يكي از بينندگان بازتاب با ارسال پيامي نوشت:
با عرض سلام و خسته نباشيد البته مي دانم که مطلب زير را چاپ نمي کنيد ولي بازهم مي نويسم:
در خصوص خبري که در بازتاب منتشر شده بود که رئيس محترم اداره گذرنامه در خصوص تعداد سفرهاي ايرانيان و اين كه به کجا بيشتر سفر ميكنند، ميخواستم عرض کنم که اين درست است که ايرانيان بيشتر سفرهايشان به حج است، ولي متاسفانه به اين اشاره نشده است که روزانه از ايران 20 تا 25 هواپيما به دبي پرواز ميكند؛ که اگر اين رقم را در تعداد روزهاي هفته ضرب كنيم ( 175=7×25 ) ، 175 پرواز در هفته ميشود يعني ماهانه 700=4×175 و اگر در هر پرواز را بگيريم 150 نفر(در حاليکه هر پرواز حداقل 200 نفر است) به عبارتي مي کند در هر ماه 105000=150×700 و اگر هر نفر را بدون احتساب ويزاي امارات که بابت هر نفر 55000 هزار تومان به همراه هزينه هتل مي باشد، حداقل هزينه هر نفر را اگر 500 دلار بگيريم در هر ماه به عبارتي مي شود 52.500.000=500×105000 ميشود پنجاه و دو ميليون و پانصد هزار دلار؟؟؟؟ اگر دلار را 900 تومان بگيريم (يعني 20 تومان ارزانتر) به عبارتي مي شود 47.775.000.000تومان (چهل و هفت ميليارد و هفتصدو هفتاد و پنج ميليارد تومان) وحشتناک است!!!!!!
من قصد تشويش ندارم، فقط کل حرف من اين است که چرا مسئولين به اين فکر نيستند که جزاير زيباي کيش و قشم را که در اصل کل طرحهايي که الان در دبي در حال اجرا است، قرار بود در اين جزاير عملي شود بخاطر بعضي مسائل اجرايي نشد. آيا شما ميدانيد که از 27 اسفند تا 17 فروردين و هر تعطيلي که 3 يا 4 روز باشد هزينه هاي اقامتي در دبي حداقل 3 برابر ميشود چون آژانسهاي هواپيمايي در اين ايام استفاده وحشتناکي از اين امر مي کنند.
خودم در دبي شاهد بودم که روز 28 اسفند فروشگاههايي مانند کارفور تمام تخفيفات را برداشته و جاي آن از جنسهاي نامرغوب خود را براي فروش استفاده كردند!!!
چرا بايد اينگونه باشد که من ايراني بخاطر خريد بهتر مجبور شوم بروم دبي؟؟؟ در کيش يا قشم شما اگر خريدي بخواهيد بکنيد کارت سبز بنفش قرمز و .... مي خواهند و در حاليکه در دبي خير، چون آنها پول مردم را مي خواهند .
آيا مي دانيد که مقدار بسياري از برجهايي که در اتوبان شيخ زايد دبي در حال ساخت است را ايرانيان خريداري كردهاند؛ املاکي که آنها اصلا صاحبش نيستند!!!! هر موقع که دولت امارات مثلا بابت يک خطاي کوچک مي توانند خانه و سرمايه شما را توقيف و اخراجتان ميكنند.
برادران و خواهران ايراني که در صدر مسئوليت هستيد بفکر مردم و سرمايه هاي اين مرز و بوم باشيد. لطفا" به سخنان رهبر عزيزمان گوش بدهيد و به فکر آباد کردن ايران و سربلندي ايرانيان باشيد.
اميدوارم که درد دل هاي اينجانب تاثيري داشته باشد ان شاء الله .
| |||||||||||
| |||||||||||
| |||||||||||
ادامه مطلب
به پاپ عزيز
(سرباز نازي قديم/ صلح طلب و تعقل گراي جديد)
جناب پاپ در گفتاري پرسش دار مي گويد که محمد چه چيز جديدي آورده است؟اسلام با خشونت گسترش مي يابد و تعقل و تفکر در اسلام جايي ندارد و...
(براي متن دقيق اين افاضات به منابع خبري رجوع کنيد)
اما نخست از سابقه درخشان ايشان بايد گفت.جاي سوال دارد کسي که سابقه خدمت در رژيم نازي را دارد (ولو تحت پوشش مذهبي) از تفکر و نفي خشونت سخن مي راند.چگونه ايشان آن دوران را ديده اند ولي نه تنها با آن ضديت نکرده اند بلکه لباس مقدس! نازيها را هم پوشيده اند و لابد به ترويج مسيحيت (بخوانيد دين سه گانه پرستي) مي کوشيده اند.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
| ۱۸ شهريور ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۴:۳۶ | تعداد بازديد: 1080 | كد خبر: ۴۷۶۱۶ |
سخنان اخير چند نفر از نمايندگان كرد مجلس شوراي اسلامي در حمايت از تحركات جداييخواهانه نگراني عميق بسياري از ميهندوستان ايراني را در پي داشته است. آنچه در اين رهگذر قابل تأمل است اينكه بسياري از اين سخنان ناشي از غفلت و عدم آگاهي از تاريخ و پيشينه كهن فرهنگي ايرانزمين است كه طرح اينگونه مسائل را به دنبال داشته است. بيترديد وضعيت كردهاي ايران به هيچ روي با كردهاي ساكن تركيه، عراق و سوريه نبايد در يك قياس قرار گيرد چراكه هموندی چندهزارساله كردها در بستر تمدن آريايي ايرانزمين، شاكله سترگ تاريخي، فرهنگي، نژادي و زباني را شكل داده كه فجايع عظيم تاريخي همچون حمله اسكندر و... هم نتوانسته اين پيوند را بگسلد.
پيوستگي تاريخي كردها با ساير ايرانيان
بنا بر نظر غالب پژوهشگران و محققان غيرايراني، كردها كه از قوم ماد هستند، همواره در طول تاريخ به عنوان قومي آريايي از فرهنگ، نژاد و زبان مشتركي با ديگر ايرانيان برخوردار بودهاند و زبان كردي به عنوان يكي از كهنترين گويشهاي ايران باستان شناخته شده است. هويت قوم كرد هم همواره با مليت ايراني عجين شده است. «هنري فيلد» در كتاب «مردمشناسي ايران» مينويسد: «كردها از حيث زبان و خصوصيات جسماني، ايراني هستند و به عنوان شعبهاي از نژاد ايراني از حيث زبان، اخلاق، عادت و شيوه معيشت با ساير ايرانيان داراي جهات اشتراك هستند».
«دانيلو» نويسنده غربي نيز در اين باب نوشته است: «كردهاي تركيه هم از حيث زبان و خصوصيات جسماني ايراني هستند». «لرد كرزن» هم گفته كه: «زبان كردها، لرها و بختياريها شبيه زبان فارسي است و چندان تفاوتي با هم ندارند».
يكي از قديميترين اخباري كه درباره كردها در دست است، كتاب «Anabasis» يا سفرنامه جنگلي گزنفون (xenephon) سردار لشكر، جغرافيدان و مورخ يونان باستان است كه رويارويي كردهاي ايراني را در قالب سپاه اردشير دوم هخامنشي (401 ـ 400 پيش از ميلاد مسيح) با يونانيان باستان [در منطقه اربلا (اربيل امروزي)] شرح ميدهد كه منجر به شكست ارتش ده هزار نفره يونان شد.
«استرابون» جغرافيدان و مورخ يونان باستان در چند قرن پيش از ميلاد درباره چگونگي تربيت و پرورش بدني جوانان كرد مينويسد: «جوانان ايراني را چنان تربيت ميكنند كه در سرما و گرما و بارندگي تاب و توان داشته، ورزيده باشند. اينها را كردك (kardak) گويند».
رشيد ياسمي هم مينويسد: «در حصول پيشرفتهاي دولت ايران در زمان مادها در فتح نينوا و در زمان هخامنشيان در غلبه بر يونان و در دوران اشكانيان و ساسانيان در دفع روميان و در بعد از اسلام در جلوگيري از مهاجمان و هزاران موقع سخت ديگر بعد از آن، افواج كردان را در صف مقدم سپاه ايران ميبينيم كه براي حفظ استقلال ايران ميجنگند».
پيشنيه جدايي سرزمينهاي كردنشين از خاك ايران
نخستين جدايي كردها از سرزمين ايران بزرگ، پس از نبرد چالدران بين شاه اسماعيل صفوي و سلطان سليم پادشاه عثماني صورت گرفت كه ارتش ايران طي نبردي غافلگيرانه با كمتر از سي هزار نفر در برابر ارتش 120 هزار نفره عثماني كه به توپخانه و سلاحهاي آتشين مجهز بودند، شكست خورد و بخشهاي وسيعي از بيست امارتنشين كرد (كه دو سوم كل مناطق كردنشين ايران را تشكيل ميدادند) به ويژه حاكمنشين برليس در قلمرو عثماني قرار گرفت. البته بعدها شاهعباس كبير و نادرشاه افشار توانستند بخشهايي از اين سرزمينها را به مام ميهن بازگردانند، ولي بيكفايتي پادشاهان قاجار به ويژه فتحعليشاه و محمدشاه قاجار و دسايس استعمار انگليس و روسيه سبب شد بخشهاي وسيعي از كردستانات و عتبات عاليات (كربلا و نجف) و بغداد از قلمرو ايران جدا شده و به عثماني ملحق شوند. مناطق كردنشين عثماني پس از شكست اين كشور در جنگ جهاني اول بين سه كشور تركيه، عراق و سوريه تقسيم شدند... .
پيشينه مقاومت كردها در برابر اشغالگران بيگانه
كردها همچون ديگر ايرانيان از اعتقادات اصيلي همچون احترام به پاكيزگي آب، خاك و آتش برخوردار بودهاند كه هماكنون نيز بسياري از رسوم كهن ايراني همچون جشنهاي نوروز و چهارشنبهسوري با شكوه منحصر به فرد در مناطق كردنشين پاس داشته ميشود. كردها از دوران باستان به كيش يكتاپرستي زرتشتي اعتقاد داشتهاند كه بعدها به دين اسلام تغيير يافته است. در پوست پارهاي كه چند سال پيش در سليمانيه به دست آمده، سوگنامهاي به زبان كردي مربوط به چهارده قرن پيش به دست آمده كه ترجمه بخشي از آن عبارت است از: «معبدها ويران شد، آتشها خاموش، بزرگ بزرگان خود را نهان كرد، زنان و دختران به اسيري رفتند، دليران در خون غلتيدند... » كردهاي سرزمين عثماني همواره با ظلم بي حد تركها روبهرو بوده اند به گونهاي كه با اعتراف صريح مورخان ترك، عثمانيها بيش از چهل هزار نفر از كردهاي تكلو را به قتل رساندند. رويارويي كردها عليه مظالم عثماني از آغاز جدايي اين سرزمينها از ايران آغاز شد و نزديك به ده جنگ بين آنها به وقوع پيوست. خاطرات نوري پاشاف، ژنرال كرد عثماني كه براي رهايي كردها از يوغ تركها قيام خود را در كوههاي آرارات و شرق تركيه آغاز كرد و قيام نافرجام او به پناهنده شدن او به سرزمين مادري، ايران انجاميد ، قابل تأمل است آنجا كه گفته است: «سلحشوران كرد گويي شيران نبرد رستم و اسفنديار، با خون ايراني خود جهت حفظ هويت نژادي و فرهنگي كهن آريايي خود در برابر دشمنان تا بن دندان مسلح عثماني به مقاومت برخاستند... ».
علاوه بر كردهاي تركيه، كردهاي عراق هم جهت احقاق حقوق پايمالشده خود قيامهاي دامنهداري را تدارك ديدند كه قيام شيخ محمود مفيدزاده در سالهاي 1325 تا 1939 از مهمترين آنها بوده است. اين نبرد با نيروهاي انگليسي و اعراب عراقي در نهايت به شكست انجاميد و شيخ محمود مفيدزاده هم به ايران پناهنده شد. نبردهاي شيخ احمد بارزاني نيز از سالهاي 1933 و 1934 در كردستان عراق آغاز شد كه بعدها توسط برادرش ملامصطفي بارزاني ادامه يافت. در نبردهايي كه بين كردها و ارتش عراق در طول سالهاي 1943، 1945، 1946 و 1947 درگرفت، ضربات سختي به رژيم عراق وارد آمد ولي اوج اين درگيريها در سالهاي 1956 تا 1971 بود كه قيام كردها عليه حاكمان خونخوار بعث عراق، به اوج خود رسيد. سرانجام اين قيام نافرجام نيز با پناهنده شدن ملامصطفي بارزاني به ايران پايان يافت. جملهاي مشهور از ملامصطفي به يادگار مانده كه هنوز در اذهان زنده است و آن اينكه «هرجا كرد است، آنجا ايران است».
فرجام سخن
تفاوتهاي آشكار فرهنگي نژادي كردها با تركهاي عثماني در طول سالها موجب ممنوعيت كاربرد نام «كرد» و مجازات زندان براي مردمي بود كه از اين نام استفاده ميكردند و اين فشارهاي فرهنگي تا آنجا گسترش يافته بود كه كردها از بزرگداشت رسمي سنت آبا اجدادي ايراني نوروز و چهارشنبهسوري تا اين اواخر محروم بودند، تركهاي عثماني هيچگاه كردها را با اين نام باشكوه نميخواندند بلكه به آنها «تركهاي كوهستاني»!! ميگفتند و سخن گفتن به زبان زيباي كردي در تركيه به صورت رسمي ممنوع بود، گو اينكه فشارهاي بينالمللي سبب شده كه به تازگي بخشي از اين سختگيريها كاهش يابد، از سوي ديگر سختگيري بي حد سران پان عرب بعث عراق در طول دههها ظلم و جور بر كردهاي عراق بر كسي پوشيده نيست كه نقطه اوج آن كشتار پنج هزار زن و مرد و كودك و پير در حلبچه به دست رژيم نژادپرست عراق و نيز 180 هزار مفقودالاثر كرد در قيام دهه 1990 بوده است.
در پايان بايد گفت كردها به عنوان نسل غيور و فرزند خلف كاوه آهنگر كه ايرانيان را از ستم ضحاك ستمگر رها ساخت و درفش ملي ايران زمين را به دست فريدون داد، هيچگاه احساس بيگانگي با ديگر ايرانيان نداشتهاند و اشتراكات كهن نژادي، آييني، فرهنگي، زباني و... و افتخاراتي همچون كتيبه بيستون و طاق بستان و غيره نمادهاي مشترك كردها و ديگر ايرانيان به شمار ميروند كه اين پيوند تاريخي را استوارتر ساختهاند. آنچه در حال حاضر بايد به آن توجه شود، پرهيز انديشمندان كرد از وسوسههاي دشمنان ايرانزمين است كه از هر فرصتي براي ايجاد اختلافهاي قومي در جهت تجزيه و كوچكتر كردن كشور ايران سود ميجويند، بيترديد نگرش نوين به توسعه همهجانبه سرزمين كهن كردستان ايران و توجه و سرمايهگذاري شايسته بر روي منابع طبيعي و طبيعت زيبا و منحصر به فرد آن ديار و همزمان به كارگيري بيش از پيش نخبگان و سهيم كردن هرچه بيشتر شايستگان علمي فرهنگي كرد در بدنه دستگاههاي اجرايي كشور، علاوه بر اينكه استفاده بهينه از تمامي ثروتهاي مادي و معنوي كشور عزيزمان ايران را در پي خواهد داشت، بهانهها و دستاويزهاي دشمنان قسمخورده ايران و ايراني را براي تجزيه ايران نقش بر آب خواهد ساخت
http://www.sharifnews.com/?20525
ادامه مطلب
ادامه مطلب
| ۱۷ شهريور ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۲۱:۴۵ | تعداد بازديد: 251 | كد خبر: ۴۷۶۱۸ |
پديده ظهور منجى بزرگ که با خروج خود، عدل و قسط، گشايش و آسايش را در مقطع پايانى تاريخ حيات انسان، به ارمغان خواهد آورد و به ستم و تجاوز ظالمان در پهنه كره خاكى پايان خواهد بخشيد و دولت كريمه عدل پرور و دادگسترى را بنيان خواهد نهاد، عقيده اى است كه پيروان اديان سه گانه ابراهيمى و بخش چشم گيرى از ساير ملل بدان ايمان داشته و دارند. يهوديان مانند مسيحيان- كه به بازگشت عيسى (ع) معتقدند- به ظهور يك منجى مى انديشند و همان گونه كه زرتشتيان در انتظار رجعت بهرام شاه اند، نصرانيان حبشى نيز چشم به راه ظهور پادشاه خود تئودور موعود هستند و هندوها نيز به خروج ويشنو دل بسته اند و مجوسى ها به زنده بودن هوشيدراعتقاد راسخ دارند و بودايى ها منتظر باز آمدن بودا و اسپانيايى ها مترقب بزرگ خود رودريك اند و اقوام مغول هم رهبر خود چنگيز را منجى بزرگ مى شمارند. درمصر باستان نیز ايده ظهور منجى هم رواج داشته است، همان گونه كه در متون كهن چينى نيز ديده شده است. (المهديه في الاسلام سعد محمد حسن ص 43)
دركنار اين حقايق تكان دهنده، تصريحات قابل توجهى ازنوابغ مغرب زمين و انديشمندان آن ديار مى يابيم. مبنى بر اين كه جهان در انتظار مصلح كبيرى است كه سر رشته امور را به دست خواهد گرفت و جامعه بشرى را زير يك پرچم و به دنبال يك هدف، گرد هم خواهد آورد. مانند فيلسوف شهير انگليسى برتراند راسل كه مى گويد: دنيا چشم به راه مصلحى است كه همگان را در سايه يك پرچم و يك شعار متحد سا زد.
اساساً ميان مسلمانان و ديگر پيروان اديان و ملل مختلف، در اصل اعتقاد به ظهور يك منجى در آخر الزمان هيچ گونه اختلافى نيست، هر چند در مصداق آن ميان مسلمانان و ديگران اختلافاتى وجود دارد.
انجيل و بشارت موعود
بر اساس بشارات فراوانى كه دركتاب انجيل آمده است، حضرت مسيح (ع) به دنبال قيام حضرت قائم(ع) در فلسطين آشکار خواهد شد وبه يارى آن حضرت خواهد شتافت وپشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد، تا يهوديان و مسيحيان وپيروان وى تكليف خويش را بدانند و به اسلام بگروند وحامى حضرت مهدى(ع) گردند.
از اين رو، در آخرين روزهاى زندگى- و شايد در طول دوران حيات- به ياران و شاگردان خود، توصيه ها و سفارش هاى بسيارى درباره بازگشت خود به زمين نموده و آنان را در انتظارگذارده وامر به بيدارى و آمادگى فرموده است .
ما براى نمونه متن برخى از آن بشارات راكه درانجيل آمده است مى آوريم:
انجيل متي: ....عيسى در جواب ايشان گفت: زنهاركسى شما را گمراه نكند. آن روز كه بسا به نام من آمده خواهند گفت كه من مسيح هستم و بسيارى را گمراه خواهند كرد. و جنگ ها واخبار جنگها را خواهيد شنيد. زنهار مضطرب مشويد، زيرا كه وقوع اين همه لازم است ليكن انتها هنوز نيست، زيرا قومى با قومى ومملكتى با مملكتى تفاوت خواهند نمود وقحطى ها ووباها و زلزله ها در جاى ها پديد آيد. و فوراً پس از مصيبت آن امام، آفتاب تاريك گردد و ماه نور خود را ندهد وستارگان از آسمان فرو ريزند، وقوَت هاى افلاک متزلزل گردد. آن گاه علامت پسر انسان در آسمان پديد گردد، ودر آن وقت جميع طوايف زمين سينه زنى كنند وپسر انسان را ببينند كه بر ابرهاي آسمان با قوت وجلال عظيم آيد... (كتاب مقدس، انجيل متى ص 41 باب 24)
انجيل مرقس:...از آن روز وساعت، غير از پدر، هيچ كس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم، پس برحذر و بيدارشده دعا كنيد، زيرا نمى دانيد كه آن وقت كى مى شود. مثل كسى كه عازم سفر شده خانه خود را واگذارد وخادمان خود را قدرت داده، هر يكى را به شغلى خاص مقرر نمايد ودربان را امر فرمايد كه بيدار بماند . پس بيدار باشيد زيرا نمى دانيد كه در چه وقت صاحب خانه مى آيد. در شام يا نصف شب يا بانگ خروس يا صبح . مبادا ناگهان آمده شما را خفته يابد . اما آن چه به شما مي گويم به همه مي گويم، بيدار باشيد. (كتاب مقدس، انجيل مرقس، ص77 باب 13)
انجيل لوقا: كمرهاى خود را بسته، چراغ هاى خود را افروخته بداريد. وشما مانند كسانى باشيد كه انتظار آقاى خود را مي كشند، كه چه وقت از عروسى مراجعت كند، تا هر وقت آيد ودر را بكوبد، بى درنگ براى او بازكنند. پس شما نيز مستعد باشيد، زيرا در ساعتى كه گمان نمى بريد پسر انسان مى آيد (کتاب مقدس انجيل لوقا، ص 116، باب 12)
انجيل يوحنا : وپدر قدرت بخشيده است كه داورى هم بكند، زيراكه پسر انسان است واز اين تعجب مكنيد، زيرا ساعتى مى آيد كه در آن جميع كسانى كه در قبور مى باشند آواز او را خواهند شنيد وبيرون خواهند آمد، هركه اعمال نيكوكرد براى قيامت حيات، وهركه اعمال بد كرد به جهت قيامت داورى. (كتاب مقدس، انجيل يوحنا، ص 152، باب 5)
مکاشفه يوحنا : وعلامتى عظيم در آسمان ظاهر شد . زنى كه آفتاب را در بر دارد وماه زير پاى هايش وبر سرش تاجى از دوازده ستاره است. و آبستن بوده، از درد و عذاب زاييدن فرياد برمى آورد. وعلامتى ديگر در آسمان پديد آمد كه اينك اژدهاى بزرگ آتش گون كه او را هفت سر وده شاخ بود وبر سرهايش هفت افسر، ودمش ثلث ستارگان آسمان را كشيده آن ها را بر زمين ريخت واژدها پيش آن زن- كه مى زاييد- بايستاد تا چون بزايد فرزند او را ببلعد. پس پسر نرينه را زاييد كه همه امت هاى زمين را به عصاى آهنين حكم رانى خواهد كرد وفرزندش به نزد خدا وتخت او ربوده شد....( كتاب مقدس، مكاشفه يوحنا ص 408، باب 12) با اندكى تأمل آمد درجملات مذكور، اين نتيجه به دست مى آيد كه شخص مورد بشارت در مكاشفه ياد شده، بزرگترين مولود جهان انسانيت، حضرت مهدى(ع) است كه در زمان نامعلومى از پشت پرده غيبت با شمشير ظاهر شده وبا عصاى آهنين بر بشريت حكومت مي كند (بشارت عهدين ص 265-267).
رساله پولس به روميان : پولس، رساله هاى متعددى داشته است، كه در رساله اش به روميان مى نويسد: زيرا يقين مى دانم كه دردهاى زمان حاضر نسبت به آن جلالى كه در ما ظاهر خواهد شد، هيچ است... و آن كه براى حكمرانى امت ها مبعوث شود، اميد امت ما بر وى خواهد بود. (رساله پولس رسول به روميان، ص 252 و 261باب 8 و 5)
کتاب اعمال رسولان: و چون دين را گفت، وقتى كه ايشان همى نگريستند بالا برده شد وابرى او را از چشمان ايشان در ربود. وچون به سوى آسمان چشم دوخته مى بودند، هنگامى كه ا و مى رفت ناگاه دو مرد سفيد پوش نزد ايشان ايستاده، گفتند: اى مردان جليل چرا ايستاده به سوى آسمان نگرانيد؟ همين عيسى كه از نزد شما به آسمان بالا برده شد باز خواهد آمد، به همين طورى كه او را به سوى آسمان روانه ديديد. (كتاب مقدس اعمال رسولان ص187 باب1)
تورات و بشارت موعود
دركتاب تورات كه ازكتب آسمانى به شمار مى رود و هم اكنون در دست اهل كتاب و مورد قبول آن ها است، بشارات زيادى از آمدن مهدى موعود و ظهور مصلحى جهانى در آخرالزمان آمده است.
در زبور حضرت داود(ع) كه تحت عنوان مزامير درلابلاى كتب "عهد عتيق " آمده، نويدهايى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) به بيان هاى گوناگون داده شده است و در 35 بخش از مزامير 150 گانه، اشاره اى به ظهور مبارك آن حضرت ونويدى از پيروزى صالحان بر شريران وتشكيل حكومت واحد جهانى وتبديل اديان ومذاهب مختلف به يك دين محكم و آيين جاويد، موجود است . (آخرين اميد، داود الهامى ص 193) و جالب اين كه مطالبى كه قرآن كريم درباره ظهور حضرت مهدى (ع) اززبور نقل كرده است عيناً در زبور فعلى موجود و از دستبرد تحريف وتفسير مصون مانده است. قرآن كريم چنين مى فرمايد: ولقد کتبنا في الزبور من بعده الذکر ان الارض يرثها عبادي الصالحون (سوره انبياء، آيه 105) ما علاوه بر ذكر تورات در زبور نوشتيم كه درآينده بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد. مقصود از ذكردر آيه شريفه، تورات موسى (ع) است كه زبور داود(ع) پيرو شريعت تورات بوده است . در زبور آمده است:... زيرا كه شريران منقطع مى شوند. اما متوکلان به خداوند وارث زمين خواهند شد (عهد عتيق، كتاب مزامير مزمور37). اسم او ابداً بماند، اسمش مثل آفتاب باقى بماند، در او مردمان بركت خواهند يافت وتمامى قبايل او را خجسته خواهند گفت، بلكه اسم ذوالجلال او ابداً مبارك باد وتمامى زمين از جلالش پر شود، دعاى داوود پسر يسئ تمام شد. (همان، مزمور 72)
دركتاب اشعياى نبى كه يكى از پيامبران پيرو تورات است، بشارات فراوانى درباره ظهور حضرت آمده است: ونهالى ازتنه يسي (يسي به معناى قوى، پدر حضرت داود و نوه "راعوت " است، و به طورى مشهور بود كه داود را پسر يسي مى ناميدند در صورتى كه خود داود شهرت و شخصيت عظيمي داشته و از پيامبران بزرگ بنى اسرائيل بوده است. قاموس كتاب مقدس. ) بيرون آمده، شاخه اى از ريشه هايش خواهد شگفت وروح خداوند بر او قرار خواهد گرفت... مسكينان را به عدالت داورى خواهد كرد وبه جهت مظلومان زمين، به راستى حكم خواهد نمود... كمربند كمرش عدالت خواهد بود وكمربند ميانش امانت... (تورات، كتاب اشعياى نبي، باب 11) منظور ازنهالى كه از تنه يسي خواهد روييد ممكن است يكى از چهار نفر: حضرات داود، سليمان، عيسى و مهدى (ع)و باشند ولى دقت و بررسى كامل آيات مذكور نشان مى دهد كه منظور از اين نهال، هيچ يك از آن پيامبران نيستند، بلكه همه آن بشارت ها ويژه قائم آل محمد(ع) است، زيرا حضرت داود وسليمان فرزندان پسرى يسي ، وحضرت عيسى (ع) نواده دخترى وى، و مهدى (ع) نيز از جانب مادرش، جناب نرجس خاتون- كه دختر يشوعا، پسر قيصر، پادشاه روم و از نسل حضرت داود، و مادرش از اولاد حواريون حضرت عيسى (ع) بوده، ونسب شريفش به (ع) شمعون صفا، وصي حضرت عيسى (ع) مي رسد نواده دخترى يسي مى باشد. (ظهور حضرت مهدى ا زديدگاه اسلام، مذاهب وملل جهان هاشمى شهيدى، ص 312).
دركتاب يوئيل نبى كه از پيامبران پيرو تورات است، چنين آمده است: آن گاه جميع امت ها را جمع كرده، به وادى يهوشافاظ (نام صحراى است در نزديكى بيت المقدس كه اكنون وادى قدرون ناميده مى شود . لغت نامه دهخدا ص 177) فرود خواهم آورد و در آن جا با ايشان درباره قوم خود وميراث خويش، اسرائيل را محاكمه خواهم نمود. زيرا كه ايشان را در ميان امت ها پراكنده ساخته وزمين مرا تقسيم نموده اند وبر قوم من قرعه انداخته وپسرى در عوض فاحشه داده و دخترى به شراب فروخته اند تا بنوشند (نام صحراى است در نزديكى بيت المقدس كه اكنون وادى قدرون ناميده مى شود . لغت نامه دهخدا ص 177) دركتاب عاموس نبي (تورا ت، كتاب عاموس نبى، ص1333 باب 4 بندهاى 2 1 و 3 1) وهوشع نبى (تورات، كتاب هوشع نبى ص 1314باب 5 بندهاى 14 و 15) نيز از نزول حضرت عيسى (ع) وداورى آن حضرت سخن به ميان آمدهاست.
دركتاب "زکرياى نبى بشارت ظهور مهدى (ع) چنين آمده است: اينك روز خداوند مى آيد وغنيمت تو در ميانت تقسيم خواهد شد . وجميع امت ها را به ضد اورشليم براى جنگ فراهم خواهد كرد وشهر را خواهند گرفت وخانه ها را تاراج خواهند نمود ... وخداوند بيرون آمده با آن قوم ها مقاتله خواهد كرد چنان كه در روز جنگ مقاتله نمود... و آن يك روز معروف خداوند خواهد بود... ويهوه خدا بر تمامى زمين پادشاه خواهد بود... (تورات كتاب زكرياى نبى ص 1382 باب 4 1، بندهاى ا- 10).
لازم به يادآورى است كه دركتب عهدين تورات وانجيل كلمه خداوند بيشتر در مورد حضرت عيسى (ع) به كار مى رود. دركتاب حزقيال نبى نيز در مورد حضرت مهدى (ع) و سرنوشت اسرائيل و جهانى شدن آيين توحيد خبرهايى آمده ادست: .. و اما تواى پسر انسان خداوند يهوه چنين مى فرمايد: كه به هر جنس مرغان وبه همه حيوانات صحرا بگو: جمع شويد وبياييد ونزد قربانى من كه آن را براى شما ذبح مى نمايم فراهم آييد.
قربانى عظيمى كه بر كوه هاى اسرائيل، تا گوشت بخوريد و خون بنوشيد. و خداوند يهوه مى گويد: كه بر سفره من از اسبان وسواران وجباران وهمه مردان جنگى سير خواهيد شد. ومن جلال خود را در ميان امت ها قرار خواهم داد و جميع امت ها داورى مرا كه آن را اجرا خواهم داشت ودست مرا كه بر ايشان فرود خواهم آورد، مشاهده خواهند نمود..... (تورات كتاب حزقيال نبى ص 1265 باب 39، بند 7 1-23) بايد توجه داشت كه منظور از پسر انسان مانند كلمه مسيح ، حضرت عيسى (ع) نيست بلكه مراد از آن، حضرت مهدى (ع) است، زيرا در انجيل بيش از هشتاد باركلمه پسر انسان آمده است كه تنها در سى مورد آن حضرت مسيح (ع) اراده شده است(قاموس کتاب مقدس، ماد ه پسر خواهرص 219).
دركتاب حَجئ نبى نيز بشارت ظهور آمده است: يهوه صبايوت چنين مى گويد: يك دفعه ديگر آسمان ها وزمين ودريا وخشكى را متزلزل خواهم ساخت وتمامى امت ها را متزلزل خواهم ساخت و فضيلت جميع امت ها خواهد آمد ... اين خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت... (كتاب مقدس كتاب حجي نبى ص 1367باب 2بندهاى 6-9).
كه در آن به تشكيل حكومت واحد جهانى اشاره شده است. دركتاب "صفنياى نبى " همچنين آمده است:... خداوند مى گويد: براى من منتظر باشيد، تا روزى كه به جهت غارت برخيزم، زيرا كه قصد من اين است كه امت ها را جمع نمايم و ممالك را فراهم آورم تا غضب خود وتمامى حدت خشم خويش را بر ايشان بريزم، زيرا كه تمامى جهان به آتش غيرت من سوخته خواهد شد... (كتاب مقدس كتاب صفنياى نبي ص 1363باب 3، بندهاى 5- 9) نيز دركتاب دانيال نبى آمده كه: ... امير عظيمى كه براى پسران قوم تو ايستاده قائم است، خواهد برخاست... بسيارى از آنانى كه در خاك زمين خوابيده اند بيدار خواهند شد(كتاب مقدس كتاب دانيال نبي ص 1309، باب12 بندهاىا- 12)
زرتشت و بشارت موعود
در منابع زرتشتيان تصريحات بسيارى به ظهور حضرت مهدى (ع) شده است كه قسمتى از آن ها را در اين جا مى آوريم: دركتاب زند كه ازكتب مقدسه زرتشتيان است، درباره انقراض اشرار و وراثت صلحا مى گويد: لشكر اهريمنان با ايزدان، دايم در روى خاكدان محاربه وكشمكش دارند وغالباً پيروزى با اهريمنان باشد، امَا نه به طورى كه بتوانند ايزدان را محو ومنقرض سازند، چه در هنگام تنگى از جانب اورمزد كه خداى آسمان است به ايزدان كه فرزندان اويند يارى مى رسد و محاربه ايشان نه هزار سال طول مى كشد.
آنگاه پيروزى بزرگ از طرف ايزدان مى شود و اهريمنان را منقرض مى سازند، وتمام اقتدار اهريمنان در زمين است و در آسمان راه ندارند، و بعد ازپيروزى ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان، عالم كيهان به سعادت اصلى خود رسيده، بنى آدم بر تخت نيكبختى خواهند نشست (بشارت عهدين ص237).
در بخش گات ها كه يكى از بخش هاى چهارگانه اوستاست، نويدهايى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) وسيطره جهانى آن حضرت آمده است:... وهنگامى كه سزاى اين گناهكاران فرا رسد، پس آنگاه اى مزدا كشورت را بهمن در پايان برپا كند، از براى كسانى كه دروغ را به دست هاى راستى سپرند، وخواستاريم از آنانى باشيم كه زندگى تازه كنند ... كى اى مزدا بامداد روز فراز آيد، جهان را دين راستين فرا گيرد، با آموزش هاى فزايش بخش پر خرد رهانندگان، كيانند آنانى كه بهمن به يارى شان خواهد آمد، از براى آگاه ساختن، من تو را برگزيدم اى اهورا بهمن را نماينده توانايى و منش نيك وراستى وپارسايى دادار اهور مزدا، تفسير كرده ا ند (بشارات عهدين استدراكات، پس از مقدمه چاپ دوم ص 10 و 11). جا ماسب دركتاب معروف خود جاماسب نامه مى گويد: پيغمبر عرب، آخر پيغمبران باشد.
كه در ميان كوه هاى مكه پيدا شود، وشتر سوار شود وقوم او شتر سواران خواهند بود، وبا بندگان خود چيز خورد، وبه روش بندگان نشيند، واو را سايه نباشد وازپشت سر، مثل پيش رو ببيند. دين او اشرف اديان باشد وكتاب او باطل گرداند همه كتاب ها را ... واز فرزندان دختر آن پيغمبركه خورشيد جهان وشاه زنان نام دارد، كسى پادشاه شود در دنيا به حكم يزدان، كه جانشين آخر آن پيغمبر باشد در ميان دنيا كه مکه باشد ودولت اوتا به قيامت متصل باشد وبعد از پادشاهى او، دنيا تمام شود... همه جهان را يك دين كند ودين گبرى وزرتشتى نماند، وپيغمبران خدا وحكيمان وپرى زادان وديوان ومرغان وهمه اصناف جانوران وابرها وبادها ومردان سفيدرويان در خدمت او باشند... (لمعات النور، ج 1 ص 23-25).
در زند و هومن يسن از ظهور شخصيت فوق العاده اى بنام سوشيانس،- نجات دهنده بزرگ- خبر داده و درباره نشانه هاى ظهور وى چنين مى گويد. نشانه هاى شگفت انگيزى در آسمان پديد آيد كه به ظهور منجى جهان دلالت مى كند وفرشتگانى از شرق و غرب به فرمان او فرستاده مى شوند، وبه همه دنيا پيام مى فرستند ... سوشيانس دين را به جهان رواج دهد، فقر وتنگدستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و همگفتار و همكردارگرداند. (او خواهد آمد على اكبر مهدى پور، ص 08 1 و 121 و 122).
لازم به ياد آورى است كه اعتقاد يه ظهور سوشيانس در ميان ملت ايران باستان به اندازه اى رايج بوده است كه حتى در موقع شكست هاى جنگى وفراز ونشيب هاى زندگى با يادآورى ظهور چنين نجات دهنده مقتدرى، خود را از يأس ونا اميدى نجات مى دادند. (ظهور حضرت مهدى (ع) از ديدگاه اسلام ، مذاهب و ملل جهان، هاشمى شهيدى ص 355)
هندوها و بشارت موعود
دركتاب هاى مذهبى مقدسى كه در ميان هنديان به عنوان كتاب هاى آسماني شناخته شده و آورندگان اين كتاب ها به عنوان پيامبر شناخته مى شوند، تصريحات بسيارى به وجود مقدس مهدى موعود(ع) و ظهور مبارك آن حضرت شده است كه قسمتى از آن ها را مى آوريم: دركتاب اوپانيشاد كه يكى ازكتب معتبره و از منابع هندوها به شمار مى رود، بشارت ظهور مهدى موعود(ع) چنين آمده است: اين مظهر ويشنومظهر دهم در انقضاى كلى يا عصرآهن، سوار بر اسب سفيدى، در حالى كه شمشير برهنه درخشانى به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد، ظاهر مى شود و شريران را هلاک مى سازد ...
دركتاب "باسك " كه ازدیگر كتب مقدسه آسماني هندوهاست، بشارت ظهور حضرت ولى عصر(ع) چنين آمده است: دور دنيا تمام مى شود . پادشاه عادلى در آخرالزمان، كه پيشواى ملائكه و پريان و آدميان باشد و حق و راستى با او باشد و آن چه در دريا و زمين ها وكوه ها پنهان باشد، همه را به دست آورد و از آسمان ها و زمين و آن چه باشد خبر مى دهد و از او بزرگ تر كسى به دنيا نيايد.
دركتاب "پاتيكل " نيزكه ازكتب مقدسه هندويان است، بشارت ظهور حضرت چنين آمده است: چون مدت روز تمام شود، دنياى كهنه نو شود و زنده گردد، و صاحب ملك تازه پيدا شود از فرزندان دو پيشواى بزرگ جهان كه يكى " ناموس آخرالزمان " و ديگرى صديق اكبر". يعنى وصي بزرگتر وى كه پشن نام دارد و نام آن صاحب ملك تازه "راهنما" است. به حق پادشاه شود و خليفه "رام " باشد و حكم براند و او را معجزه بسيار باشد... .
در اين بشارت، شاید مقصود از " ناموس آخرالزمان " پيامبر اسلام باشد. پشن، نام هندى حضرت على (ع) ، "صاحب ملك تازه "، حضرت ولى عصر(ع) و راهنما نام مبارك حضرت مهدى (ع) بوده باشد وكله "رام " به لغت سانسكريتى، نام اقدس حضرت احديت است.
دركتاب وشن جوك نيز بشارت به ظهور حضرت آمده است: آخر دنيا به كسى برمى گردد كه خدا را دوست مى دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او خجسته و فرخنده باشد.
دركتاب ديد كه ازكتب مقدسه هنديان است آمده كه: پس از خرابى دنيا، پادشاهى در آخرالزمان پيدا شود كه پيشواى خلايق باشد و نام منصور باشد و تمام عالم را بگيرد و به دين خود درآورد... دركتاب "دادتگ" نيزآمده است: بعد از آن كه مسلمانى به هم رسد، در آخرالزمان، و اسلام در ميان مسلمانان از ظلم ظالمان و فسق عالمان و ... برطرف شود و دنيا مملو از ظلم و ستم شود... دست حق به درآيد و جانشين آخر ممتاطا (در زبان هندى به معنى محمد، است) ظهوركند و شرق و مغرب عالم را بگيرد ... و دركتاب "ريگ و دا" آمده است كه: ويشنو در ميان مردم ظاهر مى گردد... او از همه كس قوى تر است... در يك دست ويشنو نجات دهنده شمشيرى به مانند ستاره دنباله دار و در دست ديگرش انگشترى درخشنده دارد، هنگام ظهور وى، خورشيد و ماه تاريك مى شوند و زمين خواهد لرزيد".
دركتاب " شاكمونى " نيزكه ازكتب مقدسه هنديان است آمده : "پادشاهى و دولت دنيا به فرزند سيد خلايق دو جهان گشن " بزرگوار تمام شود، و اوكسى باشد كه بركوه هاى مشرق و مغرب دنيا حكم براند و فرمان كند، و بر ابرها سوار شود و فرشتگان، كاركنان او باشند ... دين خدا يك دين شود و زنده گردد و نام او "ايستاده " باشد و خداشناس باشد.
| ۱۳ شهريور ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۴:۳۵ | تعداد بازديد: 4411 | كد خبر: ۴۷۲۷۷ |
در حالي كه برخي رسانهها درباره تصاوير انهدام ناو اسرائيلي تشكيك كردهاند، «بازتاب»، تصاوير پيدرپي انهدام اين ناو به دست رزمندگان حزبالله را منتشر ميكند.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، با انهدام ناو فوقپيشرفته اسرائيلي توسط مقاومت اسلامي لبنان كه در نوع خود، از مجهزترين ناوهاي جنگي جهان به شمار ميرفت، مقامات نظامي اسرائيل، براي پوشاندن ضعف استراتژيك و نقص سيستم دفاعي و رزمي خود، انهدام اين ناو را تكذيب و آن را جعلي اعلام كردند.
بنا بر اين گزارش، با انكار مقامات اسرائيلي، روزنامهها و رسانههاي لبناني و سپس بسياري از روزنامههاي عربي و اروپايي، اقدام به انتشار عكس و فيلم هدف قرار گرفتن ناو اسرائيلي توسط موشكهاي مقاومت كردند، اما اين بار برخي رسانههاي استراليا، اعلام كردند كه اين عكسها، مربوط به يك نشريه صنعت دفاعي در استرالياست و در سال 1998 گرفته شده است.
جالب آن كه برخي سايتهاي خبري داخلي نيز اعلام كردند، عكسهاي يادشده، ربطي به لبنان ندارد و مربوط به نشريه صنعت دفاعي استرالياست.
اين در حالي است كه بنا بر بررسيهاي انجام شده، عكسها و فيلمهاي منتشره از انهدام ناو فوقپيشرفته اسرائيلي، كاملا صحت داشته و موضوع دفاع و تأييد دولت استراليا از اقدامات و عملكرد اسرائيل، مطلب تازهاي نيست كه نياز به تحليل يا واكاوي بيشتر داشته باشد.
| ۱۹ مرداد ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۵:۵ | تعداد بازديد: 8852 | كد خبر: ۴۵۲۴۱ |
عمر عبد العزيز مشوح
مترجم: سيد احمد موسوي
با توجه به فشارهاي گسترده بر وبگاههاي ايراني و اسلامي، اکتفا به وعده و وعيدهاي زمان گذشته براي پيشرفت صنعت مخابرات ايران به عنوان پيشرو تمدن اسلامي در زماني که دشمنان ملتهاي اسلامي لحظه به لحظه بر فشار و تهاجم خود ميافزايند، بسيار دور از انتظار است. گسترش اسلام، به ويژه اسلام و سياست اسلام، يکي از وظايف جمهوري اسلامي ايران به عنوان کشوري که خود را سردمدار مسلمانان ميداند، است، اما با کمال تأسف، شاهديم که وبگاههاي اسلامي، همواره با حمله زيرمجموعههاي صهيونيستي و آمريکايي روبهرو بوده و بهرغم تلاش بسيار براي ارتقاي محتوا، پشتيباني فني چشمگيري براي آنان وجود نداشته و اين وبگاهها در بيپناهي کامل به سر ميبرند.
صاحبان اين سايتها، همواره نشاني وبگاه خود را با خوف و رجا نسبت به بودن يا نبودن آن وارد ميکنند، تا مبادا به خاطر ايراني يا اسلامي بودن با توقيف وبگاه خود روبهرو شوند، براي همين، توسعه پيشرفت مخابرات ايران به عنوان کشوري مستقل و غيرمطيع، نياز به نگرش و حميت مذهبي دارد و دور نيست که نام اين تلاش مورد انتظار را، عمليات «والفجر» نيز بتوان گذاشت.
سايت« moqavemat.net»، آخرين نمونه اين تهاجم است و همچنين سايت تلويزيون «المنار» (almanar.com.lb) که متعلق به حزبالله لبنان است و در آخرين حرکت خود به ميزبانهاي مخابرات جمهوري اسلامي پناه برده بود، هماکنون و به ظاهر، به دليل مشکلات فني يا نبود امنيت در دسترس نيست. اين دو سايت هماکنون جزو آخرين سايتهاي نشان شده وبگاه هاگانا در صفحه نخست ليست سياه آن است. لازم است، مسئولان محترم جمهوري اسلامي، علاوه بر وظايف قانوني، وظايف و اهتمام شرعي خود در اين حيطه را نيز مد نظر بگيرند تا همه سايتهاي ايراني و اسلامي از حملات شبپرستان طاغوت که براي خاموش کردن صداي حق فعاليت ميکنند، در امان بمانند.
هاگانا، جنگ صهيونيستي بر ضد وبگاههاي اينترنتي اسلامي
دور از نظر نيست که نام هاگانا بار ديگر در مقوله برخورد اسلام و اسرائيل به ميان بيايد! اما موضوع جديد آن است که هدفي که هاگانا آن را پي ميگيرد، با هدفي که در اوايل قرن گذشته در آن جهت پديد آمد، کمي متفاوت است، اما با وجود اين، روش اين گروه يکي است... و اين اسلوب، چيزي جز تعقيب و تاراندن و ويران کردن نيست.
در سال 1921 ميلادي، سازمان نظامي صهيونيستي مهاجرنشيني پديد آمد که در آن زمان به طور سري و با نام «دفاع و عمل» به فعاليت پرداخت. پس از آن، کلمه عمل حذف شد و کلمه «دفاع» باقي ماند که به معناي «هاگانا»ست. مقصود اين سازمان، تهاجم به زمين و کارگران و سربازان بود.
با اين كه معناي اين کلمه دفاع است، اين گروه به عمليات مسلحانه بر ضد مسلمانان پرداخته و همچنين در عمليات اسکان مهاجرنشينها مشارکت کرد و در مهاجرت قانوني و غيرقانوني صهيونيستها ياري رساند. اين گروه همچنين در انقلاب عربي سال 1936 با انگليس همکاري داشت و در سال 1931، برخي از عناصر هاگانا به همراه اعضايي از «بيتاد»، سازمان «آرگون» را تشکيل دادند که بزرگترين نقش را در برپايي دولت اسرائيل و قتل و آوارهسازي فلسطينيها داشت و شعار و نشان اين گروه، عبارت « فقط با اسلحه» بود که در زير آن عبارت « فقط همين» نيز نقش بسته بود.
کينه و جنگ... اين بار الکترونيکي
اما هاگانايي که امروز در مورد آن صحبت ميکنيم، در دنياي مجازي اينترنت فعاليت ميکند و وظيفه آن، تعقيب وبگاههاي اسلامي است، روي اينترنت براي توقيف و بستن يا تاراندن آنها از شرکتهاي ميزباني به بهانه آن که اين وبگاهها، پشتيبان تروريسم و جمعيتهاي تروريستي هستند.
وبگاه اينترنتي هاگانا توسط فردي آمريکايي يهوديالأصل که Andrew Aaron Weisburd خوانده ميشود و در ايالات متحده آمريکا ساکن است، تأسيس شده و فعاليتهاي اساسي اين وبگاه در تعقيب وبگاههاي اسلامي که از جهاد صحبت بکنند، يا منعکس کننده اخبار جهاد در فلسطين يا عراق يا هر جاي ديگر که بر ضد اشغالگران مقاومت و جهاد وجود داشته باشد، است. وبگاههاي گروههاي اسلامي جهادي و غيرجهادي که مطابق با ميل اين گروه نباشد، جزو حيطه جستجوي اين وبگاه است. حتي سايتهايي که به تحريم اقتصادي دعوت ميکنند يا تصاوير گرافيکي مربوط به تحريم اقتصادي را در سايت خود جاي ميدهند يا فتواي تحريم اقتصادي را منتشر ميکنند، نيز جزو ليست سياه اين وبگاه هستند.
کار بدينجا به پايان نميرسد؛ وبگاههاي اسلامي معتدل که جزو هيچ دستهبندي نيستند، هم جزو بانک داده اين گروه قرار دارند و اين شامل وبگاههاي اطلاعرساني و دعوت به اسلام نيز ميشود؛ همچون وبگاه (اسلام آنلاين.نت) و (اسلام اليوم) و (طريق الإسلام)... و بعضي از وبگاههاي شخصي مبلغان و علما!
عمليات شانتاژ و فشار به واسطه نامهنگاري با شرکتهايي که اين وبگاهها را روي سرويسدهندههاي خود ميزباني ميکنند انجام ميپذيرد. به اين شرکتها اعلام ميشود که شما در حال ميزباني وبگاه گروههاي تروريستي هستيد و يا بايد آن را از سرويسدهنده خود حذف کنيد يا شرکت شما ديگر خدمات نخواهد گرفت! که اين ترس و تهديد و القاي وحشت، با نام (دفتر تحقيقات فدرال) انجام ميگيرد تا شرکت مورد نظر را مجاب کند که فورا پاسخ بدهد يا فرمان ببرد.
با اين روند، تعداد زيادي از وبگاههاي اسلامي تحت فشار قرار گرفتند و به هر شرکت ميزباني ديگري که رفتند نيز وبگاه آنها حذف شد يا از آنها خواسته شد که فايلهاي خود را به شرکت ديگري منتقل كنند.
در اين حال، وبگاههاي اسلامي، شروع به جستجوي شرکتهايي کردند که تحت نظر قانونهاي آمريکا عمل نکنند و در اين ميان، شرکتهايي در مالزي پيدا شد که در ظاهر، داري چنين شرايطي بودند و هجرت وبگاههاي اسلامي به مالزي آغاز و تصور شد که شرکتهاي مالزيايي در مقابل قانونهاي خاص آمريکا در تعقيب وبگاههاي ترويستي (آن طور که ادعا ميکنند) پيرو نيستند.
اما حادثهاي روي اينترنت پديد آمد و يک فيلم ويديويي که کشته شدن يکي از آمريکاييها در عراق را نمايش ميداد در اينترنت گسترش يافت. اين فيلم از وبگاهي منتشر شد که بعدا معلوم شد، وبگاه مربوطه به طور جداگانه در کنار دهها وبگاه اسلامي نيز ميزباني ميشود و اين ضربه بزرگي براي وبگاههاي منظور بود. در اين زمان، هاگانا و دفتر تحقيقات فدرال دست به کار شدند و از حکومت مالزي خواستند تا اين شرکت را تعطيل کند و تمام وبگاههاي آن را بيرون بيندازد و بدانچه خواستند نيز دست يافتند.
اين تروريسم فکري و عملي که هاگانا بدان اقدام ميورزد، بر خلاف کليه قوانين و روشهاي متداول در دنياي مجازي اينترنت است. هيچ قانون رسمي وجود ندارد تا وبگاهها را از انتشار تفکر خود يا ترويج اعتقادي که بدان ايمان دارند، باز بدارد که اگر چنين بود از فعاليت دهها هزار وبگاه جنسي که انتشار دهنده فحشا هستند يا وبگاههايي که به جمعيتهاي مسيحي تندرو يا يهودينژادپرست تعلق دارد، يا پايگاههايي که مختص شيطانپرستي است و پايگاههاي شخصي نژادپرست يا ضد اسلام و مسلمانان، جلوگيري ميشد!
کسي نميتواند، تمامي اين انواع وبگاهها را پيگيري کند يا جلوي آنها را بگيرد، اما اگر يک سايت اسلامي پيدا بشود که از مباني اسلامي و افکار عمومي آن صحبت کند، ممنوع و حذف و همه جا با مشکل روبهرو ميشود.
از ميدان جنگ
وبگاه هاگانا در دو سال و نيم پس از تاريخ تأسيس خود، صدها وبگاه اسلامي را تعقيب كرد و بيش از پانصد وبگاه را از راه اجبار شرکتهاي ميزباني و تهديد آنها به قطع خدمات، به تعطيلي کشاند.
وبگاه هاگانا، اهداف تخريبي خود را با تمام جرأت و وقاحت ابراز ميکند و اطلاعات کاملي از صاحبان وبگاهها و مکانهاي ميزباني ارائه ميدهد و از بازديدکنندگان خود ميخواهد تا به اين وبگاه ياري برسانند و در نامهنگاري با شرکتهاي ميزباني براي بستن وبگاههاي اسلامي از آنها درخواست همکاري ميکند.
هنگامي که انهدام وبگاه اسلامي مربوطه به پايان رسيد، در زير نام آن علامت سلاحي معکوس ( يک کلاشينکف برگشته )، نشان داده ميشود و اين بدان معناست که توقيف و به تعطيلي کشاندن اين وبگاه جهادي، به پايان رسيد. حتي در پايان کار، مفاهيم ايدئولوژيکي سايت مربوط و اهداف مخفي! آن براي توجيه اين عمل شرح داده ميشود.
اين مجموعه به تقسيمبندي وبگاههاي اسلامي با توجه به رويکرد فکري آنها ميپردازد، گروهي براي القاعده و گروهي براي حماس و جهاد اسلامي و گروهي براي جهادگران سلفي و گروهي ديگر براي حزب التحرير و همچنين گروهي براي حزبالله و همچنين گروهي براي مجموعههاي جهادي کشمير... و غيره. به گونهاي که در اين نشاني آمده است: http://www.haganah.us/jihadi/
همان گونه که گفته شد، اين تقسيمبنديها به گروههاي جهادي خلاصه نميشود و گروههاي اسلامي معتدل نيز جزو اين گروهها هستند و وبگاههاي معتدل با نام گروه (پيرو و پشتيبان) قرار دارند. همچون وبگاه اسلام آنلاين.نت، اسلام اليوم، الإسلام سوال و جواب، مفکرة الإسلام، رسالة الإسلام و غيره... با اين که همه اين پايگاهها، پايگاههاي اطلاعرساني صرف و براي دعوت است، اما از حقد پنهان آن در امان نمانده است.
اتحاد صهيونيستي
با وجود اين که هاگانا ادعا ميکند، عمليات تخريب يا انهدام وبگاههايي که آنان را پيگيري ميکند نميپردازد، با مجموعههاي يهودي خاص که براي نفوذ و تخريب فعاليت ميکنند (هکرها) به طور نزديکي همکاري دارد و اين مجموعهها، وبگاههايي را که احساس ميکنند با فعاليتشان يهود را اذيت ميکنند، مورد حمله قرار ميدهند.
و اين ادعا با گزارشي که شرکت Riptech که متخصص راههاي حفاظت در شبکه اينترنت است، تکميل ميشود. اين گزارش بيان ميکند که اسرائيل در دنيا رتبه نخست حمله به شبکههاي اينترنتي را اشغال کرده است. اين نسبتي از کاربران اينترنت در اسرائيل است، به گونهاي که Riptech، در حدود 128هزار حمله براي هک از سوي چهار ميليون کامپيوتر در اسرائيل را ثبت کرده است.
همچنين گزارش شرکت Symantec که براي توليد برنامههاي ضد ويروس فعاليت ميکند، بر اين نکته اشاره ميکند که اسرائيل، جايگاه نهم در فهرست دولتهايي را که برنامههاي ويروسي در اينترنت انتشار ميدهند، اشغال کرده است.
و فعاليتهاي اين گروه به اين حد تخريب و تعقيب پايان نمييابد، بلکه اين گروه تلاشميکند، هيچ اثري از گروههايي که از يهود صحبت ميکنند، چه اسلامي باشند و چه نباشند، در موتورهاي جستجو نيز ظاهر نباشد.
مؤسسه آمريکايي «مبارزه با بدنام سازي» که پيرو اسرائيل است، دادخواستي عليه شرکت گوگل در مورد حذف پايگاههاي الکترونيکي ضديهود و ضداسرائيلي کرد که گوگل آنها را در نتايج بحث خود ظاهر مينمود و دليل اين مؤسسه آن بود که اگر کسي کلمه«يهود» را جستجو کند، تعدادي از وبگاههاي ضداسرائيلي و ضديهودي ظاهر ميشوند.
شرکت گوگل در اين فشار، عذرخواهي رسمي خود در مورد آنچه «وبگاههاي ناپسندي» که مدعي بود، آنتي سمتيک (ضد سامي) و ضد اسرائيل هستند بيان نمود!
اين حمله انبوه به وبگاههاي اسلامي، تنها به هاگانا منحصر نميشود و به تازگي، وبگاههاي بسياري ساخته شدهاند تا از وبگاهها و تالارهاي گفتمان اسلامي مراقبت کنند و گزارشها و نوشتههايي که محرک بسته شدن يا انهدام اين سايتها باشد، منتشر سازند.
از مشهورترين وبگاههاي مشابه، وبگاه MEMRI است؛ اين وبگاه صهيونيستي، پيگيري رسانههاي عربي چه ديداري و شنيداري و چه نوشتاري و همه آنچه به يهود و صهيونيسم ارتباط دارد است؛ از نمونههاي ديگر، ميتوان به TerrorTracker اشاره کرد. اين وبگاه، به ادعاي خود براي کشف تروريسمي که القاعده و پيروان ابوحمزه مصري و ديگر گروههاي تروريستي فعاليت ميکند، آن گونه که ميگويد!
اين پايگاهها و چندين پايگاه ديگر، به فعاليت تبليغاتي منظم و گسترده و هماهنگي دست زدهاند تا اين وبگاههاي اسلامي و آثار آنان را از اينترنت حذف کنند و هاگانا، اکنون براي تصويب قانوني براي مبارزه با تروريسم در اينترنت، تلاش گستردهاي ميکند، به طوري که بتواند اين پايگاهها را با تمام راحتي و آسودگي و بدون هيچ گونه پيگيري يا تعقيب و شانتاژ ببندد.
چه کسي از وبگاههاي اسلامي حمايت ميکند ؟
اکنون چه کسي وبگاههاي اسلامي را از اين ويروس ويرانگر حفاظت ميکند؟! و چه کسي از حقوق اين وبگاهها و کرامتشان، حمايت ميکند؟
مؤسسات و گروههاي حقوق مالکيت و آزادي بيان در مورد اين جنايت آشکار در حق وبگاههاي اسلامي سکوت اختيار کردهاند و هيچکس از ترس هاگانا لب نميگشايد، اين مجموعه به عملکرد و پشتيباني دفاتر تحقيق فدرال FBI گرم است که با کساني که اوامر بستن يا بيرون کردن سايت مربوطه را اطاعت نميکنند، برخورد خواهد کرد.
به طور کل، هاگانا چه ميخواهد؟
1ـ ساکت کردن هر صداي تبليغي براي جهاد يا مقاومت بر ضد اشغالگري در سرزمينهاي اسلامي.
2ـ تعطيل کردن همه وبگاههاي اسلامي که عليه صهيونيستها و آمريکا سخن ميگويند و آنها را مهاجم و اشغالگر و جنايتکار جنگ ميخوانند.
3ـ غلطاندازي در مورد جهاد و مقاومت به واسطه انتشار آرا و افکار منحرف و معرفي آنها به عنوان مقاومت و جهاد حقيقي.
4ـ جلوگيري از نقش وبگاههاي اسلامي روي اينترنت و مشغول ساختن آنان به تعمير و بازسازي و جايگزيني پايگاه خود.
و اين فشار سنگين از وقاحت و کينه و نژادپرستي، تشکيل يک حرکت تبليغاتي قوي براي رسوا کردن و عريان ساختن اهداف هاگانا و پشتيباني از وبگاههاي اسلامي را ميطلبد و البته اين کافي نيست که ايستادن در برابر فعاليتهاي تهديدآميز و پيگيريهاي اين گروه تروريستي براي تسلط بدون محدوديت بر شبکه اينترنت و بر وبگ




نسخه چاپي خبر
ارسال به دوستان
به گزارش مهر، اين کارخانه نوشابه سازي در يکي از تصاوير تبليغاتي خود با منقوش کردن نام کوکاکولا بر روي گنبد مسجد الاقصي و جملاتي که در اين طرح تبليغاتي نوشته شده، صريحا اعلام کرده است که «با خوردن اين نوشابه آمريکايي شما جزو حاميان اسرائيل به شمار ميرويد».