تبليغاتX
ایران قلب من, پاینده ایران


يك ديپلمات ارشد وزارت خارجه و كارشناس مسائل بين الملل، در گفتگويي با خبرنگار رجانيوز به تشريح بازتاب دستگيري نظاميان انگليسي، نوع برخورد طرف انگليسي و پيش بيني چگونگي حل اين مسئله پرداخت.



اين ديپلمات ارشد كه خواست نامش فاش نشود، درخصوص بازتاب گسترده تجاوز شناور انگليسي به آبهاي جمهوري اسلامي در اروندرود در محافل سياسي و خبري منطقه و جهان گفت: موضوع رودخانه مرزي اروندرود و حاكميت ايران بر آن، قدمتي طولاني دارد و به عصر عثماني و دوران قبل از تشكيل كشور مستقل عراق باز مي گردد. تجربه تاريخي موجود در ارتباط با تلاشهاي پنهان و آشكار بعد از تجزيه امپراتوري عثماني به منظور پايمال نمودن حاكميت و حقوق ايران در اين رودخانه تا زمان انعقاد عقدنامه مرزي و حسن همجواري 1975 بين ايران و عراق كه برجسته ترين محور آن، تعيين خط ژرفا (تالوگ) به عنوان مرز دو كشور مي باشد، شكل گيري نوعي حساسيت و احتياط منطقي ايران در قبال اين رودخانه و رخدادهاي آن را موجب شده است.



وي همچنين افزود: بعد از لغو يكجانبه و غيرقانوني عقدنامه 1975 در تاريخ 17 سپتامبر 1980 توسط صدام و آغاز جنگي طولاني و خونين عليه دولت نوپاي جمهوري اسلامي ايران با حمايت قدرتهاي غربي كه با هدف براندازي حكومت قانوني ايران و تجزيه اين كشور صورت گرفت، حساسيت و دورانديشي ايران در مورد اروندرود به طور خاص و ساير مرزهاي كشور به طور كلي، با ملاحظات مربوط به امنيت و بقا كشور نيز همراه شده است.



اين كارشناس مسائل بين الملل در ادامه تأكيد كرد: با توجه به آنچه عرض نمودم مي توان ضريب اهميت و حساسيت تجاوز اخير شناور نظامي انگلستان به قلمرو ايران در اروندرود را دريافت. بخش قابل ملاحظه اي از اين اهميت و حساسيت به «نظامي» بودن شناور متجاوز باز مي گردد، زيرا براساس ادبيات مورد استفاده قدرتهاي بزرگ دريايي از جمله امريكا، كشتي ها و شناورهاي متجاوز- جنگي خود في نفسه منشأ تهديد هستند.



وي همچنين گفت: بنابراين سوابق تاريخي اروندرود و تحولات مربوط به آن، حساسيت منطقي و موجه ايران نسبت به مرزهاي خود و تعرض ناپذيري آنها، و نظامي- جنگي بودن شناورهاي انگليسي كه بدون اجازه و هماهنگي وارد قلمرو كشورمان شده و در واقع مرتكب تجاوز گرديده اند، عوامل 3 گانه اي محسوب مي شوند كه به افزايش حساسيت و پيچيدگي رخدادهاي اخير منجر شده اند.



اين ديپلمات ارشد وزارت امورخارجه در پاسخ به سؤالي درباره تحليل نوع برخورد طرف انگليسي با اين مسئله، واكنش هاي طرف انگليسي را كاملاً ناشيانه و خام دانست و افزود: كشورها در اينگونه مواقع به يك فرصت و فرجه زماني براي بررسي موضوع نياز دارند. لذا ديپلماتها و سياستمداران حرفه اي و ورزيده، قبل از هرگونه اظهارنظر، قضاوت و يا درخواستي كه به پيچيده تر شدن موضوع منجر شود، اعلام مي كنند كه سرگرم كسب اطلاعات از ماوقع مي باشند و واقعاً هم در اين مسير تلاش مي كنند و سپس موضع يا نظر خود را اعلام مي نمايند اما طرف انگليسي شتابزده و بدون آنكه فرصت مرور آخرين اطلاعات در ارتباط با اين مسئله را به خود بدهد، از موضعي غرورآميز و به گونه اي كه گويا همه بايد مطيع اوامر آنها باشند، خواستار آزادي فوري ملوانان خود شد و نوعي تهديد را نيز چاشني اين درخواست نمود.



وي در ادامه درباره اشتباه دوم دولت انگليس تأكيد كرد: اشتباه دوم آنها همين بود كه وقتي از برخورد خام و شتابزده خود به شرحي كه عرض شد نتيجه اي نگرفتند درصدد سازماندهي پاره اي از فشارها از طريق اتحاديه اروپا و سازمان ملل عليه ايران برآمدند. اين در حالي بود كه مسئولين جمهوري اسلامي ايران از ابتدا با اعتماد به نفس و با اعتماد به حقانيت خود دركادري حقوقي و توأم با متانت حركت مي كردند.



وي در ادامه گفت: فاز سوم برخوردهاي طرف انگليسي متأثر از بي نتيجه و حتي مضر بودن برخوردهاي آنان خواهد بود. بهر حال آنچه عرض شد جمع بندي و قرائت غالب ناظرين از حلقه هاي اين رخداد مي باشد و در سهم خود به شكل گيري ادراكات طرف ايراني دخيل به نظر مي آيد.



اين ديپلمات ارشد وزارت امورخارجه در پاسخ به سؤالي درباره چشم انداز حل اين مسئله، دو مسير را در حالت كلي متصور دانست و افزود: مسير اول حل و فصل موضوع در بستر حقوقي- قضايي است. با توجه به اينكه ملوانان انگليسي در قلمرو تحت حاكميت جمهوري اسلامي و بعد از ورود غيرمجاز و يا تجاوز بازداشت شده اند، عملاً در معرض احراز صلاحيت دولت جمهوري اسلامي ايران قرار گرفته اند و آنچه تاكنون رخ داده نيز بر همين مبناست.



وي در تشريح مسير دوم، اظهار داشت: مسير دوم حل و فصل موضوع در چارچوب ديپلماتيك و دوستانه است كه به مقدمات و ملزومات ويژه اي نياز دارد كه مجال طرح آنها در اينجا وجود ندارد.



اين كارشناس مسائل بين الملل، تكرار تجاوز نيروهاي نظامي انگلستان به قلمرو جمهوري اسلامي ايران در اروندرود طي سالهاي گذشته را سبب نگراني برخي از مراجع و محافل خوانده و گفت: ناظران مزبور، تجاوز مكرر شناورهاي نظامي انگلستان به قلمرو جمهوري اسلامي در اروند را نتيجه عدم رعايت خط مرزي بين ايران و عراق در اين رودخانه توسط آنان تلقي نموده و معتقدند كه اين رفتار مي تواند با هدف ايجاد يك رويه خلاف موازين حقوقي و عادي نبودن آن، تعقيب و تكرار شده باشد. اين ناظرين همچنين عدم توجه و احترام انگليسي ها به حدود و ثغور ايران كه مظهر حاكميت، استقلال و امنيت ملي آن است را، نه يك رفتار استثنايي كه يك الگوي رفتاري جامع از جانب لندن در قبال ايران مي دانند. الگويي كه انكار حقوق بديهي جمهوري اسلامي در ديگر حوزه ها از جمله انرژي هسته اي نيز منبعث از آن به نظر مي رسد.



وي همچنين تأكيد كرد: حل و فصل مطلوب مسئله اخير در قالب هريك از مسيرهاي مزبور يا تركيبي از آنها، به مقدمه اي بسيار مهم نياز دارد و آن چيزي نيست جز اعتمادسازي از جانب انگليسي ها مبني بر اينكه به حقوق بديهي و قانوني جمهوري اسلامي ايران در تمامي زمينه ها احترام گذارده و در مسير بهره برداري ايران از آنها، مانع تراشي نمي نمايند.



اين ديپلمات ارشد وزارت امورخارجه ايران با اشاره به اينكه "پاره اي از زمينه ها و عوامل نيز وجود دارند كه مي توانند به حل و فصل موضوع و يا تسهيل آن مدد رسانند"، افزود: تجارب مربوط به روابط دو جانبه ايران و انگلستان و حل و فصل مسائل مورد اختلاف در گذشته همانند مسئله "نيكلاس واكر براون" در سال 1368 (فردي كه در نقطه اي در نزديكي مرز ميرجاوه في مابين مرز ايران و پاكستان به اتهام پاره اي تلاش هاي مشكوك دستگير شد)، راجر كوپر در سال 1370 و... در اين رابطه قابل اشاره مي باشند.

وي همچنين گفت: هرچند كه موارد مزبور ربطي به جرم تجاوز مرزي به گونه اي كه در مسئله ملوانان انگليسي مطرح است، ندارد اما تمركز توجه بر آنها، نشان خواهد داد انگليسي ها در گذشته چگونه در جهت حل مسائل خود حركت كرده اند.



وي در پايان تأكيد كرد: نكته ديگري كه اشاره به آن در اين بحث ضرورت دارد اينست كه موضوع ملوانان بازداشتي انگليس بدون ارفاق و انعطاف در چارچوب قوانين و از جانب مقامات جمهوري اسلامي ايران، به حل و فصل مطلوب و سريع از ديد طرف انگليسي منجر نمي گردد. تاريخ روابط ايران و انگلستان و كارنامه سوء رفتار لندن در قبال ايران از ديرباز تاكنون به گونه ايست كه اكثريت مردم ايران، فاقد نظر چندان مثبتي نسبت به هرگونه ارفاق و انعطاف در قبال انگلستان مي باشند. بنابراين چنان ارفاق و انعطافي تنها در صورتيكه با صلاحديد و يا از جانب يك شخصيت محبوب و مورد اعتماد ملت ايران باشد، امكانپذير خواهد بود. اما اينكه آيا انگليسي ها مي توانند در جهت برخورداري از چنان ارفاق يا انعطافي گام بردارند يا نه، سؤالي است كه آنها خود بايد پاسخ آن را بدهند
+ نوشته شده توسط داورپناه در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 و ساعت 9:45 |

افتخار ایتالیا و دوست بوش عزیز




دستمال کشی و پاچه خوری دیده بودیم ولی نه از نخست وزیر یک کشوری برای دیگری

+ نوشته شده توسط داورپناه در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 و ساعت 7:47 |
بحث دستگیری نظامیان متجاورز به حریم آبی کشور شدت می گیرد و اضهار و نظر هایی می شود که گاه بسار متفاوت و گاهی از دید من علیه حس ایرانی بودن و غرور ملی ماست.این که چه کسانی این گونه سخن می گویند نیازی به گفتن ندارد و هر ایرانی به خوبی با خواندن روزنامه ها و وب سایت ها می تواند این گونه افراد را شناسایی کند اما به عنوان یک ایرانی حق خود می بینم چند کلامی بنویسم چه کسی موافق باشد و چه مخالف.
چه اصل این ماجرا درست باشد و چه نباشد(که به نظر من هست) اینک در وضعیتی قرار گرفته ایم که باید پوزه یک دشمن قدیمی ایران را به خاک مالید و او را تا نهایت تحقیر به پایین کشید تا شاید کمی از درد و رنچ آسیب دیدگان از این پیر فرتوت استعمارگر آلام یابد.
رسانه های غربی سعي دارند اتحادی ازخود را در برابر ایران به نمایش گذارند ولی آیا رسانه های ایرانی به همین گونه عمل می کنند؟
از طرفی در برابر ایران شاخ و شانه می کشند و از طرفی می خواهند که ما از حق خود بگذریم و ایران را متهم به بحران سازی می کنند؟ پرسش این است کسانی که حریم مرزی یک کشور را مکررا می شکنند بحران سازند یا کسانی که با متخلف برخورد می کنند؟
آیا هنوز تفکر استعماری گذشته خود را ندارند و خام می پندارند که می توانند چون عهد های نکبت بار قاجار و پهلوی در عرضه ایران تاخت و تاز کنند؟! گویا نمی خواهند باور کنند که دوران امپراتوریهایشان گذشته است و ایران و ایرانی می رود تا دگر باره بر اوج قرار گیرد و دیگران را مجبور به ادای ادب در برابر خود بکنند.
هنوز که هنوز است انگلیس بر طبل تفرقه افکنی می کوبد و ابتدا منکر حضور در حریم ایران می شود و از طرفی بر ابهام!!! در مرزهای آبی ایران و عراق پا می فشارند .گویا قرارداد الجزایر هرگز وجود نداشته است وبا تبرئه خود و ذکر این نکته از هم اکنون برای آینده به دولت آینده عراق پیام غلط می دهند و بذر نفاق را می کارند. چون می دانند که ماندنی نیستند و چون گذشته سعی دارند قبل از ترک میدان تخم جدایی را بیفکنند و بروند تا انتقام خود را بگیرند.
بی بی سی هم مزورانه نقش خود را ایفا می کند.اروند رود را شط العرب می نویسد.در بخش فارسی خود از خلیج فارس می نویسد و در بخش عربی فارس را فاکتور می گیرد http://www.box.net/shared/9hj86skaz2 .
اما جای تعجب است ترکیه به دلالی محبت انگلیسی ها برخاسته است و دایه مهربان تر از مادر شده است فارغ از آن که همین انگلیسی ها اصلی ترین دلیل از هم پاشیدن امپراتوری عثمانی بودند.امپراتوریی که ترکیه کنونی خود را وارث آن می داند.
طرف ایرانی باید از این برادران مسلمان خود بخواهد به جای دلالی محبت در برابر ایران پاسخگو باشد که ایرانی ربوده شده در خاک آن کشور کجاست و چه اقداماتی برای بازگرداندن وی به ایران انجام داده است و خواهد داد؟
تصور نمی کنم ریس جمهور محق باشد به ترکها اجازه دخالت بدهد چون این امری بین ایران و انگلیس است و نیازی به طرف سوم نیست.
انگلیس که می داندبریتانیای کبیر قدیم دیگر در برابر ایران صغیرهم محسوب نمی شود سعی دارد با کولی بازی و جنگ رسانه ای برنده شود که نخواهد شد.
از جالب ترین هایش الواط بازی پیرامون سر کنسول گری ایران است.درست مثل بچه ای که حریف صاحب خانه ای نمی شود سنگ به شیشه می زند تا انتقام بگیرد.
یکی از برنامه هایی که انگلیسی ها دنبال می کردند و می کنندجنگ ایران و آمریکا بود و هست تا بعدا مثل کفتار بر سر لاشه ای بایستند چون چنگ این دو فارغ از نتیجه اش مفید حال انگلیس است و چه بد که اکنون خود را در این جایگاه می بینند دست و پای خود را گم کرده اند.

به هر حال انتظار این است که این بار مثل همیشه مردم متحد و یک صدا باشند و این بار هم برنده پر افتخار میدان باشند تا پوزه این کفتار به خاک مالیده شود ان شا الله
+ نوشته شده توسط داورپناه در جمعه دهم فروردین 1386 و ساعت 11:10 |
مورخ آمريكايي : فيلم ‪ ۳۰۰‬از لحاظ تاريخي دروغ است
نيويورك ، ايرنا ‪۸۶/۰۱/۰۴‬

خارجي. فرهنگي. آمريكا. فيلم ‪. ۳۰۰‬
"ويكتور ديويد هنسون" ‪ Victor Davis Hanson‬مورخ موسسه هوور از دانشگاه استانفورد مي‌گويد فيلم ‪ ۳۰۰‬از لحاظ تاريخي دروغ است و عمده مورخان نيز چنين اعتقادي دارند.


وي در مقاله‌اي كه روز شنبه در روزنامه واشنگتن تايمز باعنوان " ‪، ۳۰۰‬ افسانه يا واقعيت؟" منتشر كرد ، نوشت : برخي توضيحات درباره اين فيلم وجود دارد. من در مقدمه‌اي كه براي كتابي درباره ساخت فيلم ‪ ۳۰۰‬در ماه اكتبر نوشتم ذكر كردم كه اين كتاب استناد تاريخي به "نبرد ترموپلي" ندارد كه در ‪ ۴۸۰‬قبل از ميلاد مسيح به وقوع پيوست بلكه اين برداشتي امپرسيونيستي از داستاني به نوشته "فرانك ميلر" ‪ Frank Miller‬بوده و هدف ازآن صرفا سرگرمي و بعد از آن آموزندگي است.

هنسون كه نويسنده كتبي ديگر تاريخي بخصوص جنگ‌هاي يونان باستان است ، خاطرنشان كرد: درحقيقت در نبردي كه به واقع در جنوب يونان به وقوع پيوست ارتش پارسيان از كرگدن يا فيل استفاده نمي‌كرد. خشايارشاه پادشاه ايراني ها داراي محاسن بود و در تپه‌اي مشرف بر ميدان نبرد بر تخت پادشاهي خود جلوس كرده بود. او به آنگونه كه در اين فيلم نمايش داده شده بي‌مو نبود و در ميان كشته‌هاي نبرد با غرور راه نمي‌رفت ضمن اين كه خيانتكاري با نام "افيالت" و يا مباشر اسپارتان به نام "افورز" به آن گونه كه در فيلم نمايش داده شده، در كار نبوده است.

به نوشته اين مورخ، زماني كه يوناني‌ها در روز آخر جنگ به محاصره ارتش پارسيان درآمدند حدود ‪ ۷۰۰‬دسپيان‪ Thespian‬و ‪ ۴۰۰‬دبانس ‪ Theban‬بودند كه در كنار " لئونيد" پادشاه اسپارتا و ‪ ۳۰۰‬اسپارتان با ايراني‌ها مي‌جنگيدند اما در فيلم غير اسپارتان‌ ها بطور برجسته‌اي نقش دارند. دسته كوچكي از يوناني‌ها در ترموپلي به مدت سه روز در مقابل ارتش ايران مقاومت كردند و بعد به آنها خيانت شد. مدافعان در اين فيلم ادعا مي‌كنند مشغول دفاع از مردمان آزاد در مقابل امپراطوري پارسيان هستند.

وي در ادامه با اشاره به اين كه بسياري از حوادث فيلم ‪ ۳۰۰‬مانند دستور ايراني‌ها براي تسليم‌كردن تسليحات و پاسخ يوناني‌ها به اين درخواست، نوشته كه اين نقل در كتاب هرودوت و پلوتارچ ‪ Plutarch‬آمده است. جنگجويان فيلم ‪ ۳۰۰‬مانند قهرمانان فيلم‌هاي كوميك و خنده‌دار زاده ذهن فرانك ميلر بوده و ميلر درباره آنها و شمشيرهايشان تاكيد فراوان كرده است و هشت مرحله نبرد براي آن به تصوير كشيده است.

به نوشته اين مورخ دانشگاه استانفورد آمريكا ، "زاك اسنيدر" ‪Snyder‬ ‪ Zack‬داستان اين ماجرا را به شكلي غيرواقعي به تصوير مي‌كشد و در احياي مفاهيم تاريخي به انگونه‌اي كه در فيلم تروآ و "اسكندر" نمايش داده شده ناموفق بوده است.

نويسنده در ادامه مي‌افزايد: يوناني‌ها خودشان نيز تمايل چنداني‌به اين نوع بيان ندارند. نقاشان يوناني سربازان را معمولا با زره نشان نمي‌دهند و در عوض تصويري برهنه از انسان براي نشان دادن شكوه جسمي ارايه مي‌كنند.

هنسون نوشته است: برخي از ناظران اين فيلم را خشن بيهوده مي‌دانندو اما جنگ ترموپلي اينگونه بود چرا كه همه سربازان اسپارتايي و دسپياني در كنار صدها سرباز يوناني كشته شدند. برخي از صحنه‌هاي فيلم مانند عقب راندن ايراني‌ها به سمت دريا از متن هرودوت گرفته شده است. در اين فيلم همچنين كشته شدن لئونيد نيز كه به دستور خشايارشاه سر وي به نيزه كشيده شد، حذف شده است.

"درنهايت اين كه برخي اينگونه عنوان مي‌كنند كه فيلم ‪ ۳۰۰‬نمايش سياه و سفيد و غرورانگيز از مبارزه يونان آزاد در برابر امپراطوري ايران است.

اين فيلم در ايران بخاطر تبليغات مضر آمريكايي ممنوع شده است".

نويسنده اعتقاد دارد كه مقايسه خوب و بد در اين فيلم از كارگردان و يا نويسنده اين كتاب فرانك ميلر نيست بلكه براساس احساسات يوناني‌ها است كه جامعه خود را در تضاد با سلطنت پارسيان مي‌ديدند.
+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه چهارم فروردین 1386 و ساعت 22:0 |