تبليغاتX
ایران قلب من, پاینده ایران
 

از وبلاگ: http://afe.parsiblog.com/#186831

 

 



اين متن کمي طولاني است ، ضمن عذر خواهي لطفا" تا آخر بخوانيد، ضرر نمي کنيد ، راست مي گم   



 



آفرين ، جالبه !!! بالاخره دفاع از هويت ايراني که به وسيله فيلمسازان غربي با فيلم 300 مورد حمله قرار گرفت احساسات عده اي راقلقلک داد وفرياد برآوردند که ...



مگر تاريخ باستاني اين مرزوبوم در ديدگاه برخي از فرياد برآورندگان جايگاهي دارد که چنين واکنش نشان داده اند ؟



چرا هروقت کسي حرفي مي زند ما واکنش نشان مي دهيم ؟ نمي توانيم «کنشمندانه » عمل کنيم نه «واکنشي»؟ براي نشان دادن اقتدار ايرانيان دوره هخامنشي ودفاع از مردم ! آن عصر کدام برنامه تلويزيوني وسينمايي را توليد کرده ايم ؟؟



اين نوشتار بر آن است تاآشکار کندکه چرا چنين اتفاقي افتاده است ومي افتد .



ايران ، گذشته طولاني وارزشمندي دارد واز اين رو ايرانيان حق دارند براين گذشته پر افتخار مباهات کنند، با اين توضيح که هيچ دوره تاريخي رانمي توان يافت که ازهمه زوايا قابل دفاع باشد ونتوان نقطه يا نقاط تاريکي را درآن نيافت.



ما حامل تاريخ باشکوهي هستيم که ميراث آن ،تمدن وفرهنگ ايران زمين است ؛ اما در اين زمينه اشاره به چند نکته لازم است :



صرف نظر ازاين که ما خودرا ايراني مسلمان ويا مسلمان ايراني بدانيم نمي توان ايراني بودن مردم اين سرزمين راکتمان کرد ولي بايد پذيرفت که اسلام ايراني با اسلام عرب ، اسلام مالزي ، اسلام آفريقايي و... تفاوت هايي دارد ؛ به ويژه ورود اسلام به سرزمين هايي که تاريخي کهن ونظام حکومتي مستقل داشتند موجب شد تا دراين تعامل فرهنگي ، هردو تأثير پذير وتأثير گذار باشند ودر اين زمينه نقش ايرانيان درايجاد وگسترش تمدن اسلامي برکسي پوشيده نيست .



ب ) پس از ورود اسلام به سرزمين ما، ايرانيان کوشيدند سنت هاي خود رادرقالب آداب واحکام اسلامي ريخته وحفظ کنند مثلا" سمنو که درمراسم ايرانيان قبل ازاسلام به عنوان غذاي ايراني مورد توجه وتقدس بود پس ازاسلام به عنوان نذري مورد استفاده  قرار گرفت .دود کردن اسپند ، عيادت مردگان و...نيز همه قبل از اسلام مورد توجه بوده اند که باآمدن اسلام گسترش يافتند .



ج ) بسياري ازنغمه هاي موسيقي ايراني درمراسم مسلمانان رسوخ کرد ورنگ ديني گرفت وبه همين دليل حفظ شد ؛ از اين رو امروز لحن اذان ايرانيان با اذان اعراب ومردم اندونزي و...يکسان نيست .



د) حفظ اسامي وکلمات ايراني که داراي مفهوم روشني از تاريخ وادب اين سرزمين بودند پس ازاسلام هم ادامه يافت وايرانيان اسامي فرزندانشان را هم به نام هاي شخصيت هاي ديني اسلام نظير: محمّد ، علي ، فاطمه ، حسن، حسين و... ونام هاي ايراني همچون : رستم ، تهمينه ، اسفنديار ، کوروش، خشايار ، داريوش ، رودابه و...برگزيدند.



نامگذاري نقش هاي منفي بازيگران صدا وسيما وسينما با نام هاي ايرانـــــــي ونه عربــي ، بي توجهي به  ايرانيّت اين مردم است ؛ درحالي که مي دانيم اسم ، صفت ذاتي انسانها نيست وهمه کساني که اسامي اسلامي دارند الزاما" شخصيت هاي مثبتي نيستند .دراين باره ، تاريخ ، گواه صادقي است ، کافي است به کارنامه خلفاي بني اميه وبني عباس وحتي اسامي برخي از شخصيت هاي قرآني مثل ابولهب ، ابرهه و...نگاهي بيفکنيم .



امروز وقتي اسامي ايراني مثل خشايار (که مابراي دفاع از نام  او وايرانيان هم عصرش يعني گذشته اي که نمي توانيم آن راناديده بگيريم ، فرياد برآورده ايم ) رامي شنويم ، کدام شخصيت سينمايي وتلويزيوني سالهاي اخير در ذهنمان تداعي مي شود ؟ازياد نبريم ونبرده ايم که در سريال نرگس ، شاگرد پادو ، کوتاه قد ، بي خانمان وبي دست وپاي  شوکت را «رستم » نام نهاده بودند ؛ ميان اين رستم ورستم شاهنامه فرسنگها فاصله است . انصاف بدهيد که هست !! حالا نمي شد اسم اين آدم مثلا يزيد ، خالد، جاسم ، يا ....باشد .شخصيت هاي خلافکار فيلم ها که حکايت نگفتني دارند ............



 ه) درنگاه گروهي از منتقدان !! گرايش ايرانيان دوره هخامنشي وبعد ازآن به دين زردشتي مايه سرافکندگي است !!!! درحالي که درآن زمان اديان مسيحيت واسلام هنوز ظهور نکرده بودند ونيز هيچ سند ودليلي بر آسماني نبودن دين زردشت در دست نيست ؛ بعلاوه ، زردشتيان مردمي يکتاپرستند ومفاهيمي مثل اهورا مزدا ، اهريمن  وآتش ، نشانه دوگانه پرستي ويا آتش پرستي آنان نيست . ( رجوع کنيد به :  فصلنامه هفت آسمان ، سال چهارم ، شماره چهاردهم تابستان 1381 صفحات 11 تا34)



 و ) کشورهاي تازه استقلال يافته مثل  ايالات متحده آمريکا ، استراليا و... تلاش ها کرده اند تابراي اين چندصدسال ، تاريخي سراسر «افتخار » بسازند به نحوي که کودکانشان از زندگي درآن کشورها برخود ببالند . ما چه کرده ايم ؟



وقتي تاريخ ،يعني گذشته يک ملّت ، سراسر سياه وخيانت بار به نوجوانان آن مرزوبوم عرضه مي شود ، چه احساسي در مردان وزنان آينده آن مرزوبوم تقويت مي گردد؟؟؟به کتاب هاي تاريخ دانش آموزان نظري بيفکنيد ؛ سراسر محاکمه واعتراض. به همه چيز ، به پادشاه با همه نقايص وامتيازاتش،اگر داشته است  ــ آخه اونم يه آدمه مثل بقيه آدما ، مگه نه !ــ مردم وبه ويژه زنان در اين عرصه جايگاهي ندارند ، معلوم نيست اين «مردم » که همه از نردبانشان بالامي روند تابراي خود موفقيّت کسب کنند درکجاي تاريخ گم شده اند ؟



«آريوبرزن » رامي شناسيد؟نمي شناسيد؟ گناه شما نيست چون کسي خود راملزم نکرده تا اورا به شما ومن بشناساند ! درکتاب تاريخ اول راهنمايي گفته شده که:



« آريوبرزن باسپاهيان اندکش راه رابرسپاه اسکندر مقدوني بست ولي عاقبت کشته شد » . همين !!!!



مصريان شخصيتي دارند مثل آريو برزن ما  به نام «احمس »  که درجنگ با سپاهيان دشمن (هکسوس ها) کشته شد ؛ درکتاب تاريخ سال اول راهنمايي مصر آمده است : « احمس ، اولّين کسي بود که در راه دفاع ازکشورش شهـــــــــــــيد مي شد ».  اين دو عبارت وديدگاه رابا هم مقايسه کنيد تا ادبياتمان مشترک شود .



همان مصريان روند پرستش را ازبت پرستي به يکتاپرستي درکتابهايشان ترسيم کرده اند به نحوي که  نوجوان امروزي آن کشور علاوه بردرک اهميّت يکتاپرستي  ازبيان گذشــــــته خود ســــــــــــرافکنــــــــــده نيـــــست .



ولی ما چه کرده ایم ؟



ـــــ برای تدریس تاریخ درمدارس ، چند ساعت زمان درنظر گرفته ایم ؟برای تقویت زبان عــــربـــی چند ساعت ؟(محاسبه کنید والبته به این نکته نیز توجّه که منظور ، زدودن آثار اسلامی وعربی نیست چراکه ایرانی مسلمان باید مبانی اسلام رابداند وزبان عربی رانیز ، امّا تعادل در این زمینه نکته ای است که  به فراموشی سپرده شده است .)



ـــــ وقتی نمی توانیم تعادل را رعایت کنیم مبارزه منفی شروع می شود ، رسانه ها ازگذشته ایران ــ جنبه های مثبتش ــ سخن نمی گویند ومردم هویت جو  ( بالاخره برای مامهّم است بدانیم پدرانمان وپدران پدرانمان والبته زنانشان ، چه کسانی بوده اندو چه می کرده اند ؟اگر چه به گفته سهراب سپهری : .. نسبم شاید برسد به گیاهی درهند ، به سفالینه ای ازخاک سیَلک، به زنی فاحشه درشهر بخارا برسد !!...) كه به دنبال هويت ايراني خود هستند ، ناچار قاب دیوار ، جلد تقویم ، شکل گلدان و....را به سیمای ایران باستان می سازند واستفاده می کنند بدون آن که گروهی از آنان با تاریخ آن عصر آشنایی داشته باشند . اگر تفریط نکرده بودیم چه خوب بود ........



پس از پیروزی انقلاب اسلامی به خاطر زدودن آثار رژیم گذشته ، سعی شد اسامی قبلی تغییر کند ـ این نکته از ویژگی های انقلاب سیاسی است ـ   از این رو بسیاری ازنام های تاریخی اماکن تاریخی ایران  وجزیره های خلیج فارس مثل چاه های نفتی به اسامی عربی تغییر داده شد ، این نوع نگاه وکم توجهی به ریشه های ملّی ایرانی نتیجه ای جز این نداشت که بعد از دو دهه موضوع تغییر نام خلیج فارس ازسوی اعراب حاشیه نشین این خلیج مطرح شود وما برای اثبات ملیّت واقتدارمان درخلیج فارس به شیوه های دیپلماتیک وفشارهای پیدا وپنهان بین المللی متوسّل شویم وهنوز هم نتیجه کاملی نگرفته ایم .



آن چه من برآن تأکید دارم توجه به ویژگی هویت ایرانی است ، هرگز نباید غافل بود که بی توجهی به این ابعاد درآینده خسارت به بار خواهد آورد وشاید جبران آن هرگز امکان پذیر نباشد .



آری برادر ـ وشاید خواهر !ـ  دنیای امروز عرصه رقابت است ، درهمه زمینه ها ، اقتصادش ، سیاستش  وسراجام فرهنگش ، كدام مهم تر است ، نمي دانم  . وقت آن رسیده که برای اعلام وجود دراین عرصه جهانی به داشته هایمان توجه کنیم ، داشته های ما همه مربوط به گذشته اند ، گذشته رانمی توان نفی کرد ولی می توان منصفانه نقد کرد ،امیداست همه منصف باشیم .



البته همه ما وظيفه داريم توهين انجام شده را به نحوي شايسته ، پاسخ دهيم  ؛ حالا هركس به قدر توانش والبته متوليان فرهنگي جامعه علاوه بر وظيفه ،مسئوليت هم دارند

+ نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 14:52 |

سال نو مبارک

صد سال به این سالها

 

فیلم ۳۰۰ را از

ابراز لطف خود فراموش نکنید

 

http://300themovie.info

shame on you warners bros.

 

+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت 23:29 |

پنج شنبه، 24 اسفند 1385 - 14:59

تایم: ۳۰۰‬، خشم ‪ ۷۰‬میلیون ایرانی را برانگیخت



هفته نامه آمریكایی تایم در گزارشی از تولید فیلم ضد ایرانی ‪، ۳۰۰‬به بازتاب واكنش جامعه تهران درباره این فیلم پرداخته و می‌نویسد این فیلم در تضاد با دیدگاههای همه ‪ ۷۰‬میلیون ایرانی است.


تایم در توصیف واكنش ایرانی‌ها بالاخص تهرانی‌ها به این فیلم به نقل از خبرنگار خود می‌نویسد: همه تهران به خشم آمده است. هر جا كه رفتم مردم با خشم درباره فیلم ‪ ۳۰۰‬سخن می‌گفتند.

فیلمی كه كسی ندیده است اما انگار همه درباره آن مطلع هستند. زمانی كه در صف خرید آجیل سال نو خورشیدی بودم، بخوبی درك كردم كه همه كسانی كه در صف بودند، اعم از زنان خانه‌دار، نوجوانان و كارمندان یكی از نهادهای دولتی نزدیك فروشگاه همه خشم خود را ابراز داشتند.

این هفته نامه نوشته است: حسی از موافقت جمعی با این موضوع پیدا بود. حسی كه در تهران بندرت مشاهده می‌شود، هر كجای دیگر كه رفتم از دندانپزشكی گرفته تا گل فروشی، ایرانیها با خشم از تصویری كه این فیلم ارایه كرده بود، یاد می‌كردند. بدتر این كه این فیلم بطور مخفیانه از سوی دولت آمریكا و به منظور آماده كردن اذهان عمومی مردم این كشور برای جنگ با ایران ساخته شده بود.

خبرنگار تایم به پرسش یكی از بانوان میانسال ایرانی اشاره می‌كند كه از وی پرسیده بود چرا اكنون این اقدام صورت می‌گیرد و توضیح می‌دهد زمانی كه به منزل بازگشتم مشاهده كردم كه خانواده خودم نیز همان حس و حال را دارند. خواهر همسرم در حالی كه پشت رایانه شخصی‌اش كار می‌كرد شكایتنامه‌ای اینترنتی علبه این فیلم به مخاطبان خود در تهران فرستاد و همسرم نیز كتاب سلطنت خشایارشاه را ورق می‌زد و به من گفت كه برعكس آن چه كه در فیلم ‪۳۰۰‬ آمده هرودوت ‪ Herodotus‬در آن زمان شمار قوای ارتش ایران را ‪ ۱۲۰‬هزار نفر تخمین زد نه یك میلیون نفر. این در حالی بود كه یكی از روزنامه‌های صبح ایران با تیتر ‪ ۳۰۰‬دربرابر ‪ ۷۰‬میلیون روی میز مطالعه قرار داشت. در اخبار آمده بود كه‌ها‌لیوود جبهه جدیدی را علیه ایران گشوده است.

تایم تصریح می‌كند: زمانبندی انتشار این فیلم كه درباره تقابل اسپارتا و امپراتوری ایران در یكی از جنگهاست، بدون شك زمان نامناسبی است. این فیلم در اوایل نوروز، سال نو فارسی و زمانی اكران شده كه ایرانیها با غرور و شكوه آن را جشن می‌گیرند كه قدمتی سه هزار ساله و دوره قدیمی‌تر از اسلام داشته و مربوط به زمان زرتشتیان در ایران می‌شود.

به نوشته تایم، ایران نخستین آیین یكتاپرستی را در آن دوران بنا نهاد.

در ادامه این گزارش با اشاره به تعطیلات دو هفته‌ای نوروز عنوان شده كه از این رو كل مردم ایران برای مباحثه درباره این فیلم با توجه به تقابل كنونی ایران و آمریكا وقت كافی دارند. برای مردمی كه به منطق دسیسه توجه دارند، فروش موفقیت‌آمیز فیلم ‪ ۳۰۰‬در مقایسه با نسخه‌های مشابه مانند اسكندر هشداردهنده است و نشان از نیات پلید آمریكا دارد.

تایم با اشاره به واكنش مجلس به این فیلم و محكومیت آن از سوی نمایندگان ملت به همسویی نادر مردم و مقامات ایران در قبال این مساله اشاره می‌كند و می‌نویسد واكنش سخنگوی دولت درباره این كه این فیلم ساختگی و توهین به مردم ایران است جای تحسین دارد.

این هفته نامه با تاكید بر دیدگاه مثبت و غرورانگیز مردم ایران از دوران پادشاهی خشایارشاه نوشته است: مردم ایران از این دوران به عنوان برگ زرین تاریخ خود یاد می‌كنند و نمی‌توانند درك كنند چرا چنین تصویری از پادشاه ایران ارایه شده و پارسیان را با لباس پاره و ژنده و پادشاه بزرگشان را برهنه نشان می‌دهد.

تایم تاكید می‌كند كه ایرانیها در آن زمان نخستین بیانیه حقوق بشر را نگاشتند و با برده‌داری مخالف بودند. سنگهای پرسپولیس، پایتخت ایران باستان با بكار گرفتن كارگرانی روی هم گذاشته شده كه به آنها مزد ارایه می‌شد نه برده‌ها.

این هفته نامه با استناد به تصاویر موجود در پرسپولیس نوشته است: اگر ‪ ۵۰۰‬سال قبل از میلاد مسیح كسانی لباس ژنده می‌پوشیدند بطور حتم ایرانیها نبودند و توزیع این فیلم در ایران در حقیقت اقدامی از روی نادانی است و ‪ ۷۰‬میلیون نفر را در مقابل فیلم ‪ ۳۰۰‬قرار می‌دهد.
+ نوشته شده توسط داورپناه در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 و ساعت 7:36 |
اعتراض كارگردانان ايراني به سكوت يونسكو در برابر فيلم «300»


۲۴ اسفند ۱۳۸۵ - قبل از ظهر بازتاب

پس از نمايش فيلم دروغ پرداز و موهن ۳۰۰ كه در آن به تاريخ و فرهنگ ايرانى اهانت شده، گروه تخصصى سينما در فرهنگستان هنر، در تلاش است تا يونسكو را براى داورى و ممانعت از ادامه توهين به يارى بطلبد.

به نوشته «ايران»، اين گروه تخصصى با توجه به منشور جهانى يونسكو كه در آن قهر، تعرض و تقابل تقبيح شده است و با توجه به تحركات يونسكو در حفظ و صيانت از ميراث فرهنگى و معنوى جهان، از سازمان جهانى يونسكو درخواست خواهند كرد كه همه تلاش خود را براى حفظ و صيانت از فرهنگ ايرانى كه بخشى از فرهنگ غنى جهانى است، به كار بندد.

محمدعلى حسين نژاد يكى از اعضاى گروه تخصصى سينما در فرهنگستان هنر با تأييد اين خبر، نگارش اين نامه را كه متنى حقوقى مبتنى بر منشور سازمان جهانى يونسكو است، گفت: يونسكو در قبال تخريب مجسمه‌هاى بودا در بوميان افغانستان و ساير مواريث فرهنگى و هنرى بشرى واكنش‌هاى لازم را نشان مي‌دهد، با توجه به اين حساسيت كه جامعه جهانى ميراث گذشتگان را ميراث جهانى مي‌داند و حتى در مقوله ساده ترى چون مسأله ميدان امام اصفهان و برج جهان نما دخالت مي‌كند، سينماگران ايرانى معتقدند كه يونسكو به عنوان حافظ ميراث معنوى جهان بايد مانع گسترش نفرت و ايجاد تقابل در عرصه فرهنگ باشد، چرا كه اين روش علاوه بر تحريف تاريخ، صلح و همدلى و همزيستى جهانى را نيز تحت تأثير قرار خواهد داد.

اعضاى گروه تخصصى سينما در فرهنگستان هنر را مجيد مجيدى، سيف الله داد، داريوش مهرجويى، منوچهر طياب، محمدعلى حسين نژاد، مهدى حيدريان، سيد محمد بهشتى، محمدعلى نجفى، مجتبى راعى و مهدى ارگانى تشكيل مي‌دهند.

واكنش جهانى به دروغ‌پردازى ‌هاليوود
در حالى كه موج اعتراضات مردمى بويژه ايرانيان به فيلم موهن و‌ هاليوودى «۳۰۰» رو به افزايش است خبرگزارى‌ها و مطبوعات غرب به انعكاس واكنش گسترده ايرانيان داخل و خارج از كشور به اين فيلم و تبعات اين خشم مردمى پرداخته‌اند.

خبرگزاري فرانسه در تازه‌ترين گزارش خبرى خود از اين فيلم كه محصولى از كمپانى يهودى برادران وارنر است، به سركوبى آن به وسيله رسانه‌هاى ملى، مقام‌ها و حتى وبلاگ نويسان ايرانى اشاره مي‌كند و مي‌نويسد كه ساخت چنين فيلمى در‌ هاليوود از سوى تهران، يك جنگ روانى با مردم ايران زمين خوانده شده است. اين خبرگزارى همچنين به تيتر مطبوعات داخلى كشور در نكوهش اين فيلم اشاره مي‌كند و يادآور مي‌شود كه واكنش گسترده مردم در برابر اين فيلم، فارغ از هر گونه جهت‌گيرى سياسى‌اش همه آنها را در برابر اثرى كه تاريخ اصيل و پرقدمت كشورشان را به سخره گرفته و تحريف كرده متحد كرده است. فرانس پرس مي‌نويسد: وبلاگ نويسان غيور ايرانى از هم اكنون دست به اعتراض اينترنتى زده‌اند و در سايت گوگل اين اعتراض را به گوش ديگران رسانده‌اند. اين خبرگزارى در پايان گزارش خود يادآور مي‌شود كه اين نخستين بارى نيست كه ايرانيان در جهت گيرى فرهنگى غرب در برابر كشورشان ابراز خشم و نارضايتى كرده اند. در سال ۲۰۰۴؛ فيلم «اسكندر» درباره تسخير امپراتورى پارس و همچنين در سال ۲۰۰۵ چاپ نقدى در يك روزنامه بريتانيايى درباره برگزارى نمايشگاهى از عتيقه جات كه ايران باستان را «قلمرو شيطان» خوانده بود، خشم بسيارى‌ها را برانگيخت.

در حال حاضر، هر لحظه به تعداد ايرانى‌هاى داخل و خارج از كشور كه با مراجعه به بخش نقد فيلم سايت ياهو، مخالفت شديدشان را با اين فيلم ضد ايرانى اعلام مي‌كنند، اضافه مي‌شود و اگر چه فقط چند روز از اكران اين فيلم مي‌گذرد اما بيش از ۴ هزار و ۵۰۰ نفر با مراجعه به سايت ياهو و بيش از ۸ هزار نفر با مراجعه به سايت Petition online.com نظراتشان را در اين باره ثبت كرده اند. آنچه در اظهارنظرهاى به ثبت رسيده جلب توجه مي‌كند توافق واجد بر دروغ بودن محتواى فيلم است و اين كه سازندگان فيلم ابتدا بايد نگاهى به تاريخ بيندازند.

كارگردان ‌هاليوودى در اين فيلم ايرانيان را افرادى وحشى، نادان، خونريز و غيرمتمدن و در مقابل «يونانيان» را افرادى بسيار غيور، شريف و دلاور معرفى كرده است. در پوستر اين فيلم نيز نامى كه به عنوان «۳۰۰» براى فيلم برگزيده شده است مشابه كلمه انگليسى باغ وحش به تحرير درآمده است.

كارشناسان سينمايى، ساخت اين فيلم و نمايش آن در چنين زمان حساسى را مرتبط با اهداف سياسى آمريكايى قلمداد مي‌كنند و بر اين باورند كه هدف از نمايش اين فيلم در نهايت به تحريك افكار عمومى بر ضد ايران و فرهنگ و تمدن ايرانى منتهى خواهد شد.

كمپانى‌هاليوودى «برادران وارنر» فيلم جديد خود با نام ۳۰۰ را بر اساس كتابى از «فرانك ميلر» ساخته و پس از «بى باك» و «شهر گناه» سومين اثر سينمايى است كه از روى كتاب‌هاى كميك استريپ فرانك ميلر ساخته شده است با اين تفاوت كه اين فيلم در مورد جنگ ميان شاه يونانى (لئونيداس) در مقابل خشايارشاه ايرانى با ارتش يكصد و بيست هزار نفرى مي‌باشد.

اما اين فقط ايرانى‌ها نيستند كه بر پوچى و عبس بودن محتواى ۳۰۰ تأكيد دارند. رسانه‌هاى جهان نيز پيكان تيز انتقادشان را به سوى اين فيلم نشانه گرفته اند.

«بوستون گلوب» اين فيلم را كسالت بار و همراه با صحنه‌هاى ساختگى و بى روح توصيف كرد و «يو.اس.اى تودى» نوشت: هيجان اين فيلم فقط كمى بيشتر از يك بازى ويديويى است. آنچه كه محرز بوده اين است كه ۳۰۰ ساخت يك كمپانى فيلمسازى يهودى است و در شرايطى كه برنامه‌هاى هسته‌اى ايران در كانون توجه رسانه‌هاى غربى است، ساخت چنين اثر موهنى چيزى نيست جز بهانه‌اى براى تشويش اذهان عمومى و آغاز جنگ روانى!
+ نوشته شده توسط داورپناه در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت 10:47 |

 

برای اعتراض به جعل آشکار تاریخ و اهانتی بزرگ به ایران و تاریخ ایرانیان در این اعتراض ملی ایرانیان در سطح جهان شرکت کنید.

http://www.petitiononline.com/wpci96c/petition.html

+ نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 و ساعت 14:12 |

300

یه پیشنهاد ایرانی

الان یه چیزی درباره این فیلم 300 که صدای همه رو درآورده به ذهنم رسید. دوستانی از جمله لگوماهی در تدارک یه مبارزه اینترنتی علیه اون هستن. این فیلم اکشنه و طبعاً به امید سود هنگفت تجاری به این شکل ساخته شده. بنابراین پیشنهاد می کنم دوستان ایرانی (به ویژه اونایی که خارج هستن و فیلم به دستشون می رسه) اون رو روی همه سرورای مجانی از جمله تورنت ها و راپیدشیر و ... بذارن تا هم ملت مجانی حالیشو ببرن هم اینکه نقشه کمپانی وارنر برای سود هنگفت فیلم نقش بر آب بشه. چون روش فعلی لگوماهی و سایر دوستان تنها موجب مشهورتر شدن فیلم و تبلیغات منفی واسش می شه و سود تجاریش رو بیشتر می کنه. لطفاً در مورد کپی رایت و این حرفا شعار ندین، چرا که:

- مگه اونا از ما پرسیدن و تاریخمون رو تفسیر ت... تخیلی کردن؟ (گرچه تو جنگ با یونانیا شکست مفتضحانه ای خوردیم و درش هم بحثی نیست.)

توضیح:من با این جمله موافق نیستم چون اونا خیلی چیزا به دروغ به خورد ما دادن که درست نیست یکیش هم همین ماراتن و شاید هم همین ماجرا

2- ایران و کپی رایت؟!!! دیجیتالم کجا بود؟!!!

رو موفقیتش شرط می بندم!

http://mattati.blogspot.com/2007/03/300.html

+ نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 و ساعت 7:25 |

هلنیست ها می خواهند ایران نباشد می خواهند ایرانی نباشد می خواهند ریزه خوری خود را از تمدن ایرانی پنهان کنند می خواهند انتقام نابودی آکروپلیس را بعد از هزاران سال بگیرند می خواهند ایرانی را به زانو در بیاورند می خواهند ایران را از روی زمین پاک کنند ولی زهی خیال باطل
دیگر باید از جایگاه دفاع خارج شد اینک زمان حمله است.باید حمله کرد باید توان فکری و عملیاتی دشمن را مشغول کرد باید به آنچه حساس است حمله کرد
امیدوارم این اقدام برای بمب گوگلی آخرین دفاع ما باشد.شما هم به این اقدام بپیوندید و آخرین دفاع را بکنید و آنها که می توانند و توان علمی و عملیاتی لازم را دارند از همین حالا دست به کار شوند.



300 the movie

+ نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 و ساعت 6:30 |
Let's bomb 300!

باز در وبلاگستان غوغایی دیگر به راه افتاده است ، و این بار موضوع بر سر فیلم 300 است ، فیلمی که گویا از فردا - 9 مارس 2007- در سینماها اکران خواهد شد. داستان فیلم درباره نبرد سپاه خشایارشاه در ترموپیل و مقاومت یک لشگر 300 نفره در برابر سپاه ایران است. اما چیزی که باعث برانگیخته شدن احساسات ایرانیان بعد از دیدن این فیلم خواهد شد ، چهره زشت و غلطی است که از ایرانیان ارائه می‌شود ، چه در بعد ظاهری و چه از لحاظ منش و شیوه رفتار آنها.

نمی‌خواهم پستم را از سر تعصب بنویسم ، ولی واقعا شما فکر می‌کنید ، چنین تصویرسازی‌ای از خشایارشاه درست است؟!




آیا محققین این فیلم در مورد لباس ایرانیان در عهد باستان تحقیق علمی کرده‌اند ، به گواه همگان لباس ایرانیان باستان از لحاظ آراستگی و زیبایی در دنیای قدیم همتایی نداشته است ، چنانکه لباس ایرانی هدیه‌ای بسیار با ارزش در آن زمان محسوب می‌شد.

لباس ایرانیان باستان:
بطور كلي لباس ایرانیان باستان عبارت بود از يك بالا پوش شبيه شنل و يك دامن پرچين ، كه بالا پوش و دامن در محل كمر داراي يك كمربند چرمي بوده است. بالا پوش پوششي مانند شنل بوده است در بعضي جلوي آن باز و در بعضي بسته بوده است. بلندي بالا پوش به اندازه بالا تنه است.در قسمت كمر به شكل ليفه تمام چينهاي پشت بالا پوش جلو باز روي چال گردن بوسيله دكمه‌اي به هم وصل مي شود. دامن ایرانیان بر دو نوع است: نوع اول يك راسته چين و دومي داراي دوراسته چين.
ایرانیان لباس خودرا ازپارچه هاي نقش و نگاردار با رنگهاي گيرا و پرشكوه تهيه مي‌كرده‌اند. كلاه ایرانی از جنس نَمد بوده است.(مگر كلاه هاي جنگي كه از آهن و مُفرُغ ساخته مي شده است.)


خشایارشا ، به لباس توجه کنید.

اطلاعات کامل درباره فیلم 300:
300 محصول سال 2007 و اقتباسی از رمان تصویری 300 است. این رمان تصویری به وسیله فرانک میلر نوشته است ، رمان درباره نبرد ترموپیل است.


فرانک میلر کیست؟
فرانک میلر متولد سال 1957 ، یک نویسنده ، بازیگر و کارگردان آمریکایی است و بیشتر به واسطه کمیک‌استریپ‌هایش شناخته شده است. یکی از معروف‌ترین کمیک‌استریپ‌های وی «شهر گناه» یا sin city است که بعدها فیلم مشهور شهر گناه از روی آن ساخته شد.

آیا 300 تنها فیلمی است که درباره نبرد ترموپیل ساخته شده است؟
خیر ، پیش از این در سال 1962 ، فیلم دیگری درباره نبرد ترموپیل ساخته شده است ، عنوان این فیلم 300 اسپارتی یا The 300 Spartans است ، کارگردان این فیلم رودولف میت بود. جالب است بدانید همین فیلم الهام‌بخش میلر در نوشتن و طراحی کمیک‌استریپ‌اش بوده است.

کارگردان فیلم کیست؟
کارگردان فیلم زاک اسنایدر Zack Snyder نام دارد ، وی 40 سال بیشتر سن ندارد و در کارنامه‌اش فیلم چندان مهمی دیده نمی‌شود.

تریلر فیلم:

خلاصه داستان فیلم:
300 به صورت ناقص و شاید بهتر باشد بگوییم بی‌ربط نبرد ترمویپل را روایت می‌کند : شاه لئونیداس بهمراه 300 اسپارتی ، در برابر ارتش میلیونی خشایارشاه ایستادگی می‌کند ، وگرچه نهایتا کشته می‌شود ولی پیکارش باعث اتحاد یونانی‌ها در برابر ایرانیان می‌شود.

داستان تولید فیلم 300 :
در می 2003 تولید فیلم 300 با تهیه پیش‌نویس 121 صفحه‌ای آن آغاز شد ، در ژوئن 2004 ، زاک اسنایدر برای کارگردانی فیلم استخدام شد و سپس فرانک میلر به عنوان مشاور به تیم دست‌اندر کار پروژه پیوست.
مانند فیلم «شهر گناه» ، فیلم 300 ، اقتباسی کامل و صحنه به صحنه از کمیک استریپ فرانک میلر است. البته این موضوع استثنائاتی هم دارد ، برای افزودن به جذابیت‌های فیلم ، اسنایدر شخصیت ملکه «گورگو» را به فیلم اضافه کرد ، کاراکتر زنی که از شوهرش ، شاه لئونیداس حمایت می‌کند. مورد دیگر اضافه شدن نریشن به فیلم است.
دو ماه طول کشید تا نیزه‌ها ، سپرها و لباس‌ها و شمشیرهای مورد نیاز ساخته شود ، البته در مواردی از وسایل فیلم‌های تروی و الکساندر ، هم استفاده شد. در همین دو ماه تیم انیمیشن فیلم ، سرگرم ساختن یک گرگ و 13 اسب دیجیتال شدند.
در 17 اکتبر 2005 ، فیلم وارد مرحله تولید فعال خود در مونترال شد ، فیلم‌برداری فیلم 60 روز طول کشید. بودجه 60 میلیون دلاری فیلم را کمپانی برادران وارنر تأمین کرد.

جالب است بدانید تقریبا تمام صحنه‌های این فیلم در داخل استودیو و به وسیله تکنیکی به نام digital backlot فیلم‌برداری شد ، یعنی در تمام مدت بازیگران در برابر پرده‌های آبی نقش بازی می‌کردند و بعد صحنه‌های پشت زمینه اضافه می‌شد:

بعد از فیلم برداری ، فیلم مورد ویرایش دیجیتالی قرار گرفت و تقریبا 250 جلوه ویژه به آن اضافه شد ، 70 هنرمند انیماتور در این مرحله با پروژه فیلم همکاری می‌کردند.

تاریخ یا افسانه؟
داریوش بزرگ پس از 36 سال سلطنت در دی ماه 486 پیش از مبلاد درگذشت و جایش را به پسر 35 ساله‌اش خشایارشا یا خشیارشا (خشئی ارشه) داد که مادرش آتوسا ، دختر کوروش بزرگ بود. خشایارشا شاهزاده‌ای تحصیل‌کرده ، خوش‌اندام و زیباروی بود. ابهتی که کوروش و داریوش برای دستگاه سلطنت ایران به وجود آورده بودند ، خشایارشا را نیز در نظر ایرانیان و اقوام زیر سلطه در همان شکوه کوروش و داریوش قرار داد.
دوران داریوش و خشایارشا ، دوران آغازین شکوفایی تمدن یونان بود و یونانیان نیز می‌رفتند که جایگاه خودشان را در تمدن جهانی مشخص سازند. شماری از نویسندگان یونانی در دهه‌های بعد از داریوش و خشایارشا در جستجوی راهی برای ایجاد یک هویت ویژه برای اقوام یونانی داستان‌های حماسی مقاومت یونان در برابر ایران عهد داریوش و خشایارشا را ساختند و نشر دادند ، این نوشته‌ها بعدها برای یونانیان ماند تا گواه عظمتی برای آتن و و یونان آن روزگار باشد و یونانیان و غربیان بتوانند بگویند که اگر ایران «بوده است» ، ما هم «بوده ایم».

داستان‌هایی که یونانیان آن زمان درباره بودن خودشان ساختند ، هر چه بود ، شنیدنش برای یونانی‌ها دلکش بود. نویسندگان غربی نیز که مثل یونانیان آن روزگاران علاقه دارند ، که یونان را محور تمدن بشری معرفی کنند ، این داستان‌ها را با شاخ و بال بسیار زیادی در کتاب‌های تاریخی می نویسند و برای اثبات آنها دلیل و شاهد عقلی می‌تراشند.

نکته جالبی که در بسیاری از نوشته‌های این مورخان غربی به چشم می‌خورد این است که گویا با استواری آتن در برابر ایران تمدن غربی نجات یافت. مانند اینکه دولت دولت هخامنشی با تمدن بشری در ستیز بود و چون نتوانست با آتن کاری بکند ، تمدن آتنی از تخریب رهید تا برای بشریت باقی بماند. و از این جالبتر آنکه می‌بینیم عموم مورخین غربی قرن ما دولت هخامنشی را می‌ستایند و اعتراف دارند که دولت ایران از تمدن بشری پاسداری کرد و فرهنگ خاورمیانه‌ای در دوران هخامنشی متحول گردید و به اوج ارتقا رسید ، ولی وقتی به یاد یونان می‌افتند به یکباره سخنانشان عوض می‌شود. این دولت پاسدار تمدن بشری ، چه خطری برای تمدن یونانی داشت ، موضوعی است که باید از این خودشیفتگان پرسید و پاسخش را نزد خود آنها یافت.

در سال 480 پیش از میلاد ، خشایارشا به یونان لشکر کشید ، داستان لشکرکشی خشایارشا را داستان‌پردازان یونانی چنان پرداخته‌اند که گویا خشایارشا تمام آسیا را بر ضد شهر آتن بسیج کرده بوده است. هرودوت برای انکه بنمایاند که آتن خیلی اهمیت و ابهت داسته ، این داستان را در کتاب هفتم تاریخش به تفصیل شگفت‌آور و دل‌انگیزی به رشته نتحریر درآورده است. او بندهای 305 و 310 کتابش را به آمار سپاهیان ایران اختصاص داده و می‌نویسد که شمار ناوهای خشایارشا در این جنگ افزون بر 5200 فروند بوده و افراد نیروی دریایی‌اش از 517 هزار نفر بیشتر بودند ، کل تعداد جنگندگان خشایارشا از نیروی زمینی و دریایی که در داستان دلکش هرودوت به جنگ آتن بسیج شده بودند بالغ بر 2 میلیون و 317 هزار نفر بود ، که یک میلیون و هفتصد هزار نفرشان افراد پیاده‌نظام بودند.

هرودوت آنقدر در فکر بزرگ جلوه دادن لشکرکشی خشایارشا و اهمیت تراشیدن برای نیروی آتن بوده که با وجود آنکه مردی با تجربه و دقیق بوده ، فراموش کرده بوده که فکر کند چنین انبوهی از انسان‌ها چگونه قادر بوده خواربار مورد نیازش را در سرزمین کوچکی چون کرانه‌های دریای ایژه و غرب آسیای صغیر تأمین کند.

نبرد ترموپیل و تصرف آتن
به ابتکار خشایارشا پلی از قایق بر روی بغاز داردانل ساختند که نیروی زمینی ایران توانست از روی آن عبور کرده و وارد خاک یونان شود. در ابتدا خشایارشاه با پادشاه کارتاژ(Carthage)صلح کرد تا وی یونانیان را همراهی نکند. علاوه بر این، تعداد زیادی از یونانیان به ارتش خشایارشاه پیوستند از جمله مردم منطقه تسالی(Thessaly) اما در همین هنگام طوفانی سهمگین وزید و به کشتی‌های ایران خسارت وارد کرد. سرانجام در دریای آرتمزیوم(Artemisium) بین کشتی‌های دو سپاه جنگ درگرفت و یونان شکست خوردند. نبرد دیگر در تنگه ترموپیل(Thermopylae) در گرفت که به علت تنگی جا نیروی ایران با مقاومت آتنی‌ها و اسپارتی‌ها که برای نخستین بار باهم متحد شده بودند مواجه شد. سرانجام یک یونانی به ایرانیان که در آستانه شکست بودند راهی را معرفی کرد که به پشت تنگه می‌رفت. یونانیان با آگاهی از این خیانت گریختند و فقط لئونیداس(Leonidas)(حاکم اسپارت) بهمراه سیصد اسپارتی برجای ماندند و همگی کشته شدند. سپاه ایران بعد از این جنگ آتن را به تصرف درآورد و کاخ آکروپولیس در زمان جنگ نابود شد ولی معبد آکروپولیس و خانه های شهر به دستور خشایارشاه به سربازانش سالم ماند.

آنچه 300 و فیلم‌های مشابه نمی‌گویند و یا نمی‌خواهند که بگویند:
- وضعیت ظاهر و خوی منش ایرانیان
- قدرت فرماندهی و راهبری نظامی فرماندهان
- صلح‌طلب بودن ایرانیان و پرهیز انها از غارت و تخریب و کشتار در سرزمین‌های تحت سلطه

با فیلم 300 چه می‌توانیم بکنیم؟
به گمان من سینما از چنان قدرتی برخوردار است که می‌تواند خواسته یا ناخواسته روی افکار عمومی اثر بگذارد ، فیلم 300 هم از این قاعده مستثنی نیست و خوش‌خیالی است اگر گمام کنیم چنین فیلم پرهزینه و دراماتیکی با انبوه جلوه‌های ویژه‌اش نتواند ، نظر غربیان را درباره پیشینه ما عوض کند.

مادامی که به صورت فعال و گاه عامدانه از خود چهره‌ای سیاه برای رسانه‌های غربی درست می‌کنیم ، و تا زمانی که از گذشته خود غافل هستیم ، نباید بهتر از این را انتظار داشته باشیم. بارها نوشته‌ام که فرهنگ هم دیجیتالی شده است ، وقتی برای نوشتن این پست نبرد ترموپیل و خشایارشا را در در گوگل جستجو می کردم ، متوجه شدم ، حتی یک سایت خوب درباره تاریخ باستان نداریم. هرچه بود تلاش‌های پراکنده افرادی معدود و پست‌های پراکنده وبلاگ‌نویس‌ها بود.

از ساختن فیلم و گیم هم نگویید که نه توان ساختن آنها را داریم و نه اراده‌ای برای تجلیل از گذشته خود.

اگر هرودوت با اغراق 300 نفر را در برابر سپاهی میلیونی قرار داد باید اعتراف کنم که در حال حاضر ، دقیقا شرایط برعکس شده است ، اکنون ما وبلاگ‌نویس‌ها هستیم و انبوهی از رسانه‌ها و استودیوهای غربی با بودجه‌های میلیون دلاری! نمی دانم شمار وبلاگ‌هایی که برای مقابله در برابر 300 ، همکاری خواهند کرد به 300 وبلاگ می‌رسد یا نه!

راهکارهای مقابله:
- بمباران گوگلی : ساده‌ترین و آسان‌ترین کار است ، من و گوگل به هم سازیم و بنیادش براندازیم!این بار هم جناب لگوفیش مثل قضیه خلیج فارس ، در این زمینه پیش‌قدم شده‌اند.
- ویرایش منصفانه ویکی‌پدیا : به ویکی‌پدیا بروید و مبحث فیلم 300 را منصفانه ویرایش کنید ، درباره اشتباهات فاحش این فیلم بنویسید.
- دادن نمره پایین به این فیلم در سایت‌های معرفی فیلم و نوشتن شرح بر این فیلم در آنها.
- کمک به برپا و پربار شدن سایت 300themovie.info

اما برای همه کارهای بالا نیاز به سازماندهی و تقسیم کار وجود دارد ، با وجود اینکه از نبودن روح همکاری و کار گروهی در وبلاگستان مطمئنم ولی امیدورام این بار ، بتوانیم در این مورد همدیگر را تحمل کنیم. در مرحله اول باید اطلاعات خام از کتاب‌هایی که در اختیار داریم استخراج شود و در مرحله بعد برای درج در ویکی‌پدیا و سایت 300themovie.info به انگلیسی ترجمه شود. در مورد بمیاران گوگلی هم باید همه با لینک دادن به سایت 300themovie.info در این کار شرکت کنند.

چگونه بمباران گوگلی کنیم؟
برای بمباران گوگلی باید عده زیادی از وبلاگ‌نویس‌ها به سایت 300themovie.info لینک بدهد ،‌آن هم دقیقا با این کلمات: 300 the movie.
سایت 300themovie.info به وسیله نویسنده وبلاگ لگوفیش ایجاد شده است
http://www.1pezeshk.com/archives/2007/03/lets_bon_300.html
+ نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 و ساعت 5:42 |
هفته‌نامه چلچراغ- هيچ دقت کرده‌ايد که ما چند بار و به چند چيز اعتراض کرديم و چند بارش را موفق شديم تا حرف خود را به کرسی بنشانيم؟ از حق اگر نگذريم خيلی از این موارد را موفق نبوديم و مدت‌ها است که برنامه خلیج فارس و ماجرای نشنال جئوگرافی به خاطره تبديل شده است. شايد تعدد اعتراض‌ها باعث شده که کم‌کم نسبت به آنها بی‌تفاوت شويم. چند روز پيش در وبلاگ پسر فهميده خواندم که در يکی از آخرين پژوهش‌ها مشخص شده است که ظرفیت ما برای دل‌سوزی محدود است. برای مثال عکس یک بچه گرسنه‌ی آفریقایی بيشتر از عکس دو بچه گرسنه آفريقايی دلسوزی انسان‌ها را برمی‌انگيزد و شدت دل‌سوزی برای عکس دوتایی کمتر است. اين يک تمايل روانی دردناک است.
حالا جريان یک اعتراض ديگر است که در فضای فارسی اينترنت به تدريج شکل می‌گيرد. حتماً يادتان است که نمايش فيلم «اسکندر» اوليور استون، محصول شرکت برادران وارنر و نشان دادن سيمای نامناسبی از ايرانيان اعتراض عده‌ای را برانگيخته کرد و البته تنها شکست تجاری فيلم توانست کمی از آتش خشم معترضان بکاهد. تا کمتر از دو هفته ديگر فيلم ديگری از همان شرکت فيلم‌سازی به اکران می‌رود که نمايش آنونس‌های تبليغاتيش هم تا کنون آغازگر زمزمه‌های اعتراض بوده است.
فيلم «300» پس از «بی‌باک» و «شهر گناه» سومين اثر سينمايی است که از روی کتاب‌های کميک استريپ فرانک ميلر ساخته می‌شود با این تفاوت که فیلم 300 درباره جنگ‌های ایران و یونان باستان است. ميلر اين کميک را با اقتباس از فيلمی به نام The 300 Spartans يا 300 اسپارتی که در سال 1962 اکران شده بود، کشيد و حالا از روی این کميک، دوباره فيلمی ساخته می‌شود که مانند «شهر گناه» فريم به فريم شباهت تام با نسخه کميک خود دارد.
داستان فيلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل (گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایارشا ایستادگی کنند اما گوژپشتی دروازه‌های شهر را به روی لشگر ایران باز می‌کند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، این 300 اسپارتی توانستند جلوی لشگر عظیم خشایارشا به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همین دفاع سه روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و همین آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهايت شکست خشاريارشا در نبردهای بعدی. (چيزی شبيه شکست آلمان در نبرد استالینگراد و کسب روحيه متفقين).

«هرودوت» درکتاب 9 جلدی خود به نام «جنگ پارسی‌ها» جزئيات جنگ‌های ايرانيان از آغاز کار تا پايان لشکرکشی خشايارشا به يونان را شرح داده است.
می‌گويند علم تاريخ با هرودوت و همين کتاب آغاز شد با اين حال، تاريخدانان جديد بسياری از ارقام ذکر شده در کتاب‌های هرودوت را اغراق‌آميز می‌دانند اما فيلم 300 پايه‌های داستانش را بر همين روايات بنا می‌کند.
ما نمی‌خواهيم درباره اين بحث کنيم که آيا این ارقام صحيح است يا خير. صحت اين که لشگرکشی يک ميليون سپاهی و طی چنين مسيری از ايران به سمت يونان چنان ابعاد گسترده‌ای دارد که در مقياس‌های امروزی فنون جنگی هم معقول نيست کار ما نيست. اما حتی اگر بخواهيم با يک حساب سرانگشتی می‌بينيم که اين يک ميليون نفر در سه وعده غذايی روزانه خود حتی اگر بخواهند يک نان ناقابل بخورند، چند نانوا و چه مقدار آرد برای سير کردنشان کافی است، به خوبی غيرمعقول بودن اين اعداد و ارقام را درک می‌کنيم. البته تنها روايتگر اين داستان هرودت است که خود يونانی است و مسلماً داستان را طوری می‌نويسد که می‌خواهد اما طبق روايت او هم فقط 1000 نفر از سپاه ايران به جنگ اسپارتی‌ها می‌روند.
گذشته از نکات تاريخی آزاردهنده‌ترين قسمت‌های 300، تصوير ايرانيان است. در اين فيلم سپاه ايران افرادی هستند مشابه وحشی‌ها و موجودات نفرت‌انگيز ارباب حقه‌ها يعنی «اورک‌ها». کسانی که جز کشتن نمی‌دانند و از نظر مغزی هم موجوداتی هستند در رديف غول‌های ابله داستان‌های هری پاتر که البته در برابر 300 نفر يونانی خوش‌تيپ و فداکار زمين‌گير می‌شوند.
اما مسأله نگران‌کننده اين است که هر گاه قدرت‌های بزرگ دنيا با کشوری دچار چالش شدند، تمام تلاش خود را برای زير سؤال بردن تارخ و فرهنگ آن کشور صرف کردند و چه ابزاری مناسب‌تر از سينما. حتی اگر به تئوری توطئه معتقد نباشيم، در خوش‌بينانه‌ترین حالت هاليوود نشان داده که می‌تواند از موج منفی عليه یک کشور کمال استفاده را ببرد و جيب‌های صاحبان صنعت فيلم‌سازی خود را از پول آکنده سازد.
وبلاگ «ارزيابی شتاب‌زده» تحليل جالبی از اين ماجرا دارد. از نظر او کشورهای اروپايی بعد از دوره رنسانس و به دنبال آنها آمريکا در جهت هويت‌سازی هميشه خودشان را فرزندان يونان و روم مطرح کرده‌اند. تأييد اين مسأله را در نام‌گذاری مجلس آمريکا (سنا) که از روم گرفته شده، نوع حکومت آمريکا (جمهوری) که از «رس-پوبليکا» (مسأله ملی) لاتين گرفته شده، ادعای فرهنگ سياسی آمريکا (دموکراسی) يا حکومت اقشار که نام دولت آتن بوده، می‌توان ديد. امروز مسأله تبليغات علاوه بر بعد سياسی، بعد فرهنگی هم پيدا کرده‌اند و به ماجرای نژادپرستی در حال تبديل به فرهنگ‌پرستی است که در اين فيلم هم رد پای آن را می‌توان ديد. در فيلم 300، ايرانی‌ها فقط خودکامه و زورگو و بی‌خبر از مفاهيم آزادی نيستند بلکه ديگر انسان نيستند! يعنی علاوه بر اين که فرهنگ ندارند، انسانيت هم ندارند پس دفاع در برابر اين موجودات غيرانسانی کافی نيست و باید آنها را از بين برد.
این فیلم ایران را نماد دیکتاتوری و یونان را نماد دموکراسی تصویر می‌کند. به زبانی ساده‌تر داستان بر محور نبرد دائمی خیر و شر می‌چرخد. در حالی که وقتی به فرمان کوروش برده‌داری در امپراتوری پارس ممنوع شده و مردم در دينشان آزاد بودند، در یونان باستان برده‌داری به شکل گسترده‌ای رواج داشت و زنان و برده‌ها شهروند درجه دو محسوب می‌شدند
شيوه فیلم‌سازی کامپیوتری است و هنرپیشگان واقعی در صحنه‌های مجازی نقش‌آفرینی می‌کنند. موسیقی جذاب و ترکیب مناسب با صحنه‌های کامپيوتری نبرد باعث شده تصاوير تابلوهای نقاشی به نظر برسند که فروش فوق‌العاده‌ای را برای سازندگانش پيش‌بينی شود. فيلمی که روی افکار عمومی دنيا تأثير زیادی خواهد گذاشت.
در اين فيلم که قرار است 9 مارس اکران شود، بازيگرانی چون «جرارد باتلر»، «لنا هيدی»، «مايکل فسنبدر»، «وينسنت ريگان» و «دومنيک وست» ايفای نقش می‌کنند. فيلم «300» به تهيه‌کنندگی «فرانک ميلر»، «دبوراه اسنايدر» و «کرايج.جي.فلورس» به کارگردانی «زاک سنايدر» ساخته شده است.
در توضيح این فیلم در یاهو می‌خوانيد که این نبرد سرآغاز دموکراسی در جهان بوده است!
اين تحقير، توهين و حتی تهدید بزرگی است بر ضد ايران و فرهنگ ايرانی. به نظر شما بايد ساکت نشست يا اعتراض کرد؟ من فکر می‌کنم بهترين کار اين نيست که مانند قبل تنها طومار امضا کنيم و منتظر بمانيم تا از ما اعاده حيثيت شود. فکر می‌کنم باید در وبلاگ‌هايمان به زبان‌های مختلف درباره‌اش بنويسيم و چهره‌ای درخور ايران ترسيم کنيم.

برشی از تاريخ
داریوش قصد لشکرکشی به یونان و فتح آتن را داشت اما قبل از تحقق اين آرزو درگذشت و نتوانست نقشه خود عملی کند. شش سال بعد، پسرش خشایارشا در جهت برآوردن آرزوی پدرش با سپاهی عظیم و یک ناوگان نیرومند به یونان رسید. در نبرد ترموپیل، سپاه یونانی را مغلوب شد و لئونیداس به قتل رسید. خشایارشا آتن را تصرف کرد و آکروپولیس (ارگ آتن) را به آتش کشید اما در نبرد سالامیس ناوگان ایران نابود شد و خشایارشا به ایران بازگشت.

http://www.osyan.net/2007/03/post_926.php
+ نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 و ساعت 5:38 |
فيلم اسکندر را ساختند اين را هم به دنبالش.هلنيست هاي غربي نه تنها با ايران اسلامي مخالفند که با هر ايراني مخالفند حتي اگر ايران سراسر مسيحي شود آنها فقط مي خواهند ايران نباشد و به گور خواهند برد اين آرزوي باستاني خود را و خواهند ديد که ما بر سرزمين هاي هاي آنها حکم خواهيم راند ان شا الله.
شنبه، 19 اسفند 1385 - 11:45

اعتراض ایرانیان خارج از كشور به نمایش فیلم 300



دانشجویان ایرانی ساكن مالزی با ارسال صدها نامه، اعتراض خود را نسبت به تولید و نمایش فیلم ضد ایرانی «۳۰۰» از سوی كمپانی برادران وارنر اعلام كردند.
به گزارش فارس، طی چند روز گذشته ایرانیان خارج از كشور به خصوص دانشجویان ایرانی مقیم مالزی با ارسال تعداد متعددی نامه به گروههای دانشجویی داخلی و خارجی و ارگانهای مختلف بین المللی نسبت به تولید و نمایش فیلم 300 آخرین محصول كمپانی برادران وارنر اعتراض نمودند.
قرار است از هفته آینده این فیلم كه از سوی منتقدین سراسر كذب ارزیابی شده است در سینماهای مالزی نیز به نمایش درآید كه می‌تواند موجبات ایجاد نگاههای بدبینانه و شكل گیری نوعی نگاه وحشی منشانه نسبت به ایرانیان را فراهم آورد.
كارگردان‌ها‌لیوودی در این فیلم مثل اكثر روایت‌ها‌ی غربی از تاریخ، ایرانیان را افرادی وحشی، نادان، خونریزو غیرمتمدن و در مقابل «یونانیان» را افرادی بسیار غیور، شریف و دلاور معرفی كرده است.
در پوستر این فیلم نیز نامی كه به عنوان 300 برای فیلم برگزیده شده است مشابه كلمه انگلیسی باغ وحش به تحریر در آمده است.
كارشناسان سینمایی ساخت این فیلم ونمایش آن در چنین زمان حساسی را مرتبت با اهداف سیاسی آمریكائیان قلمداد می‌كنند و بر این باورند كه هدف از نمایش این فیلم درنهایت به تحریك افكار عمومی بر ضد ایران و فرهنگ و تمدن ایرانی منتهی خواهد شد.
كمپانی‌ها‌لیوودی «برادران وارنر» فیلم جدید خود با نام 300 را بر اساس كتابی از «فرانك میلر» ساخته است و پس از «بی باك» و «شهرگناه» سومین اثر سینمایی است كه از روی كتاب‌های كمیك استریپ فرانك میلر ساخته شده است با این تفاوت كه این فیلم در مورد جنگ میان شاه یونانی (لئونیداس) درمقابل خشایارشاه ایرانی با ارتش یكصد وبیست هزار نفری می‌باشد.
فیلم «300» به تهیه‌كنندگی «فرانك میلر»، «دبوراه اسنایدر» و «كرایج.جی.فلورس» به كارگردانی «زاك سنایدر» ساخته شده است. در این فیلم كه قرار است 9 مارس اكران عمومی آن آغاز شود، بازیگرانی چون «جرارد باتلر»، «لنا هیدی»، «مایكل فسنبدر»، «وینسنت ریگان» و «دومنیك شوست» ایفای نقش می‌كنند.
«زاك اسنایدر»، كارگردان‌ها‌لیوودی در فیلم جنگی، تاریخی «300» تلاش كرده تا روایت تاریخی مبارزه خشایارشاه اول، پادشاه ایران با «لئونیداس»، شاه اسپارت را به تصویر بكشد.
داستان این فیلم كه به شكل اغراق امیزی سعی شده تا با استفاده از جلوه‌ها‌ی ویژه و به تقلید از تكنیك فیلم‌ها‌ی مشهور اخیر ساخته شود، عبارت است از جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل ( گردنه معروفی در یونان، بین كوه اویته - Oyete - و خلیج مالیك ). جایی كه پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز كرد تا مقابل سپاه خشایارشاه ایستادگی كنند... اما گوژپشتی دروازه‌های شهر را به روی لشگر ایران باز می‌كند بنابر روایت هرودوت از تاریخ، این 300 اسپارتی توانستند جلو لشگر عظیم خشایارشاه به مدت 3 روز مقاومت كنند.
در ساخت این فیلم فاصله داستان تا واقعیت به حدی زیاد است كه حتی خشایار به صورت یك پادشاه آفریقایی به تصویر كشیده شده است!
شیوه فیلم‌سازی كامپیوتری است و هنرپیشگان واقعی در صحنه‌های مجازی نقش‌آفرینی می‌كنند. موسیقی جذاب و تركیب مناسب با صحنه‌های كامپیوتری نبرد باعث شده تصاویر تابلوهای نقاشی به نظر برسند كه فروش فوق‌العاده‌ای را برای سازندگانش پیش‌بینی كرده‌ است.
قرار است این فیلم در تاریخ 9 مارس سال 2007 میلادی بر روی پرده سینما‌ها‌ی جهان برود.
علیرغم همه تلاش دانشجویان و ایرانیان خارج از كشور تا كنون از سوی مقامات ایرانی خبری در خصوص تلاشهای انجام شده درجهت قانع نمودن دولتها در عدم نمایش این فیلم منتشر نشده است
+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه نوزدهم اسفند 1385 و ساعت 17:54 |


آنچنان بر سياست مسلط شوند تا اگر افرادي مثل گنجي انتقاد كردند، به زندان بيفتند و ضدانقلاب شمرده شوند يا اگر شخصي مثل حشمت‌‏الله طبرزدي با پول خود آقايان مجله و دفتر زد، با اولين انتقاد به عنوان ضدانقلاب با آن برخورد شود...ماشين‌‏هاي گوجه فرنگي را متوقف مي‌‏كنند و گوجه را به كيلويي 30۰0 تومان مي‌‏رسانند و مي‌‏گويند دولت دست از انرژي هسته‌‏اي بردارد.

۱۶ اسفند ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۵:۳۲ سایت بازتاب http://www.baztab.com/news/62450.php

محمدعلي رامين، دبير سياسي ائتلاف حاميان دولت در انتخابات اخير، منتقدان دولت را به شدت مورد حمله قرار داد.

به گزارش ايلنا، محمدعلي رامين در همايش «دموكراسي در بستر دين رحماني» كه به دعوت انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران برگزار مي‌‏شود، گفت: كساني كه در دوم خرداد موفق شده بودند به تعبير خاتمي هر نه روز يك بحران براي دولت درست كنند، سياست‌‏هايشان را رها نكرده‌‏اند و مي‌‏خواهند هر روز يك بحران درست كنند، چون اين دولت از دولت‌‏هايي نيست كه بحران‌‏زده شود. اين جريانات همان‌‏هايي هستند كه  آنچنان از نظر اقتصادي بنيه‌‏اي براي خودشان فراهم كنند و بر سياست مسلط شوند تا اگر افرادي مثل گنجي انتقاد كردند، به زندان بيفتند و ضد انقلاب شمرده شوند يا اگر شخصي مثل حشمت‌‏الله طبرزدي با پول خود آقايان مجله و دفتر زد اما وقتي احساس كرد كه بايد در مجموعه دانشجويي يك انتقاد بكند، با اولين انتقاد به عنوان ضدانقلاب با آن برخورد شود، به زندان بيفتد و دنبال كارش برود.

به گزارش ايسنا وي گفت: « ما در آغاز انقلاب اسلامي معيار داشتيم و شخصيت‌پرست نبوديم. معيارهايي كه همه را به دور هم جمع مي‌كرد و آن اسلام و آرمان‌هاي بزرگي بود كه امام خميني (ره) مطرح مي‌كردند. امام مي‌خواست روابط ما با جهان را بر اساس كرامت و عزت انساني تنظيم شود. در دوران پهلوي ملت ما تسخير شده بودند و آنچنان دچار رعب و وحشت گشته بودند كه كسي جرات نفس كشيدن نداشت و زماني كه مصدق آمد و خواست حركتي انجام دهد به دليل فضاي رعب و وحشت و براي آنكه از دست بيگانگان خلاص شود و از تسلط انگليس بيرون آيد به سوي آمريكا روي آورد كه جريان شبه كودتاي مصدق ايجاد شد كه او را خانه‌نشين كرد و كشور را به آمريكا سپرد؛ امام خميني(ره) مي‌خواست عزت دانشجويي را كه در 16 آذر 32 خونش در همين دانشگاه به دليل مقابله و مقاومت در برابر بيگانگان ريخت را حفظ كند و آن را احيا گرداند.»

رامين با اشاره به اينكه انگليسي‌‏ها دانشگاه تهران را براي تربيت نيروهايي تاسيس كردند كه اداره جامعه را بر خواست آنها بر عهده بگيرند، گفت: انگليسي‌‏ها مي‌‏خواستند حوزه علميه به گونه‌‏اي شود كه ملت با شرافت و تاريخي ايران در برابر غربي‌‏ها به زانو در بيايد  اگر شخصيتي آمد و دوباره ما را در راستاي ارزش‌‏هاي غربي انداخت، ما را از پيگيري منافع ملي منع كرد، نيروهاي داخلي را به مقابله با هم و فرسايش وادار كرد و بعد فضايي ايجاد شد كه داد بزند شخصيت‌‏ها را نشكنيد و تخريب نكنيد، اين جرياني است كه مي‌‏خواهد جلوي پيشرفت كشور را بر اساس آرمان‌‏هاي انقلاب بگيرد.

وي ادامه داد: اين افراد همان‌‏هايي هستند كه ملت عزيزشده در زمان امام راحل را در دوره قدرت و سلطنت خودشان تحقير كردند و آمدند گفت‌‏وگوي انتقادي با اروپايي‌‏ها را پذيرفتند تا اروپايي‌‏ها به ما تهمت بزنند، ما را تحقير كنند و بعد همين افراد ادعا كردند كه ما در سياست خارجي تنش‌‏زدايي كرديم. ما چه تنشي داشتيم كه آقاي هاشمي گفتند مي‌‏خواستند سياست تنش‌‏زدايي را پيش بگيرند و بعد در سال 74 عده‌‏اي حزب تشكيل دادند و مي‌‏خواستند ايشان را به عنوان رييس مادام‌‏العمر به نظام تحميل كنند.

دبير سياسي رايحه خوش خدمت گفت: وقتي رهبري در برابر اين جريان ايستاد، گفتند آقاي خاتمي را مي‌‏آوريم كه بي‌‏عرضه است و بعد از چند ماه دوباره هاشمي را برمي‌‏گردانيم اما خاتمي ماند و آنها آنقدر فضا را مغشوش كردند كه بيش از همه رهبري متهم مي‌‏شد و آن جوانمرداني كه در آن دوران سخت در همين عرصه‌‏هاي دانشگاهي مي‌‏خواستند حرف بزنند، با اتهام به تندروي و اهانت به ارزش‌‏ها و تخريب مباني فكري نتوانستند كاري بكنند.
رامين تصريح كرد: آقاي خاتمي بين باندها سرگردان بود و همان باندها بعد از هشت سال آقاي هاشمي را وادار كردند به عرصه انتخابات بيايند. هاشمي بارها اعلام كرده بود كه به شركت در انتخابات علاقه‌‏اي ندارد اما ايشان را آوردند و به نام وي مستحكم‌‏ترين حركات ضد انقلابي را انجام دادند و وقتي مردم با هوشياري به هاشمي راي ندادند، آنچنان مظلوم‌‏نمايي كردند تا هاشمي وادار شود از مردم انتقام بگيرد.

وي با طرح اين سوال كه آيا مي‌‏دانيد چرا مردم احمدي‌‏نژاد را انتخاب كردند، مگر چپ و راست و كم‌‏شخصيت و باشخصيت‌‏ها در كشور نبوده‌‏اند، پس چگونه احمدي‌‏نژاد انتخاب شد، گفت: احمدي‌‏نژاد به عنوان يك معلم، 30 سال درس خوانده و درس داده است و مردم او را انتخاب كردند. انگليسي‌‏ها كه دانشگاه تهران را تاسيس كردند، مي‌‏خواستند از دانشگاه نيروهاي ضدمذهبي بيرون بيايد اما چه كسي اجازه داد از دل همين دانشگاه فردي بيرون بيايد كه به عنوان سرباز ولايت و امام زمان (عج) پرچم اسلام را در جهان در دست بگيرد.
رامين تاكيد كرد: مشكل اين دولت با آن باندها اين است كه وابسته به هيچ جرياني نيست و فقط نوكري مردم را مي‌‏پذيرد و بعد اعلام كرده است كه مي‌‏خواهد دست دزدان بيت‌‏المال را قطع كند. احمدي‌‏نژاد هرجا دست گذاشت كه دستي قطع شود، چنگال‌‏هاي اختاپوسي آنچنان دست و پاي ايشان را گير انداخت كه اجازه نداد قدمي جلو بگذارند.

وي افزود: « نمي‌بينيد وقتي احمدي‌نژاد مي‌گويد بگذاريد فضاي استاديوم، ورزشي و با وقار شكل بگيرد و زنان و مردان بتوانند با آرامش وارد استاديوم شوند و زنان در كنار خانواده‌هايشان تماشاگر باشند عده‌اي با جنگ رواني مراجع را تحريك مي‌كنند كه اي واي اسلام از بين رفت. يا به فرض همان قيمت گراني گوجه فرنگي را كه مطرح كردند؛ عده‌اي از بيرون آمدن ماشين‌هاي تره‌بار جلوگيري كردند تا گوجه فرنگي به سه هزار تومان برسد و بعد مي‌گويند دولت دست از اين انرژي هسته‌يي بردارد و قيمت گوجه را كم كند.»

رامين با اشاره به اينكه امروزه بالاترين فناوري‌‏هاي در برخي حوزه‌‏ها در اختيار ماست، گفت: مي‌‏خواهند جلوي پيشرفت ايران را بگيرند چون اگر ايران پيشرفت كند، مهار ناشدني است. آنها مي‌‏دانند كه ايران حتي با ترسوترين آدم‌‏ها نيز در شرايط پيشرفت كشور تسليم دشمن نمي‌‏شود.

وي گفت: من تلخ‌‏ترين حرف‌‏ها را كه همه جا جاي گفتن آن نيست و كسي هم جرات آن را ندارد، مي‌‏گويم و كسي كه واقعيت‌‏ها را بگويد در تيررس بلاها قرار خواهد گرفت.
رامين با بيان اينكه احمدي‌‏نژاد وقتي كه بر سر كار آمد دو چالش جدي ملي را برطرف كرد، افزود: اولين چالش ملي فاصله انداختن ميان دولت و ملت در زمان هاشمي‌‏رفسنجاني بود و روابط و حاكميت با مردم به‌‏گونه‌‏اي شد كه كارگزاران به عنوان يك تافته جدابافته از مردم فاصله گرفتند تا جايي كه دشمن به آساني توانست در اين شكست مانور دهد.
وي گفت: در دولت خاتمي هم شكاف و حاكميت دوگانه ايجاد شد و القا كردند كه حاكميت دوگانه بخش انتصابي و بخشي انتخابي است و متعاقب اين جريان فكري، مواضع سياست بين‌‏الملل ما در برابر غربي‌‏ها آسيب‌‏پذير و تحقير شد.

رامين گفت: احمدي‌‏نژاد وقتي كه آمد، اين دو سياست را برهم زد. دولت را به ميان ملت برد و اين شكاف را پر كرد. از طرف ديگر با تبعيت از رهبري نظام و با سياستي كه سعي داشت با ساير قوا هماهنگ باشد، القاي حاكميت دوگانه را از بين برد. البته همان باندها مشغول هستند تا اصنافي مثل معلمان و كارگران را عليه دولت تحريك كنند اما بالاخره احمدي‌‏نژاد كار خودش را كرد.

طراح ايده برگزاري كنفرانس هولوكاست در ادامه گفت: با طرح موضوع هولوكاست، غربي‌‏ها متوجه شدند كه احمدي‌‏نژاد نه خاتمي است و نه هاشمي. احمدي‌‏نژاد از دل دانشگاه تهران بيرون آمده است كه انگليسي‌‏ها آن را درست كردند تا سلطه غربي‌‏ها را بر كشور ايجاد كند. احمدي‌‏نژاد موسي است كه در دل فرعون پرورش يافته است.
وي گفت: بحث احمدي‌‏نژاد، بحث صلح و امنيت منطقه است و آرامش و صلح جهاني و حاكميتي كه به عنوان شوراي امنيت ايجاد شده است، با طرح مساله هولوكاست در حال فروريزي است.
رامين در خطاب به دانشجويان، گفت: اگر بخواهيد در برابر اراذل و اوباش تسليم شويد، آنها نواميس شما را لگد مي‌‏كنند، آنها وحشي هستند و بوفالوهايي در لباس آدم. اگر مرد و مردانه در برابر يك گرگ نايستيد و فرار كنيد، او هم به شما حمله مي‌‏كند.

در ادامه رامين به پرسش‌‏هاي شفاهي و كتبي دانشجويان پاسخ داد.
دانشجويي پرسيد: چگونه مي‌‏توان همه دستاوردهاي نظام را به پاي احمدي‌‏نژاد نوشت و بگوييم هرچه كه بوده در اين دو سال اتفاق افتاده است؟ يكي از دانشجويان نيز با حضور در پشت تريبون گفت: ما هميشه با غرب تنش داشته‌‏ايم و حتي اين مساله بعد از تسخير سفارت آمريكا نيز در جريان بود. بعد از خاتمي تنش‌‏زدايي ايجاد شد، به طوري كه وزير امور خارجه آمريكا از ما عذرخواهي كرد.
وي افزود: آقاي رامين شما ادبيات درستي درباره اينكه دانشگاه تهران را انگليسي‌‏ها تاسيس كردند، به كار نبرديد. چرا باندهايي كه هاشمي را مجبور كردند تا در انتخابات شركت كنند، معرفي نمي‌‏كنيد تا توهم توطئه برطرف شود؟ چه باندهايي مراجع را تحريك مي‌‏كنند؟ مراجع شان بسيار بالايي دارند و به طور قطع مي‌‏توانند تحريك را از غيرتحريك تشخيص دهند. بسياري از مسوولان فعلي مملكت محصول دانشگاه آزاد هستند. آيا در مورد دانشگاه آزاد بي‌‏انصافي نمي‌‏كنيد؟ چرا بر راي احمدي‌‏نژاد بسيار تاكيد مي‌‏كنيد؟ ايشان در دور اول انتخابات رياست‌‏جمهوري راي چنداني نداشتند و در دور دوم نيز هر كسي كه جاي ايشان بود، راي مي‌‏آورد.

رامين در پاسخ به اين انتقادات گفت: كساني كه مراجع را تحريك مي‌‏كنند، هم سن و سال مراجع هستند. در حادثه كربلا هيچ‌‏كس نمي‌‏توانست 30 هزار نفر را در برابر ولي امر مسلمين جمع كند. تنها كسي مي‌‏تواند اين كار را بكند كه با امام حسين (ع) 40 يا 50 سال رفاقت داشت.
وي در ادامه گفت: كسي همه پيشرفت‌‏هاي نظام را به پاي احمدي‌‏نژاد ننوشته است. اگر كساني بر اساس وظايف قانوني خود خدمت كردند، آنها را با چابلوس‌‏گرايي به صورت سردار درنياوريد و روزنامه نزنيد و بگوييد آيت‌‏الله فلاني. به طوري كه طرف در مصاحبه خود شخصيت امام(ره) را بشكند تا خودش بزرگ شود.

رامين گفت: كاربرد توهم توطئه در برخي از تحليل‌‏ها نسبت به دولت، خودش يك توطئه است كه همه جا عليه دولت به كار برده مي‌‏شود.

+ نوشته شده توسط داورپناه در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 6:32 |

+ نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 و ساعت 6:57 |
آن «فرار» و این «قرار»!
يکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۵ ۳۸ : ۰۳ : ۱۲
 |  دفعات نمايش : ۱۵۲۵۳ Sunday, Mar 4, 2007 - 12:03:38
فرمان بركناری مسئولان قضایی دخیل در پرونده فرار شهرام جزایری از سوی آیت الله هاشمی شاهرودی كه در نوع خود بی سابقه و جذاب بود، قطعاً اعتماد مردم به دستگاه های حكومتی را برخواهد انگیخت.
فرمان بركناری مسئولان قضایی دخیل در پرونده فرار شهرام جزایری از سوی آیت الله هاشمی شاهرودی كه در نوع خود بی سابقه و جذاب بود، قطعاً اعتماد مردم به دستگاه های حكومتی را برخواهد انگیخت.
«با دستمال آلوده نمی توان شیشه را پاك كرد»؛ این حرف مردم است. آنها از خود می پرسیدند چرا و چگونه شهرام جزایری فرار كرد؟ افكار عمومی با بی تابی منتظر پاسخ های جذاب و باوركردنی بود. هیچ حرف ساده لوحانه ای را در این روزها نپذیرفت، اما مشتاقانه از خبر بركناری مسئولان قضایی كه به دستور رئیس قوه قضائیه و پس از دریافت گزارش هیأت ۳ نفره بررسی پرونده فرار، صادر شده بود، استقبال كرد.
مردم با صدور حكم بركناری عده ای از كسانی كه احتمال تخلف آنها در فرار یك مفسد اقتصادی می رود، به ذكاوت خویش تحسین گفتند.
در روزهای اخیر همنوایی رسانه ها با افكار عمومی و مقابله با ساده انگاری در موضوع هایی كه به آبرو و حیثیت عمومی مربوط می شود، بسیاری از مسئولان را بر آن داشت تا فراتر از كلیشه های مرسوم و معروف، مردم را بیش از گذشته و در شأن آنان باور كنند و فرار از واقعیت ها را بر قرار در برابر انتظار افكار عمومی ترجیح ندهند.
صرف نظر از نتیجه ای كه از مجموعه پرونده حاصل شود و جدا از این كه دادگاه مسئولان قضایی دخیل در پرونده، آنان را محكوم كند یا نكند و این كه متهم فراری بازداشت شود یا نشود، عمل به تكلیفی كه مسئولان حكومتی در برابر موضوع بسیار با اهمیت فساد اقتصادی دارند و برآوردن انتظار مردم در استفاده از افراد باكفایت در مناصب حساس قضایی، موجب مسرت افكار عمومی و جلب اعتماد مردم به نظام است و امروز با آنچه در دستگاه قضایی به عنوان «بی سابقه ترین فرمان بركناری» اتفاق افتاد، تا حدودی چنین شده است.
بی گمان شهرام جزایری در یك هفته اخیر، هم دادگاهش و هم فرارش و هم اخبارسازی های دنباله دارش موجب التذاذ فكری مردم شد. مردم به ناگهان از كلیشه محاكمه یك مفسد اقتصادی كه احتمالاً به محكومیتی سبك و آسان برای او ختم می شد، با فرار سراسر باورنكردنی متهم به شوق آمدند، اشتیاقی كه به اعتقاد نگارنده حتی با پخش صدها فیلم كمدی، تأمین شدنی نبود.
امروز، روزگاری نیست كه بتوان افكار عمومی و تمامی یك ملت را در برابر پدیده ای مثل ظهور یك مفسد اقتصادی كه برای آنان ضرب المثل شده بود، دست كم گرفت و چند نفر در یك دستگاه قضایی مقابل همه مردم بایستند. این روزگار گذشته است و امروز شاهدیم كه وقتی می رفت تا اعتماد مردم با فرار شهرام جزایری از دستگاه قضایی فرار كند، تصمیم درست و صدور فرمان بركناری متهمان تخلف در پرونده فرار، اعتماد مردم را به قرار نشاند و آرامش روانی را به جامعه بازگرداند.

غلامرضا صادقیان
یادداشت: روزنامه ايران
 
از سایت آفتاب
+ نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 6:56 |

نويسنده: عباس سليمي نمين

پروژه يهودي سازي تاريخ ايران باستان در دانشگاه‌هاي آمريكا

خبرگزاري فارس: نوشتار حاضر متن سخنراني عباس سليمي نمين درباره "دانشگاه شيكاگو و پروژه تحريف تاريخ ايران " مي باشد كه در جمع اساتيد و دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) ايراد شده است.

نوشتار حاضر متن سخنراني استاد دكتر عباس سليمي نمين درباره "دانشگاه شيكاگو و پروژه تحريف تاريخ ايران " مي باشد كه در جمع اساتيد و دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) ايراد شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه هفتم اسفند 1385 و ساعت 10:29 |