تبليغاتX
ایران قلب من, پاینده ایران
اظهارات غيرمنتظره مشايي درباره دوستي با «مردم؟ اسرائيل»!
معاون رئيس جمهور گفت: ايران امروز با مردم آمريكا و اسرائيل دوست است. هيچ ملتي در دنيا دشمن ما نيست اين افتخار است . ما مردم آمريكا را از برترين ملت‌هاي دنيا مي دانيم.
كد خبر: ۱۴۰۲۴ تاريخ انتشار: ۱۷:۱۷ - ۲۹ تير ۱۳۸۷ تعداد بازديد: ۳۰۶۴۴
در حالي كه بخش زيادي از محبوبيت دكتر احمدي‌نژاد در جهان عرب و اسلام، به دليل حملات وي به اسرائيل، زير سوال بردن هولوكاست و طرح از ميان بردن اسرائيل است، معاون رئيس‌جمهوري گفت: ايران امروز با مردم آمريكا و اسرائيل دوست است. هيچ ملتي در دنيا دشمن ما نيست؛ اين افتخار است. ما مردم آمريكا را از برترين ملت‌هاي دنيا مي‌دانيم.

به گزارش خبرگزاري فارس، اسفنديار رحيم مشايي، صبح امروز در همايش نوآوري و شكوفايي در صنعت گردشگري كه در محل مركز همايش‌هاي صداوسيما برگزار شد اظهار داشت: دوره آنكه كسي بخواهد ديني را بر دنيا حاكم كند، گذشته است. دنياي امروز گوش‌هايش بيشتر از هميشه تاريخ باز است كه زيباترين پيامها را بشنود. وي ادامه داد: امروز منطق الهي و انساني، دامنه ساز و افق‌پرداز در دنيا خريدار دارد.

رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري گفت: ما هيچ قدرتي براي توصيف 50سال آينده بشر نداريم. مشايي ادامه داد: هر منطقي كه بتواند در آينده نزديك ادبياتي داشته باشد كه 3 عنصر آدم، خدا و جهان را با هم تنظيم كند، از نظر آيين و مكتب، آينده از آن اوست.

وي افزود: در آينده نژاد و كشور معنا ندارد. آينده از آن انسان‌هاست. هر منطقي كه به خط كشي بين انسانها بينجامد، منطقي است كه در دنيا خريدار ندارد. نمي‌توان منطقي را بزك كرد و به مردم ارائه داد.
معاون رئيس جمهوري تأكيد كرد: ما با هيچ كس در دنيا جنگ نداريم. ما در 8 سال جنگ، فقط دفاع كرديم و حتي يك روز هم نجنگيديم.

مشايي ادامه داد: ايران امروز با مردم آمريكا و اسرائيل دوست است. هيچ ملتي در دنيا دشمن ما نيست؛ اين افتخار است. البته ما دشمن داريم و ناجوانمردانه‌ترين دشمني‌ها در دنيا به ملت ايران صورت مي‌گيرد. ما مردم آمريكا را از برترين ملت‌هاي دنيا مي دانيم.
 
خوب است ایشان دلایل اظهارات گران قدر خود را هم بیان بفرمایند مثلا چطور نژاد و کشور معنا نخواهد داشت در حالی که مردم بیشتر به دنیال هویت یابی هستند و دیگر این که بر اساس کدام دلیل و آیه آمریکایی ها از برترین ملتها هستند.لطفا ویدیوی زیر و مشابهش را ببینید تا بی اساسی این فرمایش ها را بهتر درک کنید.ایشان برای مردم ایران سخن می گویند یا برای بیگانگان؟!به نظر می رسد برای بسیاری از مسوولین خواندن از روی متن های از ژیش نوشته شده اجباری شود!

کمی بیشتر بخندید

+ نوشته شده توسط داورپناه در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 16:45 |
 
در این خصوص علاوه بر سفارت کانادا گزارش های مشابهی نیز از سفارت خانه های بلژیک، آلمان، انگلستان، اسپانیا، فرانسه و ایتالیا دریافت شده است.

به گزارش «فردا»، در روزهای اخیر سفارت کانادا که صف های طویل متقاضیان ویزا روبروی آن شکل می گیرد به نحو بسیار ناشایستی با متقاضیان برخورد کرده و به آنها اهانت می نمایند.

هم چنین سخت گیری های این سفارت خانه برای ارائه ویزا به ایرانیان نیز بسیار بیشتر شده است.

گزارش های مشابهی نیز از سفارت خانه های بلژیک، آلمان، انگلستان، اسپانیا، فرانسه و ایتالیا دریافت شده است.

در عین حال، برخورد بد ماموران فرودگاهی کشورهای مختلف با ایرانیان بویژه در حاشیه خلیج فارس نیز طی مدت اخیر اوج گرفته است.

گفتنی است واکنش های وزارت خارجه مجموعه ای از بیانیه های مطبوعاتی و اظهار نظرات پراکنده در این خصوص بوده است.

«فردا» آماده انتشار توضیحات احتمالی مقامات مسئول می باشد

http://www.asriran.com/view.php?id=47866

+ نوشته شده توسط داورپناه در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 15:5 |

به این می گویند دوربین مخفی نه آن لوس بازیهای با مضمون جنسی یا شوخی های ترسناک بی مورد.لذت ببرید.

+ نوشته شده توسط داورپناه در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 و ساعت 17:5 |
بي‌حرمتي مأموران اماراتي به مسافران ايراني
كد خبر: ۱۳۷۵۰ تاريخ انتشار: ۱۵:۳۶ - ۲۳ تير ۱۳۸۷ تعداد بازديد: ۸۸۸۸
عصر روز گذشته، مأموران امنيتي فرودگاه دوبي در اقدامي گستاخانه، به شماري از مسافران ايراني بي‌حرمتي كردند.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، روز گذشته، هنگامي كه پرواز ساعت 17:30 هواپيمايي ماهان وارد ترمينال شماره 2 دوبي شد، مأموران امنيتي، پانزده نفر از مسافران ايراني را جدا كرده و پس از آن‌كه آنها را كاملا برهنه كردند، به بازجويي از آنان پرداختند.

آنها همچنين الفاظ ركيكي را نثار اين مسافران و مقامات كشورمان كردند و به رغم آن‌كه هيچ نشانه غيرامنيتي نيافتند، از عذرخواهي نيز خودداري كردند.
تاكنون خبري از واكنش حميدرضا آصفي، سفير جمهوري اسلامي ايران در دوبي در دفاع از شهروندان كشورمان نرسيده است.

گفتني است، اينها همه در حالي است كه كشور امارات متحده عربي تا دو ـ سه دهه پيش، سكونتگاه اعراب باديه‌نشين بود و در صورتي كه سرمايه عظيم ايران از آن خارج شود، دستخوش آسيب‌هاي بسياري خواهد شد.
+ نوشته شده توسط داورپناه در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 0:18 |
روایت مسوول سابق حراست پروژه میانگذر دریاچه ارومیه
چگونه 4 مدیر پروژه ملی میانگذر را فراری دادند؟!
وی با جديت پروژه را فعال کرده بود ، اما کساني که با حضور وي به عنوان مدير پروژه مخالف بودند طي دسيسه اي دوبار سرقت از منزل وي را ترتيب دادند و صانعي نيز چون ديگر احساس امنيت نمي کرد مجبور به استعفا شد...درجريان شمع کوبي وبتون ريزي شبانه ،تعدادي از کارگران اطلاع دادند که در لوله هاي به کاررفته درشمع کوبي شکستگي ايجاد شده وبه جاي اينکه براي ترميم شکستگي از ميل گرد مخصوص استفاده شود،با تراشيدن رويه سيم هاي مفتول مخصوص جوشکاري ،از اين مفتول ها بجاي ميل گرد استفاده شده است و لوله شکسته شده را نيز با انداختن به دريا معدوم کرده اند!

عصرایران ؛ هادي عابدي - مسئول سابق حراست پروژه پل ميانگذر درياچه اروميه(بزرگراه شهيد کلانتري)درگفتگو با عصر ايران مدعي وجود يک جريان مافيايي برای عدم پيشرفت پروژه شد.

محمد کريمي مسئول پیشین حراست ميانگذر درياچه اروميه معتقد است:افرادي که دراين جريان مافيايي قرار دارند نمي خواهند پروژه پل ميانگذر درياچه اروميه به اين زودي ها به پايان برسد وبه هر شکل ممکن در روند کار اخلال ايجاد مي کنند.

وي چگونگي عملکرد اين جريان مافيايي را اين گونه توضيح مي دهد:تابه حال هر شخص کارداني که خارج از دايره اين جريان به عنوان مدير پروژه به کار گمارده شده است، به شکل خاصي از سوي اين جريان مورد هجوم قرار گرفته وپس از مدتي به دليل عدم امکان ادامه کار تحت جو مسموم ايجاد شده ،از ادامه فعالیت کناره گيري کرده واز همين رو پايان يافتن پروژه به تعويق افتاده است.

کريمي ازچهارنفر به عنوان مديران پروژه ميانگذر که توسط اين جريان فراري داده شده اند نام مي برد: صانعي ،بدري پور ، عابدي و باربد.

مسئول سابق حراست پروژه پل ميانگذر درياچه اروميه چگونگي کناره گيري صانعي از مديريت پروژه را اين گونه تعريف مي کند:مهندس صانعي با جديت پروژه را فعال کرده بود ، اما کساني که با حضور وي به عنوان مدير پروژه مخالف بودند طي دسيسه اي دوبار سرقت از منزل وي را ترتيب دادند و صانعي نيز چون ديگر احساس امنيت نمي کرد مجبور به استعفا شد.

کريمي جايگزين صانعي را عابدي معرفي مي کند که بر اساس اظهارات وي براي فراري دادن عابدي از حربه دروغین اخلاقي استفاده شد.

سومين فردي که در ليست فراري داده شدگان قرار دارد ،بدري پور است.
کريمي بر اين باور است که بدري پور بسيار کاردان بوده وموجبات پيشرفت فيزيکي 68 درصدي پروژه را فراهم کرده است.
انتشار کاريکاتوري غیراخلاقی از بدري پور عاملي است که به باور کريمي موجب رنجش وعدم تمايل بدري پور براي ادامه کار بود،از اين رو او نيز کنار گذاشته شد.

باربد چهارمين فردي است که مسئول سابق حراست پروژه پل ميانگذر درياچه اروميه از او به عنوان آخرين قرباني باند مافيايي پروژه پل ميانگذر ياد مي"کند.
کريمي مي گويد:باربد مهندس برجسته اي است وجريان مافيايي تنها يک هفته او را تحمل کرد . روز آخر نيز او را مورد ضرب وشتم قرار دادند ودرميان کارکنان پروژه اينگونه شايع کردند که او فردي رواني است.

رسول اصغرزاده رئيس شوراهاي استان آذربايجان غربي وعضو شوراي شهر اروميه که ديداري چند ساعته با باربد داشته است نيز طي گفتگو با "عصر ايران" ابراز نگراني باربد نسبت به تامين جاني وامنيت خود را مورد تاکيد قرار مي دهد ومي گويد: باربد درپاسخ به سوال من که "براي اتمام پروژه چه مواردي را نياز داريد" گفته بود تنها دو چيز مي"خواهم تامين جاني وبازپرداخت 7 ميليارد تومان بديهي هاي معوق شرکت به طلبکاران.

کريمي اما اخلالگريهاي جريان مافيايي را محدود به فراري دادن مديران پروژه ارزيابي نمي کند وبراين باوراست که جريان مافيايي حتي درکيفيت سازه پل نيز اخلالگري مي کند.

وی ، يکي از شواهد و دلايل مدعاي خود را نقصان عمدي درشمع يکي از پايه"هاي پل ذکر مي کند و می گوید: استخدام من در شرکت صدرا و خدمت در پروژه پل ميانگذر به ماه هاي اول سال 84 با ز مي گردد ،درآن زمان مسئول "بارج"(شناورهايي که تاسيسات سنگين همچون جرثقيل ها را درهنگام عمليات حمل مي کنند)مشغول به کاربودم و به همين دليل درعمليات شمع کوبي همکاري مستقيم داشتم.
درجريان شمع کوبي وبتون ريزي شبانه ،تعدادي از کارگران اطلاع دادند که درلوله هاي به کاررفته درشمع کوبي شکستگي ايجاد شده وبه جاي اينکه براي ترميم شکستگي از ميل گرد مخصوص استفاده شود،با تراشيدن رويه سيم هاي مفتول مخصوص جوشکاري ،از اين مفتول ها بجاي ميل گرد استفاده شده است ولوله شکسته شده را نيز با انداختن به دريا معدوم کرده اند!


کريمي به خاطر مي آورد که با آگاهي يافتن از اين تخلف براساس وظيفه ،موضوع را به مدير عامل وقت شرکت صدرا ومعاون وي اطلاع داده و با پيگيريهاي مدير عامل ، مديروقت پروژه منکر چنين تخلفي شده بود ولي با اثبات تخلف صورت گرفته مسئولين متخلف کارگاه اخراج شدند .
وي می گوید: بدري پور ، پس از جريان اخراج مسئولين متخلف به عنوان مدير پروژه ، وارد کار شد.

کريمي همچنين به خاطر مي آورد ناظر خارجي پروژه از تخلف صورت گرفته اظهارناراحتي مي کرد ودراعتراضات خود دائماً اين عبارت را بکار مي برد :"شما به پروژه اي که متعلق به خودتان است خيانت مي کنيد."

معلوم نيست قبل از آشکارشدن اين تخلف ،چه تعداد تخلف مشابه صورت گرفته است وچه تعداد شمع بصورت شکسته درساختمان پل بکار رفته است که هيچ کس جز متخلفين ازآن آگاهي ندارند وجا دارد مسئولين توجه جدي به اين مساله داشته باشند تا قبل از بروز هرگونه فاجعه اي فکري اساسي براي رفع آن کرد.

کريمي با اظهار اين مطلب درادامه سخنان خود گفت:پس از گزارش تخلف صورت گرفته حکم اخراج من نيز صادرشد،اما با روي کارآمدن مهندس بدري پور دوباره به کار فراخوانده شدم واين بار به عنوان مسئول حراست پروژه انجام وظيفه مي کردم.

رسول اصغر زاده عضو شوراي شهر اروميه نيز در خصوص عدم کيفيت جوشکاريهاي بکار رفته در سازه پل مطالب قابل تاملي بيان مي کند:زماني که به ديدن آقاي باربد رفتم،در گفتگوي چهار ساعته با ايشان ،بازديدي از پل دردست احداث نيز داشتيم و آقاي باربد با نشان دادن قسمت هايي از جوشکاري هاي بکار رفته در سازه هاي فلزي، نسبت به کيفيت جوشها اظهار نارضايتي مي کرد و اين جوشها را فاقد کيفيت لازم مي دانست.

اصغرزاده درادامه اظهارات خود تصریح مي کند:جوشها در وضعيتي بود که حتي فردي چون من که تخصصي در اين رابطه ندارم متوجه بي کيفيت بودن آنها شدم.

اخراج کارگران دائمي وبکارگيري کارگران روز مزد يکي ديگر از مواردي است که کريمي به آن پرداخته وطي توضيحاتي چگونگي تعويق زمان پايان پروژه را اين گونه تشريح مي کند :در شرق درياچه اروميه روستاهایي به نام "آغ گنبد" و "گمچي" وجود دارند و بيش از 90 نفر از ساکنان اين روستاها بعنوان کارگر درپروژه مشغول بکار بودند .از آنجا که محل زندگي اين افراد با محل پروژه فاصله کوتاهي دارد ،اين کارگران هر روز ساعت 7 صبح مشغول بکارشده وساعت 21 همان روز کار را تعطيل مي کردند.آنها حتي حقوق خودرا حداقل سه ماه يک بار مي گرفتند واز اين بابت شکايتي نداشتنداما به ناگاه اين کارگران اخراج شده وبه جاي آنها از کارگران روز مزد که هرروزه از شهر اروميه جذب مي شوند استفاده شد.اين درحالي بود که اين کارگرها معمولا از ساعت 9 تا 10 صبح درمحل کار حاضر مي شدندوساعت 17 نيز کار را تعطيل کرده و دستمزد خودرا همان ساعت دريافت مي کردند.

مسئول سابق حراست پروژه پل ميانگذر درياچه اروميه تاکيد مي کند که مستندات مدعاي وي دراسناد بايگاني شده شرکت صدرا موجود است ومسئولين درصورت تمايل مي توانند آنها را ملاحظه کنند.

کريمي درپايان اظهارات خود اصلي ترين عامل درتاخير سفر دوم رئيس جمهور به استان آذربايجان غربي را عدم بهره برداري از پل ميانگذر مي"داند.
احمدي نژاد درتابستان سال 85 بهره برداري از يک باند پل ميانگذر درياچه اروميه درنوروز 86 را وعده داده بود؛وعده اي که تا به امروز محقق نشده است.

کريمي دراين رابطه اين گونه اظهار مي کند:آنها حتي به رئيس جمهور کشورمان اطلاعات غلط دادند وباعث شدند دور دوم سفر استاني رئيس جمهور به استان آذربايجان غربي به تعويق بيافتد. برخي از مسئولين استان اينگونه به من گفته اند که هر زمان پايان پروژه نزديک شود آقاي احمدي نژاد نيز به استان آذر بايجان غربي سفر خواهد کرد.
+ نوشته شده توسط داورپناه در شنبه پانزدهم تیر 1387 و ساعت 20:20 |
در اجرای مواد کنوانسیون ژنو صورت مي گيرد
حفر 320 هزار قبر رايگان براي نظاميان دشمن در استان هاي مرزي
سردار باقرزاده اظهار داشت:چنانچه شرایط تعجیلی و اضطراری به وجود آید این کار با کندن کانال به صورت انبوه و دسته جمعی صورت خواهد گرفت.
عصرايران - به طور متوسط در هر استان مرزی کشور بین 15 الی 20 هزار قبر برای سربازان دشمن متجاوز حفر خواهد شد.

به گزارش عصرايران به نقل از پایگاه اطلاع رسانی بنیاد حفظ آثار ونشر ارزشهای دفاع مقدس فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح با بیان مطلب فوق اظهار داشت:
« در اجرای مواد کنوانسیون ژنو و پروتکل های الحاقی و همچنین دیگر دستورالعمل ها و مقررات بین المللی مربوط به نحوه همکاری دولتها با کمیته بین المللی صلیب سرخ (I.C.R.C) در شرایط جنگ و نبردهای مسلحانه، تمهیدات لازم برای تدفین اجساد سربازان متجاوز دشمن در نظر گرفته شده است. »

سردار باقرزاده اظهار داشت: « به منظور حفظ تمامت جسمی و کرامت کشته شدگان دشمن و پیشگیری از مفقودیت بلند مدت آنان ترتیبی اتخاذ شده است تا با حفر قبور کافی در مناطق مرزی و یا نقاط مرزی نزدیک به خطوط نبرد توسط گروههای داوطلب مردمی، عملیات تدفین اجساد سربازان دشمن به خوبی و در کمترین فرصت ممکن انجام گیرد. »
وی  در همین رابطه اظهار داشت: « پیش بینی شده است تا به طور متوسط در هر استان مرزی کشور بین 15 الی 20 هزار قبر حفر و در مجموع 320 هزار قبر آماده گردد تا از این طریق امکان تدفین همزمان کشته شدگان متجاوزین وجود داشته باشد و چنانچه شرایط تعجیلی و اضطراری به وجود آید این کار با کندن کانال به صورت انبوه و دسته جمعی صورت خواهد گرفت. »

فرمانده کمیته جستجوی مفقودین کشورمان سرعت عمل در این کار را لازمه مراقبت های بهداشتی، پیشگیری از بیماریها و حفاظت از محیط زیست دانست وبر لزوم همکاری دستگاههایی چون هلال احمر، شهرداری ها و سازمان محیط زیست تأکید نمود و از گروههای داوطلب مردمی بویژه کارگران، کشاورزان و جوانان درخواست نمود کمیته جستجوی مفقودین را در حفر قبور سربازان متجاوز یاری دهند.

باقرزاده این اقدام جمهوری اسلامی ایران را یک رویکرد مشارکت جویانه در برابر مقررات بین المللی و دستورالعمل های صلیب سرخ دانست که با مشارکت مردم مناطق مرزی کشورمان قابلیت تحکیم محلی نیز پیدا می نماید.

این مقام مسئول اطمینان داد در تلاش هستیم تا با اقدامات پیشگیرانه، گام مفیدی برای کاهش رنجها و آلام خانواده های آن گروه از سربازانی که در تجاوز احتمالی به کشورمان به هلاکت می رسند برداریم و نگذاریم تجربه تلخ و طولانی جنگ ویتنام تکرار شود. وی در عین حال اظهار امیدواری کرد جامعه بین الملل به وظایف خود در حوزه رسیدگی به امور قربانیان جنگی عمل کند و با تقویت کمیته جستجوی مفقودین جمهوری اسلامی ایران از اقدامات غیر انتفاعی این کمیته برای تدفین اجساد  سربازان کشور متجاوز حمایت نماید.

سردار باقرزاده در پایان یادآور شد:در تلاش هستیم تمامی نقش آفرینان اصلی اعم از مسئولین، جمعیتهای ملی فعال (O.N.S) و جمعیتهای ملی مشارکت کننده (P.N.S) و فدراسیون و دیگر سازمانهای ملی و بین المللی را توجیه و آماده نماییم تا بتوانند به هنگام ضرورت به خوبی به وظایف خود عمل کنند.
 
وی از برگزاری یک کارگاه آموزشی که توسط کمیته بین المللی صلیب سرخ در مهرماه امسال برای داوطلبان ایرانی و در تهران برگزار خواهد شد استقبال کرد و آن را گام مفیدی برای روشن سازی سرنوشت سربازان ناپدید شده دشمن دانست.

http://www.asriran.com/view.php

+ نوشته شده توسط داورپناه در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت 21:26 |
این هم از برکات دیپلماسی دست به عصای ما با کسانی که در سفارتخانه ها حوصله دردسر را ندارند. حالا تکه ای جدا مانده از خاک ایران بر خاک ایران ادعای ارضی می کندالبته اقدام  نابخردانه دولت وقت را در به رسمیت شناختن کشوری به نام آذربایجان آن هم به عنوان اولین کشور شناسایی کننده نباید فراموش کرد. آیا باید منتظر ماند تا آمریکا از منطقه برود و بعد اقدام کرد یا با اقدام فوری  یک نقطه برای حمله احتمالی را کور کرد؟آیا کوتاهی رسانه های کشور قابل بخشش است؟
رواج عناوین جعلی در رسانه های آذربایجان    
۰۹ تير ۱۳۸۷
در حالی که استفاده از عناوین جعلی برای انحراف افکار عمومی از واقعیت های تاریخی امری مذموم است و بارها اقدام موسسات بزرگ در این زمینه با واکنش های زیاد روبرو شده ، مطبوعات جمهوری آذربایجان به طور مستمر از این عناوین استفاده کرده و در رفتاری مغایر با حسن همجواری استان آذربایجان ایران را "آذربایجان جنوبی" می نامند.

به گزارش مهر، در همین رابطه اخیراً نشریه "تودی آذ" که اخبار روز جمهوری آذربایجان را منتشر می کند و از خط سیر کلی رسانه های دولتی این کشور پیروی می کند در خبری مطلبی ضمن حمایت از منافقین ، از ایرانیان آذربایجانی به عنوان اهالی آذربایجان جنوبی یاد کرده است.

این ادبیات و جعل اسامی از سوی برخی از رسانه های این جمهوری در حالی است که مطبوعات ایران از بکار بردن نام "آذربایجان شمالی" برای این کشور احتراز می کنند. هنوز از واکنش سفیر کشورمان در باکو یا مقامات وزارت خارجه در این زمینه خبری منتشر نشده است.

دولت این جمهوری نباید فراموش کند که آمریکایی ها خواه ناخواه از این منطقه باید بروند و دیگر این که نادرها هنوز زنده اند.

http://www.alef.ir/content/view/28568/

+ نوشته شده توسط داورپناه در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت 20:37 |
سلام

این برای من همیشه یک سوال بوده است که چرا ما باید با مواد مخدر مبارزه کنیم که به اروپا نرود؟!در حالی که به راحتی این مواد در ایران در دسترس است و هر زمان نوعی جدید هم به بازار می آید.چرا باید خون جوانان مسلمان ایرانی فدای اروپاییان شود و در مرزها و داخل کشور شاهد نا امنی باشیم. آیا اروپاییان تا کنون در دشمنی با مردم ایران کوتاهی کرده اند؟

چطور است که در حضور ناتو مواد مخدر تولیدش در افغانستان بیشتر از زمان طالبان است؟

آیا نمی شود با گرفتن ضمانت از قاچاقچبان بین المللی  به صورت کنترل شده و با نظارت بر آنها فقط اجازه عبور آنها را از همان مسیرهای دور و صعب العبور در خاک کشور را داد  تا هم ناامنی و درگیری نباشد هم آنها مواد مخدر را در بازار نزدیکتر خود یعنی ایران توزیع نکنند؟

آیا بخش هایی از این مبارزه در راستای منافع ملی ایران بوده یا در خدمت ملل اروپایی؟

آیا خون جوانان ما فدای سلامت جوانان این مرز و بوم می شود یا ؟؟؟؟

================================================

از سایت عصر ایران:

متن زیر را هم دیدم  و پسندیدم.برای همین اینجا آن را می آوردم.

صرایران- اروپایی ها، اخیرا ایران را تهدید کرده اند که اگر غنی سازی را معلق نکند،

کمک های خود به ایران برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر را قطع خواهند کرد.

طبق مقررات و توافقات بین المللی، مبارزه با مواد مخدر، بر دوش همه کشورهای

عضو جامعه ملل گذارده شده و در این میان، مقرر گردیده است کشورهایی که در خط

مقدم مبارزه با مواد مخدر هستند، از کمک های مالی، فنی و اطلاعاتی سایرین بهره

مند شوند زیرا درافتادن با مافیای جهانی مواد مخدر، کار یک یا چند کشور خاص

نیست.

با این وجود، در طول سالیان گذشته، اروپایی ها، کمترین کمک ها را در این زمینه به

ایران داشته اند و این در حالی است که آنها، بزرگترین برنده مبارزه ایران با قاچاق و

ترانزیت مواد مخدر در کشورمان هستند زیرا اقدامات ضد قاچاق ایران، عملا مانع از

رسیدن بخش اعظم مواد مخدر به قاره اروپا می شود.

در واقع، ایرانی ها با میلیاردها دلار سرمایه ملی و هزاران شهید و مجروح و جانباز در

طول سالهای اخیر سپر بلای اروپاییان شده اند و در مقابل، آنها نه تنها به وظیفه بین

المللی خود عمل نمی کنند، بلکه اخیرا تهدید هم کرده اند که اگر به خواسته

غیرقانونی آنها تن ندهیم، کمک های اندک موجود را هم قطع خواهند کرد!

به نظر می رسد، وقاحت اروپایی ها را می بایست با زبان خودشان پاسخ داد.

در شرایط کنونی بهترین گزینه برای ایران این است که از میانه راه قاچاقچیان مواد

مخدر و قاره اروپا برخیزد و این همه هزینه های مادی و معنوی و از همه مهم تر

انسانی را متحمل نشود.

آیا رواست جوانان این مملکت در مرزهای شرقی کشور و در تمام مسیر ترانزیتی

قاچاقچیان در ایران، در مبارزه با سوداگران مواد مخدر هر روز تیر بخورند، کشته و

مجروح شوند که مبادا اعتیاد به سراغ جوانان اروپایی برود!

البته، نگاه انسانی در شرایط متعارف قطعا این است که همه به یکدیگر کمک کنند تا

هیچ انسانی در هیچ نقطه ای از دنیا، آلوده اعتیاد نشود ولی وقتی اروپاییان چنین بی

پروا برای ایران شرط و شروط می گذارند و منت می گذارند و ... نباید رفتاری همانند

شرایط عادی از خود بروز داد.

اگر ایران تنها حجم مبارزه با ترانزیت قاچاق مواد مخدر به مقصد اروپا را کاهش دهد،

آنگاه اروپایی ها که با جریان عظیم ورود مواد مخدر به خاک خود مواجه می شوند، به

تکاپو خواهند افتاد که به هر قیمتی که شده شرایط را به حالت سابق برگردانند و مواد

مخدر را در همان "اول مسیر" (ایران) متوقف کنند.

هم اکنون، قیمت مواد مخدر در مرز ایران و ترکیه حدود یکصد برابر قیمت آن در مرز

ایران و افغانستان است و این قیمت در اروپا، باز هم ده برابر می شود. بنابراین به

سود قاچاقچیان بزرگ مواد مخدر است که حتی یک گرم از مواد خود را در ایران توزیع

نکنند و آن را به بازار پر سودتری به نام اروپا بفرستند. اما چون در داخل ایران، موانع

زیادی برای حرکت آنها وجود دارد، ناگزیر می شوند مواد را در شهرهای داخل توزیع

کنند و نتیجه نیز همین می شود که همه می دانند و می بینند.
این در حالی است که سران مافیای مواد مخدر، حاضرند تضمین بدهند که در ازای

عبور از خاک ایران به مقصد اروپا، نگذارند مواد متعلق به آنها، در ایران توزیع شود و

حتی حاضرند ارقام کلانی را نیز به دولت ایران بپردازند.

البته تاکنون جمهوری اسلامی ایران، رویکردی انسانی و منطبق با هنجارهای بین

المللی در این خصوص داشته است ولی اگر اروپایی ها همچنان بر زورگویی های خود

اصرار دارند، باید تاوان رفتارهای غیرمنطقی خود را هم بدهند.

به راستی تا کی باید پول و سرمایه و از آن مهم تر جان و زندگی جوانان ایرانی صرف

جلوگیری از عبور مواد مخدر به مقصد اروپا شود؟
آیا وقت آن نرسیده است که نقطه آغاز ترانزیت مواد مخدر از مرزهای شرقی ایران، به

مرزهای شرقی اروپا منتقل شود؟ و  اگر اروپایی ها دلشان به حال جوانانشان بسوزد

، می توانند با سربازان خود در عمده ترین محل تولید مواد مخدر ، یعنی افغانستان

رأساً به مبارزه با آن بپردازند ؛ راستی مگر اکنون "ناتو" در افغانستان مستقر نیست؟

+ نوشته شده توسط داورپناه در پنجشنبه ششم تیر 1387 و ساعت 22:28 |