از وبلاگ: http://afe.parsiblog.com/#186831

اين متن کمي طولاني است ، ضمن عذر خواهي لطفا" تا آخر بخوانيد، ضرر نمي کنيد ، راست مي گم
آفرين ، جالبه !!! بالاخره دفاع از هويت ايراني که به وسيله فيلمسازان غربي با فيلم 300 مورد حمله قرار گرفت احساسات عده اي راقلقلک داد وفرياد برآوردند که ...
مگر تاريخ باستاني اين مرزوبوم در ديدگاه برخي از فرياد برآورندگان جايگاهي دارد که چنين واکنش نشان داده اند ؟
چرا هروقت کسي حرفي مي زند ما واکنش نشان مي دهيم ؟ نمي توانيم «کنشمندانه » عمل کنيم نه «واکنشي»؟ براي نشان دادن اقتدار ايرانيان دوره هخامنشي ودفاع از مردم ! آن عصر کدام برنامه تلويزيوني وسينمايي را توليد کرده ايم ؟؟
اين نوشتار بر آن است تاآشکار کندکه چرا چنين اتفاقي افتاده است ومي افتد .
ايران ، گذشته طولاني وارزشمندي دارد واز اين رو ايرانيان حق دارند براين گذشته پر افتخار مباهات کنند، با اين توضيح که هيچ دوره تاريخي رانمي توان يافت که ازهمه زوايا قابل دفاع باشد ونتوان نقطه يا نقاط تاريکي را درآن نيافت.
ما حامل تاريخ باشکوهي هستيم که ميراث آن ،تمدن وفرهنگ ايران زمين است ؛ اما در اين زمينه اشاره به چند نکته لازم است :
صرف نظر ازاين که ما خودرا ايراني مسلمان ويا مسلمان ايراني بدانيم نمي توان ايراني بودن مردم اين سرزمين راکتمان کرد ولي بايد پذيرفت که اسلام ايراني با اسلام عرب ، اسلام مالزي ، اسلام آفريقايي و... تفاوت هايي دارد ؛ به ويژه ورود اسلام به سرزمين هايي که تاريخي کهن ونظام حکومتي مستقل داشتند موجب شد تا دراين تعامل فرهنگي ، هردو تأثير پذير وتأثير گذار باشند ودر اين زمينه نقش ايرانيان درايجاد وگسترش تمدن اسلامي برکسي پوشيده نيست .
ب ) پس از ورود اسلام به سرزمين ما، ايرانيان کوشيدند سنت هاي خود رادرقالب آداب واحکام اسلامي ريخته وحفظ کنند مثلا" سمنو که درمراسم ايرانيان قبل ازاسلام به عنوان غذاي ايراني مورد توجه وتقدس بود پس ازاسلام به عنوان نذري مورد استفاده قرار گرفت .دود کردن اسپند ، عيادت مردگان و...نيز همه قبل از اسلام مورد توجه بوده اند که باآمدن اسلام گسترش يافتند .
ج ) بسياري ازنغمه هاي موسيقي ايراني درمراسم مسلمانان رسوخ کرد ورنگ ديني گرفت وبه همين دليل حفظ شد ؛ از اين رو امروز لحن اذان ايرانيان با اذان اعراب ومردم اندونزي و...يکسان نيست .
د) حفظ اسامي وکلمات ايراني که داراي مفهوم روشني از تاريخ وادب اين سرزمين بودند پس ازاسلام هم ادامه يافت وايرانيان اسامي فرزندانشان را هم به نام هاي شخصيت هاي ديني اسلام نظير: محمّد ، علي ، فاطمه ، حسن، حسين و... ونام هاي ايراني همچون : رستم ، تهمينه ، اسفنديار ، کوروش، خشايار ، داريوش ، رودابه و...برگزيدند.
نامگذاري نقش هاي منفي بازيگران صدا وسيما وسينما با نام هاي ايرانـــــــي ونه عربــي ، بي توجهي به ايرانيّت اين مردم است ؛ درحالي که مي دانيم اسم ، صفت ذاتي انسانها نيست وهمه کساني که اسامي اسلامي دارند الزاما" شخصيت هاي مثبتي نيستند .دراين باره ، تاريخ ، گواه صادقي است ، کافي است به کارنامه خلفاي بني اميه وبني عباس وحتي اسامي برخي از شخصيت هاي قرآني مثل ابولهب ، ابرهه و...نگاهي بيفکنيم .
امروز وقتي اسامي ايراني مثل خشايار (که مابراي دفاع از نام او وايرانيان هم عصرش يعني گذشته اي که نمي توانيم آن راناديده بگيريم ، فرياد برآورده ايم ) رامي شنويم ، کدام شخصيت سينمايي وتلويزيوني سالهاي اخير در ذهنمان تداعي مي شود ؟ازياد نبريم ونبرده ايم که در سريال نرگس ، شاگرد پادو ، کوتاه قد ، بي خانمان وبي دست وپاي شوکت را «رستم » نام نهاده بودند ؛ ميان اين رستم ورستم شاهنامه فرسنگها فاصله است . انصاف بدهيد که هست !! حالا نمي شد اسم اين آدم مثلا يزيد ، خالد، جاسم ، يا ....باشد .شخصيت هاي خلافکار فيلم ها که حکايت نگفتني دارند ............
ه) درنگاه گروهي از منتقدان !! گرايش ايرانيان دوره هخامنشي وبعد ازآن به دين زردشتي مايه سرافکندگي است !!!! درحالي که درآن زمان اديان مسيحيت واسلام هنوز ظهور نکرده بودند ونيز هيچ سند ودليلي بر آسماني نبودن دين زردشت در دست نيست ؛ بعلاوه ، زردشتيان مردمي يکتاپرستند ومفاهيمي مثل اهورا مزدا ، اهريمن وآتش ، نشانه دوگانه پرستي ويا آتش پرستي آنان نيست . ( رجوع کنيد به : فصلنامه هفت آسمان ، سال چهارم ، شماره چهاردهم تابستان 1381 صفحات 11 تا34)
و ) کشورهاي تازه استقلال يافته مثل ايالات متحده آمريکا ، استراليا و... تلاش ها کرده اند تابراي اين چندصدسال ، تاريخي سراسر «افتخار » بسازند به نحوي که کودکانشان از زندگي درآن کشورها برخود ببالند . ما چه کرده ايم ؟
وقتي تاريخ ،يعني گذشته يک ملّت ، سراسر سياه وخيانت بار به نوجوانان آن مرزوبوم عرضه مي شود ، چه احساسي در مردان وزنان آينده آن مرزوبوم تقويت مي گردد؟؟؟به کتاب هاي تاريخ دانش آموزان نظري بيفکنيد ؛ سراسر محاکمه واعتراض. به همه چيز ، به پادشاه با همه نقايص وامتيازاتش،اگر داشته است ــ آخه اونم يه آدمه مثل بقيه آدما ، مگه نه !ــ مردم وبه ويژه زنان در اين عرصه جايگاهي ندارند ، معلوم نيست اين «مردم » که همه از نردبانشان بالامي روند تابراي خود موفقيّت کسب کنند درکجاي تاريخ گم شده اند ؟
«آريوبرزن » رامي شناسيد؟نمي شناسيد؟ گناه شما نيست چون کسي خود راملزم نکرده تا اورا به شما ومن بشناساند ! درکتاب تاريخ اول راهنمايي گفته شده که:
« آريوبرزن باسپاهيان اندکش راه رابرسپاه اسکندر مقدوني بست ولي عاقبت کشته شد » . همين !!!!
مصريان شخصيتي دارند مثل آريو برزن ما به نام «احمس » که درجنگ با سپاهيان دشمن (هکسوس ها) کشته شد ؛ درکتاب تاريخ سال اول راهنمايي مصر آمده است : « احمس ، اولّين کسي بود که در راه دفاع ازکشورش شهـــــــــــــيد مي شد ». اين دو عبارت وديدگاه رابا هم مقايسه کنيد تا ادبياتمان مشترک شود .
همان مصريان روند پرستش را ازبت پرستي به يکتاپرستي درکتابهايشان ترسيم کرده اند به نحوي که نوجوان امروزي آن کشور علاوه بردرک اهميّت يکتاپرستي ازبيان گذشــــــته خود ســــــــــــرافکنــــــــــده نيـــــست .
ولی ما چه کرده ایم ؟
ـــــ برای تدریس تاریخ درمدارس ، چند ساعت زمان درنظر گرفته ایم ؟برای تقویت زبان عــــربـــی چند ساعت ؟(محاسبه کنید والبته به این نکته نیز توجّه که منظور ، زدودن آثار اسلامی وعربی نیست چراکه ایرانی مسلمان باید مبانی اسلام رابداند وزبان عربی رانیز ، امّا تعادل در این زمینه نکته ای است که به فراموشی سپرده شده است .)
ـــــ وقتی نمی توانیم تعادل را رعایت کنیم مبارزه منفی شروع می شود ، رسانه ها ازگذشته ایران ــ جنبه های مثبتش ــ سخن نمی گویند ومردم هویت جو ( بالاخره برای مامهّم است بدانیم پدرانمان وپدران پدرانمان والبته زنانشان ، چه کسانی بوده اندو چه می کرده اند ؟اگر چه به گفته سهراب سپهری : .. نسبم شاید برسد به گیاهی درهند ، به سفالینه ای ازخاک سیَلک، به زنی فاحشه درشهر بخارا برسد !!...) كه به دنبال هويت ايراني خود هستند ، ناچار قاب دیوار ، جلد تقویم ، شکل گلدان و....را به سیمای ایران باستان می سازند واستفاده می کنند بدون آن که گروهی از آنان با تاریخ آن عصر آشنایی داشته باشند . اگر تفریط نکرده بودیم چه خوب بود ........
پس از پیروزی انقلاب اسلامی به خاطر زدودن آثار رژیم گذشته ، سعی شد اسامی قبلی تغییر کند ـ این نکته از ویژگی های انقلاب سیاسی است ـ از این رو بسیاری ازنام های تاریخی اماکن تاریخی ایران وجزیره های خلیج فارس مثل چاه های نفتی به اسامی عربی تغییر داده شد ، این نوع نگاه وکم توجهی به ریشه های ملّی ایرانی نتیجه ای جز این نداشت که بعد از دو دهه موضوع تغییر نام خلیج فارس ازسوی اعراب حاشیه نشین این خلیج مطرح شود وما برای اثبات ملیّت واقتدارمان درخلیج فارس به شیوه های دیپلماتیک وفشارهای پیدا وپنهان بین المللی متوسّل شویم وهنوز هم نتیجه کاملی نگرفته ایم .
آن چه من برآن تأکید دارم توجه به ویژگی هویت ایرانی است ، هرگز نباید غافل بود که بی توجهی به این ابعاد درآینده خسارت به بار خواهد آورد وشاید جبران آن هرگز امکان پذیر نباشد .
آری برادر ـ وشاید خواهر !ـ دنیای امروز عرصه رقابت است ، درهمه زمینه ها ، اقتصادش ، سیاستش وسراجام فرهنگش ، كدام مهم تر است ، نمي دانم . وقت آن رسیده که برای اعلام وجود دراین عرصه جهانی به داشته هایمان توجه کنیم ، داشته های ما همه مربوط به گذشته اند ، گذشته رانمی توان نفی کرد ولی می توان منصفانه نقد کرد ،امیداست همه منصف باشیم .
البته همه ما وظيفه داريم توهين انجام شده را به نحوي شايسته ، پاسخ دهيم ؛ حالا هركس به قدر توانش والبته متوليان فرهنگي جامعه علاوه بر وظيفه ،مسئوليت هم دارند


درست كنند، سياستهايشان را رها نكردهاند و ميخواهند هر روز يك بحران درست كنند، چون اين دولت از دولتهايي نيست كه بحرانزده شود. اين جريانات همانهايي هستند كه آنچنان از نظر اقتصادي بنيهاي براي خودشان فراهم كنند و بر سياست مسلط شوند تا اگر افرادي مثل گنجي انتقاد كردند، به زندان بيفتند و ضد انقلاب شمرده شوند يا اگر شخصي مثل حشمتالله طبرزدي با پول خود آقايان مجله و دفتر زد اما وقتي احساس كرد كه بايد در مجموعه دانشجويي يك انتقاد بكند، با اولين انتقاد به عنوان ضدانقلاب با آن برخورد شود، به زندان بيفتد و دنبال كارش برود.