تبليغاتX
ایران قلب من, پاینده ایران

سلام
جشن و روز عشق واقعی در 29 بهمن است بنابراین اگر می خواهید عشق خود را به کسی ابراز کنید فرصت هست.یک شنبه هفته آینده را از دست ندهید!
وقتی به شروع و چگونگی وقوعش فکر می کنم، بنظرم همه چیز گیج و پیچیده می آید! اما ظاهرا این گیجی چندان هم عجیب ودور از انتظار نیست،چون عبارت "ضربه فرهنگی" را چنین تعریف کرده اند: "تغییراتی در فرهنگ که موجب به وجود آمدن گیجی، سردرگمی و هیجان می شود."
این ضربه چنان نرم و آهسته بر پیکر ملت ما فرود آمد که جز گیجی و بی هویتی پی آمد آن چیزی نبود!!
شاید افراد زیادی را ببینید که کلمات Hi و Hello را با لهجه غلیظ American تلفظ می کنند. اما تعداد افرادی که از واژه درود استفاده می کنند، بسیار نادر ند!!
همینطور کلمه Thanks بیش از سپاسگزارم و Good bye بسیار راحت تر از «بدرود» در دهان ها می چرخد. ما حتی به این هم بسنده نکردهایم!
این روزها مردم برگزاری جشن ها و مناسبت های خارجی را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر می دانند.
سفره هفت سین نمی چینند، اما در آراستن درخت کریسمس اهتمام می ورزند!
جشن شب یلدا که به بهانه بلند شدن روز، برای شکرگزاری از برکات و نعمات خداوندی برگزار می شده است را نمی شناسند، اما همراه و همزمان با بیگانگان روز شکرگزاری برپا می کنند!
همه چیز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاریش می دانند، اما حتی اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.
چند سالی ست حوالی ۲۶ بهمن ماه (۱۴ فوریه) که می شود، هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم. مغازه های اجناس کادوئی لوکس و فانتزی غلغله می شود. همه جا اسم Valentine به گوش می خورد. از هر بچه مدرسه ای که در مورد والنتاین سوال کنی می داند که "در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می کند.کلودیوس به قدری بی رحم وفرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت.اما کشیشی به نام والنتیوس(والنتاین)،مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد.کلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور میدهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان میشود .سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق،با قلبی عاشق اعدام میشود. بنابراین او را به عنوان فدایی وشهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی میشود برای عشق!"

اما کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است!

جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29بهمن،

یعنی تنها ۳ روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به عنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه، مهر نام داشت که در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند.
ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمریکاییها هستند که به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می کنند. مردمانی که چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند که ملت های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریکاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند که عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از سایرین است. این موضوع در بررسی عملکرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی که این روزها مردم کشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط می باشند، آمریکاییها تقریبا تنها به یک زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند.
اطلاع داشتن از فرهنگهای سایر ملل و مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها، دو مقوله کاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی اینکه ریشه در خاک، فرهنگ، مذهب و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست که دیگران پیش از ما رسیده و جا خوش کرده اند!
برای اینکه ملتی در تفکر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی که در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، کسانی هستند که توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطورههای باستانی خود را معرفی کنند و حیات خود را تا ارتفاع یک افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یک ملت و تعداد سربازانی که در جنگ کشته شده اند نیست؛ بلکه ارزشی است که آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.
شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از ۲۶ بهمن (Valentine) به ۲۹ بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان) منتقل کنیم.

لیدا آیلار

از سایت آفتاب
+ نوشته شده توسط داورپناه در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 و ساعت 9:51 |

تأييد حك كردن آرم سپاه بر روي بدنه ناو آمريكايي

جانشين فرماندهي نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با بيان اين‌که مسئولان کشور با دقت تمام تحرکات و کوچکترين تغييرات دشمن را زير ذره بين دارند به موضوع حک کردن آرم سپاه بر روي بدنه يکي از ناوهاي آمريکايي در خليج فارس اشاره کرد و گفت: اين حرکت بدان معناست که اگر لازم باشد مي‌شود فضا را براي اين ناوها ناامن کرد.
۲۴ بهمن ۱۳۸۵ - قبل از ظهر ۱۰:۴۵

جانشين فرماندهي نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با اشاره به بازديد خود از يک مجتمع صنايع هوايي، پرده از يک تاکتيک نظامي برداشت.

به گزارش مهر، سردار نور علي شوشتري جانشين فرماندهي نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي که شب گذشته در همايش يادگاران هشت سال دفاع مقدس در حسينيه ثارالله (ع) تيپ مستقل 21 زرهي امام رضا (ع) نيشابور سخن مي‌گفت، تاکيد کرد: پرنده‌هاي بي سرنشيني ساخته ايم که در صورت لزوم مي‌توانند در هر عمقي، براي ناوهاي آمريکايي عمليات انتحاري انجام دهند تا آنها منطقه را با سرافکندگي ترک کنند.

وي افزود: بوش اگر مي‌خواهد منطقي عمل کند بايد نيروهايش را از منطقه خارج کند تا منطقه روي آرامش ببيند.

جانشين فرماندهي نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با بيان اين‌که مسئولان کشور با دقت تمام تحرکات و کوچکترين تغييرات دشمن را زير ذره بين دارند به موضوع حک کردن آرم سپاه بر روي بدنه يکي از ناوهاي آمريکايي در خليج فارس اشاره کرد و گفت: اين حرکت بدان معناست که اگر لازم باشد مي‌شود فضا را براي اين ناوها ناامن کرد.

شوشتري در عين حال گفت: البته بعيد نيست که نفهمي دشمن يکبار ديگر گل بکند و البته بايد بداند که در اين صورت شکست در انتظار اوست. وي تصريح کرد: آمريکايي‌ها مي‌دانند در صورت رويارويي با نظام اسلامي نه تنها در منطقه بلکه در کشور خود امنيت نخواهند داشت.

وي با اصرار بر اينکه دشمن هر حماقتي کند جز شکست را تجربه نخواهد کرد اضافه کرد: ملت بزرگ ايران آنقدر توانمند است که به خوبي از خودش دفاع کند.

اين مقام ارشد سپاه در بخش ديگري از سخنانش با تاکيد بر تقويت بيشتر مردم با نيروهاي مسلح اظهار داشت: درست است که ما داراي توانمندي دفاعي هستيم ولي اگر خداي نخواسته بين نظام و مردم فاصله افتد اين توپ و تانک هيچ فايده اي ندارد.

جانشين فرماندهي سپاه با بيان اين‌که پشتوانه مردم بهترين بازدارندگي است، خاطرنشان کرد: ما سپاهي‌ها و ساير آحاد مردم همه يک خانواده ايم، همه با هم انقلاب و بعد در جنگ همه با هم دفاع کرد و همه بايد تا آخر عمر نيز از اين کشور دفاع کنيم.

شوشتري همچنين شهدا را نماد غيرتمندي و وفاداري مردم به آرمان‌هاي نظام اسلامي دانست و تاکيد کرد: وظيفه ماست که مسير شهدا را با قوت طي کنيم.
+ نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 و ساعت 14:47 |


 

 

+ نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 و ساعت 5:57 |
دوشنبه، 23 بهمن 1385 - 10:17

تحصن دانشجویان مقابل دفتر «نستله»

http://www.inminds.com/
http://www.inminds.com/boycott-israel.html
http://www.inminds.com/boycott-nestle.html

جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های تهران در اعتراض به تخریب بخش‌هایی از حریم مسجدالاقصی در مقابل دفتر نمایندگی شركت نستله در تهران تحصن اعتراض‌آمیز برگزار خواهند كرد.
به گزارش شریف نیوز، جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های تهران با صدور اطلاعیه‌ای تأكید كردند: طبق مستندات، شركت غذایی نستله یكی از بزرگترین شركت‌های تأمین‌كننده اقتصاد رژیم صهیونیستی است و در سال 1998 نماینده این شركت جایزه بزرگترین شركت‌های حامی اسرائیل (Award Jubilee) را از بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر این رژیم دریافت كرده است.

این اطلاعیه می‌افزاید: طبق اطلاعات رسمی ارائه شده از سوی شعبه نستله - ایران، این شركت فعالیت‌های خود را در ایران از سال 2001 آغاز نموده است و براساس اعلام «پیر تروبا» مدیرعامل این شركت، در طول این مدت شركت مذكور بخش بزرگی از بازار تغذیه ایران را از آن خود كرده است.
دانشجویان دانشگاه‌های تهران اعلام كردند كه مستندات بیشتر توسط دانشجویان در مراسم رسمی تحصن اعلام خواهد شد.

این تحصن از ساعت 30/12 امروز دوشنبه در مقابل دفتر شركت مذكور واقع در خیابان خالد اسلامبولی برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 و ساعت 16:49 |
من که کدی ندیدم .اگر کسی این کار را بکند و ما کد تبلیغ را در ویلاگ یا سایت خود بگذاریم و پول آن مستقیم برود به حساب بیماران خاص. بهتر است تا این که برود به حساب شخصی و بعد از آنجا برود به حساب بیماران خاص.
منتظرم به این پیشنهاد کسی جامه عمل بپوشاند.

نگاه طنز ناصر خالديان به جامعه، فرهنگ و رسانه‌ها

khaledian@gmail.com
سه‌شنبه - ۱۷ بهمن ۱۳۸۵
هر كليك تو، يك نفس براي زندگي
حرکت بلاگرهاي ايراني براي ياري به بيماران خاص

ديدن صحنه‌ها و نسخه‌هايي اين‌چنين، براي هر انسان سالمي دردناك است. از دوست عزيز صادق اهري هم به خاطر حساسيت خوبش به موضوع متشكريم. اين چيزها را در زندگي‌مان در ايران زياد ديده و مي‌بينيم. آن‌قدر كه «سخت» و بي‌تفاوت مي‌شويم. آن‌قدر كه ديگر برايمان مهم نيست: «به ما چه! ما كه ام اس نداريم» و «خدا رو شكر ما كه سالميم، آخي طفلي‌ها!» كه همه‌ي آنها يا از بي‌تفاوتي يا از فرهنگ دلسوزي بدون ياري ناشي مي‌شود. به هر حال بايد هر كس در حد توان خود كاري كند چون توقع داشتن از دولت (آن هم دولت فعلي!) يعني در انتظار مرگ تدريجي بودن. البته دوست ما صادق اهري خوش‌بينانه فكر مي‌كند دولت هميشه پاسخگوي اين چيزهاست كه چرا داروي حياتي در شهرستان‌ها چندين برابر تهران است. تهران هم مثل همه‌ جاي ايران است منتها دهات بزرگ‌تري است. در حالي كه بسياري داروها مربوط به بيماران خاص و شيمي‌درماني و بيماري‌هاي اعصاب و روان و حتي مجروحين شيميايي در تهران هم بالاتر از قيمت خون به فروش مي‌رسد و زندگي‌هاي بسياري را نابود كرده است. مخارج دياليز را كه مي‌دانيد؟ بسياري هستند كه به خاطر نداشتن خرج عمل چشم‌انتظار مرگند و اين براي ما كه با آنان زير سقف يك آسمان زندگي مي‌كنيم، مايه‌ي تاسف است. بعد حساب كن اين فرد در يك شهرستان دورافتاده و كم‌درآمدي باشد.

اين است كه نبايد در اين مورد از دولت توقع و سوال داشت و وقتي دولت در بخش‌هايي ناتوان است، بايد حركت‌هاي اجتماعي جايگزين آن شوند. هر چند جامعه‌ي ما به خاطر يأس سياسي و فشار اقتصادي آن‌چنان خموده و راكد شده كه جز فريادي گوشخراش يا يك بلاي بزرگ طبيعي كمتر كسي را تكان مي‌دهد. البته نبايد منكر بعضي اقدامات و فعاليت‌ها به خصوص برخي افراد دلسوز و زحمتكش وزارت بهداشت و درمان شد، اما كافي نيست. به هيچ وجه با اين شرايط كافي نيست و كاش مي‌شد به بيماران خاص در سطح وسيع‌تر و بهتري هر چند اندك كمك كرد و بزرگ‌ترين و مهم‌ترين مشكل نيز همين مشكلات مالي است.

برخي خودشان مي‌توانند به طور مستقيم مبالغ خوبي كمك كنند كه بالاخره شماره حساب‌هاي خاصي هست و باقي مسائل. اما براي بسياري شايد مقدور نباشد كمك مالي آن‌چناني بكنند فرض براي يكي زشت به نظر برسد كه مثلاً هزار تومان كمك كند و در نتيجه همان مبلغ كوچك را هم هيچ وقت كمك نخواهد كرد! مطمئناً بسياري از ما مدير و مسؤول و يا پولدار نيستيم كه كمك زيادي بتوانيم بكنيم و توقع هم نمي‌رود. و توقعي هم نيست كه چرا «كَرَم‌داران عالم را درَم نيست، درَم‌داران عالم را كَرَم نيست». اما اينجا پيشنهادي را به شرط كمك همه‌ي دوستان مي‌توان عملي كرد. اين همه وبلاگ پس به چه درد مي‌خورند؟ فقط براي خاطرات شخصي و بازي يلدا؟

پيشنهاد اين است كه مي‌توان از طريق وبلاگ و بدون صرف هزينه به نوعي به اين كار كمك كرد. سايت I30T كه يك ماه و چند روز ديگر شروع به كار اصلي خود و پرداخت مي‌كند سايتي براي تبليغ آگهي‌هاي متني است كه اينجا نوشته شده بود و كدهايش را بالاي اين صفحه مي‌بينيد و درآمد حاصل از كليك روي آگهي‌ها را به منتشركننده‌ي آگهي پرداخت مي‌كند. اگر اين درآمد را هر فرد به جاي جيب خود به يك حساب خاص براي اين كار بريزد پس از مدتي مبالغ خوبي هم گردآوري خواهد شد. مي‌توان درآمد آن يك سال را براي شروع به «بيماران ام اس» اختصاص داد و اين به همت سايبرنشينانِ ما به تعداد زياد نياز دارد.

حتي پيشنهاد مي‌شود دوستان آي سي تي اگر براشان مقدور باشد غير از همان اسكريپت اصلي، اسكريپت ويژه‌اي را براي اين كار طراحي كنند كه زير آن قيد شده باشد: «تمامي درآمد حاصل از اين آگهي صرف بيماران ام اس خواهد شد» وپيشنهاد اين است كه به جاي اول فروردين از همين الان درآمد آن را در نظر بگيرند و درآمد حاصل از كليك‌ها مستقيماً به شماره حساب ويژه‌اي كه بنياد امور بيماري‌هاي خاص يا انجمن بيماران ام اس يا دوستان بلاگر ويژه پيشنهاد مي‌كنند و تجربه و شناخت بهتري دارند، واريز شود و مطمئن شوند اين مبالغ سريعاً به دست اين گونه بيماران نيازمند در هر جاي ايران مي‌رسد. من هيچ آگاهي از گردش كار اين گونه كمك‌ها و نحوه‌ي حسابرسي و مسائل مالي و نحوه رساندن آن به دست فرد نيازمند ندارم، بقيه‌اش با شما و كساني كه واردند. البته با دوستان آي‌سي‌تي در اين مورد تماس گرفتم و از آن استقبال كردند و گفتند آي ‌سي تي در اين مورد حاضر به همكاري كامل است و كد ويژه‌اي هم به همين مناسبت ساخته مي‌شود.

اين پول‌ها كه از شركت‌هاي آگهي‌دهنده تامين مي‌شود كسي را ثروتمند نمي‌كند و مبلغ حاصل از كليك هم ناچيز است اما اين مبلغ هر چند ناچيز و كوچك هم باشد در صورتي كه تعداد زيادي بلاگر مهربان و صاحبان سايت‌هاي پربيننده و حتي خبري (آقاي گويا و بازتاب پردرآمد! شما هم مي‌توانيد) آن را انجام دهند و روي آگهي‌ها كليك كنند، ظرف چند ماه مبلغ بسيار زيادي خواهد شد كه مي‌توان بخشي از نيازهاي دارويي اوليه بسياري از اين بيماران را تامين كرد و مثلاً براي يك سال باشد و سال‌هاي بعد براي كمك به ديگر بيماران خاص مانند هموفيلي، دياليزي و ديگر مسائل صرف شود و بعد از چند ماه با حضور انجمن‌‌شان و بلاگرها مراسمي بگذاريم ببينيم چقدر جمع شده است و به چه تعداد افراد كمك شده است.

برخي از اين بيماران دارند و به هر حال توقعي هم از ديگران ندارند. برخي هم نه وضعيت مالي مناسبي دارند و نه توقع! اما خودمان را جاي يكي از آنها از آنها بگذاريم كه با اين گراني و فشار چه فشار مضاعفي بر ما وارد خواهد شد كه از نظر جسمي كم‌توان و ناتوان هم باشيم. به نظر شخص من كم‌توانان جسمي يا داراي بيماري خاص، روح انساني و بزرگواري‌شان از بسياري از ما بيشتر است. خودم را مي‌گويم كه دوستان كم‌تواني دارم كه هيچ وقت از نظر سلامت روح و كرامت نفس به پايشان نمي‌رسم و از همه نظر از من آدم سالم پرتوان‌تر هم بوده‌اند. اين هم هشداري قديمي براي همه ماست كه: بيماري ام اس در كشور رو به افزايش است. و البته زنان نيز بيشتر از مردان در معرض خطر قرار دارند.

شخص من مانند بسياري از شما صدها درد و رنج شخصي هم داشته‌ام كه هيچ وقت يك خط از آن در نوشته‌هايم نخوانده‌ايد و نخواهيد خواند. ولي اين مورد خاص كه نداي «آي آدم‌ها»ست از همه‌ي شما دوستان گرامي در سايت‌ها و وبلاگ‌هاي مختلف و همين دو سه نفري كه اينجا را مي‌خوانند و با هر ديدگاه و منشي كه هستيد و اين خطوط را مي‌خوانيد خواهش مي‌كنم كه اگر برايتان مقدور است و ديزاين صفحه‌تان اجازه مي‌دهد اين كد آگهي‌ها را به كار ببريد تا حداقل كاري كرده باشيم و با كليك روي لينك‌ها كه فقط به اندازه تكان دادن يك انگشت هزينه دارد به نوعي در اين كار كمك كنيم. مطمئناً خطاب اين درخواست به بخش لاقيد و بي‌خيال وبلاگستان يا كساني كه اهداف ديگري دارند نيست، به مدعيان و منفي‌باف‌ها هم كاري نداريم. اين خطاب به دوستان و وبلاگ‌نويساني است كه ذاتاً خوب و اهل درك مسائل هستند.

شما صدقه نمي‌دهيد، صداقت خودتان را نشان مي‌دهيد. كار آرماني و فوق‌العاده‌اي نيست اما كمترين كاري است كه مي‌توان كرد. بسيار هم ساده است و هيچ خرج و هزينه‌اي ندارد و شايد اين كم‌هزينه‌ترين و آسان‌ترين كاري است كه مي‌توان انجام داد. از اول 86 فعاليت رسمي آي سي تي شروع شده و تا آن موقع بيش از يك ماه وقت داريد لوگوها را در وبلاگ و سايت خود بگذاريد و با بخش مديريت آن آشنا شويد. بنابر اين آگهي‌هايي كه شما در سال 86 در اين وبلاگ مي‌بينيد صرف اين كار شده و ثوابش هم براي كليك كننده! و حداقل فايده تبليغي‌اش براي همه‌ي ما اين است كه علاوه بر ديگر رسانه‌ها وقتي بقيه‌ي مردم نام «بلاگرهاي ايران» را شنيدند بفهمند با گروهي از انسان‌هاي فهيم سر و كار دارند. برايمان مهم نباشد اين پول صرف چه كسي و كدام بيمار ام اسي خواهد شد و چه كسي اين كار را كرده، حركت و بودن و نيت خودمان مهم باشد و اين مهم باشد كه اين حركت به نام همه‌ي ما «وبلاگ‌نويسان ايراني» و سايت‌هاي ايراني ثبت خواهد شد. زمان مي‌برد اما نتيجه‌ي خيلي خوبي خواهد داشت.

به اميد اين كه سال 86 سال كمك‌هاي انسان‌دوستانه بلاگرهاي ايراني به بيماران ام اس باشد كه لذت واقعي و ارزش زندگي به ياري است.

تعداد مشاهده: ۸۶۳
http://noqte.com/blogs/blog.php?code=243
+ نوشته شده توسط داورپناه در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 و ساعت 10:58 |
رستورانهای زنجيره ای مک دونالد تصميم گرفته است برای کمک به ارتش رژيم صهيونيستی در كشتار فلسطينيهای "تروريست"! به قيمت توليدات خود بيفزايد

رستورانهای زنجيره ای مک دونالد تصميم گرفته است برای کمک به ارتش رژيم صهيونيستی در كشتار فلسطينيهای "تروريست"! به قيمت توليدات خود بيفزايد

http://www.palestine-persian.info/index.htm

http://www.palestine-info.info/Ar/default.aspx?xyz=U6Qq7k%2bcOd9i39xY6/%2bPYOarD1hkT8XDScvRYw1IDF4kj0CnIOqP01slHqqgYVUYCTDBsGrvga0GJVBsukWr01m1ia2L1a394WSNXtEDw8hYDrfn6W%2bxwHh4f%2bxzvwGydnkC4%2baazLo%3d

 

+ نوشته شده توسط داورپناه در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 و ساعت 14:12 |
ايران هسته‌اي توازن در منطقه ايجاد مي‌كند
سه شنبه 17 بهمن ماه 1385 09:20

فارس: وزير امور خارجه پيشين فرانسه اعتقاد دارد اگر حتي ايران به بمب هسته‌اي دست پيدا كند اين امر عاملي براي توازن در خاورميانه خواهد بود.
"دونالد دوماس" روز گذشته به راديو "فرانس اينتر" گفت كه بمب اتمي ايران عامل توازن در منطقه خواهد بود.
غربي‌ها در حالي ادعا دارند برنامه هسته‌اي براي توليد سلاح است كه كشورمان با تاكيد بر صلح‌آميز بودن اين برنامه،‌ نهايت همكاري را با بازرسان آژانس بين‌المللي انرژي اتمي براي شفافيت‌سازي و اعتمادسازي داشته است.
دوماس در عين حال شرايط زماني را براي دستيابي ايران به اين توان مناسب ندانست و گفت: ‌«مثلاً اگر ايران بمب اتمي داشته باشد اين امر توازن منطقه خواهد بود اما به يك توافقنامه و كنترل و فضايي متفاوت با آن چه كه امروزه جاري است، نياز است.»
وي افزود: «فضاي كنوني، فضاي تهديد است.»
پيش از اين نيز ژاك شيراك، رئيس جمهوري فرانسه در جمع خبرنگاران نيويورك تايمز و هرالد تريبيون و "نوول آبسرواتور" گفته بود كه اگر تهران يك يا دو سلاح هسته‌اي هم داشته باشد ، خطري وجود نخواهد داشت.

شاید می خواهند ایران با این فریب اعتراف کند بمب اتم دارد یا در این راه است تا بعد کارشان را راحت تر پیش ببرند. ؟!!!!!!!! شما چه می گویید؟


+ نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت 11:31 |

افسر سيا: س‍پاه را اذيت نكنيد، بد مي بينيد!

 


خبرنگار رجانيوز گزارش داد، يكي از افسران سابق سازمان سيا به مقامهاي آمريكايي هشدار داد كه از تحريك سپاه پاسداران انقلاب اسلامي دست بردارند، چرا كه اگر اين سپاه تحريك شود مي تواند يك تباه كننده جدي باشد.

«رابرت بائر» در فاصله 1996 تا 1997، مامور مخصوص سازمان سيا در خاورميانه بود، كه از روي كتاب خاطراتش فيلم معروف سيريانا با بازي جورج كلونى و مت ديمن ساخته شد.

نام بائر همواره در كنار جيمز ولسى، جيمز فيليپس، پل ولفوويتز، داگلاس فيث، فرانك گاسمى،ديويد فرام، جان بولتون، مايكل لدين، تام لانتوس جز افرادي است كه بدبينانه و با حالت تخاصم به مسائل ايران مي نگرند.

اين مامور سابق سيا در اوايل امسال در گفتگو با روزنامه «پاريزين» اظهار داشته بود كه بايد ايران هسته اي را پذيرفت و حمله به ايران و پاسخ ايران به مقرهاي نظاميان آمريكايي در كشورهاي حاشيه خليج فارس سبب نفت 300 تا 400 دلاري خواهد شد.

 

به گزارش رجانيوز، رابرت بائر در مقاله اي كه روز پنجشنبه باعنوان «آيا ايران به دنبال انتقام است؟» در هفته نامه تايم منتشر كرد، نوشت: سرعت و ميزان خشونت ها در عراق شديدا رو به افزايش است و سپاه پاسداران ايران ممكن است به دنبال انتقام عليه آمريكا باشد.

اين افسر سابق سيا افزوده است :متاسفانه نزديك بود آيين يوحنايي(عاشورا) شهر نجف يكي از مقدس ترين شهرهاي شيعيان را فرا گيرد و آيت الله العظمي عل  سيستاني را به قتل برسانند. سفير ايران در بغداد نيز در مصاحبه با روزنامه نيويورك تايمز اعلام كرده بود آمريكا چه بخواهد چه نخواهد ايران در عراق باقي خواهد ماند.

به نوشته بائر ، البته اين بدترين آنها نيست، نيروهاي آمريكايي  همچنان پنج تن از اعضاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران را در اختيار دارند كه در11 ژانويه در اربيل دستگير شده بودند.

« سپاه پاسداران تاريخي طولاني در انجام خشونت هاي حساب  شده عليه دشمنانش و بخصوص آمريكا دارد، اتهامات دولت عليه ايران محتمل است اما در عين حال مقامهاي آمريكايي بايد اين مساله را به خاطر آورند كه سپاه پاسداران ايراني در صورتي كه تحريك شود مي تواند يك تباه كننده جدي باشد.
به عنوان مثال وقتي در ژوئيه1982 شبه نظاميان مسيحي لبنان، كاردار ايران در بيروت را ربودند، سپاه پاسداران نيز دسته اي از آدم ربايي هاي تلافي جويانه، هواپيما ربايي و ترورها را عليه آمريكا و غرب انجام داد.
باتوجه به اينكه فرد ربوده شده يك افسر ارشد سپاه (حاج احمد متوسليان) بود، سپاه پاسداران نمي خواست ربوده شدن او بي پاسخ بماند. اين اقدامات سپاه بيش از10 سال به  طول انجاميد و آمريكا را وارد رسوايي ايران كنترا نمود كه تقريبا باعث سرنگوني دولت ريگان گرديد.»

نويسنده تايم افزوده است: برخي از عراقي ها نيز نسبت به اين مساله بدبين هستند كه سپاه پاسداران پيش از اين حملات انتقام جويانه خود را با كشتن پنج سرباز آمريكايي در  كربلا (9 روز پس از دستگيري اعضاي سپاه در اربيل) آغاز كرده است. منطق اين  شايعه نيز بر اين اساس است كه پنج سرباز آمريكايي بخاطر پنج ايراني گروگان گرفته شده به قتل رسيده اند و اين در حقيقت پيام سپاه براي آزادي  اعضاي خود بوده است.
اين درحالي است كه بخشي از علت گمانه زني ها در مورد اين كه اين حمله را سپاه پاسداران انجام داده ممكن است به اين وابسته باشد كه عراقي ها از توانايي هاي سپاه براي انجام حملات تلافي جويانه آگاه هستند.»

« در نتيجه ما بايد مطمئن باشيم كه سپاه پاسداران در حال آماده كردن خود براي مبارزه است و قطعا توانايي هاي آن را نبايد دست كم بگيريم زيرا  سپاه علاوه بر ارائه تسليحات به مخالفان مي تواند ضربه هاي جدي را به خطوط  لجستيكي ما وارد سازد.»

افسر سابق سيا در ادامه نوشته است: در تماس تلفني كه با يكي از پيمانكاران آمريكايي در بغداد داشتم از او پرسيدم ايران چه اندازه مي تواند به ما خسارت وارد سازد و او گفت بهتر است اين گونه بگويم كه امروزه در بصره واحد پول تومان ايرانيان است نه دينار عراق.
اين پيمانكار آمريكايي افزود كه كاروان هاي او كه هر روزه از كويت  به عراق حركت مي كنند، مجبور هستند40 درصد اضافه بار به شبه نظاميان شيعي و پليس عراق در جنوب پرداخت كنند كه اكثر آن ها با سپاه در ارتباط هستند.»

افسر سابق سيا در نهايت اظهار داشته است: جرج بوش رييس جمهوري آمريكا نيز كه نگران افزايش هرج و مرج در عراق است قول داده با ايران وارد جنگ نشود ولي اين مساله براي سپاه پاسداران اهميت ندارد زيرا سپاه پاسداران به هيچ چيزي بيشتر از مبارزه در جنگي غير مستقيم در جنگي ديگر علاقه ندارد.

رجا نیوز
+ نوشته شده توسط داورپناه در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 و ساعت 18:59 |

چهارشنبه، 11 بهمن 1385 - 11:53


تهدید غیر رسمی سپاه: ربودن نظامیان آمریکایی آسان و ارزان است



نشریه رسمی سپاه پاسداران با انتشار مقاله ای آمریکا را به ربودن نیروهای امریکایی در منطقه و انتقال آنها به نقاط دلخواه تهدید کرد.

این نشریه که سخنگوی مطبوعاتی سپاه پاسداران محسوب می‏شود، به صراحت مسئولیت ربودن چند افسر آمریکایی را متوجه جیش المهدی در عراق کرده و همزمان هشدار داده که ربودن اتباع آمریکا در خاورمیانه،اروپا و آمریکای لاتین امری دشوار نیست و هر لحظه می‏تواند انجام گیرد.

نشریه سپاه پاسداران که با عنوان صبح صادق و زیر نظر شورای نویسندگان اداره سیاسی ستاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه منتشر می‏شود، در شماره ۲۸۸ خود در روز دوشنبه ۹ بهمن ماه مقاله ای تحت عنوان ارزان تر و آسان تر از کالاهای بنجل چینی، در واکنش به قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنیت سازمان ملل منتشر کرده است.

در این مقاله گفته شده: «آمریکا فهرستی را تحت عنوان «لیست مطلوب» تهیه و منتشر کرده که در آن اعلام شده است افرادی که نام آنان آمده، در رده‌ها‌ی مهمی از مناصب نظامی قرار دارند که باید توسط مقامات امنیتی و اطلاعاتی ایالات متحده بازداشت و یا ربوده و به آمریکا منتقل گردند تا سطح وگستره فعالیت‌ها‌ی سیاسی، هسته ای ونظامی ایرانیان در داخل کشور، منطقه خاورمیانه و حتی رابطه با کشورهای فرامنطقه ای کشف و مورد ارزیابی قرار گیرد.»

نشریه سپاه پاسداران در مقاله خود از جمله مدعی است آمریکاییان، «اسامی ۳۵ تن از مقامات دیپلماتیک ایران در سفارتخانه‌ها‌ی خارجی که سران کاخ سفید معتقدند این افراد از رده‌ها‌ی بالای نظامی و امنیتی ایران هستند و اطلاعات ذیقیمتی از خریدها و توان نظامی وهسته ای جمهوری اسلامی را در اختیار دارند.»

نویسنده این مقاله که رضا ذاکر نام دارد و دارای تشابه اسمی با رییس مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری، علی رضا ذاکر اصفهانی است، ضمن اشاره به گستردگی و پراکندگی نیروهای آمریکا درعراق، افغانستان، کشورهای آسیای میانه و قفقاز، پاکستان هند، قاره آفریقا و آمریکای لاتین و حتی اروپا تهدید می‏کند که ربودن و انتقال آمریکایی‌ها‌«به هر نقطه دلخواه، آسان تر از تهیه یک کانتینر لوازم بنجل چینی است.»

دفتر سیاسی سپاه پاسداران ضمن یادآوری ربودن افسران امریکایی در عراق توسط نیروهای مسلح مقتدی صدر موسوم به جیش المهدی می‏نویسد: «زمانی که افسران امنیتی آمریکا به راحتی در دام نیروهای آموزش ندیده و کم تجربه جیش المهدی قرار می‏گیرند و یا افسر برجسته موساد در پاریس به یک باره سر به نیست می‏شود، قایق نیروهای انگلیسی در اروند به علل نامعلومی ناپدید می‏شود، می‏تواند پیامی روشن برای آنان باشد که خیال‌ها‌ی باطل در ذهن می‏پرورانند.»

نویسنده در پایان مقاله خود با اذعان به وجود افسران کارکشته و زبده عملیاتی و امنیتی برای به دام انداختن نیروهای آمریکایی و تاکید بر اینکه «عاقلان را اشارتی بس است»، از شل کردن سر کیسه به عنوان روش دیگری برای انجام عملیات علیه آمریکا یاد می‏کند و می‏نویسد: «اگر کشوری به فرض، هیچ پشتوانه و نفوذ معنوی درکشورهای دیگر نداشته و یا از افسران کارکشته و زبده عملیاتی و امنیتی هم برخوردار نباشد و از طرفداران و پیروان خود در کشورهای اسلامی و مسلمان نشین هم مطالبه ای نداشته باشد و ده‌ها‌ اگر دیگر، کافی است کمی سرکیسه را شل نماید تا آن گاه شاهد به صف کشیده شدن کلکسیونی از افسران چشم آبی و موبوری باشد که چونان تله‌ها‌یی از ارزن، اسیر خروس‌ها‌ی جنگی گرسنه ای می‏شوند که منتظر اشارتی هستند.»

این تهدید زمانی منتشر می‏شود که طی روزهای اخیر نشریات وابسته به نهادهای نظامی در ایران از انجام عملیات علیه چند تن از نیروهای آمریکایی توسط افراد ناشناسی که به انگلیسی صحبت می‏کردند و لباس جدید ارتش آمریکا را بر تن داشتند، خبر دادند.

تهدید سپاه پاسداران در مورد انجام عملیات علیه نیروهای آمریکا در خاورمیانه و اروپا به دنبال دستگیری پنج ایرانی در حمله نیروهای آمریکایی به ساختمانی متعلق به جمهوری اسلامی در اربیل صورت می‏گیرد.
مقامات حکومتی در ایران از هنگام دستگیری این پنج نفر در عراق آنان را دیپلمات و از اعضای کنسولگری جمهوری اسلامی در عراق معرفی کردند

+ نوشته شده توسط داورپناه در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت 16:35 |

رئیس جمهوری فرانسه در مصاحبه با روزنامه اینترنشنال هرالد تریبیون گفت اینكه ایران یك یا دو سلاح هسته‌ای داشته باشد، خطر زیادی محسوب نمی‌شود اما بعد از این حرف، اظهارات خود را پس گرفت. 
به گزارش فارس به نقل از این روزنامه، شیراك این اظهارات را كه با موضع رسمی فرانسه درباره ایران بسیار تفاوت دارد در مصاحبه‌ای در روز دوشنبه بیان كرد اما روز سه‌شنبه آنها را پس گرفت.
وی در مصاحبه اولیه گفته بود: «من می‌گویم مسئله خطرناك درباره این وضعیت این حقیقت نیست كه ایران یك بمب هسته‌ای در اختیار داشته باشد، در اختیار داشتن یك یا احتمالا دو بمب پس از آن خیلی خطرناك نیست.»
رئیس جمهوری فرانسه تاكید كرد: «اما مسئله بسیار خطرناك گسترش تسلیحات هسته‌ای است. این بدان معنا است كه اگر ایران به راهی كه پیش گرفته ادامه دهد و در نهایت در تولید برق هسته‌ای موفق شود، خطر در بمبی نیست كه در اختیار دارد و هیچ استفاده‌ای ندارد.»
به گزارش اینترنشنال هرالد تریبیون، شیراك گفت استفاده از سلاح هسته‌ای علیه كشور دیگر از سوی ایران به قیمت تخریب خود ایران تمام می‌شود.
وی افزود: «كجا از این بمب استفاده كند؟ علیه اسرائیل؟ هنوز 200 متر در فضا حركت نخواهد كرد كه تهران از روی زمین محو می‌شود.»
این روزنامه افزود مشخص نیست آیا اظهارات اولیه شیراك نشان‌دهنده تفكر واقعی وی درباره ایران است یا اینكه وی الفاظ اشتباهی به كار برده است.
بر اساس این گزارش، متن مصاحبه‌ای كه از دفتر شیراك در شامگاه دوشنبه به این روزنامه داده شد، شامل ارزیابی ایران مسلح به سلاح هسته‌ای یا پیش‌بینی وقایع پس از استفاده ایران از سلاح هسته‌ای نمی‌شد.
به نوشته این روزنامه، شیراك 74 ساله خبرنگاران را روز سه‌شنبه برای مصاحبه دوم دعوت كرد و گفت: «این من بودم كه اشتباه كردم و نمی‌خواهم در این باره بحث كنم. من باید توجه بهتری به آنچه می‌گویم می‌كردم و می‌فهمیدم كه احتمالا صدایم ضبط می‌شود.»

شریف نیوز

+ نوشته شده توسط داورپناه در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت 16:33 |

السلام علیك یا ابا عبدالله، و علی الارواح التی حلّت بفنائك، علیك منا سلام الله أبداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار. و لاجعله الله آخر العهد منا لزیارتك، السلام علی الحسین و علی علّی بن الحسین و علی اصحاب الحسین.

در زیارتی كه به مناسبت امروز وارد شده است، و در پایان جلسه نیز برای تجدید بیعت آن را خواهیم خواند، آمده است:
السلام علیك یا وارث آدم صفوه الله؛
السلام علیك یا وارث نوح نبی الله؛
السلام علیكم یا وارث ابراهیم خلیل الله ؛
السلام علیك یا وارث موسی كلیم الله ؛
السلام علیك یا وارث عیسی روح الله ؛
السلام علیك یا وارث محمد حبیب الله ؛

هدف این زیارت بخشیدن حركت و پویایی به عاشورا و خارج کردن این واقعه از انزوا و مخالفت با جدا ساختن آن از گذشته و آینده است. زیرا كه همه خطر در این است كه عاشورا فقط بدل به یادبودهایی شود، و واقعه کربلا تنها برای كتاب‌ها و سیره‌نویسی، و یا ذكر آن برای اجر و ثواب اخروی باشد. بیم آن می رود كه این حادثه از ظرف زمانی خود فراتر نرود، و مقتل حسین و یارانش در همان سال 61 مدفون شود؛حسینی بود، كشته شد و همه چیز پایان یافت.

برای این‌که‌ این خواست و كینه و كنار نهادن واقعه محقق نشود، و كار حسین هدر نرود، پاره‌ای فقرات در این زیارت آمده است، تا میان شهادت حسین و ستیز همیشگی حق و باطل پیوند برقرار سازد. ستیزی كه از نخستین حركت انسان برای اصلاح و جهاد تا رسیدن به زندگی آزاد، با كرامت و رهایی از ستم و ستم‌پیشگان ادامه دارد.

دشمنان حسین:
یكی از دوستان اندیشمند ما می‌گوید دشمنان حسین سه گروه‌اند:
دشمن نخست: كسانی كه حسین و یارانش راكشتند. آن‌ها ستمكار بودند، اما اثر ستمشان ناچیز است، زیرا كه جسم را كشتند و اجساد را پاره پاره کردند و چادرها را به آتش كشیدند و اموال را به غارت بردند. آن ها چیزهای محدودی را از میان بردند. اگر حسین در سال 61 به شهادت نمی‌رسید در سال دیگری از دنیا می‌رفت. پس خطر اصلی چیست؟ آنان با کشتن حسین چه چیزی را محقق ساختند؟ باید گفت که آنان مرگ حسین (ع) را جاودانه و همیشگی کردند. بنابراین خطر دشمن اول، ظالم اول و طغیانگر اول محدود است.
دشمن دوم: كسانی كه كوشیدند تا آثار حسین را پاك سازند، بنابراین قبرش را از میان بردند و زمینی را كه در آن به خاك سپرده شده بود، به آتش كشیدند و یا مانند بنی عباس حرم امام حسین (ع) را به آب بستند.
اینان مانع عزاداری برای حسین (ع) شدند، چنان‌كه در عصر عثمانی این‌گونه بود. شما و پدرانتان این دوره را دیده‌اید. دوران تاریكی بود. هنگامی كه مجلسی بر پا می‌داشتند، مراقبینی می‌گماردند، تا رسیدن عمال عثمانی را خبر دهند و عزاداران پراكنده شوند. هم اینان زیارت حسین را منع كردند و برای كسانی كه می خواستند قبر امام حسین را زیارت کنند سختی‌های بسیاری می‌آفریدند. این‌ها گروه دوم از دشمنان حسین هستند، کسانی که می‌خواستند اسم حسین و یاد حسین فراموش شود، و آرامگاه حسین و عزاداری بر حسین را از میان رود.

خطر این گروه بیش از گروه اول است، اما در اجرای برنامه‌هایشان، ناتوان ماندند، چنان‌كه این مسأله در تاریخ روشن شد. ما امروز شاهد گسترش زمانی و مکانی عزاداری‌های امام حسین هستیم. امروز دست كم بیش از صد میلیون نفر در عزاداریی‌های امام حسین(ع) شركت می كنند؛ نه تنها در جهان اسلام، بلكه همچنین در آفریقا. جمعه گذشته در ایام عاشورا، همه خطبه‌ها به اسم امام حسین (ع) برگزار شد؛ در همه جا، در اروپا، در آمریكا و در هر كشوری که دوستداران حسین (ع) زندگی می‌كنند. امروز صد میلیون نفر و یا بیشتر مجالس حسینی را برپا می‌كنند. سفر من به گابن با اربعین حسینی مصادف بود و در آنجا سخنرانی مفصلی كردم. در سنگال هم که بودم مجالس مفصلی برپا كردیم. به همین ترتیب در همه كشورها مراسم‌های عزاداری امام حسین (ع) در حال گسترش است. این مراسم این جا در لبنان، در بیروت و در مكان‌های گوناگون فزونی می یابد، و عمیق‌ تر می‌شود. بنابراین گروه دوم دشمنان حسین پر خطرتر و ستمكارتر از گروه نخست‌اند، اما در كارشان ناكام ماندند، ولی خطر این‌ها از گروه سوم كمتر است.

دشمن سوم: این گروه بر آن بودند تا چهره حسین را مخدوش کنند، و واقعه كربلا را در سالگردها و عزاداری‌ها نگه دارند، و آن را در گریه و اندوه و ناله منحصر كنند. ما بر حسین بسیار می‌گرییم، اما هرگز در گریه متوقف نمی شویم. مویه ما برای نو كردن اندوه‌ ها و كینه‌ ها و میل به انتقام و خشم بر باطل است، این‌ها انگیزه ما برای گریه است.
چرا به خاک افکنده شدن امام حسین را یاد می كنیم و آن را در مقاتل می‌ خوانیم؟ ناله‌ها و شیون‌های دلخراش! ماجرا را صحنه به صحنه می ‌خوانیم تا واقعیت را پیش رو آوریم، و خطر ستم‌پیشگان و سنگدلی‌شان را دریابیم، و همچنین ابعاد فداكاری و قدرت آن را بفهمیم. پس ما تنها به شیون بسنده نمی‌كنیم، و حسین را تنها شهید اشك‌ها نمی‌دانیم. و برآنیم كه تكلیف ما فقط با عزاداری‌های ما به انجام نمی‌رسد. اگر در تاریخ نبرد میان حق و باطل واقعه کربلا را از جمود خارج سازیم و آن را به گذشته پیوند دهیم، به طور طبیعی حادثه به آینده هم پیوند می خورد. چنان‌كه می‌گوییم حسین وارث آدم و نوح و موسی و عیسی است، و امام صادق و باقر و رضا (ع) میراث‌دار او هستند، و هر كسی كه با باطل می‌ستیزد و همه توان و حیات خود را در راه دفاع از حق تقدیم می‌كند میراث‌دار اوست.

حق و باطل از ازل با هم در ستیز بودند. این مسأله سنت خداوند در خلقش است. آدمی خیر و شر را می‌شناسد، چنان‌كه در قرآن آمده است:«فألهما فجورها و تقواها» [شمس/ 28] (سپس بدی ها و پرهیزگاری را به او الهام کرد.) خداوند سبحان است كه به من آموخت و الهام كرد و روح در من دمید, و مرا آفرید. من خیر و شر را درمی‌یابم، و هم توانا بر خیر و هم توانا بر شر هستم: «و هدیناه السبیل اما شاكراً و اما كفورا»[انسان/3] ( راه را به او نشان دادیم، یا سپاسگزار باشد یا ناسپاس.)این سنت خداوند است كه در هستی هم امكان انجام دادن خیر هست و هم شر. ما راه خیر را، چشم‌بسته و بدون آگاهی از شر، نمی‌پیماییم. آدمی در هر موقعیتی كه قرار می‌گیرد، خودش را در برابر دو گزینه مختار می بیند؛ چیزی هست كه او را به خیر می خواند، و چیزی دیگر كه او را به شر دعوت می‌کند. او در هر موقعیتی خود را در نبردی آزاد می بیند، كه می تواند خیر را برگزیند، و یا در چاه شر سقوط کند. اگر خیر را برگزیند، كامل می‌شود، زیرا این گزینش پس از ستیزی ویرانگر و درونی بوده است.

انسان همچون زنبور نیست. زنبور تنها می‌تواند عسل بسازد. آدمی مثل گوسفند، حیوانات سودمند یا خورشید نیست. این‌ها فقط توانایی کار خیر دارند. اما آدمی هم توانایی انجام دادن خیر دارد و هم شر. بنابراین سنّت آفرینش خداوند وجود احساس خیر و شر در نفس انسان، و وجود خیر و شر در عالم خارج است. پس آدمی در هر موضعی در برابر دو گزینه قرار دارد.
وجود خیر و شر دو جبهه ابدی و ازلی را می‌سازند. جدّمان، حضرت آدم، برگزیده خدا، جبهه اصلی را رهبری كرد. نبرد میان قابیل و هابیل صورت پذیرفت. می‌توان گفت این ستیز نبردی نمادین یا حقیقتی تاریخی است، فرقی نمی‌کند، آن چه مهم است بازتاب این نبرد برای ماست. قرآن نیز نبرد هابیل و قابیل را بیان می كند. در این نبرد، جبهه كوچك خیر، در برابر جبهه كوچك شر قرار می گیرد. گستره این نبرد محدود است. میان دو برادر كه از یك پدر و یك مادر هستند، نبرد روی می دهد. قابیل، هابیل را می‌كشد. هابیل در زیر خاك دفن می شود. پس از آن نبرد آغاز و از همان لحظه اول به خون آغشته شد. این نبرد پردامنه آغاز شد، تا از همان زمان و تا امروز و تا ابد در برابر آدمی تجربه ای قرار دهد.

از آن زمان به بعد این نبردها ادامه یافتند. پژوهشگران، منتقدان، فلاسفه، اقتصادانان و پایه‌گذاران مكتب‌های اقتصادی قدیم و جدید، این نبرد را تفسیر كرده اند، درباره آن نظر داده اند و اثرهای آن را برشمرده‌اند. آنان در اظهار نظر خود بر حق هستند زیرا هر کدام به نوعی این نبرد را تعریف کرده اند. آنان در زمانی زندگی می‌کردند که ویژگی بارز نبرد اختلاف طبقاتی بود. من شك ندارم كه اگر آن‌ها در دوره ما زندگی می كردند به این نبرد ویژگی دیگری می دادند. چرا كه این نبردها امروز از چارچوب طبقاتی خارج شده‌اند. این نبردها گاهی میان طبقات است و گاهی درون طبقات مختلف اجتماعی و گاهی میان ملت ها و یا ... است. نمی خواهم در این مورد بحث كنم. آن‌ها آخرین نبردها را تعریف كردند و به آن‌ها عمومیت بخشیدند و گفتند همه تاریخ، از ابتدا تا انتها، نتیجه این مبارزه و نبرد است.
اما واقعیت این است كه نبرد حقیقی میان ستم‌پیشه و ستم‌دیده است، زیرا كه ستم شكل‌های گوناگونی دارد. گاهی ظلم حالت شخصی دارد. كسی دیگری را می زند، شوهری همسرش را می زند، برادری برادرش را می زند و یا شخصی به همسایه اش آزار می رساند. این نبردها شخصی است.

گاهی ستم ویژگی دیگری می یابد. استعمار ستمی سیاسی است و استعمار‌گران به مردم ستم می كنند؛ آزادی و سرزمین و وطنشان را غصب می‌کنند. این چیزها را گاهی به كمك سیاست می گیرند، و گاهی با شمشیر. این نوع ستم، نبرد میان ظالم و مظلوم را تصویر می كند، و استعمارگر و استعمار شده را.
گاهی نبرد ویژگی اقتصادی می یابد؛ استثمار كننده و استثمار شونده. گروهی با فریب و زور و ربا اموال دیگران را می دزدند. ربا در قدیم رواج داشت؛ چه پیش از اسلام، چه پس از اسلام، حتی امروز هم وجود دارد. گروهی با سوء استفاده از مال و امکاناتی که دارند، اموال و تلاش دیگران را تصاحب می‌كنند. این نوع دیگری از ستم است، نبرد میان استثمار كننده واستثمار شونده.

گاهی نبرد با ویژگی فرهنگی و فكری خود را می‌نمایاند. یكی از متفکران این ستم را «استحمار» می‌نامد. استحمار یعنی این‌كه می‌خواهند مردم را نادان نگه دارند. مردم چیزی نفهمند و نادان بمانند. در این‌جا نیز ستمكار عقل و اندیشه و آگاهی و احساس ستمدیده را نادیده می گیرد.در این جا نیز نبرد پا برجاست.
قرآن كریم همه انواع ستم را معرفی می‌كند، و همه ستمدیدگان را با هم می‌خواند: «و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم أئمة و نجعلهم الوارثین» [قصص/ 5] ( و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.) استضعاف یعنی گروهی، گروهی دیگر را ضعیف بشمارد، و دارایی و اندیشه آن‌ها را غصب كند. نگاه تاریخی قرآن كریم می‌گوید در زمین مردم دو گروه اند؛ یا ظالم‌ یا مستضعف. این دو گروه در برابر هم قرار می گیرند، ستم فزونی می‌یابد، ظالم طغیان می‌كند، چیره می‌شود و سرانجام حكم می‌راند.

مستضعفین جستجو می‌كنند، متفق می‌شوند، التماس می‌كنند، توسل می‌جویند، ناله و فریاد سر می‌دهند، و سرانجام خداوند برای آنان رهبر یا وحی و یا پیامبری می‌فرستد، تا آنان را گرد هم آورد و رهبری كند. آنان نیز از مصالح خود در برابر ستمكار دفاع می‌كنند. همه پیامبران؛ كسانی كه فریادشان خدای واحد و احد بود، همیشه در میان تعداد زیادی مستضعف بودند. آن ها در كنار مستضعفین می‌ایستادند، نه به دلیل کینه توزی از قدرتمندان، چرا که عقده‌ای در کار نیست، بلكه به دلیل بیزاری از ظلم . آنان می خواهند زورمداران و ستم بارگان را از عرششان فرو کشند. پیامبر هیچ کینه و عقده‌ای علیه هیچ انسانی ندارد. او از این کینه‌توزی‌ها مبراست.
شعله نبرد زبانه می‌كشد. مستضعفین به پا می خیزند، گرد نبی خود می‌آیند و نبرد را می‌آغازند. فداكاری می‌كنند و نبرد را پی می‌گیرند تا ستمكار از عرشش سقوط كند و از طغیانش دست بشوید. مستضعفین در برابر استعمار و استثمار و استحمار ستمکار می‌ایستند.

انواع سه گانه ستم، رهبرانی دارد. این رهبران بوده‌اند و اكنون نیز هستند. اما سرانجام ستم در برابر اكثریت می‌شكند و ستم‌ پیشه نیز خرد می‌شود. سپس ستمكار جامه نو بر تن می‌كند؛ جامه انبیا، و لباس دین. به دعوت جدیدی فرا می‌خواند و شعار دفاع از مصلحت مردم را سر می‌دهد. اعلام می‌کند كه در كنار مستضعفین است. مستضعفین می‌بینند ستم از درون خودشان پا گرفته است؛ غصب و استبداد و استعمار و استثمار و استحمار از دورن خودشان است. در این هنگام نبردی دیگر آغاز می ‌شود. بدین گونه این نبرد از ازل تا ابد پاینده است.
این نبرد برای چیست؟ این سنت خداوند است. این نبرد همیشگی برای این است كه آدمی بتواند با اراده کامل خود از میان خیر و شر یکی را انتخاب کند و این گونه است که سلسله پاینده ستیز میان ستمكار و ستمدیده کامل می گردد. از خلال این سلسله نبرد آغاز شد: از آدم برگزیده خدا و نوح پیامبر خدا و عیسی روح خدا و موسی همسخن خدا و تا محمد محبوب خدا و علی ولی خدا.
از این رو، واقعه كربلا یك نبرد جدا افتاده و پدیده‌ای یگانه در تاریخ انسان نیست، البته حلقه‌ای ویژه است، و به طور طبیعی با دیگر حلقه‌های تاریخ نبرد، تفاوت دارد. چنان كه این حلقه با گذشته پیوند دارد با آینده نیز در پیوند است.

ما با این یادها و عزاداری ها و برپایی مجالس سوگ می كوشیم تا با این واقعه‌ مانند اتفاقی جدید زندگی كنیم. پدران و نیاکان و رهبران و علمای ما نیز در این راه تلاش کردند. به سخنان امام حسین گوش فرا می دهیم:«الا ترون أن الحق لایعمل به و الباطل لایتناهی عنه»(آیا نمی بینید به حق عمل و از باطل بازداشته نمی شود.) [اللهوف, ص 79] این سخن در گوش عزاداران طنین می افكند، و انسان را وا می دارد تا هوشیار باشد كه در این نبرد همیشگی، امروز چه باید بكند؟ دو جبهه روشن است و تا هنگامی كه دو جبهه رهبران و پیروان خودش را دارد، ما باید ببنیم آیا در جای خود ایستاده ایم؟ در كدام جبهه هستیم؟
سخنان و شعارها روشن‌اند. وقتی كه انسان معاصر درمی‌یابد كه نبرد امام حسین با گذشته و آینده پیوند دارد، درنگ می‌كند، و در برابر دو جبهه می ایستد تا صف خود را انتخاب کند. اگر بخواهیم هر دو جبهه را بشناسیم، باید بدانیم هر كدام ویژگی‌های خودش را دارد. دقت خیلی زیادی نمی‌ خواهد. ویژگی‌ها روشن است. آیا كسی هست كه شك كند اسرائیل ظالم است؟ اسرائیل فلسطین را اشغال و مردم را آواره و بی‌گناهان را نابود كرده است. به بهانة حمایت از خود اشغال را ادامه می دهد و فكر جهانی را با استعمار و استثمار و استحمار به بیراهه برده است.

بنابراین ما مستضعفین هستیم. اسرائیل در جبهه یزید است؛ جبهه باطل، جبهه ستم‌پیشگان، و ما در جبهه مستضعفین هستیم؛ جبهه حسین. ما چه باید بكنیم؟ سیره حسین را می‌خوانیم و می‌بینیم كه حسین با خاندان و یاران و فرزندان و با همه هستی و مردان و زنان خود به آوردگاه می‌رود. كسانی هم كه با حسین از مدینه خارج نشدند، با اجباری از جانب حسین مواجهه نشدند، چرا كه حسین برای آن‌ها چنین نوشت:«ألا وأن من خرج معی یقتل و من لم یخرج لن یبلغ النصر.» (بدانید آن که با من از مدینه خارج شود, کشته خواهد شد و آن کس که بماند به پیروزی نخواهد رسید.)
او می خواهد همه دوستداران و عزیزان خود را همراه كند، اما به كجا؟ به محراب شهادت. او می داند كه همگی به سوی شهادت گام بر می دارند و همین طور هم بود. سخنان امام حسین و علی اكبر را وقتی علی اكبر به خیمه‌ها بازگشت و آب خواست، می‌خواندم. مضمون سخن امام حسین این بود كه آب در اختیار ندارد اما به علی اکبر می گوید: «امیدوارم كه از دست جدت سیراب شوی.» در این دنیا سیراب می شود؟ جدش كجا به او آب می دهد؟ حسین شهادت و مرگ را برای تنها فرزندش آرزو می كند. می گوید: بفرما، بجنگ و بمیر. این معنای سیراب شدن از دست جدت است. دیگران از او اجازه می‌خواهند و او به آن‌ها اجازه می‌دهد، و همین گونه یكی پس از دیگری، همه آن‌ها را تقدیم كرد. در مقتل ماجرا را شنیده‌اید. جزئیات این كارزار بسیار به حقیقت نزدیك است. مردم گمراهانه آز ورزیدند. به آن‌ها اندكی پول دادند یا این كه یك مشت خرمای خشك گرفتند و برای قتل حسین آمدند. احادیث و سیره ها متفاوت است، اما برخی گفته‌اند كه سی هزار نفر یا بیشتر حسین را محاصره كرده بودند. همراهان امام حسین دانستند که میان آنان و پیروزی به اندازه ضربات شمشیر امام حسین (ع) و عباس و دیگر قهرمانان فاصله هست، یعنی لحظاتی بیش تا نجات آنان نمانده است.آنان می‌دانند كه پس از شهادت امام حسین(ع) خصم به درون خیمه‌ها می‌رود و لباس‌ها و زیور آلات و گوشواره‌ها را بی رحمانه به غارت می برد. آری روشن شد كه چه كردند. در مقتل خوانده‌اید که با شمشیرها و نیزه ها و هر وسیله ای كه در دسترسشان بود حمله كردند. ما این رخدادها را در ایام عاشورا می خوانیم. هدف چیست؟ می خواهیم عاشورا را در جایگاه درست تاریخی خود قرار دهیم، زیرا كه این واقعه در سلسله حلقه‌های متصل به هم جایی دارد. نبرد حق و باطل با حسین به اوج خود می‌رسد، اما این نبرد همچنان ادامه دارد. پیش از حسین بود و پس از آن‌ هم خواهد بود. چرا حلقه حسین متفاوت و ویژه است؟ زیرا فداكاری امام حسین، فداكاری بزرگی بود. او همه چیز را برای خدا تقدیم كرد:«ان كان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی.» (اگر دین محمد پا بر جا نمی ماند مگر با مرگ من، پس ای شمشیرها مرا در یابید.) او همه چیزش را تقدیم كرد. اگر این واقعه را به سلسله تاریخی و سرمدی نبرد میان حق و باطل پیوند دهیم، خود را در این جبهه قرار داده‌ایم.

امروز این نبرد میان فلسطینی ها و اسرائیل ‌برپاست. این مسأله نخست تکلیف فلسطینی‌هاست و اگر آن‌ها این كار را انجام ندهند بر ما واجب عینی است كه بپا خیزیم و این كار را به انجام رسانیم. درست است، اسرائیل نیرومند است، اما یزید نیز قدرت داشت. اسرائیل می كشد، می‌سوزاند و سر می‌برد. آنچه را انجام می‌دهد، بر صفحه‌های تلویزیون می‌بینم. به یاد می‌آوریم كه مسلم بن عقبل نیز در كاخ به قتل رسید، سرش را از تن جدا کردند، و جسدش را از بلندی افكندند. پس اسرائیل در صف یزید است. همه ابعاد واقعه كربلا هم اكنون نیز وجود دارد. حسین بازنگشت و نگفت كه آن ها ظالم اند و به مرد و زن و مرده رحم نمی كنند. نگفت كه آن ها پس از كشتنم، سینه ام را پاره پاره می كنند. پس بر ماست که در راه حق گام برداریم. چه سودی دارد كه خوار بمانیم؟ در حالی که او پیشواست و باید این همه را تحمل كند.

بنابراین، نبرد ما با اسرائیل، ادامه نبرد امام حسین است. آن ها درباره حسین می گفتند: «خرج عن حده فقتل بسیف جده» (او از خد و حدود خود تجاوز کرد و با شمشیر جدش کشته شد.) این حكمی بود كه در محكمه برای امام حسین صادر كردند. می‌گفتند چرا عصیان می‌کنی؟ چرا نمی گذاری مردم شادمان باشند؟ چرا نمی گذاری مردم نماز بگزارند و روزه بگیرند؟ حج بر جای آورند و زكات بپردازند؟ ای حسین چرا این کار را می‌کنی ؟ از این همه نبرد و درگیری چه نتیجه‌ای می‌گیری؟
من آمده ام تا به شما هشدار دهم كه اسرائیل هم همان حرف را می زند: بیایید با هم زندگی كنیم، بیاید با هم زندگی مسالمت آمیز داشته باشیم! آیا این حرف ها از دولتی که بر اساس اشغال گری و تعدی و طمع و زیاده خواهی است، پذیرفتنی است. اسرائیل می گوید من بالاتر از دیگر انسان ها هستم. همه آدمیان باید تحت سلطه من باشند. پس این نبرد امام حسین در عصر ماست. ما چیزی را از سلسله نبرد حق و باطل جدا نمی‌كنیم؛ چنان كه به حسین در نبردش با یزید می گوییم: «السلام علیك یا وارث آدم صفوة الله.»

منبع:موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام صدر
مترجم :مهدی فرخیان

+ نوشته شده توسط داورپناه در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 و ساعت 16:1 |
 

 
 
مخالفان برنامه های هسته ای ايران در کنار اتهام نظامی بودن هدف های توسعه برنامه های اتمی آن، برنامه های توسعه موشکی تهران را مکمل برنامه های اتمی آن می خوانند.

طبق این اتهامات ايران مصمم به دست يافتن به سلاح اتمی است و بخشی از برنامه های توسعه موشکی آن نيز در نهايت به منظور تامين نيازهای حمل و پرتاب سلاح اتمی صورت می گيرد. اين دسته از افراد با استناد به خصوصيات فنی و ظرفيتهای بالقوه موشکهای بالستيک ميان برد ايران، برنامه "توسعه فضائی" آنرا نيز پوششی برای افزايش برد سلاحهای اتمی می خوانند. ایران همواره چنین اتهاماتی را رد کرده است.

ايران که طی سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ در حین جنگ با عراق بيش از دويست بار مورد اصابت موشکهای بالستيک قرار گرفت، در سال ۱۹۹۵ با توليد موشکهای موسوم به شهاب ۱ با برد ۳۰۰ کيلومتر، به جرگه کشورهای دارای تکنولوژی توليد موشکهای بالستيک پيوست.

توسعه سلاحهای موشکی ايران سريعتر از برنامه های اتمی آن صورت گرفته، بطوريکه قابليتهای موشکی ايران بخش عمده ای از توان حمله و همچنين ظرفيتهای بازدارندگی دفاعی آن به شمار می رود.

با توجه به حساسيتی که برنامه های توسعه اتمی ايران بوجود آورده، ايران با اصرار در دفاعی بودن ظرفيتهای موشکی خود، در سال ۲۰۰۳ اعلام کرد که برنامه افزايش برد موشکهای بالستيک ميان برد خود را به حالت تعلیق در آورده است.

موشک موسوم به شهاب ۴ که هرگز از سوی ايران مورد آزمايش قرار نگرفت در صورت توفيق در پرتاب آزمايشی و با عملياتی شدن می توانست هدفهایی را در "شعاع ۳۰۰۰ مايل" (حدود 5 هزار کيلومتر) مورد اصابت قرار دهد. به اين ترتيب بخش عمده ای از خاک اروپا در برد موشکهای مزبور قرار می گرفت.

طراحی موشکهای شهاب ۴ بر اساس طرح توسعه شهاب ۳ صورت گرفته و مرکب از سه بخش بود. بخش اول اين موشک از روی مدل آزمايش شده شهاب ۳ ساخته می شد. بخش دوم آن بدنه موشک اسکاد بی و بخش سوم اين موشک نيز قرار بود با موتور سوخت جامد تجهيز شود.

اين نوع از موتورهای موشکی را ايران با استفاده از طراحی چينی در داخل توليد و پيش از اين بطور محدود، جداگانه و در قالب آزماشهای موشکی متفاوت مورد آزمايش قرار داده بود.

در ماه ژوئن سال ۲۰۰۶ وزارت خزانه داری آمريکا دارائيهای شرکت چينی موسوم به "صنايع ديوار بزرگ" را که کليه سهام آن متعلق به دولت چين است به اتهام همکاری با صنايع موشکی ايران ضبط کرد. موضوع اتهام متوجه توليد موشکی مجهز به موتور سوخت جامد بود که بر اساس پوسته شهاب ۲ توليد شد و سال گذشته با نام فجر ۳ از سوی نيروی هوائی سپاه پاسداران در ايران مورد آزمايش قرار گرفت. در ايران موشک ديگری با موتور سوخت جامد با نام قدر ۱۱۰ نيز در دست تهيه قرار دارد که گفته می شود تا ۱۸۰۰ مايل (بيش از 2800 کيلومتر) برد خواهد داشت.

تقريبا تمامی موشکهای بالستيک ميان برد ايران، با تغييراتی، تکنولوژی و کاربرد موشکهای شهاب ۳ را دارد، اگر چه ايران در گذشته حتی از موشکهای شناخته شده شهاب ۳ نيز با عناوين متفاوتی ياد کرده منجمله زلزال ۳ که در حقيقت الگوی آن شهاب ۳ بوده است.

وزن موشکهای شهاب ۳ ايران که از سال ۲۰۰۲ توليد آنها در ايران آغاز شده ۱۶ تن و قطر آن ۱.۳ متراست. طول اين موشکها ۱۷ متر طول دارند و قادرند کلاهکی به وزن ۱۰۰۰ کيلوگرم را تا مسافت ۱۳۰۰ تا ۱۵۰۰ کيلومتر حمل کنند.

اين موشکها بر اساس تکنولوژی سيستم پرتابی موشکهای اسکاد روسی آر ۱۱ و با حمايت وسيع فنی روسها ابتدا در کره شمالی توليد شد و بعد با نامهای متفاوت در ايران و پاکستان نيز توسعه يافت. موشکهای اين نسل را که با تفاوتهای جزئی توليد می شوند، در کره شمالی نودونگ ۱ در پاکستان قاری و در ايران شهاب ۳ نام داده اند.

مخالفان برنامه های هسته ای ايران برنامه های توسعه موشکی تهران را مکمل برنامه های اتمی آن می دانند

دقت هدف گيری اين موشکها در ابتدا ۲ کيلومتر بود ولی گفته می شود موشکهای شهاب ۳ ايران با تجهيز آنها به سيستم هدايت شونده به نسبت پيشرفته، قدرت هدفگيری در شعاع ۵۰ متر از هدف را دارند.

موشکی که می تواند بمنظور قرار دادن ماهواره مخابراطی ايران در مدار زمين مورد استفاده قرار گيرد دارای ۳۰ تن وزن و از نوع پيشرفته موشکهای بالستيک موجود ايران است که پیش از این در اختيار نيروی هوائی سپاه پاسداران قرار گرفته است.

اين موشک در صورت عملياتی شدن مشابه موشک تای پو ساخت کره شمالی خواهد بود. موشک تای پو در نوامبر سال گذشته توسط کره شمالی مورد آزمايش قرار گرفت ولی پرتاب موفقی نداشت. ناظران برنامه های توسعه موشکی ايران بر این باورند که بين ايران و کره شمالی همکاری نزديکی در مورد برنامه های توسعه ابزار های پرتابی وجود دارد. کميته تخصصصی سنای آمريکا نيز طی گزارشی که در ژوييه سال ۲۰۰۶ منتشر کرد بر اين نکته تاکيد کرده بود.

 

با توجه به ظرفيت بازدارندگی توان موشکی برای، توسعه شعاع پروازی موشکها برای کشور دارنده، می تواند عامل مهمی در محاسبات توان دفاعی آن کشور تلقی شود. کره شمالی با تکيه بر همين نظريه در گذشته مبادرت به آزمايش موشکهایی کرده که برد موثرآنها فراتر از منطقه جغرافيائی آن کشور بوده است.

ايران از سال ۲۰۰۰ ميلادی با اعلام برنامه توسعه تکنولوژی فضائی، اعلام کرد که قصد دارد ماهواره مخابراتی تولید کرده و آنرا با استفاده از موشکهائی که خود توليد می کند در مدار زمين قرار دهد.

سيستم پرتابی مورد نظر ايران برای قرار دادن ماهواره مخابراتی در مدار زمين بر اساس سيستمهای موشکی نظامی طراحی شده و مخالفان، برنامه فضایی اعلام شده ايران را پوششی برای توليد موشکهای قاره پيما با مقاصد نظامی معرفی می کنند.

ايران در سال ۲۰۰۵ ماهواره مخابراطی سينا ۱ را توسط روسيه در مدار زمين قرار داد و ماهواره مصباح، ماهواره دوم ايران بشمار می رود.

مطابق برنامه ای که اجرای آن تاکنون با تاخير مواجه شده، ايران قصد دارد به توليد و پرتاب مستقل پنج ماهواره تا سال ۲۰۱۰ مبادرت ورزد. در صورت توفيق اين برنامه، شرايط ايران در معادلات موازنه قدرت جهانی تغير اساسی خواهد کرد. البته هزينه های اقتصادی و موانع فنی در دستيابی به هدفهای چنين برنامه ای اندک نخواهند بود.

وزن ماهواره ای که بتواند به گرد آوری امواج راديویی و ارسال آن به زمين بپردازد حدود ۳۰۰ کيلو گرم خواهد بود. در صورت توفيق در قرار دادن ماهواره ای به اين وزن در مدار زمين، تغيير طرح دماغه موشک با هدف افزايش وزن دماغه و کاهش نسبی برد آن مشکل نخواهد بود. وزن بمبهای اتمی که براساس طرح نسل اوليه اين بمبها توليد شده اند در حدود ۱۰۰۰ کيلوگرم است.

استفاده بالقوه دو گانه از ظرفيتهای موشکی که هم می توانند مصارف نظامی و هم غيرنظامی داشته باشند، مخالفان برنامه های موشکی ايران را دقيقا در خط مخالفان برنامه های توسعه هسته ای ايران قرار داده است.

 

برنامه غنی سازی اورانيوم نيز همانگونه که می تواند در توليد سوخت هسته ای مورد استفاده قرار گيرد، قادر است در توليد بمب اتمی نيز مورد استفاده قرار گيرد.

توسعه همزمان اين دو بخش از تکنولوژی اتمی و موشکی در گذشته توسط ساير کشورها منجمله هند، پاکستان و کره شمالی به تبديل نها به قدرت نظامی اتمی انجاميده است.

به همین دلیل است که منتقدان سياسی ايران با سوء ظن و حساسيت فوق العاده برنامه های توسعه موشکی و اتمی دولت جمهوری اسلامی را دنبال می کنند و با آن مخالفند. اگرچه ايران همواره منکر پيگيری هدف هدف های نظامی در برنامه های اتمی خود شده است.

موشک مورد بحث توسط ايران هنوز مستقلا مورد آزمايش قرار نگرفته، اما اظهار نظر آقای بروجردی از يک سو و از سوی ديگر عدم رد امکان آزمايش موشکی توسط ايشان، گمانه زنی ها در مورد احتمال نزديک بودن اين آزمايش را افزایش داده است.

با توجه به حساسيت فوق العاده آمريکا و اسرائيل در قبال فعاليت های اتمی و توسعه توان موشکی ايران، انتظار می رود که آزمايش موشکی احتمالی توسط جمهوری اسلامی، حتی با تاکيد بر هدفهای غير نظامی آن، روابط خارجی ايران را با بحران تازه ای مواجه سازد، بحرانی که تصور ايجاد آن از ذهن سياست گذاران دولت دور نيست ولی با گشودن حساب بروی آثار مثبت احتمالی آن در داخل، بنظر می رسد که عوارض افزايش فشارهای خارجی ناشی از آزمايش موشکی کم اهميت تلقی شده است

+ نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه نهم بهمن 1385 و ساعت 15:23 |

خبرنگار بازتاب از نجف اشرف گزارش داد، توطئه مشکوکی از دو شب گذشته برای حمله به نجف و آسيب رساندن به مرجع تقليد شيعه آغاز شده است.

بنا بر اين گزارش، تا کنون اجساد بیش از ۲۰۰ تن در درگیری پلیس و ارتش عراق با متعرضان پیدا شده و در بین این اجساد، اتباع عربستان سعودی و سودان نيز ديده می‌شود.

ارتش عراق با پشتيبانی نيروهای آمريکايی در روز يکشنبه در باغ های حومه شمالی شهر نجف مشغول زد و خورد با يک گروه مسلح، که تاکنون ناشناخته بود، بودند.

منابع دولتی عراق که از آنها نام برده نشد گفتند که شورشيان از يک گروه تاکنون ناشناس که خود را "سپاه بهشتی" معرفی می کند بودند.

ارتش آمريکا گفت دو نفر از نظاميانش زمانی که هليکوپتر آنها در اين شهر سقوط کرده کشته شده اند، اما ارقام مربوط به تلفات نيروهای ارتش عراق را تاييد نکرد.

اسد ابو جليل، فرماندار استان نجف، گفت که مردان مسلح اين گروه عزم جزم کرده بودند به روحانيون و زائران شيعه در مراسم عاشورا حمله کنند.

وی گفت: "آنها کاملا مسلح بودند و حتی موشک های ضدهواپيما داشتند. آنها مورد حمايت برخی از محلی ها هستند."

برخی منابع در نجف احتمال می‌دهند این توطئه و حمله کم‌سابقه با هدف آسیب رساندن به آیت‌الله‌العظمی سیستانی، مرجع تقليد شيعه در زمانی انجام شده که بسیاری از شیعیان در آستانه تاسوعا و عاشورا نجف را ترک کرده و به کربلا رفته‌اند.

تازه ترين خشونت ها درحالی روی می دهد که شيعيان درحال برگزاری مراسم عاشورا بودند. روز يکشنبه ده هزار پليس و مامور امنيتی عراق در شهر کربلا مستقر شده بودند.

ملک عبدا... هم گفته بود جلوی شیعیان را می گیرد!

+ نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه نهم بهمن 1385 و ساعت 11:25 |

مصاحبه ملک عبدالله با «السياسه» کويت نشان از نوعي فريبکاري و همزمان ساده‌انديشي و خلاف واقع گويي است. معلوم نيست چه کسي گفته است که شيعه قصد آن دارد تا سنيان را شيعه را کند؟ آيا دولت ايران دنبال اين کار است يا کساني ديگر در نقاطي ديگر؟

به نظر مي‌رسد اين اظهار نظر براي محو کردن نکته مهم ديگري است و آن حقيقتي است که ملک عبدالله قصد سرپوش نهادن بر روي آن را دارد. مسأله اين است که شيعيان عراق اکثريت اين کشور را تشکيل مي‌دهند و حق خويش را مي‌خواهند. اين چه ربطي به تبليغات شيعي دارد؟ مگر حزب الله در مبارزه با اسرائيل تبليغ شيعه مي‌کند؟ جز آن است که رزمندگان اين جنبش به خاطر فلسطيني‌هاي مسلمان سني كه به مرحله‌اي بحراني رسيده بودند، جان خود را بر كف دست گرفته و سربازان اسرائيلي را كشته و اسير كردند؟

همه مي‌دانيم ده‌ها، بلکه صدها سال است که از روزگار عثماني‌ها و تا دوره صدام خبيث و فاسق و فاجر، شيعيان زير فشار و ستم قرار داشته و از حقوق اوليه شان محروم بوده اند. در اين کشور يک اقليت کمتر از 20 درصد عرب سني، کردهاي سني و شيعيان جنوب را تحت فشار گذاشته و آنان را از ساده ترين حقوق هم محروم کرده بودند.
چيزي که امروز شيعه در عراق مي‌خواهد اين است نه چيزي بيشتر. اين ديگران هستند که تحمل از دست دادن امتيازات خود را که همراه با قتل عام شيعيان و کردها بوده است ندارند.

طرح مسأله صفويان و بازگشت آنان و شيعه کردن اجباري مردم، دروغ‌هايي است که از سران کشورهاي عربي شروع شده و امروز به سرمقاله‌هاي روزنامه الاهرام و ديگر مطبوعات عربي رسيده است، جز براي ايجاد انحراف در اذهان عمومي مسلمانان سني نيست.

شگفت آن که صدام که خود روزگاري به کويت و عربستان هم آن چنان حمله مي‌کرد، امروز توسط همين دولت‌ها ـ منهاي مجلس کويت که موضع معقولي گرفت ـ ابزاري براي کوبيدن شيعه شده است. يعني از هر وسيله اي براي ايجاد تفرقه استفاده مي‌کنند تا شيعه را از حقوق قطعي خود در عراق محروم کنند.

هر روز در اخبار انفجارهاي مهيب بغداد در محلات شيعه نشين از رسانه‌هاي جهاني منتشر مي‌شود و باز هم تبليغات سعودي و اسلام اموي بر اين مطلب پاي مي‌فشرند که در عراق، سنيان از بين مي‌روند. بدون شک اين دروغها جز براي تحريک توده سني در سراسر جهان اسلام عليه شيعيان و کشاندن آنان به دام آمريکا نيست.

مطلب بسيار روشن است و همه بايد از آن آگاه باشند. امروز شيعيان عراق با داشتن اکثريت در عراق، ديگر فرصت را از دست نخواهند داد. آنان نيازي به حمايت ايران ندارند، زيرا وقتي نزديک به 80 درصد از محلات بغداد شيعه نشين است، دليلي ندارد که آنان از ديگران کمک بخواهند. آمريکا و جريان اسلام اموي و سلفي و وهابي نمي تواند خواست اکثريت را ناديده بگيرند.

نکته شگفت آن است که آمريکا با سياست احمقانه اي که براي راضي نگه داشتن اعراب در پيش گرفته و يا براي تحميق دمکراتها، بي دليل بر طبل مخالفت با ايران و شيعه مي‌کوبد و امنيت شهرهايي چون کربلا و نجف و جنوب را هم که خود مردم برقرار کرده بودند، خدشه دار مي‌کند.
سياستمداران نادان کاخ سفيد که نتوانستند ترويست‌هاي عراق را که حداكثر حاميان 18 درصد هستند، آرام کنند چگونه مي‌توانند در صورت بروز نبردي ميان آنان و شيعيان 60ـ70 درصدي اوضاع را آرام کنند؟

براي ملک عبدالله حتي اگر به فکر حفظ سلطنت سعودي باشد، مصلحت در آن است که اوضاع جهان اسلام آرام بوده و حقوق اکثريت و اقليت در هر نقطه اي حفظ شود. اگر مبنا همين امر باشد که هست، در آن صورت شيعيان سعودي هم حاضر به همراهي با دولت خودشان هستند. اين درايتي است که در حال حاضر شيعيان سعودي دارند. اما اگر قرار بر دشمني با شيعه باشد، روشن است که تشيع يک امر قومي نيست بلکه مذهبي است و در آن صورت شيعيان در هر کجا باشند، از منافع هم مذهبان خود دفاع خواهند کرد.

در شرايط حساس کنوني، هيچ راهي براي مبارزه با سلطه آمريکا و بيرون کردن آن از منطقه بهتر از وحدت شيعه و سني نيست. ممکن است حاميان اسلام اموي و وهابي اين سخن را نفهمند اما حاميان اسلام محمدي از شيعه و سني، آن را به خوبي درک خواهند کرد. اين تنها راهي است که منافع آن براي همه مسلمانان بوده و همه گروه‌ها و دولت‌هاي مسلمان اگر طالب عزت اسلام و مسلمين باشند، بايد از آن حمايت کنند.

بازتاب
+ نوشته شده توسط داورپناه در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت 18:15 |
مدتی است در برخی رسانه‌های خارجی و سایت‌های خبری و به تبع آنها بین مردم، شایعه گسترده‌ای درباره كسالت شدید رهبر معظم انقلاب اسلامی مطرح شده كه این گزارش به این موضوع پرداخته است.
«به نظر می‌رسد كه در واقع (آیت‌الله) خامنه‌ای فوت كرده و یا در حال فوت است و نظام ایران تلاش دارد ارزیابی كند اگر این خبر اعلام شود، چه اتفاق و واكنشی خواهد داشت و واكنش مردم چه خواهد بود.
تازه‌ترین گزارش‌های پزشكی نشان می‌دهند كه وقتی او (حضرت آیت الله خامنه ای) هفته گذشته از بیمارستان مرخص شد، دچار گردش‌ خون نامناسب، ضربان قلب ضعیف، فشار خون بالا و نارسایی شنوایی است و تقریباً بینایی در یكی از چشمان خود را از دست داده و از درد شدید كمر رنج می‌برد. ظاهراً نمی‌تواند به تنهایی از روی صندلی یا تخت خویش برخیزد. همه این عوارض ناشی از سرطانی است كه او به آن مبتلا است. با این حال به پزشكان خود گفته است كه تا زمانی كه آمریكایی‌ها از منطقه خارج نشده‌اند و در لبنان، جمهوری اسلامی اعلام نشده باشد،زنده خواهد ماند» دیگر بیماریی مانده بود که نگویند؟!!
این ادعا های «مایكل لدین» از اعضای موثر موسسه «امریكن اینتر پرایز» است كه برخی او را مسئول طرح براندازی جمهوری اسلامی ایران معرفی می‌كنند. ادعاهای این مقام امریكایی در تاریخ ۱۰ ژانویه مصادف با ۲۰ دیماه سال جاری منتشر شد و پیش از آن، در ۴ ژانویه مصادف با ۱۴ دی نیز در سایت pajamasMEDIA به طور اشاره آمده بود. این شایعه آغاز ماجرایی شد كه سپس برخی شبكه‌ها‌ی خبری مانند فاكس نیوز كه زیر نظر پنتاگون عمل می‌كند و برخی خبرگزاری‌های غربی دیگر، آن را دنبال كردند و این روزها در سطح مردم این سؤال با نگرانی مطرح می‌شود كه «از حال آقا چه خبر؟ می‌گویند...» و ادعاهای فوق تكرار می‌شود.
اساساً مقوله شایعه كه برخی آن را "انتقال پیام و خبر از طریق شفاهی و بدون داشتن ماخذ و منبع شناخته شده " تعریف می‌كنند و برخی دیگر با نگاه خوشبینانه شایعه را "بخشی از خبری می‌دانند كه به علل مختلف دور از دسترس افكار عمومی قرار می‌گیرد". مقوله‌ای پیچیده‌ و پرسابقه است كه موضوع اصلی این گزارش نیست.
البته عده‌ای از كارشناسان، شایعه را به دلیل غیرموثق و بی‌اساس بودن، شایسته تحقیق و پیگیری هم نمی‌دانند، ولی برخی دیگر معتقدند به عنوان كنشی پیچیده با كاربردهای چندگانه حتماً باید جدی گرفته شود.
شایعات در كشور ما سابقه طولانی دارند و نمونه‌های جالبی از آنها در دسترس است كه بعضاً پس از چندی به عنوان «دروغ سال» نیز شهرت یافته اند.
مثلاً ماجرای كج شدن برج میلاد از نمونه‌های بارز آن است. این بحث از یك طنز آغاز شد. «رضوانیه» تولید كننده این طنز خود در این باره می‌گوید:« زمانی كه در زمستان ۸۱ خبر خنده‌دار و غیرواقعی درباره كج شدن برج میلاد را می‌نوشتم، هرگز فكر نمی‌كردم كه روزنامه‌ها، وب سایت‌های خبری و شبكه‌های رادیو، تلویزیون، خبری به این مضحكی! را باور و سپس منتشر كنند. شایعه كج شدن برج میلاد تا حدی در میان مرد تقویت شد كه یكی از شبكه‌های خبری معتبر غرب نیز این خبر را با جدیت اعلام كرد و ماجرا چنان جدی تلقی شد كه دفتر یكی از سازمان‌های بین‌المللی مستقر در تهران نیز قصد تشكیل كمیته بحران درباره این موضوع را داشت....»
انتشار شایعه بیماری سرطان رهبر انقلاب اسلامی نیز موضوع بی سابقه ای نیست و بسیاری از مردم به خاطر دارند كه از روزهای نخستین پیروزی انقلاب اسلامی تا مدتها، عین همین بحث درباره بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) تكرار می‌شد و رادیو های عراق و اسرائیل بیش از دیگران آن را دنبال می كردند.
البته روشن است كه شخصیت‌هایی حتی در طراز رهبری انقلاب نیز همچون همه مردم ممكن است دچار عارضه‌ای یا كسالتی شوند. كما اینكه آیت‌الله خامنه‌آی نیز مدتی است دچار سرماخوردگی نسبتاً شدید شده‌اند كه آثار آن در صدای ایشان در آخرین دیدار نیز نمایان بود و به همین خاطر مقداری از برنامه های ایشان با توصیه پزشكان كاسته شد.
جالب است كه ایشان همزمان با انتشار این خبر (بخوانید شایعه) دیدارها و ملاقات‌های عمومی مانند دیدار با مردم قم به مناسبت سالگرد قیام ۱۹ دی و دیدار با شركت‌كنندگان در هم اندیشی علمای اهل تسنن و تشیع در دومین همایش بزرگداشت ابن میثم بحرانی در ۲۵ دی ماه داشته‌اند كه رسانه‌های مختلف از جمله صدا و سیما، متن، صدا و تصاویر آن را منتشر كردند.
معمولاً چنین شایعاتی با اهداف چند گانه مانند ایجاد نگرانی و اضطراب در مسئولان و مردم، ارزیابی واكنش مردم و ارزیابی نحوه واكنش مسئولین دستگاه‌های رسمی به چنین موضوعی ساخته و پرداخته می‌شوند و ازهمین رو شاید لازم بود دستگاه های ذی صلاح، اطلاع رسانی مناسبی را انجام می دادند.
این ترفند در اوج جنگ ۳۳ روزه جنوب لبنان و در مورد سید حسن نصرالله نیز از سوی منابع رژیم صهیونیستی بكار گرفته شد.
كسانی كه شایعه سرطان رهبر معظم انقلاب اسلامی را طراحی كردند تا واكنش مردم را ارزیابی كنند، بدانند مردم با نگرانی كه از عشق به رهبری حكایت دارد این موضوع را دنبال می كنند و این روزها در مساجد كشورمان شعار «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما خامنه ای رهبر به لطف خود نگهدار» با شور و سوز بیشتری پس از نمازها تكرار می شود. زمانی كه برای تهیه این گزارش به سایت‌های مختلف مراجعه كردیم كاربران اینترنتی درباره اخبار مربوط به این موضوع، اظهار نظرهای مختلف و جالبی كرده بودند،ولی بیشتر از همه، این عبارت تكرار شده بود.
« به كوری چشم دشمنان، خامنه‌ای زنده است».
گزارش: خبرگزارى فارس
+ نوشته شده توسط داورپناه در جمعه ششم بهمن 1385 و ساعت 4:50 |

  هجمه شديد به ايران و سكوت علي جنتي از پسر آقای ... بیشتر از اینها انتظار می رفت! شعارش در داخل از شما کیفش در خارج از شما و هزینه اش در داخل از ما مردم.

هجمه تبليغاتي رسانه هاي كويت و ديگر كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج  فارس عليه ايران، طي هفته هاي اخير با شدت گرفتن تهديدهاي آمريكا و رژيم  صهيونيستي عليه تهران گسترش يافته است.

به گزارش خبرنگار رجانيوز از كويت، همه روزه دهها مقاله در رسانه هاي مختلف كويت و پنج كشور ديگر عضو شوراي همكاري خليج فارس عليه جمهوري اسلامي ايران ، عملكرد شيعيان حاكم در عراق و حزب الله لبنان به چاپ مي رسد.

اين فعاليت تبليغاتي گسترده با نزديك شدن نشست كاندوليزا رايس وزير  امور خارجه آمريكا با وزيران امور خارجه گروه موسوم به 2+6 كه روز سه شنبه گذشته در كويت برگزار شد، به نحو چشمگيري افزايش يافت.

هم اينك اين تهاجم تبليغاتي به حدي گستاخانه شده است كه روزنامه كويتي السياسه روز سه شنبه قبل از رسيدن كاندوليزا رايس به كويت ، ضمن تشويق اسراييل به حمله به ايران و تاكيد بر اين كه ايران دشمن اعراب است نه  اسراييل، مدعي شد: بسياري معتقدند در صورت حمله اسراييل به ايران بايد از تل آويو تشكر كرد.

«احمد جار الله» سردبير السياسه كه رابطه بسيار نزديكي با آمريكا دارد، آشكارا در روزنامه اش آمريكا را براي حمله نظامي به ايران تشويق مي كند!

روزنامه الوطن، ديگر روزنامه كويت كه مقاله هاي فراواني بر ضد جمهوري  اسلامي ايران منتشر مي كند، ضمن القاي اين برداشت كه آمريكا  به ايران حمله خواهد كرد ، با ادبيات خوشحال كننده از پيوستن زيردريايي هاي اسراييل به ناوگان آمريكا در خليج فارس خبر داد.

ناظران معتقدند، آمريكا طي چند ماه اخير و از هنگام شكست نيروهاي رژيم  صهيونيستي در لبنان با بكارگيري خبرنگاران و مزدبگير در كشورهاي عرب به ويژه در كشورهاي عرب حوزه خليج فارس ، درصدد ترساندن سني هاي منطقه از  شيعيان و زدودن همگرايي فكري آنان با شيعيان در لبنان ، عراق و جمهوري  اسلامي ايران است.

اين ناظران عقيده دارند هدف آمريكا و رژيم صهيونيستي از اين هجمه شديد پياده كردن اهداف سياسي واشنگتن و تل آويو در منطقه و فراهم كردن زمينه هاي موفقيت هرگونه رويارويي احتمالي با جمهوري اسلامي ايران است.

همچنين طراحان اين هجمه تبليغاتي گسترده با استفاده از واژه هايي از قبيل صفوي ها، شيعه ها و مجوسي ها در معرفي حاكمان جمهوري اسلامي ايران در صدد القاي اين برداشت در ذهن مخاطبان هستند كه ايران براي زنده كردن  امپراتوري كهن پارسي و انتقام جويي از اعراب در قبال شكستي كه فارسها در  صدر اسلام از عربها متحمل شدند ، تلاش مي كند!

شيعيان كويت معتقدند، ايران هم مي تواند در يك برنامه دقيق و حساب شده با  تشكيل ستادهايي در اين خصوص در كشورهاي عرب به ويژه در كشورهاي شوراي  همكاري ، در جهت خنثي كردن اين طرح تفرقه انگيز خطرناك گام بردارد.

آنان مي گويند: جمهوري اسلامي ايران كه امروزه به عنوان يك قدرت منطقه اي  به شمار مي آيد ، بايد در يك برنامه دقيق و حساب شده، با تاسيس دهها شبكه  تلويزوني ماهواره اي و راديويي ، فعال كردن مراكز فرهنگي خود در خارج و بهره گيري از صدها خبرنگاران و نويسندگان طرفدار آرمان هاي انقلاب اسلامي با هجمه تبليغاتي دشمنان امت اسلامي به مقابله بپردازد.

«ايجاد رابطه نزديك و فعال با صاحبان رسانه ها، خبرنگاران و  نويسندگان هوادار و نيز سفارش مقالات روشنگرانه كه اهداف پنهان تحركات  سياسي و نظامي دشمنان ملت هاي منطقه را افشا مي كند ، لازمه هرگونه تحرك براي مقابله با هجمه تبليغاتي دشمنان جمهوري اسلامي ايران و شيعيان در  منطقه است.»

گفتنس است عملكرد ضعيف علي جنتي سفير ايران در كويت سبب نااميدي محافل شيعه از ستاد وزارت خارجه ايران شده است. اين محافل با ارتباط با موسسات پژوهشي و آموزشي در قم (مانند موسسه امام خميني) اقدام برطرف كردن نيازهاي فرهنگي و تئوريك خود مي كنند.

+ نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه سوم بهمن 1385 و ساعت 15:15 |
وي علت حضور نيروهاي آمريكايي را در منطقه "اشتباهات كشورهاي منطقه كه روابط شفافي با يكديگر نداشتند"، ارزيابي كرد و گفت : اگر روابط كشورهاي منطقه ما هم به مانند روابط كشورهاي اروپايي بي‌پرده و شفاف بود بهانه‌اي براي حضور اين نيروها در خليج (فارس) وجود نداشت ولي بايد گفت كه اينطور نبود. چرا باید در ایران از بردن نام فارس آن خودداری کند؟ وقاحت هم حدی دارد.در خاک ما منکر حقوق ما می شوند؟ این گونه رفتار کردن خود جزیی ار اشتباهات کشورهای منطقه نیست؟ مسوولین حاضر در جلسه در پاسخ چه گفتند؟

شيخ حمد درباره ادامه حضور نيروهاي بيگانه در خليج فارس، با بيان اينكه "ما در زمان حاضر به حضور اين نيروها نياز داريم"، اضافه كرد : هنوز تهديداتي در منطقه وجود دارد، بايد اعتمادسازي ميان كشورها افزايش يابد و گفت و گوهايي از اين دست مي‌تواند اطمينان و اعتماد بيشتر را به دولتها و كشورهاي منطقه بازگرداند تا مانند جامعه اروپا بتوانيم در كنار هم بطور مسالمت‌آميز و همراه با اعتماد زندگي كنيم

آیا قرار است نیروهای بیگانه برای آنها اعتمادسازی کنند؟

منبع: ایرنا ۲ بهمن۸۵

===============================================

آنهایی که دارند چه می کنند؟ به جز آمریکا ِاسراییل ترکیه پاکستان .... دارند آنها اگر می توانستند باید با آن کاری می کردند. 

+ نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه دوم بهمن 1385 و ساعت 6:1 |