دستيابي به افق چشم‌انداز بيست ساله كشور در بخش دفاع را دست‌يافتني كرده است.

    + نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه ششم تیر 1385 و ساعت 18:34 |
    این متن را از وبلاگ  http://www.persianbb.com  آورده ام:

     

     

    ارسال شده: دوشنبه Jun 26, 2006 1:05 am توسط غريب آشنا
    وطن

    Image


    "در روح و جان من مي ماني اي وطن
    به زير پا فِتَد آن دلي که بهر تو نلرزد

    شرح اين عاشقي ننشيند در سخن
    که بهر عشق والاي تو همه جهان نيرزد

    اي ايران، ايران، دور از دامان پاکت دست دگران، بد گُهران
    اي عشق سوزان، اي شيرين ترين روياي من تو بمان، در دل و جان

    اي ايران، ايران، گلزار سبزت دور از تاراج خزان، جور زمان
    اي مهر رخشان، اي روشنگر دنياي من به جهان، تو بمان

    سبزي صد چمن، سرخي خون من
    سپيدي طلوع سحر، به پرچمت نشسته

    شرح اين عاشقي، ننشيند در سخن
    بمان که تا ابد هستيم، به هستي تو بسته"


    ترانه "اي وطن" با صداي دلنشين استاد "محمد نوري"
    دريافت فايل، حجم فايل: 6.74 مگا بايت
    (فايل با حجم کمتر پيدا نکردم. اگه کسي سراغ داره بگه.)

    + نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه ششم تیر 1385 و ساعت 8:52 |
    يکشنبه ۴ تير ۱۳۸۵ ۲۷ : ۰۷ : ۰۳
     |  دفعات نمايش : ۱۷۰۰۵۰ Sunday, Jun 25, 2006 - 03:07:27
    تضمین آمریكایی!
    چندماه پیش كه گفتمان آمریكا در پرونده هسته ای ایران بسیار تهدید آمیز بود، طبق خواسته ای (كه معلوم نبود چه كسی آن را مطرح كرده) گفته می شد كه باید آمریكا نسبت به عدم حمله نظامی به ایران تضمین بدهد و البته خانم كاندولیزا رایس با دادن هرگونه تضمینی مخالفت كرده بود.
    نشانگر
    اكنون نیز این مساله مطرح است كه در صورت آغاز مذاكرات همه جانبه و تعلیق موقت غنی سازی، چه كسی تضمین خواهدكرد كه آمریكا نسبت به حق قانونی ایران در مورد غنی سازی وفادار خواهد ماند.
    واقعیت این است كه به تضمین های آمریكا نمی توان اعتماد كرد زیرا تجربه ناشی از تحولات منطقه خاورمیانه حداقل در دو دهه اخیر ثابت كرده كه آمریكا به تضمینهایی كه می دهد وفادار نمی ماند. به چند نمونه زیر می توان اشاره كرد:
    ۱- در مذاكرات الجزایر در سال ۱۹۸۱كه به آزادشدن گروگانهای آمریكایی در ایران انجامید آمریكا قول داد كه از توطئه چینی و خصومت علیه جمهوری اسلامی ایران دست بردارد و در امور داخلی ایران دخالت نكند. آیا آمریكا به این قول كتبی خود وفادار مانده است؟
    ۲- در ۱۹۹۱ زمانی كه جورج بوش پدر برای آزادسازی كویت به تشكیل یك ائتلاف بین المللی با شركت كشورهای عربی نیازمند بود، به این كشورها تضمین كتبی داد كه مساله فلسطین را حل كند تا فلسطینیان بتوانند كشور مستقل خود را به پایتختی قدس تشكیل دهند. عربها با در دست داشتن این تضمین های كتبی به كنفرانس صلح مادرید رفتند و همه برگ های خود را در اختیار آمریكا و اسرائیل گذاشتند و در مقابل چیزی نگرفتند. اكنون نه فقط اجازه تشكیل یك كشور مستقل به فلسطینیها داده نشده بلكه با سیاستهای جدید اسرائیل كه مورد تایید آمریكا نیز هست هرگونه احتمالی برای تشكیل دولت مستقل فلسطین از بین رفته است.
    ۳- در قطعنامه ۶۸۷ شورای امنیت به تاریخ سوم آوریل ۱۹۹۱ پیرامون خلع سلاح عراق، در بند ۱۴ این قطعنامه تاكید شد كه پس از اطمینان از خالی بودن عراق از سلاح های كشتار جمعی، جامعه بین المللی نسبت به عاری ساختن خاورمیانه از سلاح كشتار جمعی اقدام خواهد كرد.
    این ماده بنا به اصرار كشورهای عربی با موافقت آمریكا در قطعنامه مذكور گنجانده شد و هدف خلع سلاح هسته ای اسرائیل بود، جالب اینجاست كه این قطعنامه زیر فصل هفتم منشور شورای امنیت صادر شده كه لازم الاجراست اما همچنان اسرائیل زرادخانه هسته ای خود را دارد و منطقه را تهدید می كند و كسی نیست بپرسد چرا این قطعنامه اجرا نمی شود.
    این نمونه ها و دهها نمونه دیگر نشان می دهد كه آمریكا با وجود آنكه به عنوان بزرگترین قدرت جهانی داعیه رهبری جهان را دارد، برای تضمینها و قول و قرارهای خود ارزشی قائل نیست و ضرورت دارد كه مذاكره كننده ایرانی در مذاكرات حساس و پیچیده ای كه احتمالاً در آینده نزدیك آغاز خواهد شد، این نتیجه گیری را مدنظر داشته باشد.
    محمدعلی مهتدی
    + نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه پنجم تیر 1385 و ساعت 18:46 |
    توهماتي به نام بوئينگ و ايرباس

    آرش اشراق

    ۴ تير ۱۳۸۵ - قبل از ظهر ۱۱:۱۸ تعداد بازديد: 1633 كد خبر: ۴۱۳۶۶

    يكي از وعده‌هاي اصلي كه به تازگي در بسته‌هاي تشويقي طرف‌هاي اروپايي يا آمريكايي براي منصرف كردن طرف ايراني از دستيابي به انرژي هسته‌اي قرار داده مي‌شود، «لغو تحريم‌هاي شركت‌هاي هواپيماسازي» از معامله با ايران است. اين در حالي است كه هرچند تعداد شركت‌هايي كه هواپيماهاي مسافربري را توليد مي‌كنند، انبوه نيست اما تلاش‌هاي جدي و تبليغات پرهزينه همين تعداد معدود توليدكننده براي بازاريابي بهتر و بيشتر، نشان از ولع اين شركت‌ها براي عقد قراردادهاي بيشتر دارد. جالب اينجاست كه حتي شركت بسيار معروف «بوئينگ» نيز چند سالي است كه در مقابل رقيبي نظير «ايرباس» با بحران تقاضا روبه‌رو شده است اما در عين حال «ايرباس» نيز به فعاليت‌هاي بازاريابي خود براي فروش بيشتر همچنان ادامه مي‌دهد.

    اكنون پرسش اينجاست كه با اين اوصاف، چرا صدور اجازه فروش هواپيماهاي مسافربري به ايران، در حكم «پاداش» به ايران محسوب مي‌شود؟! و آيا تمام معضلات حل‌‌ناشدني در صنعت حمل‌ونقل هوايي فقط و فقط با محصولات ايرباس و بوئينگ حل مي‌شود؟
    براي تحليل اين پرسش بايد اندكي به قبل بازگشت.

    ناوگان فرسوده
    پس از تحريم همه‌جانبه ايران از سوي ايالات متحده آمريكا و در اوايل دهه 1980 ميلادي، بيشتر لوازم و ابزارهاي مورد نياز يا از كشورهاي ديگر و يا از سازنده اصلي و با واسطه تهيه مي‌شدند.

    اما يكي از مهم‌ترين موارد تحريم، يعني هواپيماهاي مسافربري از اين اصل مستثني بودند. در هنگام جنگ تحميلي و در اوضاعي كه به خاطر ناامني فرودگاه‌ها و مسيرهاي پروازي، تعداد پروازهاي هواپيماهاي مسافربري به حداقل رسيده بود، از اين حيث كمبود چنداني حس نمي‌شد. اما با پايان يافتن جنگ و آغاز دوران سازندگي از يك سو صنعت حمل‌ونقل هوايي رونق گرفت و تقاضا براي حمل مسافر و كالا از راه هوايي بالا گرفت و از سوي ديگر با گذشت زمان هواپيماهاي مسافربري موجود ـ كه اكثرا بوئينگ و ايرباس بودند ـ مستهلك مي‌شدند. البته برخي از قطعات با چندين واسطه و به چند برابر قيمت از بازار سياه تهيه مي‌شدند اما نه اين معاملات به صرفه بودند و نه همه هواپيماها را مي‌شد با تعويض قطعه راه‌اندازي كرد. از سوي ديگر آمريكا بي‌توجه به قوانين بين‌المللي كه گستره تحريم‌ها را شامل مواردي كه پاي جان انسان‌هاي بي‌گناه در ميان است، نمي‌كند؛ همچنان از فروش هواپيماهايي كه حتي درصد اندكي از سهام كارخانه‌هاي سازنده‌شان متعلق به شركت‌هاي آمريكايي بود و يا قطعات آنها به ايران ممانعت مي‌كرد.

    در اين ايام كه مقارت با فروپاشي بلوك شرق و تجزيه شوروي سابق بود، طرحي مبني بر خريد و اجاره هواپيماهاي مسافربري از روسيه و برخي كشورهاي تازه‌استقلال‌يافته به اجرا گذاشته شد كه تا حدودي به ناوگان هوايي كشور رونقي تازه داد. از ديگر سو، با تأسيس تدريجي شركت‌هاي خصوصي و نيمه‌خصوصي هواپيمايي، اكثر اين هواپيماها در اين خطوط به كار گرفته شدند و هواپيماهاي بوئينگ و ايرباس همچنان در خدمت خطوط دولتي و قديمي نظير «ايران‌اير» بودند تا آنجا كه حتي براي تزريق اين هواپيماهاي روسي، «ايران‌ايرتور» توسط «ايران‌اير» به وجود آ‌مد!

    توپولوف‌هاي بديمن و مسئولان خوش‌شانس!
    تعداد هواپيماهاي روسي در خطوط هوايي ايران افزايش يافت. اما عنصر مهم «رفاه و آسايش» مسافران و كادر پرواز در اين هواپيماها كه با شرايط و ويژگي‌هاي ابرقدرت كمونيستي ساخته شده بودند؛ بسيار كم لحاظ شده بود و اين خود به نارضايتي عمومي از اين هواپيما دامن مي‌زد. از آن سو از اوايل دهه 70 شمسي، فرآيند فاجعه‌بار سقوط هواپيماهاي مسافربري در ايران بالا گرفت و معمولا در هر سقوطي انگشت اتهام به سوي «توپولوف» نشانه مي‌رفت.

    به اين ترتيب هراس و انزجاري از سفر با اين نوع هواپيما اندك اندك پديدار شد كه بخشي از آن به مسائل رفاهي اين هواپيماها برمي‌گشت و بخش بزرگتري به مسائل امنيتي.
    از ديگر سو، اكثر مسئولان ذي‌ربط نيز بي‌كفايتي خود را به گردن «توپولوف» مي‌انداختند و في‌المثل اگر در فرودگاه يكي از شهرهاي بسيار كوچك در غرب كشور كه در فقر كامل امكانات و دقيقا در پاي كوه ساخته شده بود، توپولوفي سقوط مي‌كرد يا حتي اگر در اثر اهمال برج مراقبت، هواپيماي جنگي با هواپيماي توپولوفي برخورد مي‌كرد، فورا انگشت اتهام به سوي اين هواپيماها بلند مي‌شد. اين در حالي است كه اصولا اين هواپيماها در سال‌هاي اخير درصد بالايي از پروازهاي داخلي را به عهده دارند و وظيفه حمل مسافر به فرودگاه‌ها كوچك و غيراستاندارد هم معمولا به عهده همين‌هاست كه در نتيجه ريسك بالاتري را متحمل مي‌شوند و صرفا تعداد سوانح نمي‌تواند معيار خوبي براي قضاوت باشد. البته نگارنده در همين زمينه با چند تن از خلبانان و مهندسان پرواز زبردست كه سابقه كار طولاني دارند، به گفت‌وگو پرداخت كه تقريبا همگي در استاندارد بودن امنيت پرواز توپولوف‌ها اذعان داشتند. از جمله يكي از خلبانان كه سابقه بيست سال پرواز و هدايت هواپيماهاي جنگي F4 را داشت و چند سالي بود كه هواپيماهاي توپولوف را هدايت مي‌كرد حتي معتقد بود كه مسائل امنيتي و نكات ايمني در اين نوع از هواپيماهاي مسافربري از شكاري F4 بيشتر لحاظ شده است، هرچند برخي فرودگاه‌هاي اروپايي و آمريکايي به دليل فقدان استانداردهاي مورد نظر خود، تنها به دو ـ سه مدل اينگونه هواپيما اجازه فرود مي‌دهند.

    با اين حال، هميشه مسئولاني كه از مسئولان و مسئوليت‌پذيري فقط نام و نشان آن را داشته‌اند، در پي هر حادثه يا حتي بي‌نظمي، چنان انگشت اتهام را به سوي توپولوف نشانه رفته‌اند كه معناي تلويحي و بعضا صريح آن اين بوده است: «همه مشكلات با لغو تحريم‌هاي آمريكا حل مي‌شود!» هرچند ما نيز بر اين باوريم که استفاده از هواپيماهاي مدرن‌تر بسياري از مشکلات را حل مي‌کند.

    و نتيجه همين تلقينات، فراهم ساختن چنان فضاي فكري و جو عمومي‌اي است كه آنقدر ما را درمانده هواپيماي آمريكايي نشان مي‌دهد كه طرف‌هاي مذاكره، وعده لغو تحريم «فروش» هواپيماهاي مسافربري را يك مشوق بزرگ قلمداد مي‌كنند!

    چند سؤال ساده
    در اين مجال كوتاه، به جاي واكاوي دقيق‌ترِ اين توهم، صرفا به طرح چند پرسش و نمونه قناعت مي‌كنيم كه اگر در خانه كس است، حرفي اش بس است:

    1ـ فرض كنيم هواپيماهاي توپولوفي كه در كشور وجود دارند، از لحاظ رفاهي نامناسبند؛ آيا مشكلي براي تهيه سري جديد همين هواپيماها كه بسيار بزرگ و راحت‌ترند و حداكثر قيمتي معادل يك‌چهارم هواپيماهاي ايرباس مشابه دارند، براي دولت جمهوري اسلامي وجود دارد؟ و آيا نمي‌توانيم مدل‌هاي مناسبي از هواپيماهاي فوکر هلندي را که علاوه بر سابقه سرويس چندين ساله شامل تحريم هم نيستند، خريداري کنيم؟

    2ـ آيا برخورد نامناسب برخي ميهماندارها، كيفيت بسيار بد غذاها، كترينگ افتضاح و مسائلي از اين دست با «بوئينگ» يا مارک هواپيما ارتباط دارد؟ به تازگي در بيشتر پروازهاي داخلي، خلبان‌ها نيز از خوشامدگويي مسافران ـ كه حداقل احترام به مسافران محسوب مي‌شود ـ شانه خالي مي‌كنند. آيا اينها هم از عوارض غربي نبودن هواپيماست؟

    3ـ بسياري از تأخيرها و يا لغو پرواز‌ها هيچ ارتباطي با خود هواپيما ندارد و در حالي كه هواپيما آماده پرواز است، به دليل مشكلات نيروي انساني و مديريت ضعيف، پروازها با تأخير انجام مي‌شود و يا انجام نمي‌شود، در اين موارد فرقي ميان انواغ شرقي و غربي هواپيما هست؟ آيا تعهد كاري و تكريم مسافران فقط با ورود هواپيماهاي بوئينگ و ايرباس جديد قابل حل است؟!

    4ـ تقريبا تمام مسافران ايراني كه در زمستان با هواپيما مسافرت مي‌كنند، مزه لغو و يا تأخير پروازها «به خاطر اوضاع جوي نامناسب را چشيده‌اند و اين در حالي است كه نه تنها رسم عذرخواهي (پرداخت غرامت پيش‌كش) از سوي خطوط هوايي برافتاده كه معمولا بابت اين تأخير و لغوها تحت عنوان جملاتي نظير (حفظ جان مسافران براي ما اولويت دارد) بر سر مسافران منت هم نهاده مي‌شود.

    5ـ شگفت آن‌كه در بدترين اوضاع جوي مملكت ما، يك دهم برف و بوراني كه در فرودگاه مسكو و يا نواحي سيبري وجود دارد، يافت نمي‌شود، اما همين توپولوف‌ها نه فقط در روسيه كه در دنيا به عنوان قهرمان پرواز در شرايط بدجوي شناخته مي‌شوند، اما اينجا از پس ده سانتيمتر برف هم نمي‌آيند! اين عجيب نيست؟

    6ـ برخي از شركت‌ها بدون در اختيار داشتن كمترين امكانات اقدام به تأسيس خط هوايي مي‌كنند و سازمان‌هاي عريض و طويل متصدي حمل‌ونقل هوايي هم گويا هيچ نظارتي بر آنها ندارد. به عنوان مثال نگارنده خود در بهمن ماه سال پيش خبري به مدت ده ساعت در فرودگاه مشهد منتظر پرواز ماند، چراكه شركت محترم، دستگاه «دي‌آيس» براي پاك كردن برف‌ها از بال هواپيمايش را نداشت! و در تمام اين مدت نه توضيحي به مسافران داده شده، نه عذرخواهي شد و نه حتي ساعت پرواز اعلام شد تا مسافران بخت‌برگشته بدانند دست‌كم كي پرواز انجام مي‌گيرد.
    آيا خريد دستگاه‌هايي مثل همين «دي آيس» از شركت سازنده هم مشمول تحريم‌هاي آمريكاست؟

    سخن آخر
    به موارد بالا مي‌توان سؤالات ديگري را نيز افزود، اما هدف از اين نوشتار، ادعاي بي‌كفايتي مسئولان صنعت حمل‌ونقل هوايي كشور نيست ولي بر عهده كارشناسان و خبرگان اين صنعت است كه با مقايسه امكانات و قيمت‌هاي كالاها، مشخص كنند كدام يك بهتر، ممكن‌تر و به‌صرفه‌تر است. حرف ما اين است كه در دولت اگر عزم جزمي عليه «وادادگي» باشد، با وجود آلترناتيوهاي قوي و مناسب، مي‌توان با احترام به مردم، بالا بردن كيفيت خدمات و مديريت و قبول اشتباهاتِ مسئولان، اين مشوق اصلي كه در حقيقت «ثمن بخس» تحقيرآميزي بيش نيست را ناديده گرفت. صنعت حمل‌ونقل هوايي ما علاوه بر بوئينگ و ايرباس،‌ محتاج مديريت قوي و احترام به شأن و شعور مردم (مسافران) است.

    باور كنيم كه بايد مسئولان ما شهامت قبول اشتباهات و توانايي استفاده از حداكثر مقدورات و امكانات را در خود ببينند. البته نکته ديگر آن است که در کنار اين امر، بايد موضوع مهم و اساسي گرفتن مطالبات خود از شرکت‌هاي اصلي سازنده هواپيما را که بر اساس کنوانسيون شيکاگو براي دارندگان هواپيماهاي مسافربري به رسميت شناخته شده، پيگيري کنيم، بويژه که ايران از بنيانگذاران IKAO است

    + نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه پنجم تیر 1385 و ساعت 17:26 |
    معتبرترين مجله علمي دنيا هم در امانت خيانت مي‌كند!

    براي بنده به عنوان کسي که از آغاز فعاليت علمي و حرفه‌اي خود، تنها در زمينه «خليج پارس» کار کرده است، اين رخداد از نابهنجارترين اتفاقات روزگار ماست. اينان حتي حق بنده را به عنوان نويسنده به رسميت نشناختند ... نرخ انتشار مقالات ايرانيان در ژورنال‌هاي بين‌المللي طي يك دهه اخير، چهار برابر شده است. اين ميزان ايران را در بين كشورهاي اسلامي در رتبه نخست قرار مي‌دهد.

    ۳ تير ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۸:۵۲ تعداد بازديد: 1866 كد خبر: ۴۱۳۴۲

    يك پژوهشگر ايراني، كه به تازگي مقاله وي در «Nature»، معتبرترين مجله علمي جهان به چاپ رسيده است، از تحريف كلمه «خليج فارس» در مقاله خود به شدت انتقاد كرد.

    به گزارش خبرنگار «بازتاب»، مهري محبي، پژوهشگر جامعه‌شناسي شهري در تگزاس، كه مقاله‌اي را به همراه محمدرضا محبي به چاپ رسانده، در پيامي به «بازتاب» نوشت: به تازگي نامه‌اي به سردبيران مجله «نيچر» درباره رشد علمي در ايران فرستاديم. ديروز نامه ما به چاپ رسيد، اما بر خلاف آن‌که در پيش‌نويس (پروف اوليه) که به امضاي ما رسيد، نام «خليج پارس» به درستي آمده بود، در نامه چاپ شده به جاي نام خليج پارس، کلمه ناموزون و بي‌معناي «خليج» نوشته شده بود. بدين‌گونه خواستم پيش از هر گونه داوري و قضاوت، شما و ديگر دست‌اندرکاران خبري را مطلع کنم که ما نيز قرباني سيستم استعماري اين مجله انگليسي شديم و امروز در پي آنيم که از اين نشريه شکايت کنيم. براي بنده به عنوان کسي که از آغاز فعاليت علمي و حرفه‌اي خود، تنها در زمينه «خليج پارس» کار کرده است، اين رخداد از نابهنجارترين اتفاقات روزگار ماست. اينان حتي حق بنده را به عنوان نويسنده به رسميت نشناختند و در امانت خيانت کردند و امروز، ميليون‌ها نفر در سراسر دنيا اين نامه را خواهند خواند، چرا که «نيچر»، پرخواننده‌ترين و معتبرترين مجله علمي در دنياي امروز است.

    مجله «نيچر» كه در زمره سه مجله اول معتبر علمي دنيا به شمار مي‌رود و همه مقالات آن داراي ارزش والاي علمي است، برخلاف آنچه نويسندگان مقاله از دپارتمان عصب‌شناسي دانشگاه تگزاس براي آن ارسال كرده بودند، در شماره 441 ماه ژوئن خود، به جاي كلمه «خليج فارس» از عبارت مجعول خليج استفاده كرده است.

    اين مقاله علمي با نام «ريزش درآمد پول‌هاي نفتي در مركز علمي كشورهاي عرب» با اين مضمون آغاز مي‌شود كه كشورهاي حوزه خليج فارس مي‌كوشند، مقاديري از پول‌هاي نفتي را براي تأمين شعبات دانشگاه‌هاي غربي در كشورشان هزينه كنند، در حالي كه زيرساخت‌هاي لازم براي اين موضوع وجود ندارد.

    ممكن است تمركز بر تحقيقات و دعوت اساتيد از خارج كشور در كوتاه‌مدت نتايجي داشته باشد، اما تضميني براي يك توسعه پايدار به ارمغان نمي‌آورد.

    در ادامه اين مقاله آمده است: ايران، مثال خوبي براي كشورهايي است كه پيشرفت چشمگيري در اين زمينه داشته‌اند و دانشمندان ايران در 27 سال گذشته، به رغم تحريم از طريق تمركز بر تحصيلات و آموزش، علوم نوين را فرا گرفته‌اند.

    نرخ انتشار مقالات آنان در ژورنال‌هاي بين‌المللي طي يك دهه اخير، چهار برابر شده است. هرچند اين ميزان، هنوز در مقايسه با كشورهاي در حال توسعه، نرخ پاييني است، اما ايران را در بين كشورهاي اسلامي در رتبه نخست قرار مي‌دهد.

    نويسنده در پايان مي‌افزايد: به رغم ارتباط بسيار ضعيف اين كشور با غرب و همچنين پديده فرار مغزها، جامعه علمي ايران، همچنان فعال مانده است، هرچند تحريم اقتصادي، شرايطي را براي دانشگاه‌هاي اين كشور ايجاد كرده كه نمي‌توانند برخي تجهيزات مورد نياز را براي آزمايشگاه‌هاي خود خريداري يا دانشجويان خود را براي شركت در جلسات علمي به آمريكا اعزام كنند.

    + نوشته شده توسط داورپناه در شنبه سوم تیر 1385 و ساعت 23:56 |
    بر :  20881
    ساعت 07:39 بعد از ظهر, جمعه  2 تير 1385

    يك متخلف مالي، نماينده جديد رئيس جمهور شد!

    محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري ، يك  مدير مدرسه غير انتفاعي را كه به دليل تخلف مالي از سمتش عزل شده بود را به عنوان نماينده خود در شوراي نظارت بر مدارس غير انتفاعي كشور منصوب كرد.

    به گزارش خبرنگار فردا، محمد خالقي موسس مدرسه غيرانتفاعي حكمت كه به علت تخلف از مقررات مدارس غير انتفاعي در شوراي نظارت تهران به عدم صلاحيت محكوم و حكم مديريتش لغو شده بود به عنوان نماينده رييس جمهوري انتخاب شده است.

    پيش از اين ، دكتر اژه اي استاد دانشكاه و موسس مدارس استعدادهاي درخشان

    و نماينده ولي فقيه در اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان اروپا، نماينده رييس جمهوري در شوراي نظارت بر مدارس غيرانتفاعي بود.

    نماينده جديد رئيس جمهوري پيش از اين با استفاده از تسهيلات بانكي براي تاسيس مدرسه غير انتفاعي اقدام به راه اندازي مدرسه نموده بود اما پس از مدتي براي سود بيشتر مدرسه را منحل و ساختمان آن را كه با تسهيلات دولت خريداري شده بود به يك شركت تجاري اجاره داده است.

    گفته مي شود وي علاوه براين تخلف، مشكلات ديگري هم با پرسنل دبستان منحله حكمت داشته كه از طريق حراست سازمان آموزش و پرورش بررسي و همواره بر عدم صلاحيت نامبرده تاكيد شده است.

    + نوشته شده توسط داورپناه در شنبه سوم تیر 1385 و ساعت 12:45 |
    در عجبم از خلق!هر کس خدایی دارد و دینی.گو این که ظاهرا چند دین بیشتر نیست ولی گویا حتی مذهب ما هم با هم تفاوت دارد.

    اولی که آمدم کره دوستان مسلمانم احاطه ام کردند و نگذاشتند سختی تنهایی را تحمل کنم.در یکی از میهمانی ها (ولیمه ازدواج یک پاکستانی) یکی از مصریها پرسید من در سایتی دیده ام و خوانده ام که ایرانی ها به زیارت ابولولو  می روند.ولی ما مصریها به اهل بیت ارادت داریم و حتی مردم مصر در آن زمان رفته اند به دیدار و استقبال اسرای شام .من ندانسته گفتم نه امکان ندارد .نمی خواستم هم در مراسم شادی بحثی این گونه داشته باشم.دوست مصری دیگر که خیلی در مورد ایران مثبت فکر می کند گفت دیدی گفتم درست نیست.گذشت تا این که دوست پاکستانیم چند روز قبل به من گفت می خواهم چیزی از تو بپرسم ولی بعدا و بعد از ۲-۳ روز طاقت نیاورد و پرسید در کتابی خوانده ام شما می روید به زیارت ابولولو.او که مجوس بوده است.حقیقت دارد.من که بعدش از ایرانیها  پرسیده بودم و فهمیده بودم حقیقت دارد گفتم بله.گفت چرا علی و عمر این قدر که ما با هم نامهربان هستیم  نبوده اند و با هم خوب برخورد می کرده اند.تازه او که مجوس بوده است.گفتم شاید چون برخی ها با عمر ناراحتند فکر می کنند با ابراز ارادت به او می توانند راحت باشند.من نمی دانم ابولولو مسلمان شده ولی می دانم نه از صحابه بوده است و نه شخصیت مهمی و کشتن عمر هم به واسطه انتقام جویی به خاطر قضاوت او مابین یک عرب و او بوده است که ابولولو عقیده داشته است عمر به ناحق از عرب طرفداری کرده است.در مورد رابطه دو خلیفه هم نظر نمی دهم .چون من عقیده های خودم را به عنوان شیعه و یکی از زادگان خانواده علی دارم ولی یک چیزی را می دانم زیارت ابولولو و ساختن بارگاه  برای او هیچ جایگاهی ندارد جز ایجاد دشمنی.از آن روز همان دوستم هم نوعی دلزدگی در رابطه اش به چشم می خورد.گویی دلخور است.این را هم می دانم در کشتن خلیفه دوم هیچ قصدی الهی نبوده است و انتقام جویی بوده است.آیا این فرد شایسته تقدیس و دوست داشتن است به ویژه اگر مسلمان هم نباشد.آیا هیچ حدیث محکمی از ائمه  در نکوداشت عمل او گزارش شده است؟من که فکر نمی کنم.بگذریم.

    هدف از نگارش این دو سه خط گوشزد کردن تلاش همیشگی دشمنان اسلام و ایران برای تفرقه اندازی است.من در ایران یکی از بهترین دوستانم کرد و سنی است.نه به قومیت هم کار داشتیم و نه مذهب ولی تا به حال دوست بوده ایم و ان شا الله خواهیم بود.دوستان دیگری هم از قومیت های دیگر داشته ام و حتی تا چندی قبل جز ایرانی بودن فکر نمی کردم در یک قومیت طبقه بندی می شوم تا این که متوجه شدم گویا در برخی جاها من جز گروه فارسها هستم و برخی افراد نادان قوم گرا در ایران من و امثال من را از خودشان نمی دانند در حالی که من هیچ وقت جز ایرانی بودن یا حداکثر مسلمان بودن به چیز دیگری فکر نکرده ام.

    از بعد مذهبی هم که ماشاالله برخی در ایران و سایر کشور های اسلامی دارند از دو سرش می افتند بعضی ها ول انگار و لاقید و برخی خشک و مقدس.گویا می خواهند انتقام گذشته را از سنی ها بگیرند و برخی سنی ها هم تهمت مجوسی و کافر بر شیعه می زنند.دوست پاکستانیم می گفت بعضی می آیند و روی دیوار خانه شیعیان در روستایشان می نویسند شیعه مجوس.با این کارها به کجا می خواهید برسید.اگر شیعه اید چه جایگاهی دارید که بخواهید انتقام خاندان علی را از سایر برادران دینی خود بگیرید در حالی که علی حتی به خاطر حفظ وحدت مسلمین سکوت کرد و مظلوم همیشگی تاریخ شد.تازه شما با یک مسلمان دشمنی می کنید.چطور می توانید حق علی را به او برگردانید این هم با این حرکات نادرست.بحث تولی و تبری را هم مطرح نکنید که من شما نمی توانیم معیار های آن و نحوه عمل به آن را مشخص کنیم . جدیدا هم کتابهای مشکوک در قم چاپ و نشر می شود این هم در این شرایط ایران .یک عده سنی هم مثل این همکیشان شیعه شان گویی کاری ندارند جز این که کاغذ سیاه کنند  و موارد اختلاف را بزرگ نمایی کنند و حتی تهمت کفر به شیعه بزنند که دست کم به وحدانیت خدا و رسالت محمد ایمان دارند.از هر دو گرو ه می پرسم به کجا خواهید رسید؟ من به شما می گویم به همین جایی که الان رسیده اید.همان صلیبی ها به قول شما وارد سرزمین شما می شوند.می کشندتان بدتر از سگ.به ناموستان تجاوز می کنند و مال و ثروتتان را به تاراج می برند.سردبیر روزنامه آمریکایی می فرماید کعبه را باید بمباران کرد و ....

    اگر دوست دارید ادامه بدهید ولی زیانکارش که خواهد بود جز خود شما.در نهایت شما نه تنها هیچ کدام از یکی از دو طرف را نخواهد توانست حذف کند بلکه اگر این روند ادامه پیدا کند هر دو طرف حذف خواهند شدوآیا دوست دارید سربازان دشمن پا بر خاک مقدس سرزمین های اسلامی بگذارند و جولان بدهند و پرچم خود را  در خاک سرزمین مادری شما برافراشته سازند و نام الله را به پایین بکشند؟!!!!اگر دارید ادعای مسلمانی نکنید.اگر ندارید به خود بیایید.

    خدا به اسلام و مسلمین عزت و بزرگی عطا کند و ایران این تنها امید مسلمانان را قدرت دهد و از هر دشمنی و بدی حفظ کند.

    + نوشته شده توسط داورپناه در پنجشنبه یکم تیر 1385 و ساعت 20:9 |