تبليغاتX
ایران قلب من, پاینده ایران

واكنش مقام‌ ارشد قطري به استفاده احمدي‌نژاد از لفظ «خليج فارس»

http://www.rajanews.com/News/?19825

  در حاشيه نشست دوحه، خبرنگاري از نخست وزير قطر پرسيد؛ رئيس جمهور ايران در سخنان خود از خليج "فارس" صحبت كرد، چرا هيچ مقامي واكنش نشان نمي‌دهد؟ كه وي پاسخ داد: خليج فارس درست است و ايراني‌ها مدرك و سند دارند، اما ما در مقطعي نام آن را خليج عربي گذاشتيم.

يك مقام مسئول كه در نشست كشورهاي حاشيه خليج فارس در دوحه، رئيس جمهور كشورمان را همراهي مي كرد، در گفتگو با خبرنگار «جهان» گفت: در حاشيه نشست خبرنگاري از نخست وزير قطر سئوال كرد كه رئيس جمهور ايران در سخنان خود از خليج "فارس" صحبت كرد، چرا هيچ مقامي واكنش نشان نمي‌دهد؟ وي نيز با لبخند اين گونه پاسخ مي‌دهد؛ ايراني ها درست مي‌گويند و خليج عربي كه ما مي‌گوييم، در واقع همان خليج فارس است و سند و مدارك آن نيز طبق نقشه‌ها موجود است و اين ما هستيم كه در مقطعي با تغيير نام، آن ‌را خليج عربي ناميديم، البته اين امر خللي در روابط كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس با ايران ايجاد نمي‌كند.

 حضور ايران نيز در نشست شوراي همكاري خليج فارس به گفته مقامات كشورهاي عربي اين شورا در همگرايي و تقويت همكاري هاي منطقه‌اي بسيار موثر بود، به گونه‌اي كه برخي مطبوعات عربي ايران را ستاره اين نشست معرفي كردند و سخنان رئيس جمهوري كشورمان نيز با استقبال بسيار خوب مقامات اين نشست مواجه شد كه در طول اين سال ها بي سابقه بوده است.

+ نوشته شده توسط داورپناه در یکشنبه هجدهم آذر 1386 و ساعت 15:22 |
سلام
بالاخره آمریکاییها پذیرفتند ایران برنامه هسته ای نظامی ندارد و بسیاری در ایران خوشحال شدند و برخی ناراحت و ...بگذریم که چه کاربردهایی این گزارش برای داخلی ها دارد اما مهم تر این است که ببینیم چه کاربردهایی این گزارش دهنده ها برای آن متصور بوده اند.

1- حزب جمهوری خواه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری خواسته است تصویری گفتگو گر و سازش پذیر از خود در پیش چشم مردم آمریکا بسازد تا  تصویر ذهنی بد مردم از دو جنگ ناتمام آمریکا و دروغ های اولیه آغاز آنها از ذهن ها زدوده شود.

2-دموکراتها خواسته اند به مردم یاد آور شوند این جمهوری خواهها به زبان ساده سرشان برای درد سر درد می کند و با انتشار گزارش توسط طرفداران خود خواسته اند به نوعی جمهوری خواه ها را ضربه فنی کنند.
3-...
حالااینها هم هر چه باشد باز هم به درد ما نمی خورد بلکه چیدمان مغرضانه این گزارش است:
1- ایران تا 2003   فعالیت نظامی هسته ای داشته است
2-در این سال تا کنون این فعالیتها را متوقف کرده است
3- این اطلاعات با شنود مکالمات فرماندهان ارشد نظامی ایران با همکاری ام آی شش به دست آمده است
4- ایران احتمالا تحت فشار های بین المللی در 2003 این کار را کرده است
5-ایران در صورت اراده هر زمان ممکن است دوباره به طرف بمب برود
و اما چه می خواهند به دنیا القا کنند ؟
برخلاف شوک اولیه که همه می گفتند اینها تا به حال دروغ می گفته اند  برنامه ریزی و اهداف واقعی شان دارد به کم کم نمود پیدا می کند که تازه ترین اظهارات فرانسه و انگلیس در همین راستاست
1- غرب در مورد ماهیت برنامه هسته ای ایران دروغ نگفته است بلکه ایرانیها دروغ می گفته اند و ذوق زدگی برخی ایرانیها (مقامات) از این گزارش و استناد به آن برای اثبات حقانیت ایران عملا به دام آنها می افتند و برنامه آنها را برای آینده سوخت دهی می کنند.
2- سیستم اطلاعاتی آنها بر خلاف همه ادهاهای ایران و حتی خودشان توانسته است به صورت کاملا بی ساده به سطوح عالی نظام رخنه کند و اطلاعات مورد نیاز را به آنها بدهد.در این که دیگران از انگلیس گرفته و دیگر اروپایی ها و  حتی شرق آسیایی ها در حال اقدام علیه ایران بوده و هستند شکی نیست اما این بیشتر یک بلف است تا واقعیت چون اگر می توانستند تا این سطح حتی در شنود نظامی های ما جلو بروند این قدر خودشان را برای به دست آوردن اطلاعات به هوا و زمین نمی زدند. در صورت صحت آن گویا نیروهای اطلاعاتی باید یک غربالگری بیرحمانه را برای پاک سازی هر نفوذی و خاین و بیگانه آغاز کنند.البته احتمال رودست زدن ایران به آنها با دادن عمدی اطلاعات نادرست هم هرگز نباید از نظر دور داشته شود.
3-با فرض قبول گزارش آنها گامی بعدی این است که به دنیا بقبولانند این ایران سرسخت آن قدرها هم سر سخت نیست و در صورتی که فشارها بیشتر شود می توان به نتایج بهتری رسید همان طور که در 2003 رسیدیم.سخنان امروز سارکوزی را در همین راستا ببینید و بشنوید.
4-از آنجا که با فرض های قبلی ایران در راه بمب اتم بوده و با فشار ما متوقف شده است و در حال حاضر هم دارد غنی سازی می کند و اصولا بنا بر گذشته ای که به دنیا قبولانده اند هر لحظه به سوی بمب اتم خواهد رفت باید در کل این وسیله را از دستش گرفت و هر گونه غنی سازی به طور کل در ایران ممنوع شود و بعد هم باقی قضایا که برگشت به عقب است.
اما ما باید چه بکنیم:
1- از این گزارش زیادی ذوق نکنیم و زیاد به دنبال مصارف داخلی نباشیم
2-بخش مربوط به نبود انحراف در حال حاضر را پذیرفته و در کل بزنیم زیر موضوعاتی چون 2003 و مشابهش. کی بود کی بود من نبودم.
3- تکشان را شروع نشده پاتک کنیم و با مانور گسترده روی بخش های مورد نظر خود به کل سعی کنیم بخش های نامطلوب را لاپوشانی کنیم
4- یک نگاهی هم به جاسوس ها و شاید خودی های جاسوس بکنیم و ارزیابی دوباره کنیم اگر که خودمان آنها را سرکار نگذاشته ایم.
5- راه هرگونه نفس کشی دیپلماتیک برای زیاده روی های احتمالی چون صدور قطعنامه سوم و احتمالا هماهنگی برای حمله به ایران را از آنها بگیریم.
6- با استناد به این گزارش سعی کنیم کمتر به روس  و چین باج بدهیم و مدیریت بهتری روی آنها داشته باشیم.البته دادن وعده ای توخالی گاهی هم بد نیست.
7-با استاد به این گزارش (البته قسمت های مطلوبش فعالیت های هسته ای را تشدید کنیم) همان چیزی که احمدی نژاد گفت.ما 50000 سانتریفوژ می خواهیم و قس الی هذا

یک احتمال هم از این گزارش این است که آمریکاخواسته از ایران برای کنار آمدن های بعدی از ایران دلبری کند که باید دید  چه می شود چون خبر خروج از عراق توسط رابرت گیتس و  خبر مداکره با ایران در مورد عراق را شاید بتوان در این راستا دید.

===========================================================
اما ختم کلام اگر بمب هسته ای هم می سازیم خوب کاری می کنیم .دوست داریم .ولی به کسی هم نمی گوییم.

+ نوشته شده توسط داورپناه در جمعه شانزدهم آذر 1386 و ساعت 11:34 |

 اعتراف آمريكا : ايران به دنبال بمب اتم نيست

آمريكا هم سرانجام دست از ادعاهاي خود برداشت و شوراي اطلاعات ملي اين كشور كه متشكل از ‪ ۱۶‬نهاد اطلاعاتي است اعلام كرد ايران به دنبال بمب اتم نيست.

 اين موضوع در قالب گزارش محرمانه شوراي اطلاعات ملي آمريكا كه بخشهايي از آن به مطبوعات درز كرده ، مشخص شده است.

 جمهوري اسلامي ايران بارها اعلام كرده بود كه برنامه هسته‌اي آن صلح‌آميز و صرفا براي تامين نياز روزافزون كشور به انرژي است، اما آمريكا به همراهي چند كشور غربي با سوء استفاده‌هاي سياسي، پرونده هسته‌اي ايران را با ناديده گرفتن تمامي حقايق و استدلالات، به شوراي امنيت كشاندند.

 گزارش شوراي اطلاعات ملي آمريكا تنها چند هفته پس از گزارش آژانس بين‌المللي انرژي اتمي منتشر مي‌شود كه در آن نيز بر صلح آميز بودن برنامه هسته‌اي ايران تاكيد شده بود.

 در اين گزارش نهادهاي اطلاعاتي آمريكا اشاره شده كه "اگر ايران تصميم بگيرد بمب اتم بسازد به لحاظ فني تا قبل از سال ‪ ۲۰۱۵‬قادر به توليد و فرآوري پلوتونيوم كافي براي ساختن بمب هسته‌اي نخواهد بود".

 يكي از كارشناسان مسايل سياسي به خبرنگار ايرنا گفت كه انتشار اين بخشهاي گزارش محرمانه نشان مي‌دهد كه آمريكا خود را براي معامله‌اي گسترده با ايران آماده مي‌سازد و به اين ترتيب مي‌خواهد تبليغات قبلي خود عليه تهران را خنثي و افكار عمومي آن كشور را آماده سازد.

http://www.rajanews.com/News/?19580

 "هري ريد" رهبر اكثريت دمكرات سنا آمريكا نيز در واكنش به اين گزارش سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا گفته است كه همه اين گزارش را نخوانده‌ام، اما اصولا گزارشات اوليه نشان مي‌دهد كه ايران در چهار سال گذشته برنامه‌اي تسليحاتي نداشته است.

 وي افزوده است : فكر مي‌كنم كه اين نشان مي‌دهد ما بايد آنچه را كه بيش از يك سال است گفته‌ام انجام دهيم يعني اينكه تئوري ديپلماسي رونالد ريگان را دنبال كنيم.

 رهبر اكثريت سنا تصريح كرده است : همان طور كه ريگان با مقامهاي شوروي مذاكره كرد و به نتيجه هم رسيد، بايد با ايران هم همين كار را بكنيم. ما بايد ديپلماسي با ايران را بيشتر كنيم

+ نوشته شده توسط داورپناه در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 و ساعت 7:19 |
خليج فارس تنها يك نام نيست
گفت و گو با غلامرضا سحاب كارتوگراف


 
خليج فارس براى ايرانيان تنها يك نام نيست. خليج فارس بخشى از هويت مردمان سرزمينى كهن سال است كه نقش بزرگى در شكل گيرى و پيشرفت علم و تمدن بشرى در هميشه تاريخ داشته اند. ايرانيان در هر دسته و جناح و حزب و گروهى كه باشند، چنان بر سر هويت و مليت خود اتفاق نظر دارند كه تمام اختلاف ها را براى پاسدارى از هويت تاريخى خود كنار مى گذارند و بر سر حفظ ميراث پدرانشان از جان هم مضايقه نخواهند كرد.

اتفاقى كه ۳ سال پيش از اين درباره نام خليج فارس در نشريه نشنال جئوگرافى افتاد به خوبى اين موضوع را ثابت مى كند. كافى است مرورى بر حوادثى كه پس از اقدام نادرست اين نشريه باسابقه افتاد، داشته باشيم تا متوجه اهميت مسائل ملى و تاريخى ميان مردمان سرزمين باستانى ايران شويم، البته ماجرايى كه در نشريه نشنال جئوگرافى اتفاق افتاد مربوط به ديروز و امروز نيست. سال هاست كه نشريات بريتانيايى زير فشار آگهى دهندگان عرب، خليج فارس را فقط «خليج» مى نامند (تصور كنيم دولت پاكستان پول خرج كند تا به اقيانوس هند فقط بگويند اقيانوس، يا بگويند اقيانوس پاكستان).

با اين همه آنها از يك موضوع بى خبرند و آن اين كه ايرانيان دوست دارند جغرافياى اين منطقه را در درجه اول و عمدتاً به عنوان سرزمين پارس و خليج فارس ببينند.

با اين همه بايد اعتراف هم كرد كه با وجود تعصبى كه ايرانيان نسبت به موضوع هويت ملى و تاريخى خويش دارند در سال هاى اخير براى ترويج و تبليغ آن كمتر تلاش كرده اند و اگر تلاشى هم بوده، پراكنده و بدون داشتن استراتژى مشخص و هدفمندى بوده است. همين موضوع موجب شده تا برخى از كشورهاى همسايه بى پروايى را تا به آن حد برسانند كه جرأت تملك نام ها و نشانه هاى ما را به خود بدهند، البته اين نخستين بارى نبود كه برخى از كشورهاى عربى براى تغيير نام خليج فارس دست به كار مى شدند. در ۴۶ سال پيش هم چنين اتفاقى افتاد و در روز ۱۳ مرداد ماه سال ۱۳۳۷ ايران به دليل تغيير نام خليج فارس به خليج عربى از سوى عراق و برخى ديگر از كشورهاى عربى و انگليس، اعتراض خود را به دولت جديد عراق به رهبرى قاسم كه با يك كودتاى نظامى بر سر كار آمده بوداعلام كرد.

در سال ۱۹۶۲ جمال عبدالناصر، رهبر مصر در اوج جريان پان عربيسم،طرح هايى را براى تغيير نام خليج فارس به خليج عربى به اجرا گذاشت. ناسيوناليسم عربى طرفداران زيادى در جهان عرب پيدا كرد لذا به جريان تغيير نام خليج فارس دامن زده شد.

اما گستره اين جريان ها عمدتاً حاميان نژادپرستى عربى را در بر مى گرفت و بخش قابل توجهى از نخبگان دانشگاهى جهان عرب به آن اعتراض كردند.

الگوى حمايت نژادپرستان از تغييرات جغرافيايى خليج فارس و اعتراض روشنفكران و نخبگان عرب به اين جريان، تا امروز نيز تداوم يافته است و همچنان ادامه دارد.

در واقع طى اين سال ها هرجا كه بر تغييرات عناوين جغرافيايى اصرار شده است به وضوح مى توان ردپاى چهره هاى افراطى را تعقيب و مشاهده كرد. صدام حسين يكى از همين چهره ها بود. او ۳۰۰ ميليون دلار را طى ۴۰ سال در ميان برخى روزنامه نگاران و دانشگاه هاى اروپا خرج كرد تا جغرافياى بخش هايى از ايران و خليج فارس را تغيير دهد. پس از ماجراى جنجال برانگيز خليج فارس و تغيير نام آن، بسيارى از مراكز تحقيقات تاريخى و جغرافيايى ايران بر آن شدند كه با ارائه مدارك و اسناد تاريخى به مجامع علمى و مراكز تحقيقى جهان عرصه را بر رقيب تنگ كنند.

گرچه هنوز هم كه هنوز است آنچنان كه بايد و شايد به مسأله تبليغ كارآمد و روزآمد در بازارهاى فرهنگى جهان توجه جدى نشده است، اما اقدامات صورت گرفته در اين راستا قابل ارج و احترام است و همدلى و همراهى رسانه هاى داخلى را مى طلبد.

يكى از اين اقدامات، انتشار نقشه اى از ايران است كه متعلق به سال ۱۷۲۴ ميلادى است. اين نقشه كه اخيراً از سوى پژوهشكده ابوريحان بيرونى، از مؤسسات وابسته به مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامى، منتشر شده است، سند گويا و زنده اى است كه حقانيت ايرانيان را در ماجراى نام هميشه جاويد خليج فارس به راحتى به اثبات مى رساند.

سندى انكار ناپذير

شهرت و آوازه خليج فارس در جهان قدمتى بيش از پيدايش علم جغرافيا و روى آوردن سياحان و كاوشگران به ترسيم و تكثير نقشه هاى جغرافيايى اقصى نقاط جهان دارد؛ چنان كه در كهن ترين نقشه هاى ترسيم شده در هزاره هاى پيش از ميلاد نام اين معروف ترين و مهم ترين آبراه بزرگ جهان با نام فارس قرين بوده و در هيچ دوره اى از تاريخ نقشه اى يافت نشده است كه آن را با نامى ديگر معرفى كرده باشد. در واقع، خليج فارس در دوران هاى فرمانروايى بسيار گسترده و بزرگ ايرانيان دريايى در ميان سرزمين پهناور ايران بوده است . درجهان موزه معروف و معتبرى نيست كه دست كم به نقشه اى از خليج فارس مزين نباشد، به گونه اى كه اگر بتوان اين نقشه ها را در يك جا گرد آورد و به نمايش گذاشت، كلكسيونى ديدنى و بى نظير پديد خواهد آمد.

نقشه مذكور يكى از هزاران نقشه اى است كه درقرون گذشته از موقعيت جغرافيايى ايران تهيه شده است. با اين همه ساليان سال بود كه اين سند ارزشمند به دست فراموشى سپرده شده بود و اخيراً از سوى هيأت علمى دانشنامه خليج فارس تهيه شده است. اين گروه تحقيقاتى از جمله گروه هاى پژوهشى پژوهشكده ابوريحان بيرونى است كه هدف اصلى از تأسيس آن مطالعات گسترده بر روى تاريخ و جغرافياى ايران است. كاظم موسوى بجنوردى، رئيس مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامى درباره اين نقشه مى گويد: چاپ اين نقشه قديمى و نفيس از سوى مركز ابوريحان بيرونى به منظور معرفى مالكيت تاريخى ايرانيان بر گستره خليج فارس به جهانيان صورت گرفته است.

به گفته او اين اثر با ارزش از سوى بخش دانشنامه خليج فارس پژوهشكده ابوريحان بيرونى تهيه شده است و طراحى و چاپ اين نقشه قديمى و نفيس را غلامرضا سحاب، يكى از كارتوگرافان و جغرافيدانان برجسته كشور برعهده داشته است.

براى پى بردن به چندوچون نقشه مذكور به سراغ مهندس غلامرضا سحاب مى روم. او يكى از ۲ فرزند دوقلوى عباس سحاب، پدر كارتوگرافى ايران است كه درهيأت علمى دانشنامه خليج فارس عضويت دارد و يد طولايى در امر كارتوگرافى و تهيه نقشه هاى جغرافيايى دارد و پيش از اين، سال ها مسئوليت مؤسسه كارتوگرافى سحاب را برعهده داشته و جوايز متعددى را هم براى طراحى و ساخت نقشه هاى كشورهاى گوناگون، در فستيوال هاى كارتوگرافى معتبر جهان به دست آورده است.
 
سحاب درباره اين نقشه ۲۹۴ ساله مى گويد: در سال ۱۷۲۴ ميلادى به وسيله ژ.دوليل مهندس ارشد انجمن علوم امپراتورى فرانسه به شيوه چاپ سنگى در پاريس چاپ و منتشر شده و يكى از ده ها نمونه نقشه هاى چاپ شده به وسيله كارتوگرافان جهانى است كه حدود و ثغور كشور ايران را در دوره صفويه نشان مى دهد و نام خليج فارس در همه آنها آورده شده است. سحاب ادامه مى دهد: ژ.دوليل در آخرين سال هاى حكومت صفويان و در زمان سلطنت شاه سلطان حسين صفوى، نقشه را در فرانسه به چاپ مى رساند كه چاپ آن چاپ سنگى است و با دست هم رنگ آميزى شده است و با دقت بالايى مرزهاى آبى و خاكى آن به نمايش گذاشته شده است.

او مى گويد: اهميت اصلى اين نقشه در ميزان دقتى است كه طراح آن به خرج داده. چنانكه اين نقشه يكى از پر اسم ترين و دقيق ترين نقشه هاى عصر خود است. در اين نقشه كلمه گيلان و مازندران و استرآباد قيد شده است و حتى مى توان نام ورامين را هم در آن ديد. از ديگر ويژگى هاى اين نقشه قيد نام جزاير ۳ گانه ايرانى در حدود و ثغور ايران است و در آن مى توان به وضوح ديد كه اين ۳ جزيره به ايران تعلق دارند و نام اين ۳ جزيره هم البته تنب بزرگ و كوچك و ابوموسى عنوان شده. ضمن آنكه اين نقشه يكى از نقشه هاى مهمى است كه در آرشيو دايرة المعارف بزرگ اسلامى نگهدارى مى شود.

سحاب مى گويد: هدف ما از انتشار اين نقشه ارسال نسخه هاى متعدد از آن و ارسال و اهداى آن به تمام مراكز علمى معتبر جهان است و قصد داريم كه اين نقشه را به صورت رايگان در اختيار همه انديشمندان و محققان مطرح و معروف جهان كه در عرصه كارتوگرافى فعال هستند قرار بدهيم.

البته سحاب معتقد است كه اين كار و كارهايى نظير اين بايد زودتر از اين مورد توجه مراكز علمى و پژوهشى كشور قرار مى گرفت.

او مى گويد: توزيع نقشه هاى كهن به مراكز معتبر علمى جهان كمك زيادى به عمومى شدن نام خليج فارس در سرتاسر جهان مى كند اما در مقابل تبليغات وسيعى كه كشورهاى عربى براى تغيير نام خليج فارس انجام مى دهند تقريباً هيچ است.

از نظر او براى تبليغ نام خليج فارس نبايد به اينگونه اقدامات قناعت كرد. بلكه بايد با برپايى نمايشگاه هاى متعدد در كشورهاى مختلف جهان حقانيت خودمان را به بيگانگان ثابت كنيم.

سحاب مى افزايد: ما بايد نمونه هاى مختلفى از اين نقشه را در ابعاد گوناگون منتشر كنيم و آنها را براى فروش به ايرانيان خارج از كشور به مراكز فرهنگى مان صادر كنيم. بايد با تك تك مؤسسات جغرافى پراكنده در سرتاسر جهان تماس بگيريم و مقادير معتنابهى از اين نقشه و ديگر نقشه ها را به صورت رايگان در اختيارشان قرار بدهيم.

او از تمام ايرانيان مقيم خارج از كشور مى خواهد براى تبليغ نام خليج فارس به بمباران اينترنتى كفايت نكنند و با خريد و تهيه اين نقشه آن را در مكان هاى مختلفى كه در آن زندگى مى كنند يا حضور دارند نصب كنند. او مى گويد كه چه اشكالى دارد كه هر ايرانى كه در خارج از كشور فروشگاه يا مغازه اى دارد نام فروشگاه خود را خليج فارس بگذارد. يا حتى شركت هاى تجارى شان را.

خليج هميشگى فارس

سحاب اين نقشه را تنها سند حقانيت ايرانيان در ماجراى خليج فارس نمى داند. از نظر او نقشه هاى منحصر به فرد و بسيار نفيس تاريخى در مراكز علمى و پژوهشى ايران وجود دارند كه كسى از موجوديت آنها مطلع نيست. او مى گويد: قدمت و اصالت نام خليج فارس و معادل هاى اين نام در زبان هاى ديگر از سوى نقاشان وكارتوگرافان و دريانوردان و سياحان عمدتاً غيرايرانى بارها به تصوير كشيده شده است. برخى از اين نقشه ها ۳ سال پيش در وزارت امور خارجه به نمايش درآمد. در نگاهى به اين نقشه ها كه براساس توالى زمان در كنار هم قرار گرفته اند، با سابقه طولانى اين گونه نقشه ها مواجه مى شويم كه نمونه هايى از آن را مى توان در چند نقشه يونانى به سبك بطلميوسى يافت. اين تصاوير كه وجود حتى يك نمونه از آن در هر آرشيوى موجب افتخار و اعتبار آن به شمار مى رود در آرشيو اسناد وزارت امور خارجه در چندين نسخه يافت مى شود. علاوه بر اين نقشه ها با مجموعه بى نظير ديگرى روبه رو مى شويم كه حاصل كار كارتوگرافان و نقاشان مسلمان در دوران شكوفايى تمدن اسلامى دراين حوزه است كه به قرون چهارم تا هفتم ه.ق ( ۱۰ تا ۱۳ ميلادى) باز مى گردد. نمونه هاى بارز اين دسته از نقشه ها را مى توان در كارهاى اصطخرى، ابن حوقل، جيهانى، بلخى و ديگران يافت كه از اين نمونه ها نيز آثار منحصر به فردى در اين آرشيو موجود است. در اين نقشه ها آب هاى جنوب ايران با نام بحر فارس خودنمايى مى كند و حتى جزئيات بيشترى راجع به جزاير ايرانى و حاكميت ايران بر آنها درج شده است.

از اين دسته نقشه ها كه بگذريم در قرون بعدى تا اواخر قرن ۱۶ ميلادى نقشه هاى پرتغالى و هلندى را مشاهده مى كنيم كه حاصل كار ناوبران آن كشورهاست كه مدتى در خليج فارس حضور يافتند و از آنجا راه خود را به سوى شرق در پيش گرفتند. در اين گونه نقشه ها نيز به زبان هاى لاتين و اروپايى و عربى نام سينوس پرسيكوس، پرشين گلف و الخليج الفارس و يا بحر فارسى يا درياى فارسى ومعادل هاى آن را مى بينيم و همچنان پيوستگى اين محدوده آبى به قلمرو ايران را در اين قرون شاهد هستيم. در فاصله قرون ۱۷ تا ۲۰ ميلادى، در دوران حضور رو به گسترش انگليسى ها در منطقه نيز نقشه هاى متعددى به زبان انگليسى توليد شده است كه مؤيد نقشه هاى دوره هاى پيشين با جزئيات بيشتر بوده و پيوستگى آب ها و جزاير خليج فارس را به خاك ايران اثبات مى كند.

منبع: فارس

+ نوشته شده توسط داورپناه در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 16:59 |